اجزای سازنده جمله ها وگروه ها در زبان فارسی گر چه معمولاً نظمی آزاد دارند ولی در مواردی این نظم ثابت است.

بررسی ميزان جا به جايي وابسته هاي پيشين و پسين در گروههاي اسمي و این­که آیا وابسته های پیشین همواره پیش از هسته می­آیند و وابسته های پسین همواره پس از هسته خود به کار می روند؟ آیا نمی شود این جایگاه را تغییر داد و مثلاً وابسته پیشین را به صورت وابسته پسین به کار برد؟ مثلاً در کتاب زبان فارسی 3 شاخص را وابسته پیشین دانسته اند و هیچ استثنایی برایش قایل نشده­اند . ( زبان فارسی 3 / درس 9 )  پس تکلیف این گروه های اسمی چیست ؟ مهدی آقا ، اکبر آقا و...

   بنابراین این­که در چه مواردی این نظم در گروه های اسمی ثابت است وامکان جابجایی در آن نیست ودر چه مواردی جای وابسته ها درگروههای اسمی عوض می شود، در این مقاله بررسی شده است.

آنچه در این مقاله آمده است بر اساس تجزیه و تحلیل جمله های­ فارسی معیار است که از کتاب ها و نوشته های مختلف استخراج شده است. علاوه بر این از شم زبانی و جمله های مورد گفتگو با دوستان و معاشران نیز بهره گرفته شده است.

«گروه اسمي از يك اسم به عنوان هسته ساخته­ مي­شود كه مي­تواند يك يا چند وابسته نيز بگيرد وجود وابسته اختياري است ، هسته گروه اسمي يا اسم است و يا هر چه در حكم اسم باشد.»                                                                                                 ( وحيديان /1382/68 )     

يكي از ويژگيهاي اسم «وابسته پذير» بودن آن است. اسم مي تواند قبل و بعد از خودش يك يا چند وابسته بگيرد.

به اين مثال توجه كنيد:

همين دو دانش آموز  زرنگ دبيرستان

دراين گروه اسمي ، دانش آموز به عنوان هسته ي گروه اسمي ، دو وابسته ي (همين و دو) را قبل از خود و دو وابسته ي (زرنگ و دبيرستان) را بعد از خود پذيرفته است و در اصطلاح ، هسته گروه اسمي فوق (دانش آموز) چهار وابسته دارد كه دو تاي از آنها وابسته پيشين هستند و دو تا وابسته ي پسين .

بخش 1 : وابسته هاي پيشين

اين وابسته ها عبارتند از : صفت اشاره ، صقت پرسشي، صفت تعجبي، صفت مبهم ، صفت شمارشي اصلي، صفت شمارشي ترتيبي نوع 1 (با پسوند -ُ مين) ، صفت عاليو شاخص اكنون ميزان جا به جايي  و يا عدم جا به جايي اين وابسته ها را از جايگاه اصلي خود يعني قبل از هسته، به بعد از هسته مورد بررسي قرار مي دهيم.

1)        صفت اشاره: اين ، آن، چنين، چنان، همين، همان صفت هاي اشاره هستند كه از نظر فاصله با هسته «دورترين» جايگاه را مي توانند داشته باشند.

-        اين كتاب ، اين سه كتاب، اين سه جلد كتاب

-        همين هواي مه آلود

-        چنان كارگران زحمت كش

* صفت هاي اشاره قبل از هسته خود مي آيند و قابل جابه جايي نيستند و بعد از هسته نمي آيند.

2) صفت پرسشي : «چند ، كدام، چندمين، چه» وقتي پيش از اسم بيايند و پرسشي را برسانند، صفت پرسشي اند و اگر پرسشي را نرسانند «صفت مبهم» مي باشند:

      - چند       سال  است او را نديده اي ؟    چند : صفت پرسشي.

     صفت پرسشي  هسته

- هسته نيز    چند       كتاب      با خودش آورده بود.   چند : صفت مبهم.

             صفت مبهم     هسته

- كدام       جنگ را مي توان بزرگترين جنگ شاهنامه دانست ؟

     صفت پرسشي     هسته

 

v      صفت هاي پرسشي نيز قبل از هسته مي آيند و نمي توانند بعد از هسته بيايند.

ولي به دليل ملاحظات سبكي و در نوشته هاي ادبي صفت پرسشي «چه» بعد از هسته نيز مي آيد:

-        كاري چه ؟ كتابي چه؟ تفريحي چه؟

 3) صفت تعجبي: واژه هاي «چه، عجب» اگر همراه اسم بيايند و تعجب را برسانند «صفت تعجبي» هستند. ضمناٌ بعد از هسته آنها نشانه ي «ي» مي آيند.       وابسته + هسته + ي  :      (عجب كتابي!)

- چه كوه بلندي ! هر گاه هسته صفت (وابسته پسين) داشته باشد نشانه (ي) بعد از آن وابسته    مي آيد.

- عجب فيلمي بود! چون هسته وابسته پسين ندارد ، نشانه (ي) بلافاصله بعد از هسته آمده است.

* صفت هاي تعجبي نيز همواره قبل از هسته خود مي آيند.

4) صفت مبهم : «صفات مبهم عبارتند از : هر، هيچ ، همه ، فلان، خيلي ، بسيار، كمي، قدري،بعضي، پاره اي ، چند (اگر پرسش را نرسانه) ، ديگر»                                                                                                                                                              ( همان /70 )

-      هر          دوستي ، دوست واقعي نيست.

  صفت مبهم      هسته

* از ميان صفت هاي مبهم، «هر ، هيچ، فلان،خيلي، قدري، پاره اي» همواره جايگاه ثابت دارند وهميشه به عنوان وابسته پيشين ، قبل از هسته مي آيند:

- هر  كس تلاش كند به نتيجه مي رسد.

- هيچ تفريحي بالاتر از كار نيست.

- فلان شخصيت نيز در كنگره شركت كرده بود.

- خيلي آدمها از تاريكي مي ترسند.

- براي انجام اين كار قدري پول لازم است.

-پاره اي مسائل در جلسه امروز مطرح شد.

* ولي بنا به ملاحظات سبكي و در نوشته هاي ادبي گاهي صفات مبهم زير پس از هسته نيز مي ايند و مي توانند بعنوان «وابسته پسين» واقع شوند: «همه، بسيار، كمي، بعضي، چند، ديگر»

به عنوان مثال:

- رئيس و مامور  هر   دو  وارد شدند. (صفت مبهم «هر» و صفت شمارشي ساده «دو» بدون هيچ نشانه اي بعد از هسته است.

- همه انسان ها عاشق زندگي هستند :       انسان ها همه عاشق زندگي هستند. و اين مثال:

«مردم همه دكان ها و بازارها را مي بستند.» (جمال زاده /1375/67) به جاي «همه ي مردم»

- بسيار غصه خوردم :      غصه ي بسيار خوردم.

- كمي مطالعه بكن :          مطالعه كمي بكن.

- بعضي آدم ها آينده نگرند :      آدمم ها بعضي آينده نگرند.

- چند دانش آموز تاخير داشتند :       دانش آموزي چند تاخير داشتند.

- ديگر روز قاضي آمد :        روز ديگر قاضي آمد.

و هم چنين : اشتري چند (به جاي چند اشتر) بز و ميشي چند ( چند بز و ميش) ، ضربتي چند (چند ضربت).

- شاعر ساعتي چند آن جا بود. به جاي  :    چند ساعت

 

5) صفت شمارشي اصلي : اين صفت ها ، همان عددهاي اصلي اند چون : يك ، دو ، سه ، هزار،ميليون ...

-   سه    كلاغ   روي درخت نشسته است.

  صفت    هسته

-        «امشب شب چهارده ماه است و تا يك  ماه ديگر كار ما تمام مي شود.»

(هدايت/1381/54)

-        دو ماشين كنار جاده توقف كرده بودند.

-        سي و پنج دانش آموز در كلاس دوم درس مي خوانند.

 

-        هفت دانشجو امروز غايب اند.

* صفت هاي شمارشي اصلي هميشه قبل از هسته گروه اسمي مي آيند و جايگاه آنها قبل از هسته ثابت است.

 

6) صفت هاي شمارشي با –ُ مين : دومين ، يكصدمين ، سي و هفتمين و...

- اولين باري بود كه با او ملاقات مي كردم.

- دومين جايزه را به مريم دادند.

- يكصد و بيست و يكمين سال در گذشت او را بزرگ داشتند.

- اين چهارمين مدال ناهید است.

* با اينكه صفت هاي شمارشي با –ُ مين وابسته پيشين مي باشند اما پس از اسم هم آيد. در این صورت مضاف الیه اند.

- «... اين دفعه سيزدهمين مي ميرد.» (هدايت /1383/13) بجاي :    سيزدهمين دفعه

- مدال چهارمين را بر گردن او آويختند.

 

7) صفت عالي (برترين) : صفت بياني + ترين : صفت عالي  :       بزرگ + ترين : بزرگترين

- بهترين       دوست    انسان كتاب است.

صفت عالي    هسته

-        كوچكترين برادر من امسال به سربازي مي رود.

-        قديمي ترين كتاب اين مجموعه ، تاريخ بيهقي است.

* با اين كه صفت عالي از وابسته هاي پيشين اسم ، محسوب مي شود اما گاهي بنا به ملاحظات سبكي بعد از هسته نيز ديده مي شوند.

- دوست بهترين ، كتاب است.

- كتاب بزرگترين را به من بده .          (در اين مثال ها ، صفت عالي، وابسته پسين است)

- او راه بدترين را در پيش گرفته بود.

(همانطور كه ذكر شد ، آمدن صفت عالي پس از هسته در جمله هاي بلاغي است نه عادي.)

8) شاخص: «شاخص ها عناوين و القابي هستند كه بدون نشانه و يا نقش نمايي پيش از اسم مي آيند و نزديكترين وابسته به هسته گروه اسمي اند. تعدادي از اين واژه ها عبارتند از : آقا ، استاد، سرهنگ، شاه ، عمو، دايي، حاجي و... »                                              ( همان/72 )           

آقا:

هم ميتواند وابسته پيشين باشد و هم بصورت وابسته پسين و هم هر دو وابسته پيشين :

آقا         رضا     //      اكبر آقا : وابسته پسين  //      هر دو : محسن آقا ، آقا محسن

شاخص        هسته

 

v      واژه ي شاخص «آقا» سه نوع کاربرد دارد . يا فقط وابسته پيشين است يا فقط وابسته ي پسين و يا هر دو .

الف) فقط وابسته پيشين:

1) اسم هايي كه به مصوت بلند «آ و او» ختم مي شود، شاخص «آقا» فقط قبل از آنها مي آيد:

  آقا         رضا   ، آقا برزو، آقاي مجتبي ، آقا مصطفي ، آقا مرتضي ، آقا موسي ، آقا نيما ، آقا آريا و...

شاخص    هسته

كه بصورت : رضا آقا ، مجتبي آقا ، برزو آقا و... كاربرد ندارد.

2) اسامي كه به «مصوت بلند + صامت ختم مي شود ، شاخص «آقا» قبل از آنها مي آيد و به كار رفتن اين شاخص پس از اين اسم ها كاربرد ندارد:

مثال: آقا جلال ، آقا جليل ، آقا عماد ، آقا ميلاد ، آقا بهزاد ، آقا فرزان ، آقا افشين ، آقا سهراب ، آقا احسان ، آقا نويد و...

* در برخي از اسامي نيز كاربرد شاخص «آقا» قبل از آنها معمول است و بعد از اين اسم ها ، غير عادي است مثل : رجب ،آقا رجب ، كاربرد رجب اقا غير عادي است . هم چنین این اسم ها: قدرت ، نعمت، صادق، و... .

* در يكسري از اسامي كه به مصوت «اي» ختم مي شوند ، شاخص «آقا» بصورت پسين است:

«هادي آقا، علي آقا» و در بعضي به صورت پيشين : آقا تقي ، آقا نقي .

2)        به صورت وابسته ي پسين

در اين اسم ها علامت و يا شكل به خصوصي نيست ولي كاربرد شاخص آقا به صورت وابسته ي پسين معمول است و به كار رفتن اين شاخص قبل از اين اسم ها غير عادي است:

مثال : اكبر آقا ( آقا اكبر كاربرد ندارد و يا غير معمول است ) باقر ، امير ، حسين ، حسن ، قاسم و...

3)        هم پيشين و هم پسين

در اين اسم ها شاخص آقا هم به صورت پشين كاربرد دارد و عادي است وهم به صورت پسين:

محمد ، مهدي ، جواد، مسعود ، سعيد ، محمود، وحيد، كاظم ، محسن ... .

خانم :

1-      اين شاخص از اسامي زن ها به صورت وابسته ي پسين به كار مي رود:

زهرا خانم ، مريم خانم ، فاطمه خانم، رويا خانم، مرضيه خانم، زينب خانم، تكتم خانم و... .

v      در برخي مواقع براي احترام به اسامي معصومين و بزرگان اين شاخص قبل از هسته هم كاربرد دارد:

خانم فاطمه ي زهرا (س) فرمودند :… ، خانم زينب (س) در كربلا بودند.

2-      براي شغل ها و حرفه بصورت وابسته پیشين مي آيد : خانم معلم ، خانم دكتر، خانم مهندس و… (بدون اضافه شدن)

v      اگر خانم به واژه بعد اضافه شود معناي آن نيز فرق مي­كند : خانمِ دكتر (خانمي كه همسر آقاي دكتر است )

v      بقيه ي شاخص ها وابسته پيشين اسم محسوب مي شوند و بعد از هسته نمي آيند:

-   استاد    وحيديان  ، امام محمد باقر ، امام زاده داود، تيمسار محمدي ، حاجي ملكي ، حكيم ابوالقاسم فردوسي و...

   شاخص     هسته