·          
يكي از نمونه هاي درخشان،‌ شاعر بزرگ معاصر نيما يوشيج است. او كه مي گويد،‌ سال هاي كودكي اش«در بين شبانان و ايلخي بانان گذشت كه به هواي چراگاه به نقاط دور ييلاق و قشلاق مي كنند و شب بالاي كوه ها ساعات طولاني با هم به دور آتش جمع مي شوند»، در نوجواني براي ادامه تحصيل به تهران مي آيد، و هر چند سال هايي از عمر را در شهرهاي شمالي مي گذراند، اما بيشترين سال هاي عمرش را در تهران سپري مي كند. تصويرهايي از طبيعت كه در شعر نيما ديده مي شود، از آن نوع نيست كه مسافري در طول سفر به حافظه مي سپارد، بلكه حاكي از آن است كه شاعر با طبيعت زيسته و سال هايي از عمر را به تامل و كاوش در اجزاي طبيعت اختصاص داده است. «در شناخت شعر يك شاعر، محيط زيست وي را نيز بايد در نظر داشت؛ به ويژه كه شاعر روستايي باشد و پديده هاي طبيعت را تجربه كرده باشد.(طبيعت و شعر در گفتگو باشاعران شاه حسيني144) تجربه در خيال رشد مي كند و بعدها مصالح شعر مي شود. بدان هنگام كه شاعر در تجربه ها تامل كند." كلينت بروكس و"رابرت پن وارن"‌ بر اين عقيده اند: «…اين  پندار كه تجزيه در عالم خيال رشد مي كند و نيز تصور ارتباط شفيقانه ميان طبيعت و آدمي همه از تجربه شخصي او مايه گرفته است …»(تولد شعر. ترجمه منوچهر كاشف. ص 14). نيما از اين گونه شاعران است«نيما شاعر از كوه آمده اي است كه آموخته هاي روزگار كودكي و نوجواني در شعرش، به گونه اي متعالي، شكل مي گيرد».(با اهل هنر. صص 66 و 67) با اين اشاره ها و نگرش هاست كه مي بينيم نيماي بزرگ و صف هايي آن چنان زيبا و دقيق از طبيعت به دست مي دهد كه به يك معنا مي توان گفت، او آن چه را كه از كودكي در روستا به ذهن سپرده بعدها به عنوان تجربه در خيالش رشد كرده و در شعرهايش ظاهر شده است. بهترين گواه نمونه هايي از اين شعر نيماست:

·         درگه پاييز، چون پاييز با غمناك هاي زرد رنگ خود آمد باز،
كوچ كرده ز آشيان هاي نهانشان جمله توكاهاي خوش آواز
به سراي خلوت او روي آورده
اندر آن جا، در خلال گلبان زرد مانده، چند روزي بودشان اتراق.
و همان لحظه كه مي آمد بهار سبز و زيبا، با نگارانش به تن رعنا، آشيان مي ساختند آن خوشنوايان در ميان عشقه ها …

·         يا:

·         يادم از روزي سيه مي آيد و جاي نموري
در ميان جنگل بسيار دوري.
آخر فصل زمستان بود و يكسر هر كجا در زير باران بود
مثل اين كه هر چه كز كرده به جايي
بر نمي آيد صدايي
صف بياراييده از هر سو تمشك تيغ دار و دور كرده
جاي دنجي را(طبيعت وشعر در گفتگو باشاعران شاه حسيني 146 و 147).

·         اين دقت ها از ذهن كسي ناشي مي شود كه با تامل به اشياي پيرامون خويش نگريسته و لحظه هاي ناب زندگي را ثبت كرده است. از اين روي مي توان نمونه هايي از اين دست را، كه در شعر نيما فراوان است، حاصل تجربه هاي روزگار كودكي و زندگي او در كنار شبانان و ايلخي بانان دانست و به اين نتيجه رسيد كه علاقه به طبيعت در آدمي كه سال هاي كودكي و نوجواني را در متن طبيعت سپري كرده‌، برجسته تر و بارزتر است.(طبيعت وشعر در گفتگو باشاعران شاه حسيني. 148)
 مقايسه