سئوالات تاریخ ادبیات ایران و جهان 2 - درس دوم تا دهم

درس دوم تا دهم

درس اول

1-كدام دوره در تاریخ ادبیات به دوران شكوه و شکست معروف است ؟

2-فترت وهرج و مرجی كه درعصر حافظ در قلمروذوق و اندیشه ملاحظه می شود ناشی ازچیست ؟

3- كدام رجال تشیع توانستند در دستگاه حكومتی خلفاو مغولان نفوذ كنند واز قدرت سیاسی آنها بهره جویند ؟                                                              

4-فر هنگ شهر های ایران  را  در عصرحافظ  نام ببرید.

5-در عصر حافظ كدام قالب شعری رو به ضعف وكسادی گذاشته بود ؟

6  -در میان شاعران عصر حافظ ………… باشدت تمام رواج داشت. 

7-تقلید در عصر حافظ به چه صورتی جلوه گربود.

8-در عصر حافظ بیشتراز سبك وشیوه چه شا عرانی پیروی می شد؟

9-در عصر حافظ شیوه كدام شاعرابتكاری وتاره قلمداد می شود ؟

10-محتوای شعر عصر حافظ چه بود ؟

11-طنز واشعار اجتماعی دراشعاركدام شاعران عصر حافظ دیده می شود ؟

12-در عصر حافظ عارفی از سلسله سو ختگان را نام ببرید ؟

13- درسال 610  هجری قمری چه كسی در یكی از روستاهای فراهان به نام كمیجان زاده شد ؟

14-كودكی ونوجوانی فخرالدین عراقی درچه شهرهایی سپری شد ؟

15-فخرالدین عراقی درچه قرنی ودركجا درگذشت ؟

16-آثار فخرالدین عراقی را نام ببرید.

17-نام دیگر عشاق نامه فخرالدین عراقی چیست ؟

18-كتاب عشاق نامه فخرالدین عراقی بروزن چه كتابی سروده شده است ؟

19-كتاب لمعات اثر كیست وموضوع آن چیست ؟

20-چه كسی برلمعات فخرالدین عراقی تفسیر نوشت .نام او چه بود ونام تفسیرش چه بود ؟

21-شعر و نثر فخرالدین عراقی چگونه بود؟

22-خصوصیت مثنوی ها وقصایدوغزلیات فخرالدین عراقی چه بود ؟

23-شعر زیر از كیست ودر چه قرنی می زیست ؟

((( نخستین باده كاندر جام كردند             ز چشم مست ساقی وام كردند )))

درس دوم

24-نخل بند شاعران لقب كیست؟

25-خواجوی كرمانی درغزل از چه كسی پیروی می كرد ؟

26-حافظ در سرودن غزل از چه كسی پیروی كرده است؟

27-چرا به خواجو لقب نخل بند شاعران داده اند؟

28-خواجو درچه شهری درگذشت آرامگاه او كجاست؟

29-آثار خواجورا نام ببرید؟

30-دیوان خواجو به چند بخش تقسیم می شود؟

31-شش مثنوی خواجو را نام ببرید؟

32-خواجو در داستان غنایی از……… ودر قصیده از……… ودرغزل از………… ودر حماسه از  ………… تقلید كرده است.

33-شعر زیرازكیست ودرچه قرنی می زیست؟

 (((گفتا:توازكجایی كاشفته می نمایی؟              گفتم:منم غریبی ازشهرآشنایی )))

34-شاعر شیعه مذهب عصر سربداران كه در قریه ی فریومد آبادی ای از ولایت جوین خراسا ن زاده شد کیست؟

35-ابن یمین  چه كسانی را ستوده است ؟

36-ابن یمین  مردی --- و --- و---  بود.

37-شهرت ابن یمین درسرودن چه قالب شعری است ؟

38-پایان حیات ابن یمین در----و--- به قناعت ودرویشی گذشت .

39-مو ضوع قصیده ها وغزلیات ابن یمین چیست ؟

40-درشعر ابن یمین چه چیز ستایش شده وچه چیز مورد تاكید قرار گرفته است ؟

41-شعر زیر از كیست ودر چه قرنی می زیست

ای دل غم جهان مخوراین نیز بگذرد          دنیا جو هست بر گذراین نیز بگذرد

42- در نیمه اول سده هفتم هجری درشهر فرغانه واقع در ماوراء النهر زاده شد؟

43-سیف فرغا نی كدام شاعر را ستایش نموده وبا او مكاتبه داشته است؟

44-سبك شعری سیف فرغانی به شیوه ی سخنوران 00000 0000  نزدیك است.

45-قصاید سیف فرغانی در استقبال ازچه شاعرانی سروده شده است ؟

46-شاعران كدام عصر از ردیف های دشوار در شعر استفاده نموده اند ؟

47- غزل های سیف فرغانی بیشتردر جواب كدام شاعر سروده شده است ؟

48- شعر زیر از كیست وخطاب به جه كسی سروده شده است ؟

من نی ام شاعركه مدح كس كنم هر شاه را0000000  از برای حق نعمت پند دادم این قدر000000

49-چه كسی به شاعران دیگر سفارش می كند كه از ستایش سیم پرستان گداخود داری  بکنند و اگر ذوقی دارند این رادروعظ و اندرز به كار بگیرند؟

50-سیف فرغانی به كدام امام علاقه زیاد داشت ودرمورد اوشعر سروده است ؟

51-شعر زیر از كیست ودر چه قرنی می زیست؟

به عدل ار تو یاری كنی خلق را     0  00     به فضل ایزدت0نیزیاری كند

52-وی شوخ طبعی آگاه بود ؟

53-چرا به عبید لقب زاكانی داده اند ؟

54-عبیدزاكانی با كدام امرای فارس پیوند نزدیك داشت ؟

55-اشعار عبیدزاكانی به چند بخش تقسیم می شود نام ببرید؟

56-مثنوی عشاق نامه عبید جز  ء كدام اشعار او محسوب می شود؟

57-كدام آثار عبید زاکانی مهارت او را در ترسیم او ضا ع  نا به سامان اخلاقی وفرهنگی بیشتر نشان می دهذ؟

58-آثار منثور عبید به ترتیب اهمیت كدام است ؟

59-عبید زاكانی در رساله های خود چه چیزی رابشارت داده است ؟

60-درنوشته هاوسروده های عبیدزاكانی زبان طنز چگونه است؟

61-چراعبید از زبان تلخ وگزنده  وعریان درشعر استفاده كرده است؟

62-عبید در پرداختن هزلیات خود به چه كسانی نظر داشته است؟

63-شعر زیر از كیست ودرچه قرنی می زیست؟

ای خردمند عاقل دانا                قصه موش وگربه بر خوانا 

 درس سوم

64-رند فرزانه شیرازلقب كیست؟

65-از میان شاعران زبان فارسی  بی گمان هیچ كسی توفیق آنرا نداشته است كه به اندازه ………مورد نظر خاص و عام قرار گیرد.

66- خواجه شمس الدین محمدمعروف به………ولقب او………می باشد.(نام اصلی حافظ چه بودولقبش چیست؟)

67-نیاكان حافظ اهل كجا بودند؟

68-آیا حافظ هم مانند سعدی به سفرهای زیادی رفته است؟

69-حافظ به چه شهرهایی سفر نمود؟

70-حافظ با دربار كدام حاكمان ارتباط داشته است؟

71-سه شاعر بزرگ رانام ببرید كه به اندوه مرگ فرزند گرفتار شدند؟

72-از میان پادشاهان زمان حافظ كدام یك با حافظ به احترام رفتار كرد؟

73-بیش ترین غزلیات حافظ درمورد چیست؟

74-شهرت حافظ در سرودن قالب ………است.(كدام قالب شعری است؟)

75-برخی اوراخاتم شعرای ایران می دانندوبر آ ن اندكه پس از او سخن پارسی رو به انحطاط وزوال رفته است.(نظر شاعران درباره حافظ چیست؟)

76-غزل حافظ………،………است.(موضوع غزلیات حافظ چیست؟)

77-شعر زیر ازكیست ودر چه قرنی می زیست؟

كی شعر تر انگیزد خاطر كه حزین باشد                   یك نكته از این معنی گفتیم و همین باشد

78-شیخ جام شهرت كیست؟

79-لقب وتخلص شیخ جام چه بود؟

80-عبدالرحمن جامی در كدام ناحیه جام متولد شد؟

81-در زمان جامی چه شهری پایتخت هنروذوق وادب ایران بود؟

82-اودر شصت سالگی به قصد زیارت خانه خدا از خراسان بیرون آمد،مدتی در بغداد ماندواز آنجا به كربلاو نجف رفت وچندی در حلب ودمشق ماند وبه هرات برگشت.

83-چه كسانی به دوستی باجامی افتخار می كردند؟

84-آثار جامی را نام ببرید؟

85-چرا دیوان جامی به سه بخش تقسیم شده است؟

86-هفت اورنگ جامی را نام ببرید؟

87-آثار منظوم جامی را نام ببرید؟

88-آثار منثور جامی را نام ببرید؟

89-جامی كتاب بهارستان را به تقلید از چه كتابی نوشته است؟

90-موضوع كتاب نفحات الانس جامی چیست؟

91-موضوع لوایح جامی چیست؟

92-اشعه اللمعات جامی در شرح وتوضیح چه كتابی است؟

93-جامی درمثنوی هایش از  چه كسی تقلید میكرد؟

94-جامی هفت اورنگ را در مقابل چه كتابی سرود؟

95-جامی با چه كتابی خواست در برابرسعدی دعوی نویسندگی كند؟

96-شعر زیر از كیست و از چه كتابی است؟

نیست بجز عشق در این پرده کسی                     اول و آخر همه عشق است وبس

درس چهارم

97- دوره اوج تاریخ نویسی كدام دوره بود؟

98-كتاب تاریخ جهانگشا اثر كیست؟

99-مجموعه علمی-فرهنگی ربع رشیدی درتبریز به همت چه كسی تأسیس شد؟

100-مهم ترین اثر خواجه رشید الدین فضل الله همدانی چه نام دارد؟

درس پنجم   

101- كدام دوره تاریخ ادبیات به دوره غزل گویی ومضمون آفرینی معروف است؟

102-چه كسانی مذهب تشیع را در ایران رسمیت دادند؟

103-سرزمین اجدادی صفویان چه شهری بود؟

104-صفویان به چه زبانی تعلق خاطر داشتند؟

105-خصوصیت شعر به ویزه پس از فرو پاشی ایلخانان و هم زمان با عصر تیموریان چگونه بود؟

106-مناطق عمده ی رشد وپرورش زبان وادبیات فارسی در زمان صفویان چه شهر ها یی بود؟

107-زبان وادببات فارسی از عصرصائب عملا به چند بخش تقسیم شده نام ببرید

108-با ادامه اشغال هند به جای زبان فارسی چه زبان هایی رایج شد؟

109-شاعر سوزوگداز لقب كیست؟

110-درمیانه ی سده دهم هجری  درقصبه بافق زاده شد ؟

111-وحشی بافقی در چه شهری در گذشت ؟

112-خصوصیت وحشی بافقی چه بود؟

113-دو مثنوی وحشی بافقی را نام ببرید؟

114-وحشی بافقی چه كتاب هایی رابه طریقه نظامی سرود؟

115-بیشترین شهرت شاعری وحشی بافقی در چیست؟

116-مثنوی ناتمام وحشی چه نام داردوچه كسی آن را كامل كرد ؟

117-شعر زیر از كیست ودر چه قرنی می زیست؟

بس كه دادم همه جا شرح دلارایی او         شهر پر گشت زغوغای تماشایی او

118-پدر مرثیه سرایی كیست؟

119-شعرفارسی در چه عصری از كو چه وبازار سر درآورد؟و نزدپیشه وران وبازاریان قرار گرفت؟

120-محتشم كاشانی به توصیه چه كسی به اشعار دینی رو آورد؟

121-كدام شعر محتشم معروف است؟

122-شعر زیر از كیست وموضوع آن چیست؟

باز این چه شورش است كه درخلق عالم است        باز این چه نوحه وچه عزاوچه ماتم است

123- محتشم كاشانی در سرودن چه قالب شعری شهرت دارد؟

124-چه شاعرانی از سبك محتشم پیروی كرده اند؟

125-شاعری محتشم كاشانی دو رویه دارد رویه دوم آن چیست؟

126-محتشم كاشانی در اصل چگونه شاعری است؟

127-مجموعیه غزلیات محتشم كاشانی چه نام دارد وزمینه اصلی آن چیست؟

درس ششم

128-آفریننده معنا ومضمون چه كسی است؟

129-میرزا ابو طالب كلیم همدانی به چه لقبی شهرت داشت ؟

130-كلیم همدانی نزد چه كسی عنوان ملك الشعرایی را گرقت ؟

131-كلیم همدانی در اواخرعمر مامور به نظم كشیدن چه كتابی شد؟

132-شهرت كلیم همدانی بیشتر در چیست ؟

133-خلاق المعانی ثانی لقب كیست ؟

134-شعر زیر از كیست ودر چه قرنی می زیست؟

پیری رسید ومستی طبع جوان گذشت       ضعف تن  ازتحمل رطل گران گذشت                      

135-شهسوار میدان خیال لقب كیست ؟

136-صائب تبریزی درچه شهری متولد شد ونام او چه بود؟

137-شهرت میرزا محمد علی چه بود ؟

138-صائب چندسال در سفربود ودر نزد چه كسی عنو ان ملگ الشعرایی یافت ؟

139-صائب تبریزی در كجا درگذشت وآرامگاه او كجاست ؟

140-مثنوی های صائب را نام ببرید ؟

141-موضوع قصاید صائب چیست ؟

142-شعر زیر از كیست ودرچه قرنی می زیست  ؟

روزكاری شد زچشم اعتبار افتاده ام          چون نگاه آشنا از چشم یار افتاده ام

143-نقش بندی از دیار هند لقب كیست ؟

144-در عظیم آباد هند به سال 1054هجری كودكی دیده به جهان گشود كه او را……………… نام نهادند.

145-اثر منثور بیدل عظیم آبادی چه نام دارد؟

146-مثنوی های بیدل عظیم آبادی چیست؟

147-بیشترین شهرت بیدل در هند & افغانستان&تاجیكستان وایران به چه علت است ؟

148-خصوصیت غزلیات بیدل عظیم آبادی چیست ؟

149-پهلوان شاعران سبك هندی  د ر ایران وخارج از ایران چه كسی است؟

150-خصوصیات اشعار بیدل چیست؟

151-شعر زیر از كیست ودر چه قرنی می زیست ؟

دلیل كاروان اشكم آه سرد را ماند            اثر پرداز داغم فرد صاحب درد را ماند

درس هفتم

152-عصر0 00 000 ازآن به عنوان مرحله ی اشتغال به تازه نویسی یاد می شود.

153-پایه نثر ساده در ایران  در چه زمانی نهاده شد ؟

154-نثر فنی در عصر قائم مقام بر پایه چه کتاب هایی صورت می گرفت ؟

155-لقب میرزا ابوالقاسم فراهانی چه بود واین لقب را چه زمانی به دست آورد ؟

156-خصوصیت شعرونثر قائم مقام فراهانی چه بود ؟

157-او ظاهرا ادامه دهنده ی شیوه ی سعدی در گلستان است ودر قرن 12یا سال 1193 هجری قمر ی متولد شد.

158- موضوع  منشآ ت قائم مقام فراهانی چیست ؟

159-كتاب حاجی بابا اصفهانی اثر كیست ؟

160-جیمز موریه اصلا اهل كجا بود و بعد تبعه چه كشوری شد ؟

161-موضوع كتاب حاجی بابای اصفهانی چیست؟

162-خصوصیت نثر كتاب حاجی بابای اصفهانی چیست ؟

163-مولف كتاب  مسالك المحسنین كیست ؟

 164-خصوصیت كتاب مسالك المحسنین چیست ؟

165-مو لف كتاب سیاحت نامه ابراهیم بیك كیست؟

166-سیاحت نامه ابراهیم بیك رمانی ………… وخواندنی وشیرین است.

167- مولف كتاب شرح زندگانی من كیست وموضوع آن چیست؟

درس هشتم

168-عصر هاتف به دوره …………… از سبك هندی معروف است.

169سقوط صفویان به دست چه كسی صورت گرفت ؟

170-چرا كار انجمن ادبی مشتاق اهمیت دارد ؟

171-اصفهان در زمان صفویان  چنان اهمیت یافت كه به لقب …………… معروف شد.   

  درس نهم

172-شعر شناس دیر پسند لقب كدام شاعر بود؟

173-قصایدوغزلیات آذربیگدلی بیشتر بر چه شیوه ای است؟

174-آذر بیگدلی در مثنوی یوسف وزلیخا در برخی موارداز كدام سبك  استفاده نموده است؟

175-چرا به آذر بیگدلی آذر دیر پسند می گفتند ؟

176-شاعر ترجیع بند لقب كیست ؟

177-هاتف در شهر-----زاده شد اما نیاكان اوكه به سادات حسینی انتساب داشتند از----به این شهر مهاجرت كرده بودند.

178-.هاتف اصفهانی فنون طب وحكمت وریاضی وفنون شعروادب را نزد چه كسانی فرا گرفت ؟

179-هاتف اصفهانی در دیوانش از كدام استادان  خود ستایش نموده است ؟

180-پیشه اصلی هاتف اصفهانی چه بود ؟

181-به چه اشعاری اخوانیات می گویند ؟

182-هاتف اصفهانی به چه زبان هایی شعر می سرود ؟

183-هاتف در غزل از چه كسانی پیروی می كرد ؟

184-شعر زیر از كیست واز كدام قصیده  او  محسوب می شود ؟

سحر از كوه خاور تیغ ا سكندر چو شد پیدا----عیان شدرشحه ی خون از شكاف جوشن دارا

185-شعر زیر از كیست ودر ستایش كیست وبر وزن قصیده كیست ؟

بر آمد قیر گون ابری زروی نیلگون دریا----چو رای عاشقان گردان چو طبع بی دلان شیدا

186-شعرزیر از كیست وكدام خصوصیت شعرش را بیان می كند

خار بدرودن به مژكان.خاره بشكستن به دست---سنگ خاییدن به دندان كوه ببریدن به چنگ

187-كدام قالب شعری هاتف اصفهانی در زمره ی نامو ر ترین اشعارمستقل زبان فارسی شمرده شده است؟

188-خصوصیت ترجیع بندهاتف اصفهانی چیست؟

189-غزل سرای عارف لقب كیست؟

190-از لحاظ طرز وشیوه شاعری واپسین شاعر طرز هاتف ومشتاق می باشد كه در شیوه غزلسرایی از سعدی وحافظ پیروی می كرد

191-در عتبات دیده به جهان گشود سواد نداشت ولی با انسی كه به حافظ و سعدی داشت به رموز غزل پردازی دست یافت.

192-تخلص فروغی بسطامی ابتدا چه بود وبعد چه شد؟

193-هنر فروغی در چیست و سرمشق او دراین كار كیست؟

194-عصر ………به دوره بازگشت ادبی معروف است.

درس دهم

195-وضع شعر در عصر صبا چگونه بود؟

196-در دوره  صفویان شعر بیش تر در میان چه كسانی رایج بود؟

197-مؤلف كتاب العجم فی معاییراشعار العجم كیست؟

198-مؤلف كتاب براهین العجم كیست؟

199-تخلص ملا احمد نراقی چه بود؟

200-آثار ملا احمد نراقی را نام ببرید؟

201- تخلص میرزا محمود مازندرانی چه بود؟

202-میرزا محمود مازندرانی در مورد كدام امام شعر سرود؟

203-تخلص حاج ملاهادی سبزواری چیست ؟

204-اثر حاج ملا هادی سبزواری چه نام دارد؟

205-میرزا حبیب خراسانی كه بود؟

206-مهم ترین تغییر جغرافیایی در حوزه شعرو ادب در عصر صبا چه بود؟

207-یكی از شاعران عصر نادری كه به ستایش نا درشاه پرداخت كیست؟

208-آثار میرزا مهدی خان را نام ببرید؟

209-چه كسی نخستین گروه محصلان ایرانی را به خارج اعزام داشت؟

 210- كدام وزیر محمد شاه قاجار شاعر بود و به شعر علاقه نشان می داد؟

211-شاعران عصر صبا به چند دسته تقسیم می شوند؟

212-قالب و محتوا ی  شعر عصر صبا چه بود؟

213-پرچمدار بازگشت  ادبی كدام شاعر بود؟

214- شاخص ترین شاعر سبك بازگشت كیست؟

215-صبای كاشانی چه زمانی عنوان ملك الشعرایی یافت؟

216-تخلص محمد حسین خان چه بود؟

217-صبای كاشانی در چه قالب های شعری شعر می سرود؟

218-آثار صبای كاشانی را نام ببرید؟

219-كتاب گلشن صبا از چه كتابی تقلید شده است؟

220-بحر ووزن و موضوع شهنشاه نامه صبای كاشانی چیست؟

221-مضمون قصاید صبای كاشانی چیست؟

222-محتوبات غزلیات صبای كاشانی چیست؟

فخرالدین عراقی

شیخ فخرالّدین ابراهیم بن بزرگمهر بن عبدالغفار همدانی، یا فخرالّدین عراقی (زاده ۶۱۰ ه.ق.، کمیجان، اکنون در نزدیکی اراک، ایران - درگذشته در ۸ ذوالقعده ۶۸۸ ه.ق.، دمشق، سوریه) از شاعران و عارفان ادب فارسی در سدهٔ هفتم هجری می‌باشد

 

ادامه نوشته

تیموریان  - افشاریان - قاجار - صفویان - زندیان

تیموریان
دوره تیموریان دنباله دوره مغول محسوب می‌شود. در عهد تیموری جامی شاعر ظهور کرد. در عهد مغول و تیموری نویسندگانی ارجمند برخاستند, مانند عطا ملک جوینی مولف تاریخ جهانگشا، منهاج سراج مولف طبقات ناصری، ابوالشرف ناصح گلپایگانی مترجم تاریخ یمینی، رشید الدین فضل‌الله مدون و جامع جامع التواریخ، شهاب الدین عبدالله نویسنده تاریخ وصاف، حمدالله مستوفی نویسنده تاریخ گزیده، حافظ ابرو مولف زبده التواریخ، نظامی شامی نویسنده ظفر نامه، میر خواند مولف روضه الصفاء (همه در تاریخ)، عوفی نویسنده لباب الالباب و جوامع الحکایات، دولتشاه مولف تذکره الشعراء، محمد بن قیس نویسنده المعجم (در ادب و انواع آن)، نصیرالدین طوسی نویسنده اخلاق ناصری و اساس الاقتباس، جلال الدین دوانی نویسنده اخلاق جلالی، حسین واعظ نویسنده اخلاق محسنی و انوار سهیلی (در اخلاق و فنون و حکمت).


صفویان
در دوره صفویان نثرنویسانی مانند خواند میر نویسنده حبیب السیر، ابن بزاز نویسنده صفوه الصفاء، حسن بیک روملو مولف احسن التواریخ، اسکندر منشی مولف عالم آرای عباسی، احمد بن نصرالله نویسنده تاریخ الفی، محمد یوسف بن شیخ مولف منتخب التواریخ، ابوالفضل ابن مبارک مولف اکبر نامه (در تاریخ)، ظهور کردند و در شعر محتشم کاشی، عرفی، صائب، بابا فغانی، هاتفی، هلالی، اهلی، وحشی، کلیم، نامبردارند.



افشاریان و زندیان
در دوره افشاریان و زندیان گویندگانی مثل هاتف و پسر او سحاب، مشتاق اصفهانی، عاشق اصفهانی، و آذر بیگدلی(لطفعلی بیک شاملو) معروف شدند.

قاجار
برخی شاعران و نویسندگان در دوره قاجار بازگشت به سبک قدیم (سبک خراسانی) کردند و شاعرانی مانند مجمر، صبا، وصال، قاآنی، فروغی بسطامی، سروش، محمود خان ملک الشعراء شیبانی و جز آنان نماینده این سبک‌اند. طاهره قرةالعین یکی از زنان شاعر این دوران است. در نثر رضاقلی هدایت مولف مجمع الفصحاء متمم روضه الصفا و ریاض العارفین، لسان‌الملک سپهر مولف ناسخ التواریخ، نویسندگان نامه دانشوران، اعتماد السلطنه مولف مرآت البلدان و غیره شهرتی یافته‌اند.


ادبیات مشروطه
در دوره مشروطیت تحولی در روش فکر شاعران و نویسندگان پیدا شد. ادیب‌الممالک فراهانی، ادیب پیشاوری، پروین اعتصامی، محمد تقی بهار، افسر، ایرج، دهخدا، شوریده، عارف، عشقی، وحید دستگردی، یاسمی، یغما، و گروهی از معاصران نمایندگان شعر این دوره هستند و بی‌بی خانم استرآبادی، علی اکبر دهخدا، جمال زاده، صادق هدایت، محمد قزوینی، عباس اقبال،زین العابدین مراغه‌ای، محمد مسعود، رشید یاسمی، عبدالحسین زرین کوب، صادق چوبک و گروهی از معاصران نماینده شعب مختلف نثر این دوره به شمار می‌روند

تاریخ جهانگشا و عطامللک جوینی

● تاریخ و محل تولد : ۶۲۳ ه .ق - جوین خراسان
● تاریخ و محل وفات : ۶۸۱ ه .ق
● تخصص : عالم و مورخ
● آثار : تاریخ جهانگشا
● زندگی نامه :
عــطامـلک جـوینـی (۶۲۳ ـ ۶۸۱ ه .ق) علاءالدین عطاملک جوینی از دانشمندان و مورخین صاحب نام ایران به شمار می رود. این دانشمند فرزانه به خاندان اصیل جوینی تعلق داشت که در جوین واقع در ایالت خراسان جایگاه مهمی داشتند و از عهد سلجوقیان وظیفه صاحب دیوانی و جمع و جبایت خراج و مالیات این منطقه را بر عهده داشتند. آنان در دوره خوارزمشاهیان در خدمت شاهان این سلسله بودند و پس از هجوم مغولان به ایران به خدمت آنان درآمدند. بهاءالدین پدر عطا ملک در عهد خانان مغول وزیر خراسان بود و پس از تشکیل حکومت ایلخانان مغول در ایران، دو فرزندش شمس الدین جوینی موسوم به صاحب دیوان و عطاملک جوینی که هر دو بهره وافری از علم و ادب و هنر داشتند به مقام بالایی در دربار مغولان دست یافتند. عطا ملک جوینی در جوانی پس از کسب علم و دانش به خدمت مغولان درآمد.
وی چند سال در خدمت خان بزرگ منکوقاآن بود و چند بار به همراه ارغون آقا، امیر خراسان، به مغولستان و نواحی دور دست ماوراءالنهر سفر کرد. عطا ملک ذهنی فعال و روحی پرتلاش داشت و در طول این سفرهای منحصر به فرد به اطلاعات فراوانی در خصوص مغولان و نحوه زندگی آنها دست یافت. وی در زمان لشکرکشی هلاکوخان اولین ایلخان مغول به اردوی خان پیوست و در سفرهای جنگی هلاکو بر علیه اسماعیلیه و فتح بغداد ملتزم رکاب بود. وی شرح مشاهدات خود را بویژه در تسخیر قلعه الموت و به قتل رساندن آخرین خلیفه عباسی در بغداد به رشته تحریر درآورده است که این خاطرات بسیار جالب و عبرت آموز است. جوینی به همراه خواجه نصیرالدین طوسی در طول سفر هلاکو از خراسان تا بغداد تلاش فراوانی به خرج داد تا مغولها ویرانی کمتری در شهرها و روستاهای ایران به بار آورند و حتی در چند مورد ایلخان را به تعمیر برخی از قنوات و روستاهای ویران شده برانگیخت. هلاکو به عطا ملک جوینی احترام می گذاشت و بنا به خواهش این دانشمند فرزانه بسیاری از کتب موجود در قلعه افسانه ای الموت و برخی از آلات و ادوات رصدگیری ستارگان در اختیار وی قرار گرفتند و عطاملک با تمهیداتی خاص موفق شد که از نابودی این کتب و به آتش کشیده شدن آنها جلوگیری نماید. این اطلاعات ذیقیمت و دست اول در کتاب بزرگ او توضیح داده شده است. عطاملک پس از گشوده شدن بغداد و به قتل رسیدن خلیفه عباسی، از سوی هلاکو به امارت بغداد منصوب گشت و بیست سال در مقام خود باقی ماند. وی حاکمی عادل و امیری دانشمند و با فرهنگ بود و در دوران حکومت خود بر عراق عرب و خوزستان، به تجدید خرابی ها و ویرانی های بیگانگان اشغالگر پرداخت و با کمک برادرش شمس الدین صاحب دیوان بر بسیاری از مشکلات اقتصادی واجتماعی مردم محنت زده عهد خود مرهم نهاد.(۱) وی شاهکار بزرگ خود تاریخ جهانگشای را که به تشویق جهانگشایان مغول آغاز کرده بود در سال ۶۵۹ ه. ق به پایان رسانید و در سه مجلد عظیم تاریخ امپراطوری مغول از نخستین لشکرکشی های چنگیزخان تا لشکرکشی هلاکوخان به ایران وبغداد را به تفصیل مورد بحث و بررسی قرار داد. وی با وجود اینکه به اصرار خانان مغول نگارش این کتاب را آغاز نمود ولی در عین حال در لابه لای صفحات آن جوانب سیاه و تاریک حکومت خانان مغول نظیر ویرانی شهرها و نواحی و غارت بی بند و بار و سیاست مالیاتی وحشیانه حکام مغول را توصیف کرده است. عطا ملک و سایر خاندان جوینی، همانند سایر ایرانیانی که خالصانه به خدمت مغولان درآمدند،سرنوشت دردناکی داشتند.
خواجه شمس الدین محمد جوینی که وزیر هلاکو، اباقاخان و ارغون خان بود، در زمان ارغون مورد خشم خان قرار گرفت و پس از ضبط کلیه اموال بطرز فجیعی به قتل رسید.فرزندان شمس الدین نیز در پی پدر کشته شدند. عطا ملک جوینی نیز کمی قبل از به قتل رسیدن برادرش به سبب توهین های وارده دچار سکته قلبی شد و درگذشت. وی را یکی از بزرگ ترین مورخان ایرانی دانسته اند که عموم جنایات وارده بر ایران را در اثر حمله مغول ها به تصویر کشیده است (هنوز تا رستاخیز اگر توالد و تناسلی باشد، سکنه مردم بعشر آنچه بوده است نخواهد رسید وآن اخبار از آثار اطلال و دمن توان شناخت که روزگار عمل خود بر ایوانها چگونه نگاشته است). خاندان جوینی نام و یادی نیک و آثار آبادانی از خود بر جای گذاشتند و عطا ملک جوینی به همراه برادر خردمندش خواجه شمس الدین نام خود را بر تارک قله رفیع فرهنگ و ادب ایران زمین به گونه ای جاودانی ثبت نمود. نقل کرده اند که وی در طول حکومت بر بغداد، این شهر را به اوج آبادانی و شکوه رسانید و ضمن ترمیم کامل خرابی های مغولان، بغداد را به بهترین وجهی آراست
ادامه نوشته

دوره مغول و عصر حافظ

شمس الدين محمد ملقب به لسان الغيب غزلسرای بزرگ و نامی ايران در قرن ۸ ميزيست. تاريخ دقيق ولادت وی مشخص نيست شايد حدود سال ۷۲۷


 گويند پدرش بهاالدين بازرگانی اصفهانی بوده كه در كازرون با زنی از آن محل ازدواج كرده و خيلی زود در ايام كودكی شمس الدين محمد از دنيا رفت. پس از آن حافظ با مادرش زندگی سختی را در پيش گرفت و برای كسب نان به كارهای سخت و توانفرسا پرداخت و به سختی به تحصيل علوم پرداخت و در مجالس درس علما و بزرگان زمان خود حضور يافت.و چون در ايام جوانی حافظ قرآن بود حافظ تلخص كرد.وفات وی در شصت و چند سالگی در سال ۷۹۲ يا ۷۹۱ اتفاق افتاد .و پس از وفاتش شخصی به نام محمد گلندام اشعار وی را جمع آوری كرد. حافظ علاوه بر غزلهايش رباعی ،ساقی نامه و مثنوی نيز دارد ولی شهرتش به خاطر غزلهای پرارزش اوست
ادامه نوشته

غزلی از  ( فانی ) اسدابادی

من کویرم،توبیا باران باش
ابرشو،دادبزن، گریان باش
اخم بر چهره ی گل زیبا نیست
فکر پایئز نکن،خندان باش
در بساط چمن و ایوان بهار
توشبی تا به سحر مهمان باش
دوسه سطری بنویس از غم عشق
قصه ی عشق مرا پایان با ش
نسخه ای بهر علاج دل زار
درد هجران مرا درمان باش
سایه ات رازسرم دور نکن
بنشین دربر من، جانان باش
چشم فانی همه محو رخ تست
تک گل سرخ سر بستان باش

سالمر گ جلال ال احمد

جلال آل‌احمد و مبارزه با غرب‌زدگی

قلمبیش از چهار دهه از طرح «غربزدگی» جلال آل احمد می‌گذرد این عنوان از ابتدا مخالفان و موافقان بسیاری داشت. مخالفان و موافقانی که اغلب موضوع طرح شده را به‌درستی درک نکردند و موضع‌گیری‌شان بیش از آنکه ماحصل اندیشه باشد به دسته‌بندی‌های و مرزبندی‌های سیاسی و جناحی باز‌می‌گشت.
گروهی را گمان بر این بود که طرح «غربزدگی» آن هم توسط قلم پرتوان آلِ احمد سلاحی مرگبار در اختیار تجدد ‌ستیزانی قرار می‌داد که سودای بازگشت به گذشته را در سر داشتند و شاید طرح «شرق‌زدگی»، یا «غرب‌زدگی» توسط داریوش آشوری هم برخاسته از همین باور بود. باوری که چندان هم بی‌وجه نبود. چرا که دیدیدم گروهی گذشته‌پرست متحجر که هیچ نسبتی با آل‌احمد نداشتند از «غرب‌زدگی» او چه چماق‌ها ساختند برای سرکوب مخالفان فکری خود.
شک ندارم که اگر آل‌احمد زنده می‌ماند راه را بر این‌گونه سوءاستفاده‌ها می‌بست و نمی‌گذاشت عده‌ای به بهانه مخالفت و مبارزه با غرب‌زدگی برای سرکوب و منکوب مخالفان از قلم او چماقی بسازند؛ اما به تعبیر خود او «دیوار که فرو ریخت مرده‌خورها خبر خواهند شد» برای مرده‌خورها حقیقت سخن آل‌احمد مهم نبود. مرده‌خورهای شبه روشنفکر که می‌دیدند طرح «غرب‌زدگی» تنها سلبی نیست و نوعی دعوت به باورهای ستیهنده شیعی است از همان ابتدا شمشیر را از رو بستند. آنها تحت تأثیر جریان اندیشة چپ که در آن سالها همة روشنفکران غربی از آن متأثر بودند با بسیاری از مظاهر دنیای متجدد ـ به‌ویژه سرمایه‌سالاری ـ مخالفت می‌ورزیدند و به همین‌دلیل با بسیاری از سخنان آلِ احمد در نفی تقلید از اخلاق و منش غربیان موافق بودند؛ اما از آنجایی که خود نیز مقلد صورت دیگری از غربزدگی بودند نمی‌خواستند این مخالفت منجر به رجوع ایرانیان به سنّت و باورهای مذهبی باشد. دفاع آل‌احمد از کلیّت تشیع، به‌ویژه ستایش او از شیخ فضل‌الله نوری( که هنوز هم بخشی از جامعة روشنفکری ما او را مسبب اصلی شکست مشروطه می‌داند) سبب شد تا جامعة روشنفکری ما هیچ‌گاه به‌طرح مسئلة «غربزدگی» روی خوش نشان ندهد. البته برخی از آنان تا آنجا که آلِ احمد از منظر سیاست و اقتصاد مسئلة شرق و غرب را مطرح می‌کرد با او مخالفت چندانی نداشتند؛ اما مشکل از آنجایی شروع شد که آل احمد می‌خواست ریشه‌های غربزدگی را نشان دهد. مشکل از آنجایی شروع شد که آل‌احمد می‌خواست راهی برای گریز از غربزدگی نشان دهد. آنجا بود که روشنفکر ایرانی دید که با یک مبارز تمام‌عیار طرف است. مبارزی که با طرح «غربزدگی» نه می‌خواهد پرسشی فلسفی طرح کند و نه می‌خواهد معضلی اجتماعی را بهبود بخشد. رُک و راست ‌آمده است به قصد برانگیختن و برانداختن. با کسی هم شوخی ندارد:
 «در همین دو سه قرن است که ما در پس سپرهایی که از ترس عثمانی به سر کشیده بودیم خوابمان برد. و غرب نه‌تنها عثمانی را خورد و از هر استخوان‌پاره‌اش گرزی ساخت برای مبادای قیام مردم عراق و مصر و سوریه و لبنان، بلکه به‌زودی به سراغ ما هم آمد. و من ریشه غربزدگی را در همین جا می‌بینم… از آن زمان است که ما سواران بر مرکب کلیّت اسلام ، بدل شدیم به حافظان قبور. ما درست از آن روز که امکان شهادت را رها کردیم و تنها به بزرگداشت شهیدان قناعت ورزیدیم دربان گورستانها از آب درآمدیم… آیا اکنون نرسیده است نوبت آنکه ما نیز در مقابل قدرت غرب احساس خطر و نیستی کنیم و برخیزیم و سنگر بگیریم و به تعرضی بپردازیم؟» اگر آل احمد برای مبارزه با غرب از مفاهیم اسلامی مدد نمی‌جُست شاید همدلی شبه‌روشنفکران را نیز برمی‌انگیخت.
اما او روشنفکری پراگماتیست بود. برای او تعریف و تمجید روشنفکران و منتقدان چندان مهم نبود. او می‌دانست در جامعه‌ای زندگی می‌کند که صورت غالب مردم آن در ساحت اسطوره به‌سر می‌برند. و با چنین مردمی باید از مفاهیمی سخن گفت که در خاطره ازلی آنها پا سفت کرده است. تنها با چنین ادبیاتی است که می‌توان کاری صورت داد و اگرنه با زبان یأجوج و مأجوج روشنفکری سخن گفتن هیچ حاصلی در پی نخواهد داشت.
جلال آل احمد  و با چنین درک و دریافتی است که آلِ احمدِ منتقد سینما و نقاشی و ادبیات و موسیقی و شعر و مترجم آثار سارتر و داستایفسکی و آلبر کامو و اوژن یونسکو به دیدار مرجع مبارز شیعیان می‌رود و از ایشان می‌خواهد که نفت و گاز را ملی اعلام کند، و در نامه‌ای به ایشان دربارة اوضاع و احوال حج و شیعیان آنجا نکاتی را توضیح می‌دهد. این موضوع بیش از آنکه به ارادت جلال‌ آل احمد به اسلام و سنت، یا باورهای شیعی مربوط باشد به درک و دریافت او از واقعیت‌های جامعة او برمی‌گردد، درک و دریافتی که جامعه روشنفکری ما از فقدان آن همواره در رنج و عذاب است. در «سفر فرنگ»، جلال دیداری دارد با مدیر یک مجلة فرهنگی که ارگان روشنفکران چپِ وابسته به کلیسا است. این دیدار خواندنی حاوی نکات جالبی است و گواهی روشن و محکم بر آنچه طرح شد. من تنها بخش کوتاهی از آن را برای شما نقل می‌کنم و علاقمندان را ارجاع می‌‌دهم به کتاب «سفر فرنگ» (ناشر: کتاب سیامک، ص ۶۳ ـ ۶۰):
گفتم: «چرا در مجلّه‌ات طرح نمی‌کنی آینده اسلام را در آفریقا؟» که برآشفت. که: «آخر تو با این اسلامت به دنیا چه‌خواهی داد؟ یا آفریقایی چه چیز می‌تواند به منِ اروپایی بدهد؟ یا هندی، با کریشنامنون‌اش که وزیر جنگ از آب درآمد؟» و از این قبیل. گفتم: «بحث در آنچه اسلام می‌توانسته بدهد، برمی‌گردد به جنگ‌های صلیبی و حالا هم عصر ایدئولوژیها گذشته و خدای ماشین، تحمّلِ هیچ خدای دیگری را ندارد. و تازه، نه اسلام، نه آفریقا، نه هند، قرار نیست چیزی به اروپا بدهند. قرار است چیزهایی را از او بگیرند.» که قرمز شد. یک سیگار اشنو تعارفش کردم: «… که بدانی من به دفاع از هیچ‌چیز به‌ اینجا نیامده‌ام. اما مدام در جست‌وجوی زمینة فکریِ هماهنگی هستم برای مقاومت‌های محلیِ ضد استعمار. و آن‌طرف‌ها با این زمینه هماهنگ، یکی اسلام است، یکی بودا، یکی بورژوازیِ خُرده‌پای بازار و از این قبیل. قدرت کارگری که نداریم. روستایی هم هنوز طول دارد تا بفهمد دنیا دست کیست… و الخ» … اما علاوه بر شبه‌روشنفکران، سخنان آلِ احمد مخالفان دیگری هم داشت.
مخالفانی که درک و دریافتِ آلِ احمد از غربزدگی را سطحی می‌دیدند و حتی گاه او را به غربزدگی متهم می‌کردند. سرآمدِ این مخالفان «سید احمد فردید» بود. همو که آلِ احمد اصطلاح «غربزدگی» را نخستین‌بار از او شنیده بود. اما این دسته از مخالفان کمتر مخالفت خود را به صورت علنی مطرح می‌کردند؛ چرا که آل‌احمد را با همة نقص‌ها و کاستی‌هایش نویسنده‌ای دردمند و صادق می‌دانستند و در عدالت‌طلبی و تهور او همواره به دیده تحسین می‌‌نگریستند. دیگر آنکه اگر او با همان ادبیات جذّاب و ژورنالیستی‌اش به طرح این مسئله نمی‌پرداخت شاید این بحث از محافل خصوصی اهل فضل فراتر نمی‌رفت. و مهم‌تر از همه اینکه هم حضرت فردید و هم شاگردان ممتاز ایشان مانند دکتر داوری و استاد سید‌عباس معارف ـ مجبور شدند برای به‌دست دادن درک و فهمی درست از ‎«غربزدگی» توضیحات کافی و وافی ارائه دهند که این خود غنیمتی گرانبها برای مباحث نظری معاصر به‌شمار می‌آید. به هر‌حال سهم جلال در طرح این مسئله سهم کوچکی نیست و کمترین هنرش جسارتی است که در طرح مسئله داشت و برانگیختن دیگران برای طرح درست مسئله. شأن و مرتبة بلند او با متلکهای ژورنالیستی و حقیرانه‌ای همچون «متوسط الحال» هم کاسته نمی‌شود. به‌هر‌حال علی‌ای‌حال بنده معتقدم که زمان آن فرا رسیده است که بی‌هیچ پروایی و البته از سر خرد و تأمل به نقد سخنانِ آل احمد بنشینیم وگرنه میدان به دست مغرضانی خواهد افتاد که خصمِ «آلِ»احمدند.
قریب به هشت سال پیش درباره غربزدگی آلِ‌احمد مطلبی نوشتم با عنوان: «آغازی برای بیداری». امروز که به آن مقاله نگاه می‌کنم می‌بینم که همان‌موقع نیز دربارة جلال همین موضع امروز را داشته‌ام؛ البته کمی محافظه‌کارانه‌تر. ارادت و عشق و علاقه من به آن بزرگوار (که هنوز هم پابرجاست و هنوز هم خود را فرزند معنوی آن بزرگوار می‌دانم) به‌حدی بود که به‌جای طرح مشکل جلال مدام در پی توجیه آن بودم.
جلال آل احمد این را می‌دانستم که جلال در سخنان «فردید» هیچ تأملی نداشت و تنها برداشت خود را از مفهوم «غربزدگی» به رشته تحریر درآورد اما نوشتم:
تعریف او از غرب و شرق با تعریف سید احمد فردید متفاوت بود. شاید مدام در گیرودار بودن و کارزار فرصتی برای او فراهم نمی‌آورد تا در سخنان سید احمد فردید تأمل بیشتری کند. جلال با شامة تیزی که داشت مسئله‌ای را دریافته بود و در آن روزگار صبر و تحمل را جایز نمی‌دانست و شاید برای بیداری خفتگان روزگار خویش مجبور بود غربزدگی را با سر‌وصدا و هیاهو مطرح کند و برای تأثیرگذاری بیشتر آن را به فهم عام نزدیک کند.» می‌دانستم که جلال دماغ فلسفه خواندن نداشت.
فلسفه محل تأمل و درنگ است، اما آنکه همة جانش در سودای تحقق عدالت می‌سوزد و می‌خواهد با آشوب و بلوا به راه انداختن دادِ ستمدیدگان را از ستمگران بستاند نمی‌تواند اهل تأمل فلسفی باشد. مرحوم شریعتی نیز این‌گونه بود. دلیل مخالفت او با فلاسفه را باید در روحیة انقلابی او جست‌وجو کرد و نه نفرت از فلسفه جلال روشنفکر بود. و روشنفکر در همه جای جهان واسطه‌ای است بین متفکر و عامة مردم. اما این واسطه اغلب سخن متفکر را متزلزل می‌کند، چرا‌که می‌خواهد آن را به فهم عامه نزدیک سازد. درست شبیه کاری که «سارتر» با فلسفه اگزیستانسیالیست انجام داد. تا بدان‌جا که «هیدگر» را بر آن داشت تا در مقاله‌ای به صراحت بگوید آنچه سارتر می‌گوید هیچ ربطی به سخنان او ندارد.
البته با رد و انکار «هیدگر» سخنان سارتر از میان نرفت. چنان‌که با رد و انکار فردید سخنان آل احمد. البته اهل تأمل می‌دانند که بین سخنان آن دو متفکر و این دو روشنفکر چه فاصله‌ایست. البته این نکته را هیچ‌گاه نباید از یاد برد که اگر جوش‌و خروش روشنفکری نمی‌بود بسیاری از سخنان متفکران در خلوت‌خانه‌ها و محافل در‌بستة آکادمیک محصور می‌ماند. تفکر با خلوت و مراقبه همراه است و هم از این‌رو متفکران کمتر اهل هیاهو و درگیری‌های ژورنالیستی‌اند. روشنفکری اما خلاف این قاعده است. یعنی همواره با درگیری و هیاهو و بحث و جدل همراه است. بسیاری از متفکران برای اشاعة تفکر خود هیچ عجله‌ای ندارند و معتقدند تفکر حقیقی روزی مخاطب خود را پیدا خواهد کرد و نیازی به تبلیغات و هیاهو ندارد. روشنفکران اما همیشه خواسته‌اند باور و عقیدة خود را با سر‌وصدا و روزنامه و سخنرانی اعلام کنند. در بسیاری از موارد روشنفکران به‌ کمک اهل تفکر آمده‌اند و به‌عنوانِ مبلغ اندیشه و آرای اهل نظر ظاهر شده‌اند. در این واسطه‌گری البته گاه سخن از اصل خود دور شده است و شاید به‌همین دلیل است که ارباب رأی و نظر در سالیان اخیر خود نقش واسطه‌گری را پذیرا شده‌اند. به‌عبارتی نقش روشنفکر و متفکر را توأمان به‌عهده گرفته‌اند تا هم سخنشان مهجور نماند و هم فکرشان دچار تحریف نشود.
اما مشکل از آنجایی شروع شد که آل احمد می‌خواست ریشه‌های غربزدگی را نشان دهد. مشکل از آنجایی شروع شد که آل‌احمد می‌خواست راهی برای گریز از غربزدگی نشان دهد. آنجا بود که روشنفکر ایرانی دید که با یک مبارز تمام‌عیار طرف است. مبارزی که با طرح «غربزدگی» نه می‌خواهد پرسشی فلسفی طرح کند و نه می‌خواهد معضلی اجتماعی را بهبود بخشد. رُک و راست ‌آمده است به قصد برانگیختن و برانداختن… اما سخن فردید چه بود؟ و جلال تا چه اندازه از اصل سخن دور شده بود؟ در باب آرای فردید دربارة غربزدگی در این مجال اندک نمی‌توان سخن گفت. با نقل چند عبارت و آوردن چند جملة قصار نیز مشکلی حل نخواهد شد. دربارة مفهوم «غرب» و «شرق» و «غربزدگی»، هم مرحوم فردید به تفصیل سخن گفته است و هم شاگردان معتبر او. من نیز می‌توانم چندجمله از آن بزرگواران نقل کنم و سروته ماجرا را هم‌بیاورم. اما باز هم گرهی از کار فروبستة آنکه در پی پاسخی صحیح و دقیق برآمده است گشوده نخواهد شد. فهم دقیق مسئله‌ای که فردید طرح می‌کند نیاز به مقدماتی دارد که بدون آن مقدمات، نقل هر سخنی بیهوده است. من نیز می‌توانم به اعتبار آنچه آموخته و اندوخته‌ام اقسام غربزدگی را اعم از مضاعف و مرکب و سلبی و ایجابی و بسیط و غیرمضاعف برشمارم و برای هر یک از این اقسام تعریفاتی به دست دهم و مصداقهایی را عنوان کنم اما چه حاصل؟ جز آنکه… بگذاریم و بگذریم. اگر به‌راستی کسی دوست می‌دارد معنای دقیق و عمیق «غربزدگی» را دریابد می‌تواند به سخن فردید در این باره رجوع کند.
سخنی که هم در فصلنامه سوره که سید‌علی میرفتاح سردبیری آن را بر عهده داشت به چاپ رسیده است و هم در شماره آخر ماهنامه سوره‌ای که به سردبیری بنده چاپ می‌شد.
کتابی هم دکتر رضا داوری نوشته است با عنوانِ «درباره غرب». خواندن این کتاب در درکِ مفهوم «‎غرب» و «شرق» و «غربزدگی» نیز بسیار مفید خواهد بود.
اما بهترین کتابی که می‌توان در این باره سراغ گرفت «نگاهی دوباره به مبادی حکمت انسی» تألیف سید‌عباس معارف است. با مقدمه و مؤخره و توضیحات کافی و وافی.
تنها نکته‌ای که فکر می‌کنم می‌توانم در‌این‌باره بگویم این است که: «غربزدگی» برخلاف آنچه برخی از مرده‌خورها گمان می‌برند «دشنام» نیست. اصطلاحی است برای بیانِ وضعیتِ تاریخی ما. همة ما متوطن در عالم غربی هستیم و هر یک در مرتبه‌ای از مراتب غربزدگی به‌سر می‌بریم. رهایی از چنین حوالتی با داد و قال و فحش دادن به این و آن و زهدفروشی و دین‌فروشی میسر نخواهد شد. «غربزدگی» آن‌چنانکه آل احمد می‌پنداشت «بیماری» نیست که اگر بود با وقوع نهضت ۵۷ می‌باید ریشه‌کن می‌شد. اما دیدیم که نشد.
و برخلاف ظاهر دینی نهضت، نه‌تنها آن مظاهری که آل‌احمد به‌عنوان غربزدگی برمی‌شمرد از میان نرفت بل مظاهر بسیاری بر آن افزوده شد. علتش هم آن بود که جلال به‌ مبانی تمدن غربی توجه اساسی نداشت. اگرچه می‌گفت: «حرف در این است که ما تا وقتی ماهیت و اساس و فلسفة تمدن غرب را درنیافته‌ایم و تنها به صورت و به ظاهر، ادای غرب را درمی‌آوریم ـ با مصرف کردن ماشینهایش ـ درست همچو آن خریم که در پوست شیر رفت.» ولی انگاری این لالایی را فقط برای خواباندن دیگران می‌خواند، که اگر جز این بود در جای دیگری نمی‌نوشت:
«… به ملاکهای آنان ارزشیابی می‌کنیم و به دستور مشاوران و مشاوران ایشان. همان‌جور درس می‌خوانیم. همان‌جور آمار می‌گیریم. همان‌جور تحقیق می‌کنیم. اینها به جای خود. چرا که کار علم، روشهای دنیایی یافته. و روشهای علمی رنگ هیچ وطنی را بر پیشانی ندارد. اما جالب این است که عین غربیها زن می‌بریم، و لباس می‌پوشیم، و چیز می‌نویسیم، و اصلاً شب و زورمان وقتی شب و روز است که ایشان تأیید کرده باشند. جوری که انگار ملاک‌های ما منسوخ شده است.» تأکید من در این نقل‌قول بر این سخن بود:
 «کار علم، روش‌های دنیایی یافته، و روشهای علمی رنگ هیچ وطنی را بر پیشانی ندارد.» این یعنی ماهیت و اساس و فلسفة تمدن غرب را درنیافتن. یعنی علم و روش علمی را «صامت» و «فاقد جهت وجودی دانستن» یعنی برای غرب قائل به وحدت نبودن. معضلی که دکتر سروش و دیگر روشنفکران دینی نیز بدان دچارند.
و جالب اینکه اصل و اساس سخن فردید و پیروان او درباره غرب این است که غرب دارای وحدتی کلی است و بنابراین نمی‌توان جزئی از آن را برگزید و جزئی دیگر را فرو نهاد. و این سخن در نظر آل‌‌احمد هیچ جایگاهی ندارد. آل‌احمد در جای جای غربزدگی می‌خواهد روحیة حماسی ایرانیان را برانگیزد تا در مقابل دنیای غرب برخیزد و به ‌قول او به تعرضی بپردازند. اما هیچ‌گاه این پرسش را طرح نمی‌کند که چرا تمدنی که قرن‌های متمادی در مقابل تاخت‌و‌تاز اقوام بیگانه و سلطنت ایران چون کوهی استوار بر جای ماند و همواره با درهم‌آمیختن تمدنها دیگر با تمدن خود، معجونی شگفت فراهم آورد که رنگ و بوی غالب آن ایرانی بود در واپسین یورش تمدن جدید بی‌هیچ مقاومتی تسلیم شد و حتی میهمان ناخوانده را با رضای تمام در آغوش کشید؟
با همة این حرفها و با همه انتقادهایی که ممکن است به سخنان آل‌احمد وارد باشد این نکته را نباید از یاد برد که آلِ احمد آغازگر راه بود. آنچه مهم است منش و بینش جلال است. صدق و صفای جلال. دردمندی و جوانمردی جلال. از یاد نبریم که بسیاری از بزرگان هنر و ادبیات این سرزمین در سایة دلیریها و جگرآوری‌های جلال بالیدند و به‌ثمر نشستند. کمترین هنر جلال در مواجهه با غرب هم این بود که هیچ‌گاه مقهور غرب نشد. آثار بسیاری از غربیان را ترجمه کرد. آثاری خوب و همة آنها در نفی وضع موجود. و به تعبیر خود او آثاری که «وعید ساعت آخر را می‌دهند». و همة این تلاش‌ها خودگامی مؤثر و جدی در راه شناخت ما از غرب که بدون فهم دقیق این آثار و تنها از سر جهل و نفرت با غرب دشمنی ورزیدن خود یکی از بدترین صور غربزدگی است. مهم‌ترین گام در راه شناختِ «غرب» گذشتن از سودای رد و اثبات است و این ممکن نمی‌شود مگر با خواندن مدام و تأمل فراوان. بدون شیفتگی، یا نفرت.
اما هیچ‌گاه این پرسش را طرح نمی‌کند که چرا تمدنی که قرن‌های متمادی در مقابل تاخت‌و‌تاز اقوام بیگانه و سلطنت ایران چون کوهی استوار بر جای ماند و همواره با درهم‌آمیختن تمدنها دیگر با تمدن خود، معجونی شگفت فراهم آورد که رنگ و بوی غالب آن ایرانی بود در واپسین یورش تمدن جدید بی‌هیچ مقاومتی تسلیم شد و حتی میهمان ناخوانده را با رضای تمام در آغوش کشید؟ … و سخن آخر اینکه هنوز هم رغم انف آن استاد متبختر برآنم که جلال نه روحی متوسط که روحی متعالی داشت و این نکته را تنها دردمندان و شکسته‌دلان درمی‌یابند:
در کوی ما شکسته دلی می‌خرند و بس                 بازار خودفروشی از آن سوی دیگر است. اگر سودای عدالت‌خواهی و آرمان‌گرایی دیوانه‌وار او در میان نبود با آن هوش سرشار و استعداد شگفت و بی‌نظیری که داشت زودتر از همه به درک و دریافت عمیق مفهوم «غربزدگی» نایل می‌شد. با این‌همه هیچ‌گاه به آنچه داشت راضی نشد و در واپسین سالهای حیاتِ ظاهری‌اش به تحریرِ ترجمة رساله کم‌حجم اما گران‌سنگ «ارنست یونگر» همت گماشت و در مقدمة به‌یادماندنی آن نوشت:
«نکته اساسی در علاقه شخص من به این دفتر کوچک این است که آنچه به اتکای شامة تیز و از سر غریزه و شاید به التقاطی از این کس و آنجا در «غربزدگی» برایم به دست آمده بود، در این دفتر سخت روشن شد. یعنی با این دفتر بود که دیدم اگر دردی هست دنیایی است و نه محلی. گرچه ما به سرطانی شده‌اش دچاریم. و فلسفی است نه عاطفی. گرچه شناسندگان این درد همه‌جا نویسندگانند تا عاقبت دریابم که دردیست سیاسی و اجتماعی ـ و نه فردی. چرا که آشنایی با «فرانتس فانون» و دیگر اهل این قبیله پس از اینها حاصل شد. واضح‌تر بگویم: صورتی که در حجم فشرده و شاید نخاله «غربزدگی» پنهان بود بر خود من پس از ترجمة این دفتر ظاهر شد. و اگر به انتشارش رضایت دادم به‌دلیل اطمینانی بود که در این دفتر یافتم. این انکار همه ارزش‌ها، این بی‌اعتباری فرهنگ و این سرگردانی فرد را، با همة عواقبی که دارند و همة امیدی که می‌آرند به قاعده تضاد درونی پدیده‌ها و سرنگون‌ شدن هر فواره‌ای که به اوج رسید به صورتی ده چندان دردناک‌تر در این «عبور از خط» دیدم. که در آن یکی همچو گنگی که خبر از غارت ایل می‌دهد گاهی به صورت غیب‌گویی درآمده‌‌ام.”
منبع: خبرگزاری فارس به نقل از مجله سوره

 

ادامه نوشته

معرفی شهرستان اسداباد

شهرستان اسدآباد با ۱۰۴٬۵۶۶ نفر جمعیت[۱] یکی از شهرستان‌های استان همدان ایران است که در مجاورت استان کرمانشاه قرار دارد. شهر اسدآباد مرکز این شهرستان است.

تعدادي از ايل ترک زبان افشار در زمان سلجوقیان به اين منطقه كوچ كردندو سپس نادر شاه افشار گروه ديگري از افشار ها را به اين منطقه وارد كرد به همين علت به اسدآباد افشار نيز معروف است

پيشینه تاريخي :

اسدآباد شهري است كه به فرمان سعدوقاص تقريبا در محل امروزي شهر بنام سعدآباد بنا شد كه همين اسدآباد كنوني مي باشد.

اسدآباد زادگاه سید جمال‌الدین اسدآبادی است.

دشت افشار در اسدآباد از لحاظ کشاورزی بسیار حاصلخیز می‌باشد و انواع محصولات کشاورزی و صیفی جات در آن کشت می‌شود و می‌توان این منطقه را خود کفا دانست.

دشت افشار اسدآباد محل زندگی پرنده‌ای کمیاب به نام میش مرغ يا دقداق است


اسدآباد، شهری است با جمعیت حدوداً یکصد هزار نفر، در غرب استان همدان. شاید اسدآباد به لحاظ ترکیب جمعیتی در ایران کم نظیر، و حتی بی نظیر باشد. در محدوده این شهرستان روستاهای همجواری هستند که متعلق به دو گروه زبانی متفاوت می باشند. هر چند ساکنان اصلی شهر اسدآباد زبان تکلم خود را فارسی می دانند اما با کمی تامل، می توان زبان مردم این شهر را هم خانواده زبان ساکنین شهرستانهای لر نشین مجاور، یعنی ملایر، نهاوند و به خصوص تویسرکان دانست. بعد از انقلاب اسلامی، مهاجرت ترکها و کردهای روستاهای مجاور به این شهر سرعت بیشتری گرفته، عموماً اهالی هر روستا در یکی از محله‌های حاشیه شهر و اتفاقاً در منتهی الیه مسیر مواصلاتی آن روستا به شهر ساکن شده اند. برای مثال اهالی روستای خاکریز در محدوده «چهارراه خاکریز»، اهالی روستای شیرزلی، در ابتدای جاده منتهی به این روستا، واقع در بلوار کشاورز، و به همین ترتیب اهالی روستاهای ترخین آباد، ملحمدره و بیاج در خیابان رفسنجانی، و اهالی روستاهای خنداب و قاسم آباد در محله پشت بیمارستان ساکن شده اند.

قدمت قدیمی ترین شهرک اسدآباد، به بیشتر از دو دهه نمی رسد. در سالهای گذشته و به تناسب رشد جمعیت این شهر، چند شهرک در اطراف آن ساخته شده است. شهرک شهید قندی بزرگترین و قدیمی ترین آنهاست. شهرک های فرهنگیان، شهرداری، سید احمد و شهید خزائی، به ترتیب اهمیت و جمعیت، شهرک های دیگر اسدآباد هستند.

بافت اصلی شهر شامل چند محله است. محله میدان، در گاراژ، قلعهٔ بالا، سیدان، سر ویر و سیامکی بعضی از این محله هاست. هنوز آثار خانه‌های قدیمی و کوچه باغها در بعضی از آنها باقی و پیداست.

تراکم جمعیتی شهرستان اسدآباد، به نظر بالاتر از متوسط کشور است. روستاهای نسبتاً زیادی در اطراف این شهر پراکنده اند. اهالی این روستاها عمدتاً به زبان های ترکی ,کردی و چند آبادی هم به زبان های لری و لکی صحبت می کنند. جنت آباد، بادخوره، مزرعه بید، دهبزان، خاکریز، چنار عباس خان، ملحمدره، بیاج، هودرج و ترخین آباد ، آجین، بوجین،سیراوند بهراز روستاهای ترک؛ آبادی های موسی آباد، قاسم آباد لک لک، چشمه علی (چهچه قلی)، شمس آباد و کَمک روستاهای کرد؛ چنار شیخ، حسین آباد و ویرایی (شیرزلی)، لرنشین؛ و وندرآباد و خنداب لک هستند.

جاذبه‌های توریستی اسدآباد، 6 مورد را ذکر کرده است؛ اینها عبارتند از: کتیبه آغاجان بلاغی، حمام گلستان، بنای یادبود سیدجمال الدین اسدآبادی، مسجد سلطانی (مسجد جامع)، آب انبار شاه عباس و تالاب پیر سلیمان (فکر می کنم در اسدآباد، پیرسلمان گفته می شود). با وجود سالها زندگی در این شهر، بار اول بود که نام حمام گلستان را می شنوم. درباره حمام گلستان می خوانیم: این حمام در محله «در کاروانسرا» واقع شده است . زمان ورود به حمام با فضایی 6 ضلعی که سقفی گنبدی شکل دارد مواجه می شوید. قبل از حمام رخت کنی هشت ضلعی وجود دارد که به آن «سربینه» می گویند. در این حمام حوضچه‌هایی با آب سرد و گرم وجود داشته است. در بنای این حمام آجر، گچ و مرمر به کار رفته است. به احتمال زیاد ساخت این حمام به دوره صفویه بر می گردد.

 روستا

آجین- خاکریز- چنار سفلی و علیا- سیراوند -جنت آباد مزرعه بید- بادخوره -طویلان- کمک-موسی آباد-گذر کجین - کلنگ تپه(حسام آباد)بوجین-اشترجین- هودرج احمدآباد-ملهمدر- ترخین آباد- بیاج -وندرآباد-ده بزان - كوانج.

متذکر می شوم که اخیرن شهرستان اسدآباد به دو بخش مرکزی و بخش پیرسلمان - به مرکزیت شهر آجین - تقسیم شده است.

(آجین در لغت از آجیدن و به معنای شخم زدن می باشد)

اسدآباد منطقه‌اي تاريخي است كه قدمت آن به پيش از اسلام مي‌رسد. دليل اصلي اهميت اسدآباد، قرار گرفتن آن بر سر راه اصلي و قديمي ايران مركزي به بين‌النهرين است.


شهرستان اسدآباد با گستره اي به مساحت 1195 كيلومتر مربع 1/6 درصد از وسعت استان را تشكيل مي دهد كه در 47 كيلومتری باختر همدان و در مسير راه اصلی همدان – كرمانشاه قرار دارد.اساس‌اقتصاد شهرستان اسد آباد بر كشاورزی، دامداری و تا حدودی‌بر صنعت استوار است. محصولات كشاورزی و باغی و انواع فرآورده های دامی و صنايع دستی از صادرات مهم اين شهرستان محسوب می‌شود.


مشخصات جغرافيايي
شهرستان‌اسدآباد در 47 كيلومتری باختر همدان و در مسير راه اصلی همدان – كرمانشاه قرار دارد.ناحيه اسدآباد در محدوده اي بين 47 درجه و 50دقيقه تا 48 درجه و 18 دقيقه طول شرقي و 34 درجه و 35 دقيقه تا 34 درجه و 58 دقيقه عرض شمالي واقع شده است. شهرستان اسدآباد از شمال به قروه ( از شهرستان های استان كردستان ) و سنقر ( از شهرستان های استان كرمانشاه (از خاور به شهرستان های همدان و تويسركان، از جنوب به كنگاور ( از شهرستان های استان كرمانشاه ) محدود می‌شود.
ارتفاع آن از سطح دريا 1607 متر مي باشد
بر اساس تقسيمات كشوري داراي يك نقطه شهري . يك بخش مركزی است
اهالی شهرستان اسد آباد به زبان تركی و فارسی با گويش های كردی و لری صحبت می كنند. دين آن ها اسلام و
مذهب شان شيعه است. اسد آباد در مسير راه اصلی همدان – كنگاور و در 47 كيلومتری شهر همدان و در 32 كيلومتری شهر كنگاور واقع شده و راهی فرعی به طول 53 كيلومتر تا شهر سنقر و راهی فرعی به طول 49 كيلومتر تا شهر تويسركان از مهم‌ترين مسيرهاي دسترسي به اطراف به شمارمي‌آيند.

 وجه تسميه و پيشينه تاريخي

قرار گرفتن اسد آباد در يكی از نواحی باستانی و بر سر راه اصلی و قديمی ايران مركزی به بين النهرين،‌ پيوسته اهميتی منزل‌گاهی و ارتباطی به اين شهر كوچك داده است. به روايت مورخين مطبخ خسرو پرويز در دهی به همين نام در ناحيه اسد آباد قرار داشته است. اسد آباد در 811 م. صحنه نبرد ميان لشگريان مأمون و امين، پسران هارون الرشيد بود كه به پيروزی طاهر، فرمانده سپاه مأمون انجاميد و به دنبال آن ايالت جبال به دست مأمون افتاد. اسد آباد به روايت مورخين، تا كنون صحنه كارزارهای زيادی بوده است. اسد آباد در دوره قاجار يكی از توابع همدان بوده است. در اين زمان دو راه اين شهر را به همدان، از طريق گردنه اسد آباد متصل می ساخت كه عبور از هر دو راه، به ويژه در زمستان با مشكلاتی همراه بوده است. ناصر الدين شاه در سفر به كربلا از بسياری آبادی های متعلق به خان های افشار در اين ناحيه گزارش می دهد. اسد آباد در سال های اخير به سبب اينكه زادگاه سيد جمال الدين اسد آبادی بوده اهميتی دوباره يافته است. آثار و ابنيه تاريخی و به جای مانده از گذشته نشان از پيشينه غنی تاريخی اين منطقه دارد.


مکان های دیدنی و تاریخی
بناي‌يادبود سيدجمال‌الدين اسدآبادي، سنگ‌نبشته‌آقاجان بلاغي، تالاب و امام‌زاده پير سلمان، منطقه‌شكارممنوع‌دشت اسدآباد، پل شكسته خسروآباد، باغ‌هاي دربند و آب‌انبار شاه‌عباسي از جمله مكان‌هاي ديدني و تاريخي شهرستان اسدآباد به شمار مي‌روند.

تعدادی از روستاهای شهرستان اسد آباد در استان زیبا و تاریخی همدان  از جمله اهالی روستاهای خنداب و قاسم آباد به زبان لکی که برخی به اشتباه آن را مخلوطی از کردی و لری می شناسند ، صحبت می کنند. (ادامه در لینک پایین)


 

مو قعیت جغرافیائی :
شهرستان اسدآباد یکی از شهرستان های استان همدان است که در حدود پنجاه کیلومتری غرب همدان در دامنه گردنه مشهور اسدآباد بین مدار 34 درجه و 35 دقیقه تا 34 درجه و 58 دقیقه عرض شمالی و 47 درجه و 50 دقیقه تا 48 درجه و 18 دقیقه طول شرقی قرار دارد . این شهرستان از شمال به شهرستان قروه از شهرهای استان سنندج ، از شمال غربی به استان کرمانشاه ، شهرهای سنقر و کنگاور ، از جنوب شرقی به شهرستان تویسرکان و از شرق و شمال شرقی به شهرستان بهار محدود می شود .

نا همواریها :
از لحاظ نا همواری ، اسدآباد شامل سه قسمت دشت ، کوهپایه و کوهستان است .اما به دلیل اینکه بیشتر منطقه را جلگه های حاصلخیز تشکیل داده است ، می توان شهرستان اسدآباد را جزء مناطق جلگه ای به شمار آورد . از ارتفاعات مهم این شهرستان ، می توان به کوه آلما بلاغ با ارتفاع 2997 متر که یکی از قله های مرتفع الوند و پیش کوههای زاگرس می باشد و کوههای قراول خانه ، رزیله و کرکس در انتهای دره خنداب ، امروله اشاره کرد.ارتفاع متوسط اسدآباد از سطح دریا حدود 1607 متر می باشد .

آب و هوا :
آب و هوای این شهرستان نیمه سرد ولی نسبت به مرکز استان و اطراف تا اندازه ای گرمتر است .رژیم بارندگی آن از تیپ اقلیم مدیترانه ای است. در بعضی از مواقع سال باد سردی معروف به باد کور از سمت روستای گذر کجین می وزد که بسیار سرد می باشد . میانگین حرارت سالانه حدود دوازده و نیم درجه سانتیگراد است.
آب ها و رودها:
چشمه سارهای فراوانی در دشت اسدآباد وجود دارد که بعضی از آنها ماوای پرندگان و جانوران است . آبهای موجود در منطقه اعم از چشمه سارها و سرابها به طور کلی گوارا و مطبوعند و از لحاظ سبکی و نداشتن هرگونه مواد معدنی زاید ، از آبهای کم نظیر مناطق غرب ایران به شمار می آیند . مهمترین رود جاری در این شهرستان رودخانه دربند ( شهاب ) است که از منطقه چهاردولی سرچشمه می گیرد و سپس به گاماسیاب می پیوندد. غیر از این رود ، رودهای فصلی دیگری نیز وجود دارند که اکثر آنها در بهار یا پس از آن خشک یا به صورت باتلاق در می آیند .

پیشینه تاریخی و فرهنگی :
اسدآباد شهری است باستانی که در قدیم نام آن آدراپانا یا ادربنه کهن بوده که "ایزو دور خاراکی" در کتاب خود موسوم به راهنامه پارتی از آن نام برده است. این شهر در دوره قرون وسطی و حتی در دوره مغول ، آباد و پر جمعیت بوده و احتمالا" در حمله مغول متحمل آسیب و ویرانی نشده است. مورخان از اسدآباد به نام شهری پر جمعیت نام برده اند . مقدسی ، از ایوانی که در یک فرسنگی آن قرار داشته ، نام برده است . بنا به گفته جغرافیا نویسان اسلامی ، اسدآباد دادرای مسجد جامع و بازارهای آباد و اطرافش حاصلخیز بوده است . از تاریخ پیش از اسلام اسدآباد ، اطلاعات کافی در دست نیست . بعد از غلبه لشگر اسلام بر یزدگرد سوم ، اهالی شهر تسلیم نشدند و بعد از مقاومت زیاد متواری گردیدند . در نتیجه شهر سقوط کرد و روبه ویرانی نهاد . دیری نگذشت که به فرمان سعد وقاص تقریبا" در محل امروزی ، شهر جدیدی به نام سعدآباد ، بنا شد، که همین اسدآباد کنونی است. اسدآباد شهری کوهستانی با چشم اندازی بسیار زیبا و رویایی در دشتی زیبا از ارتفاعات الوند با آب و هوای مطلوب و طبیعت سرسبز و حاصلخیز می باشد . از نظر تاریخی اسدآباد به علت نزدیکی به همدان در زمانهای قدیم مرکز تمدن بوده است . آثار و نشانه هائی از تمدن بزرگ ایران در آن به چشم میخورد . پیدایش سکه ها و مجسمه های دوران هخامنشی و سکه هائی از اتابکان لرستان در عمق شش متری زمین ، خمره هائی سفالی ، آجرهای قالب بزرگ ، آثار تمدن بعد از اسلام ، خطوط کوفی حک شده در سنگهای مزارها و کتیبه ای در دربند و چهاردولی ، نشان از قدمت این منطقه دارد . زبان فاسی در اسدآباد شکسته ، منشعب از زبان سانسکریت ، هند و اروپائی است و کلمات پارسی سره باستان در زبان بومی رایج است. تاثیرات کلمات عربی به علت حمل اعراب و ایجاد این شهرستان توسط سعد وقاص و جاگیری اهل کوفه در این منطقه ، در این زبان مشهود است. برخی از قومیتهای ساکن در این شهرستان خاستگاه نژادی دیگری دارند ، مثلا" طایفه قهرمانی ها که به طایفه ( کخا) معروفند ریشه و نژاد اصلی آنها به ایل زرگر اصفهان می رسد . فتوحی ها نیز ریشه آنها به ایل نشینهای جمهور می رسد . خاستگاه نژادی طایفه صوفیان و سبزه ای ها ترک ، طایفه جمالی ها عرب و طایفه سهرابی ها به گروس می رسد.مجهودی ها در اصل ریشه شیرازی دارند . حیدری ها تماما" از نژاد کرد هستند. ترابیان ها خاستگاه همدانی دارند . کردهای منطقه کلیائی نیز دو نوع می باشند : تعدادی از انها لرهائی هستند که از منطقه لرستان به این منطقه مهاجرت کرده و تعدای از آنها کردهای اصیل منطقه می باشند. ترکهائی که در روستای حسام آباد زندگی می کنند، ریشه اصلی آنها شیرازی است، که در زمان قاجار به خاطر درگیری با حکومت وقت به منطقه ای به نام ناصر آباد بین موسی آباد و حسام آباد وارد شده و تعدادی در کرمانشاه و سنندج پراکنده می شوند. این گروه معروف به " شنی " هستند که صاحب لشگر بوده و با حکومت مخالفت می کردند . به عنوان مثال می توان از روستای مزرعه بید نام برد که اصالتا" ترک هستند اما حدود بیست خانوار لر از لرستان به آنجا مهاجرت کرده و تعدادی نیز در قاسم آباد لک لک ، صادق آباد و تازه کن مستقر و پراکنده شده اند واین لرها همگی ترک شدند و عامل دیگر رواج زبان ترکی در این شهرستان ، نزدیکی با روستاهای بلوک بهار می باشد که گویش ترکی دارند.تعدادی از روستاهای این شهرستان با از جمله اهالی روستاهای خنداب و قاسم آباد به زبان لکی که برخی به اشتباه آن را مخلوطی از کردی و لری می شناسند ، صحبت می کنند.

مفاخر:
اسداباد زادگاه بزرگان بسیاری بوده است که از جمله معروف ترین آنها سید جمال الدین روشنفکرمسلمان که تلاش بسیاری در اتحاد ملل مسلمان و همچنین آگاهی بخشی به مردم داشت ، می باشد.شاعرانی همانند عبدالجبار معتزلی که در قرن چهارم هجری می زیسته ، محزون اسدآبادی و روح القدوس نیز ازجمله شعرای به نام این شهر می باشند.میرزاآقاعسگری " مانی " شاعر و نویسنده اسدآبادی مقیم آلمان نیز از جمله چهره های به نام اسدآباد در ادبیات است.استاد سجادی هنرمند خطاط مشهور اسدآبادی را می توان یکی از چهره های ماندگار شهرمان به حساب آورد .شهدای جنگ ایران و عراق که با نثار جان خود بر گردن ما حق بزرگی دارند نیز از جمله افتخار آفرینان به شمار می آیند. در چند سال گذشته اسدآباد نیز پا به پای سایر مناطق به نسبت امکانات موجود دانشجویان زیادی تحویل اجتماع داده که هم اکنون بسیاری از آنان از اساتید دانشگاههای معتبر کشور می باشند.

اسد آباد را بیشتر بشناسیم

شهرستان اسدآباد با ۱۰۴٬۵۶۶ نفر جمعیت ,یکی از شهرستان‌های استان همدان ایران است که در مجاورت استان کرمانشاه قرار دارد. شهر اسدآباد مرکز این شهرستان است.

اسدآباد توسط سردار مشهور عرب سعد پسر ابی وقاص ساخته شده، به همین علت مدتها به سعدآباد مشهور بوده‌است و اکنون نیز مردم محلی آن را سعدآباد می‌گویند.

تعدادی از افراد ایل ترک زبان افشار در زمان سلجوقیان ذر این منطقه ساکن شدند و بعدها نادر شاه عده دیگری از افشارها را به این منطقه کوچاند و آنها در دشت اسدآباد ساکن شدند که به همین علت به اسدآباد افشار هم معروف است.

 

اسدآباد زادگاه سید جمال‌الدین اسدآبادی است.

دشت افشار در اسدآباد از لحاظ کشاورزی بسیار حاصلخیز می‌باشد و انواع محصولات کشاورزی و صیفی جات در آن کشت می‌شود و می‌توان این منطقه را خود کفا دانست. دشت افشار اسدآباد محل زندگی پرنده‌ای کمیاب به نام میش مرغ است اسدآباد، شهری است با جمعیت حدوداً یکصد هزار نفر، در غرب استان همدان. شاید اسدآباد به لحاظ ترکیب جمعیتی در ایران کم نظیر، و حتی بی نظیر باشد. در محدوده این شهرستان روستاهای همجواری هستند که متعلق به دو گروه زبانی متفاوت می باشند. هر چند ساکنان اصلی شهر اسدآباد زبان تکلم خود را فارسی می دانند اما با کمی تامل، می توان زبان مردم این شهر را هم خانواده زبان ساکنین شهرستانهای لر نشین مجاور، یعنی ملایر، نهاوند و به خصوص تویسرکان دانست. بعد از انقلاب اسلامی، مهاجرت ترکها و کردهای روستاهای مجاور به این شهر سرعت بیشتری گرفته، عموماً اهالی هر روستا در یکی از محله‌های حاشیه شهر و اتفاقاً در منتهی الیه مسیر مواصلاتی آن روستا به شهر ساکن شده اند. برای مثال اهالی روستای خاکریز در محدوده «چهارراه خاکریز»، اهالی روستای شیرزلی، در ابتدای جاده منتهی به این روستا، واقع در بلوار کشاورز، و به همین ترتیب اهالی روستاهای ترخین آباد، ملحمدره و بیاج در خیابان رفسنجانی، و اهالی روستاهای خنداب و قاسم آباد در محله پشت بیمارستان ساکن شده اند.

علاوه بر ترکیب جمعیتی، اسدآباد یک مشخصه دیگر هم دارد. تعداد قابل توجهی از مردم این شهرستان، کامیوندار هستند. اسدآبادی ها به کامیون، «تریلی» می گویند. اهالی روستاهای «جنت آباد» و «مزرعه بید» از «قدیم کامیوندار»های این منطقه هستند. بعضی خانواده‌های این دو روستا بیشتر از یک «تریلی» دارند.

قدمت قدیمی ترین شهرک اسدآباد، به بیشتر از دو دهه نمی رسد. در سالهای گذشته و به تناسب رشد جمعیت این شهر، چند شهرک در اطراف آن ساخته شده است. شهرک شهید قندی بزرگترین و قدیمی ترین آنهاست. شهرک های فرهنگیان، شهرداری، سید احمد و شهید خزائی، به ترتیب اهمیت و جمعیت، شهرک های دیگر اسدآباد هستند.

بافت اصلی شهر شامل چند محله است. محله میدان، در گاراژ، قلعه ی بالا، سیدان، سر ویر و سیامکی بعضی از این محله هاست. هنوز آثار خانه‌های قدیمی و کوچه باغها در بعضی از آنها باقی و پیداست.

تراکم جمعیتی شهرستان اسدآباد، به نظر بالاتر از متوسط کشور است. روستاهای نسبتاً زیادی در اطراف این شهر پراکنده اند. اهالی این روستاها عمدتاً به زبان های ترکی ,کردی و چند آبادی هم به زبان های لری و لکی صحبت می کنند. جنت آباد، بادخوره، مزرعه بید، دهبزان، خاکریز، چنار عباس خان، ملحمدره، بیاج، هودرج و ترخین آباد آجین، بوجین،سیراوند بهراز روستاهای ترک؛ آبادی های موسی آباد، قاسم آباد لک لک، چشمه علی (چهچه قلی)، شمس آباد و کَمک روستاهای کرد؛ چنار شیخ، حسین آباد و ویرایی (شیرزلی)، لرنشین؛ و وندرآباد و خنداب لک هستند.

ادامه نوشته

شرح ابیات و آرایه های ادبی قصیده ی «ایوان مداین» خاقانی

۱- هان! ای دلِ عبرت بین! از دیده عبر کن، هان!    

                             ایوانِ مداین را آیینه ی عبرت دان.

·  ای دل پند پذیر، آگاه باش و از آنچه می بینی پند بگیر و ویرانه های ایوان مداین را مایه ی عبرت قرار بده.

هان: (شبه جمله) آگاه باش، به هوش باش. // عبرت بین: (صفت فاعلی مرکّب مرخّم) عبرت فزاینده، پند فزاینده. //  عبر: (جمع عبرت) پند گرفتن ها و پند آموزی ها. //  ایوان مداین، با «تشبیه بلیغ» به آیینه مانند شده است. // ایوان: کاخ. //  مداین: جمع «مدینه» است به معنی شهرها، امّا از آن مجازاً «تیسفون» خواسته شده که پایتخت پادشاهان ساسانی بوده است و ایوان مداین به نام «ایوان کسری» و «طاق کسری» معروف شده است. // «هان» با «دان» جناس ناقص اختلاقی. //  «عبر» به معنی جاری شدن اشک با کلمه ی دیده «ایهام تناسب» دارد. // واج آرایی: تکرار مصوّت بلند «ا» در مصراع دوم. // آرایه ی اشتقاق میان عبرت و عبر. //  آرایه ی تکرار «عبرت، در اول و آخر مصراع». // بیت پنج جمله است. // واژه های قافیه: «هان» و «دان» / حروف اصلی: «ان» / حروف الحاقی ندارد./ قاعده ی 2.

 

2- یک ره، ز لب دجله، منزل به مداین کن؛     

وز دیده، دوم دجله بر خاک مداین ران.

· یک بار از کنار دجله به کاخ مداین بیا و در آنجا اقامت کن (و به یاد گذشته ها و ناپایداری جهان) از اشک چشمان خود، دجله دیگری در کنار رود دجله، جاری کن.

دجله: رودی است بزرگ در بین النّهرین، نام دیگر آن اروند است. // دوم: صفت شمارشی ترتیبی است که پیش از موصوف خود آمده است. «دجله دوم» استعاره ی مصرّحه از «اشک بسیار» است و نقش مفعولی دارد. //  یک ره: یک بار (قید). // مصراع دوم اغراق دارد.

 

3- خود دجله چنان گرید صد دجله ی خون ؛ گویی،   

                            کز گرمی خونابش، آتش چکد از مژگان!

·  خود دجله برای این موضوع به اندازه ی صد دجله خون می گرید، گویی که از گرمی اشک خونین او آتش از مژگان او می چکد.

 خوناب: (اسم مرکّب) آب با خون آمیخته، اشک خونین. //  دجله، با استعاره مکنیّه (تشخیص)، گریان و دارای مژگان پنداشته شده است. // مصراع دوم اغراق دارد. // بیت سه جمله است. //  مراعات نظیر میان «گرمی» و «آتش». // متناقض نما: چکیدن آتش از مژگان دجله (آتش با چکیدن که از ویژگی های آب است تضاد دارد).

 

4- بینی که لبِ دجله چون کف به دهان آرد؟!     

                              گویی ز تَفِ آهش، لب آبله زد چندان!

·  آیا می بینی که در ساحل رودخانه ی دجله، کف جمع می شود؟ ( از برخورد آب با ساحل رودخانه کف هایی ایجاد می شود و شاعر کناره ی کف آلود دجله را به دهان کف کرده تشبیه کرده است.) گویی که از شدّت گرمی آه اوست که بر لبش آن همه تبخال (حباب روی آب) پیدا شده است.

تف: حرارت، گرمی. //  دجله با استعاره ی مکنیّه (تشخیص)، دارای دهان پنداشته شده است. // لب در معنی ساحل به کار است؛ در معنی اندام، با دهان «ایهام تناسب» می سازد. // کف با تف «جناس ناقص اختلافی» می سازد و با لب و دهان در معنی دست، «ایهام تناسب» پدید می آورد. //  آبله زد: تبخال زد. (فعل مرکّب) // مراعات نظیر میان لب، آبله، دهان و تف. // چندان: آن همه، آن قدر.

 

5- از آتشِ حسرت، بین بریان جگر دجله؛   

    خود آب شنیدستی کآتش کندش بریان؟!

· جگر دجله از آتش دریغ و افسوس بریان و کباب شده است، آیا تاکنون شنیده ای که آتش، آب را بریان و سرخ کند و بسوزاند؟!

 حسرت: افسوس و دریغ و پشیمانی. «آتش حسرت»: تشبیه بلیغ اضافی (دریغ و افسوسی که مانند آتش سوزاننده است). //  دجله، با استعاره ی مکنیه، دارای جگری بریان از اندوه و ناکامی پنداشته شده است. //  آتش و آب تضاد دارند. // تکرار «بریان» بیت را آراسته است. // «شنیدستی» شکل و کاربردی است کهن از «شنیده ای» و ویژگی سبکی. «ام، ای، است، ایم، اید، اند» که با آن ها «ماضی نقلی» ساخته می شود، شکل های کوتاه شده «استم، استی، است، استیم، استید، استند» می باشند که تنها شکل سوم شخص (= است) بدون تغییر مانده است. //  مصراع دوم استفهام انکاری است. // بریان: برشته، کباب شده. // مراعات نظیر میان «لب» و «دهان». // واج آرایی صامت «ش» در مصراع دوم.

 

6- بر دجله گری، نونو ؛ وز دیده زکاتش ده؛   

 گرچه لب دریا هست از دجله زکات اِستان.

· هر چند دجله رودی بسیار پر آب است و از آب خویش به دریا بهره و زکات می دهد، تو بر درد و اندوه او، دل بسوز و بر وی گریه کن.

 گری: گریه کن، اشک بریز (فعل امر از گریستن). // زکات: استعاره مصرّحه از اشک // نونو: پیاپی، قید. //  گرچه لب دریا . . . : اشاره به این که آب دجله به دریا می ریزد. //  زکات استان: (صفت فاعلی مرکّب مرخّم) زکات گیر، چون رودخانه به دریا می ریزد، دریا را زکات گیرنده از دجله خوانده است. // لب: ایهام 1- ساحل و کناره 2- اندام. بدین جهت در «لب دریا» استعاره مکنیّه است. // «دِه» و «استان» تضاد دارند. // آرایه تکرار: دجله.

 

7- تا سلسله ی ایوان بگسست مداین را،

             در سلسله شد دجله ؛ چون سلسله شد پیچان.

·  از هنگامی که زنجیر ایوان مداین پاره شد و کنگره ی ایوان مداین خراب شد، دجله انگار دیوانه شد و مانند زنجیر به خود پیچان گشت.

 سلسله ی ایوان: استعاره مصرّحه از دندانه ها و کنگره های کاخ که مانند زنجیر در پی یکدیگر قرار گرفته اند. // تلمیح: به داستان انوشیروان و زنجیر عدل وی. //  دجله به سلسله تشبیه شده است. // سلسله ی دوم: استعاره مصرّحه از امواج دجله. // واج آرایی تکرار صامت (س). // حسن تعلیل //  آرایه ی تکرار: سلسله. //  در سلسله شدن: کنایه از دیوانگی.// را نشانه ی فک اضافه است (تا سلسله ی ایوان مداین بگسست). //  پیچان: ایهام 1- مضطرب 2- به خود پیچیدن (پیچان از نظر دستوری نقش مسندی دارد).

 

8- گه گه، به زبان اشک، آواز دِه ایوان را؛    

      تا بو که، به گوش دل، پاسخ شنوی ز ایوان!

·  گاهی با زبان اشک خود، ایوان مداین را صدا بزن تا شاید از آن پاسخی بشنوی.

گه گه: مخفّف گاه گاه ( قید). // زبان اشک: تشبیه بلیغ اضافی. // آواز دادن: ندا دادن. // بوکه: امید که، شاید که، مخفّف «بُوَد که» در مورد تمنّا و آرزو به  کار می رود. // مراعات نظیر میان «گوش»، «زبان» و «دل». // گوش دل: گوش باطن، گوش درون در برابر گوش سر و ظاهر.

 

9- دندانه ی هر قصری پندی دهدت، نونو؛   

                                پند سر دندانه بشنو، ز بن دندان؛

·  دندانه ی هر قصری پی در پی به تو پند می دهد و تو این پند و اندرز را از ته دل بشنو.

پند دادن دندانه ی قصر: استعاره ی مکنیّه (تشخیص). // بن دندان: کنایه از صمیم دل. // دندانه: کنگره ی بالای دیوار. // دندانه با دندان جناس ناقص افزایشی. // آرایه ی تکرار: پند. // واج آرایی تکرار صامت «ن». // «ت» در دهدت نقش متممی دارد (به تو). // نونو: صفت است برای پند (پند نونو).

 

10- ما بارگه دادیم ؛ این رفت ستم بر ما؛      

       بر قصرِ ستمکاران گویی چه رسد خِذلان!

·  ما که بارگاه عدل و دادخواهی بودیم این گونه ویران شدیم، پس بر سر قصر ستمگران چه خواری و پستی هایی خواهد رسید.

 بارگه: بارگاه؛ جای بار دادن و به حضور پذیرفتن. // داد: عدالت و دادگری. // بارگه داد: تلمیح به انوشیروان و زنجیر عدل وی. // خِذلان: خواری. // تضاد میان «داد» و «ستم».

 

11- گویی: که نگون کرده است ایوانِ فلک وش را :   

                            حکم فلکِ گردان، یا حکمِ فلک گردان؟

·  فکر می کنی چه کسی این کاخ با شکوه و بلند را این گونه واژگون کرده است؟ تقدیر روزگار یا حکم خداوند.

 فلک وش: مانند آسمان، بلند چون فلک. // ایوان فلک وش: کاخ باشکوه و بلند. «ایوان» از جهت بلندی و عظمت به «فلک» مانند شده  است. («وش» پسوند شباهت است که جانشین ادات تشبیه شده است.) // فلکِ گردان: چرخ گردنده، استعاره مصرّحه از روزگار. // فلک گردان: (صفت فاعلی مرکّب مرخّم) گرداننده و حرکت دهنده ی فلک، خداوند بزرگ. // بر پایه ی« فلک»، آرایه ی تکرار در بیت به کار رفته است.

     

12- بر دیده ی من خندی: کاینجا ز چه می گرید؟!    

                              گریند بر آن دیده کاین جا نشود گریان.

·  بر چشمان من می خندی و مسخره می کنی که چرا در اینجا گریه می کند ؛  بر آن چشمی که اینجا گریه نکند باید گریست.

   خندیدن: کنایه از استهزا و مسخره کردن. // آرایه ی اشتقاق میان «می گرید»، «گریند» و «گریان». //  تضاد میان «خندی» و «می گرید». //  آرایه ی تکرار: دیده، کاین جا، گریه. // واج آرایی تکرار صامت «د» و «ن».

 

13- مست است زمین؛ زیرا خورده است، به جایِ می،    

                           در کاسِ سرِ هرمز، خون دل نوشروان.

·  زمین مست گشته است، زیرا در کاسه ی سر هرمز، خون دل انوشیروان را خورده است ( و این خونخواری برای او سرمستی آورده است).

مست بودن زمین: تشخیص. //  کاس سر: کاسه ی سر، جمجمه. // در میان پادشاهان ساسانی پنج تن با نام هرمز سلطنت کرده اند که سه تن از آنان پیش از انوشیروان بوده اند و دو تن دیگر پس از او و هرمز چهارم پسر انوشیروان است و ظاهراً مراد از هرمز، پادشاهان پیش از انوشیروان هستند. // نوشروان: مخفّف انوشیروان، به معنی دارنده ی روان جاوید، لقب خسرو اول (531-579 م) از پادشاهان ساسانی است. // واج آرایی صامت «س». // مراعات نظیر میان «سر»، «خون» و «دل». // حسن تعلیل: شاعر با علّت ادّعایی مستی زمین را خوردن خون دل انوشیروان در کاسه ی سر هرمز می داند.

 

14- بس پند که بود آن گه در تاج سرش پیدا!       

    صد پندِ نو است اکنون در مغزِ سرش پنهان.

· پادشاه ساسانی به هنگامی که زنده بود، پندها ی بسیار بر تاج سرش آشکارا دیده می شد و اکنون که مرده است، در کاسه ی سر او صد پند نو پنهان شده است که می توان از آنها عبرت گرفت.

تاج: افسر، کلاه جواهر نشان که شاهان در مراسم رسمی بر سر می گذاشتند.// تضاد میان «پیدا» و «پنهان». // مغز سر: مجاز از کاسه ی سر.// «پند در تاج سر» ظاهراً به تاج سر شاهان قدیم، سخنانی حکمت آمیز و پند آموزی می نوشتند. سعدی در گلستان (تصحیح یوسفی، صص 78و79) می گوید: «بر تاجِ کیخسرو شنیدم که نِبشته بود:

 چه سال های فراوان و عمرهای دراز              که خلق بر سرِ ما بر زمین بخواهد رفت

 چنان که دست به دست آمده ست مُلک به ما       به دست های دگر همچنین بخواهد رفت.»

 دکتر کزّازی در «سراچه ی آوا و ایما» (ص146) می گوید: یکی از پندهای تاج انوشیروان که نویسندگان عرب باز گفته اند، این پند نغز و زیباست: «آن مِه که آن بِه، نه آن بِه که آن مِِه.»

 

15- کسری و ترنج زر، پرویز و بهِ زرّین،       

   بر باد شده یکسر ؛ با خاک شده یکسان.

·  انوشیروان و خسرو پرویز با همه ی شکوه و جلال، با ترنج طلایی و به زرّین خود همه نابود شده و با خاک یکسان  گشته اند.

 کسری: عنوان پادشاهان ساسانی عموماً و لقب خسرو اول وخسرو دوم خصوصاً. //  ترنج: میوه ای از جنس مرکّبات. // «ترنج زر»: گویند خسرو انوشیروان ترنجی از زر ساخته بود که آن را در دست می گرفت و با آن بازی می کرد.// پرویز: لقب خسرو دوم (590-628 م) بیست وچهارمین پادشاه ساسانی که به خسرو پرویز معروف است.// بیت دو جمله است. //  بر باد شدن: کنایه از نابود شدن. // با خاک یکسان شده: کنایه از نابودی. // به زرّین: (ترکیب وصفی) گویند خسرو پرویز فرمان داده بود که انواع میوه و تره بار را از طلا بسازند و در سفره ی او بگذارند. // جناس ناقص افزایشی میان «باد» و «با».

16- پرویز به هر بومی زرّین تره آوردی؛      

   کردی ز بِساط زر، زرّین تره را، بُستان.

· خسرو پرویز در هر زمین و جا و مکانی تره و سبزی و میوه ی زرّین می آورد، و از سفره و بساط شاهانه اش که با میوه های زرّین زینت می یافت بوستانی دایمی داشت. (بساط زر را بوستان و زرّین تره را محصول بوستان شمرده است.)

بوم: جا، سرزمین // زرّین تره: (ترکیب وصفی مقلوب) میوه ی زرّین. // بساط: در اینجا به معنی سفره. // واج آرایی تکرار صامت «ز». // آوردی (: می آورد) و کردی (: می کرد) ماضی استمراری هستند.

 

17- پرویز کنون گم شد؛ زآن گم شده کمتر گو؛     

          زرّین تره کو بر خوان؟ رو؛ «کَم تَرَکوا» برخوان.

·  اکنون پرویز مرده است، از او کمتر سخن بگو. آن میوهای طلایی که بر سر سفره بود کجاست؟ (آن همه شکوه و جلال از میان رفته است.) برو آیه ی «کم ترکوا من جنات و عیون...» را برای عبرت گرفتن بخوان!

زرّین تره کو بر خوان؟: تره ی زرّین و طلایی که بر سفره بود کجاست. //  کم ترکوا: تلمیح به آیه ی«کم ترکوا من جنات و عیون و زروع و مقام کریم و نعمه کانوا فیها فاکهین» (سوره ی دخان آیات25-27). // بین خوان اوّل به معنی سفره و خوان دوم به معنی فعل امر از مصدر خواندن جناس تام دارد. // بیت پنج جمله دارد.// واج آرایی صامت «ر» و «گ».

 

18- گفتی که: «کجا رفتند آن تاجوران، اینک؟»؛      

 ز ایشان، شکم خاک است آبستنِ جاویدان.

· تو می پرسی که آن پادشاهان کجا رفتند؟ اکنون آن ها در دل خاک خفته اند و خاک برای همیشه از ایشان آبستن است.

 تاجور:تاج دار، کنایه از پادشاه. // شکم خاک: استعاره مکنیّه (تشخیص) // خاک: مجاز از زمین // مراعات نظیر میان «شکم» و «آبستن». // واج آرایی تکرار مصوّت بلند «ا».

 

19- چندین تنِ جبّاران کاین خاک فرو خورده است!     

   این گرسنه چشم، آخِر، هم سیر نشد ز ایشان.

· این زمین تن ستمگران زیادی را بلعیده و در شکم خود جای داده است امّا این موجود حریص بالاخره از خوردن آن ها سیر نشد.

 چندین: صفت مبهم // جبّاران: ستمگران، خودکامگان. (تن جبّاران: نقش مفعولی دارد.) // خاک: مجاز از زمین. // فرو خوردن: بلعیدن، به کام کشیدن. // گرسنه چشم: کنایه از حریص و آزمند. // تضاد میان «گرسنه» و «سیر».

 

20- خاقانی! از این درگه دریوزه ی عبرت کن،      

   تا از درِ تو، ز آن پس، دریوزه کند خاقان.

·  ای خاقانی، از این درگاه (ایوان مداین) عبرت بگیر تا بعد از آن خاقان از درگاه تو گدایی کند و پند و عبرت بگیرد.

خاقانی: تخلّص شاعر که ابتدا حقایقی بود و پس از آن که به خاقان اکبر، منوچهر شروانشاه پیوست تخلّص خود را از نام او (خاقان) برگزید. // دریوزه کردن: گدایی کردن.// خاقان: شاه شروان، شاید مراد هر پادشاهی باشد. // واج آرایی صامت «د». // جناس ناقص افزایشی میان «خاقان» و «خاقانی». // مصراع دوم اغراق دارد.

 

 

  منابع:

1- سجّادی، سید ضیا الدین، شاعر صبح، تهران، حیدری، چ هشتم،1384.

2- —————— ، گزیده ی اشعار خاقانی، تهران، سپهر، چ پنجم،1372.

3- —————— ، فرهنگ لغات و تعبیرات دیوان خاقانی، دو جلد، تهران، زوار، چ اول، 1374.

4- کزّازی، میرجلال الدین، سراچه ی آوا و رنگ، تهران، سمت، چ اول،1376.

5- —————— ، گزارش دشواریهای دیوان خاقانی، تهران، نشر مرکز، چ اول، ویرایش دوم، 1385.

6- ماهیار، عبّاس، گزیده ی اشعار خاقانی، تهران، نشر قطره، چ هفتم، 1381.

7- محمود انوار، سید امیر، ایوان مدائن از دیدگاه دو شاعر نامی تازی و پارسی بحتری و خاقانی، انتشارات دانشگاه تهران، چ اول، 1383.

8- معدن کن، معصومه، بزم دیرینه عروس، مرکز نشر دانشگاهی، چ اول، 1372.

9- یوسفی، غلامحسین، چشمۀ روشن،  انتشارات علمی، چ دهم، 1383.


شرح وتوضیح در بار ه ادبیات 3

ما همچنان در اول وصف تو مانده ايم

احسان و سپاس خاص خداوند عزيز و بزرگ[1] است كه فرمانبرداري و عبادت او سبب نزديكي و تقرب به اوست[2] و در سپاس و شكرگزاري او افزوني نعمت و بخشش[3] . هر دمي كه كشيده مي شود، ياري رساننده زندگي است و هر بازدمي ، شادي بخش وجود . پس در هر يك نفس دو نعمت وجود دارد و براي هر نعمتي شكري لازم و واجب است.

بيت:از دست و زبا ن چه كسي بر مي ايد كه شكر خدا را آن گونه كه شايسته است به عهده گيرد و ان را به تمامي انجام دهد؟ (هيچ كس نمي تواند شكر نعمت هاي او را به جا اورد)

آيه[4]:اي خاندان داوود سپاس بگزاريد و عده ي كمي از بندگان من سپاسگزارند.

بيت:بندگان همان بهتر است كه به خاطر كوتاهي و گناه به پيشگاه خداوند عذر و ناتواني خويش را عرضه كنند

بيت:وگرنه طاعت و عبادت شايسته ي پروردگاري او را هيچ كس از عهده بر نمي آيد.

بارش رحم و عطوفت بي محا سبه ي او به همه رسيده و سفره ي نعمت و بخشش بي مضايقه ي او همه جا گسترده شده است.آبروي بندگان را به سبب گناه نهي فرموده نمي برد و روزي و رزق مقرر آنها را به سبب گناه زشت و ناپسند قطع نمي كند.

به فرش گستر باد مشرق[5] گفته تا فرش زمرد رنگ سبزه و چمن را پهن كند و به دايه ابر بهاري فرمان داده تا دختران گياه را در گهواره ي زمين پرورش دهد. بر تن درختان جامه سبز رنگ از برگ[6] را به منزله ي جامه ي نوروزي پوشانده و بر سر كودكان شاخ به واسطه ي فرارسيدن فصل بهار كلاه از شكوفه قرار داده است. افشره ي درخت انگور بي مقدار به واسطه ي قدرت او به عسل برگزيده [7]تبديل شده و تخم خرمايي به واسطه ي پرورش او نخلي بلند و تناور[8] گشته است.

بيت: ابر و باد و ماه و خورشيد در ميان هستند تا تو روزي به دست آوري و با بي خبري از آن بهره نبري[9]

همه ي پديده ها حيران و مطيع تواند (همه به تسخير و رام تو شده اند تا تو روزي به دست آوري) انصاف نيست كه تو به نوبه ي خود از خدا اطاعت نكني

آمده است در حديثي از سرور موجودات و مايه ي فخر باشندگان و مايه ي بخشايش بر جهانيان[10] و برگزيده از افرا بشر و مايه ي تمامي و كمال دور زمان رسالت محمد مصطفي  - درود و تحيت خدا بر او خاندانش باد-

بيت عربي : اوست شفاعت كننده ، فرمانروا ،پيامبر خدا، راد و بزرگوار ، صاحب جمال ، خوش اندام ، با بوي خوش و به مُهر پيامبري نشان كرده

بيت عربي : به واسطه ي كمال خود به بلند پايگي رسيد و به نور جمال خود تاريكي را برطرف كرد همه ي خوي ها و خصلت هاي او نيكوست بر او و خاندانش درود فرستيد[11]

بيت فارسي :ديوار امت تو غمي از ويراني ندارد چرا كه پشتيبان و قيمي چون تو دارد كسي كه نوح كشتي بانش باشد چه ترسي از موج دريا دارد؟

حديث: هر گاه يكي از بندگان گناهكار درمانده و آشفته حال دست توبه به اميد پذيرفتن به پيشگاه خداوند بزرگ و بلند مرتبه[12] بلند كند خداوند بلند قدر به او توجه نمي كند؛ بنده باز از درگاه خداوند تمنا كند؛ خداوند باز از او رو برمي گرداند ؛ بنده بار ديگر خداوند را با عجز و خواري مي خواند و از او حاجت مي طلبد؛ خداوند پاك و منزه اين بار مي فرمايد:« اي فرشتگان من از بنده ي خود شرم دارم و او جز من پناهي ندارد پس او را بيامرزيدم». به دعوتش پاسخ گفتم و آرزويش برآورده كردم چرا كه از دعا و زاري بسيار بندگان شرم مي كنم.

بيت: بخشش و بزرگواري خداوند را ببين كه چه شگفت آور است ؛ در حالي كه بنده گناه كرده است او شرمنده است

گوشه نشينان كعبه ي بزرگي و عظمت او به كوتاهي در عبادت اين گونه اعتراف مي كنند كه «تو را چنان كه شايسته است پرستش نكرديم » و ستايندگان زيور جمال او به سرگشتگي نسبت داده شده اندچر اكه مي گويند : « تو را چنان كه سزاوار شناسايي تو ست نشناخته ايم» .

بيت: اگر كسي چند و چون او را از من بپرسد مي گويم عاشق از معشوق بي نشان و برتر از چگونگي چه مي توند بگويد؟

عاشقان در راه معشوق از هستي خود گذشته اند گويي كشته شده اند همچنان كه از كشتگان سخي شنيده نمي شود عاشقان نيز نمي توانند در وصف معشوق دم بزنند[13]

يكي از آگاه دلان (عارفان) سر به گريبان مراقبت[14]فرو برده و در درياي مكاشفه[15] غوطه ور شده بود؛ وقتي از از آن سوداگري[16] باز آمد(= وقتي از آن كار فارغ شد) يكي از دوستان گفت : از اين گلزار معرفت[17]  كه در آن بودي براي ما چه ارمغان آورده ا ي؟(چه هديه اي به ما عطا مي كني ؟)گفت: به ياد داشتم كه وقتي به درخت گل برسم دامني براي هديه به ياران پر كنم وقتي رسيدم بوي گل[18] چنان مرا از خود بي خود كرد كه دامن از دستم رفت (اختيار خود را از دست دادم )

بيت:اي بلبل كه با فرياد و هنگامه ادعاي عاشقي داري ، عشق را از پروانه ياد بگير كه جانش از آتش عشق شمع سوخت اما دم بر نياورد

اينان كه ادعا مي كنند خدا (معشوق)  را شناخته اند،از او خبري ندارند . از كسي كه خبري از خدا داشته باشد خبري باز نمي رسد( خود راد در خدا فنا مي كنندو هيچ از خود باقي نمي گذارند حتي خبر)

بيت:اي خدايي كه از قوه ي فاهمه انسان كه شامل تخيل و سنجش و گمان و پندار[19] است فراتر و بالاتر قرار داري و از هرچه درباره ي تو گفته شد و از هرچه درباره ي تو شنيديم و خوانده يم برتر و فراتري

مجلس[20] وعظ و درس تمام شد و عمرها به پايان رسيد اما ما هنوز در ابتداي توصيف تو قرار داريم (آن گونه كه شايسته است نمي توانيم تو را وصف كنيم)

 

 

 

 

 

 

 

 

افلاك، حريم بارگاهت  [21]

  1. اي كسي كه در معراج خود از درخت سدره المنتهي[22] در آسمان هفتم[23] گذشتي و اي كسي كه گنبد عرش [24]تكيه گاه تو شد
  2. تو آن چنان بلند مقامي كه گوشه كلاهت بالاتر و برتر از فلك نهم است
  3. هم عقل با ان تونايي چون نوكري كه در ركاب سرور خود مي دود در برابر تو احساس حقارت مي كند و از تو تبعيت مي كند و هم شريعت در پناه تو قرار گرفته و تو از آن حمايت و پشتيباني مي كني
  4. ماه با ان زيبايي به اندازه ي طاس كوچكي[25] كه بر گردن اسب تو بسته شده ارزش دارد و شب با ان سياهي رشته سياه حاشيه ي[26] پرچم تو شده است
  5. جبرييل با ان قدر و منزلت نزد خداوند مانند گدايي بر درگاه تو اقامت كرده است و آسمان با ان همه عظمت حريم خانه و بارگاه تو محسوب مي شود
  6. چرخ آسمان اگرچه بلند و با رفعت است در بابر تو به اندازه ي خاك پايي است عقل اگرچه بزرگ و تونا ست در برابر تو كودكي بيش نيست
  7. خدا به خاطر بزرگداشت تو به خاطر بزرگي تو به چهره ي همچون ماهت سوگند خورده است
  8. خداوند كه جان را رقيب خرد قرار داد نام تورا هم رديف نام خود ذكر كرده است


-[1]  عزَّ و جلَّ : مركب از دو فعل ماضي است كه حالت صفت پيدا كرده است.

[2]- اين جمله را اشاره به اين آيه شريفه دانسته اند :سوره حجرات(49) آيه ي 13 : گرامي ترين شما در نزد خدا پرهيزگارترين شماست.

[3] - اشاره است به سوره ي ابراهيم (14) آيه ي 7 : «اگر سپاس بگزاريد بر نعمت شما مي افزايم» . همچنين با بيت زير از مولانا ارتباط معنايي دارد :

 شكر نعمت نعمتت افزون كند            كفر ، نعمت از كفت بيرون كند

[4]  - سوره سبا (34)آيه ي 13

[5]  - باد مشرق (صبا) به فراش (= فرش گستر )تشبيه شده است.

[6]  - قباي سبز ورق :جامه ي سبز رنگ از برگ . به اين صورت سبز صفت قبا و نمودار رنگ آن است . صورت ديگر (سبز ورق )كه سبز را صفت پيشين ورق مي شمارند نيز صحيح است.اما صورت اول ترجيح دارد . (به نقل از دكتر غلامحسين يوسفي )

[7]  - شهد فايق: شهد : عسل با موم ، عسل . فايق : برگزيده ، بهترين از هر چيزي ؛ بر روي هم يعني عسل برگزيده ؛درمان بخش (با توجه به سوره نحل (16) آيه هاي 68-69)

[8]  - نخل باسق : مقتبس از سوره ي ق (50)آيه 10 : والنخل باسقات

[9]  - اشاره به مفهوم سوره ي ابراهيم (14) آيه ي 33: و خورشيد و ماه را از براي شما پيوسته مسخر كرد

[10]  - رحمت عالميان اشاره است به سوره انبيا (21) آيه ي 107 : و تورا نفرستاديم مگر به صورت رحمتي براي عالميان

[11]  - قسمت اخير مبتي است بر اين جزء از آيه ي شريفه : ي ايها الذين آمنوا صلوا عليه ...؛سوره ي احزاب (33) آيه 56

[12]  - جلَّ و علا : دو فعل ماضي است كه در اينجا به صورت صفت به كار رفته است

[13]  - ارتباط مفهومي دارد با اين بيت ها از بوستان:

وگر سالكي محرم راز گشت                           ببندند بر وي در بازگشت

كسي را در اين بزم ساغر دهند                       كه داروي بي هوشي اش در دهند

كسي ره سوي گنج قارون نبرد                       وگر برد ره باز بيرون نبرد

[14]  - مراقبت: در لغت يعني نگاهباني ودر اصطلاح تصوف به معني نگاه داشتن دل است از توجه به غير حق و يقين داشتن بنده به اين كه خداوند در همه ي احوال عالم بر ضمير اوست

[15]  - مكاشفت: در اصطلاح تصوف يعني پي بردن روح عارف به حقايق و علامت آن را دوام تحير در كنه عظمت خداوند دانسته اند

[16]   -معاملت: در لغت يعني سوداگري ،داد و ستد ولي در اصطلاح صوفيه يعني اعمال عبادي و صورت رياضت

[17]   -بوستان :گلزار معرفت ، اشاره است به حالت بي خودي كه به عارف دست داده بود

[18]  - منظور از بوي گل حالت خوش حاصل از دريافت معارف الهي است

[19]  - خيال ، قياس ، وهم : خيال : قوه ي تخيل و تصور ؛ قياس : اندازه گرفتن و سنجيدن دو چيز با يكديگر . اصطلاح منطقي نيز هست  و آن گفتاري است شامل دو قضيه كه تسليم به آن مستلزم تسليم به قولي ديگر باشد . نظير : « هر انسان حيوان است » و « هر حيوان جسم است » نتيجه : « هر انسان جسم است » . وهم : پنداشتن ،پندار ، گمان نادرست.

[20]  - مجلس : جاي نشستن ، مجمعي براي درس و وعظ و نيز آن چه در چنين مجمعي به صورت وعظ و امثال آن گفته شود . از اين رو « مجلس گفتن » كنايه از « وعظ كردن » به كار رفته است . در اين جا همان معني مجمع و سخناني كه در آن گفته مي شود مقصود را مي رساند؛ در عين حال نوشته اند : « مراد سعدي از تمام گشتن مجلس ، به پايان رسيدن خطبه ي آغاز كتاب است كه با حمد و شكر الهي آغاز شده است . اما بايد در نظر داشت كه سخن از به آخر رسيدن عمر است و محدود كردن مجلس به خطبه ي آغاز كتاب از وسعت مفهوم كلام مي كاهد .

[21] - قالب اين شعر تركيب بند است . تركيب بند شعري است چند بخشي كه هر بخش آن از نظر قافيه و درون مايه همانند قصيده و غزل است . اين بخش ها را بيت مصرع متفاوت و نامكرري به هم مي پيوندد .

[22]  - سدرةالمنتهي. ] س ِ رَ تـُل مُ تَ ها [ )اخ (درخت كنار است بر فلك هفتم كه منتهاي اعمال مردم و نهايت رسيدن علم خلق و منتهاي رسيدن جبرئيل عليه السلام است و هيچ كس از آن نگذشته مگر پيغمبر(ص).

بهمت وراي خرد شد كه دل را               جز اين سدرةالمنتهايي نيابي.       خاقاني.

گرش دام از چنگ شهوت رها              كني رفت تا سدرةالمنتهي.            سعدي.

چو از خويشتن بازپرداختي                  مكان سدرةالمنتهي ساختي.         نزاري قهستاني (دستورنامه(.

[23]  - قدما به نه آسمان(فلك) معتقد بودند« و آن عبارت است از فلك قمر (ماه) كه فلك اول است و فلك عطارد (تير) كه فلك دوم است و فلك زهره (ناهيد) كه فلك سيم است و فلك شمس (مهر) كه فلك چهارم است. و فلك مريخ (بهرام)كه فلك پنجم است و فلك مشتري (برجيس) كه فلك ششم است و فلك زحل( كيوان) كه فلك هفتم است و فلك ثوابت كه فلك هشتم و فلك اطلس يا فلك الافلاك كه فلك نهم است.»

[24]  - عرش : تخت رب العالمين كه تعريفش كرده نشود و كيفيت آن و بيان حد آن در شرع جايز نباشد. و گويند ياقوت سرخ است كه از نور حق تعالي مي درخشد. (از منتهي الارب) آسماني كه بالاي همه آسمانها باشد. (ناظم الاطباء). جسم محيط به عالم را كه فلك الافلاك باشد‚ عرش گويند. و فلك ثوابت را كرسي نامند. (فرهنگ علوم عقلي). فلك الافلاك را در اصطلاح شرع عرش گويند‚ و در اصطلاح حكما فلك الافلاك ناميده ميشود. (از كشاف اصطلاحات الفنون). آن جسم كه محيط بر جميع اجسام است. و بسبب ارتفاعش بدين نام خوانده شده است و يا بجهت تشبيه به تخت پادشاه است در جايگزين شدن بر آن هنگام حكم. و احكام قضا و قدر خداوند از آنجا نازل شده است. و بدانجا نه صورت و نه جسم يافت شود. (از تعريفات جرجاني). فلك الافلاك. منبر نهپايه. بام بديع. بام رفيع. بام رواق. بحر وسيع. چرخ فلك. چرخ اطلس. چرخ برين.(آنندراج). فلك اعظم. فلك اطلس. (يادداشت مرحوم دهخدا). آسمان نهم. گرزمان و پژ آسمان. تهم. تهمتن. خاوند. محدد الجهات. (ناظم الاطباء)لا و يحمل عرش ربك فوقهم يومئذ ثمانية )قرآن 69/17(; و در آنروز هشت فريشته عرش پروردگار ترا به بالاي خود بردارند. وهوالذي خلق السماوات و الارض في ستة ايام و كان عرشه علي الماء)قرآن 11/7(; اوست كه آسمانها و زمين را در شش روز آفريد وعرش او بر آب بود. الذين يحملون العرش و من حوله يسبحون بحمدربهم. )قرآن 40/7(; آنان كه عرش را حمل مي كنند و آنانكه پيرامون آنند

به ستايش پروردگار خود تسبيح مي كنند. ان ربكم الله الذي خلق السماوات والارض في ستة ايام ثم استوي علي العرش. )قرآن 7/54(;پروردگار شما خدائي است كه آسمانها و زمين را در شش روز آفريدسپس بر عرش مستوي شد و قرار گرفت.

خداي عرش جهان را چنين نهاد نهاد                كه گاه مردم از او شادمان و گه ناشاد.           كسائي.

ز خاشاك ناچيز تا عرش راست                    سراسر به هستي يزدان گواست.                   فردوسي.

زان نفس استوي زنند علي العرش           كز بر عرش آمد استواي صفاهان.                       خاقاني.

شعر و عرش و شرع از هم خاستند           هر دو عالم زين سه حرف آراستند.                     عطار

- || )اصطلاح عرفا( عرش محل استقرار اسماء مقيد الهي است. و آسمان را عرش گويند. و فلك الافلاك را نيز عرش گويند. و نفس كليه را كه محيط است بر اشياء بر وجه تفصيل‚ عرش كريم و لوح قدر و لوح محفوظ و كتاب مبين و ورقاء و زمرد و ياقوت حمراء نامند. (فرهنگ مصطلحات عرفا). || در تداول فارسي‚ از آن آسمان اراده كنند. مقابل فرش كه از آن دنيا يا زمين خواهند. (يادداشت مرحوم دهخدا(.

[25]  - طاسك: مصغر طاس است. طاس خرد. || در بازي نرد كعب‚ كعبة‚ هر دو طاس نرد. كعبتين. رجوع به طاس شود:

نقش از طاسك زر چون همه شش ميآيد

از چه معني است فرومانده به ششدر نرگس.

سلمان ساوجي.

|| مرادف طاس در معاني آويزهاي طلا  و نقره و اسباب زينت و حقه سيم كه آنها را از رايت و بر گستوان و گردن اسب و مانند اينها درمي آويخته اند:

بهمه ملك زمين ز آنكه فرو نارد سر          مهچه رايت او گشته فلك سا بيني

طاسك رايت مشكين سلبش را كه ز دور     چون مه بدر فراز شب يلدا بيني.              اثيرالدين اوماني.

تيغ را گر آب دادندي ز لطفت در وغا       آب حيوان ريختي در طاسك برگستوان.       سيف اسفرنگ.

مه طاسك گردن سمندت                       شب طره گيسوي سياهت.                جمال الدين عبدالرزاق.

[26] - طرة:  كرانه جامه كه پرزه ندارد. (منتهي الارب). || كرانه وادي. كرانه جوي. كرانه و طرف هر چيزي. (منتهي الارب) حاشيه :

اوصاف طره هاي عمايم بود همه               هر جا كه ذكر طره طرار مي كنم.    نظام قاري

دارم بسي ز ريشه پوشي خيالها                 يابم ز عقد طره دستار حالها            نظام قاري

|| موي پيشاني. موي صف كرده بر پيشاني. (منتهي الارب). طره جبين.ناصيه. و به معني زلف و موي پيشاني‚ مرادف ناصيه‚ و فارسي ان بمعني زلف و كاكل نيز استعمال نمايند‚ لكن از بعضي اشعار‚ طره غيرزلف استعمال مي شود. ملا طغرا بمعني دوم آورده: ا

كم ز دل شانه نيست طره باد صبا              طره چو گرديد جمع‚ زلف پريشان خوش است.

ظهوري بمعني اول گفته :

نگردد شب سفيد از شرمساري              ز مشكين طرهاي روزم سياه است.

  ||  نگار جامه. (منتهي الارب). ريشه در جامه. || كنگره اي كه بر سر ديوار ازآجر يا كاشي سازند. كنگره هاي سر بنا. || سقفي كه از چوب و خشت بردروازه ها سازند و آن را بارانگير و به هند چهجا نامند. در آنندراج ذيل عنوان طره ايوان و طره دالان آورده: چيزي از سنگ يا چوب كه بر سر و روي عمارتها سازند براي محافظت باران و آن را به تازي منطقه گويند و در فارسي باران گريز ودر عرف هند جهجه خوانند و بدين معني تنها طرة نيز گذشت. تاثيرگويد:ا

چشم او با طاق ابرو ليلي ايوان او                    طره ايوان ليلي جرگه مژگان او.

- طره دستار: طره دستار;ريشه‚ و فش و علاقه دنبوقه و شمله آن يعني تارهاي بي پود پايان اوكه زينت را گذارند


نمونه سئوالات زبان فارسی 3 بخش دستور زبان

نمونه سوال زبان فارسی 3

نمونه سوالات امتحان نهایی زبان فارسی 3 نظری نگارش و دستور

 

 

1- عبارت زير را ويرايش كنيد.5/0-82

هنوز معلوم نشده است چه تعداد از قبول شده گان شامل اين قانون شده اند .

2- بيت زير را مختصر جابه جايي به نثر بازگرداني كنيد . 5/‌‌‌‍ .- 82

گرت همواره بايد كامكاري                زمور آموز رسم بارداري

 3- با آرايه ي تشخيص ، فرا رسيدن بهار ، در دو جمله جداگانه ، نويد دهيد . 1- 82

4-  جمال زاده ، هدايت و دهخدا در طنز پردازي چه شيوه اي داشتند ؟ 1- 82

5- در سال هاي اخير كدام منبع تحقيقاتي بيش از همه بر روند تحقيقاتي تاثير گذاشته است ؟ 25/.-82

6- دايرةالمعارف فارسي در چند جلّد و به سرپرستي چه كسي تدوين شد ؟ 5/.- 82

7- براي اطلّاع از شرح حال دانشمندان و بزرگان از كدام منبع تحقيق بهتر است استفاده كنيد ؟ 25/.- 82

8- طنز چيست ؟ 5/.- 82

9- تاليف دايرةالمعارف فارسي به شيوه ي نوين در ايران از چه زماني و با ترجمه ي چه كتابي آغاز شد ؟ 5/.-82

**10- معمولاً چه مطالبي مي تواند الهام بخش يك نمايش نامه نويس باشد ؟ ‌‌‍) ذكر سه مورد كافي است . ) 75/.- 82

11- جمله ي « خورشيد طلوع كرد » به كمك واژگان يا تعبيرات مناسب ديگر ، به يك جمله ي ادبي تبديل كنيد . 5/.- 82

12- چه عاملي سبب شده است كه نوشته ي زير آهنگين شود ؟ 5/0-82

ياشا نشست به انتظار طلوع ، كه دستي ناپيدا رنگ نارنجي را چون دانه هاي --------------------

13- در عبارت لب گشود « مرواريد و در مي ريخت ، صدايش مثل مخمل نرم و لطيف يود . » كدام واژه ها استعاره هستند ؟ 5/. – 82

**14- چرا در باز آفريني يك اثر ، اثر دقيقاُ همان اثر اوليه نيست ؟ 5/. – 82

15 - اساس و پايه ي همه ي طنزها چيست ؟ 5/. – 82

 16- نويسنده زندگي نامه ي زير را با چه شيوه اي آغاز كرده است ؟ 25/.- 83

« اصلاحگر بود يا قدّيس يا سياستمداري بي پروا ؟ در نظر اكثريت جهانيان « گاندي »اصلاحگري انقلابي بود. مردي لاغر اندام ، ... »     

17- روش هاي گردآوري اطلاعات براي زندگي نامه نويسي را بنويسيد . ( سه مورد ) 75/.- 83

18- نام دو اثر معاصر را كه در طنز هاي خود از واژه هاي عاميانه ، ضرب المثل ها و كنايات استفاده كرده اند ، بنويسيد . 5/. – 83

19- دو نمونه از منابع غير چاپي استفاده شده در تحقيق را نام ببريد . 5/. – 83 

20- جمله ي « خورشيد طلوع كرد » را با استفاده از آرايه ي تشبيه به اثر ادبي بنويسيد . 5/. – 83

21- بيت زير را با جابه جايي مختصر به نثر بازگرداني كنيد . 5/. – 83

داني كه را سزد صفت پاكي             آن كاو وجود پاك نيالايد

22- جمله ي مقابل را ويرايش كنيد . 1 – 83

« خانم مديره ي محترمه آزمايشات شيمي را زباناُ تاييد كرند . »

23- مقاله ها از نظر شيوه ي نوشتن چند گونه هستند ؟ نام ببريد . 1- 83

24- چرا مقاله ي « كتاب و كتاب خواني » در كتاب زبان فارسي سال دوم ، يك مقاله ي تحقيقي است ؟ 5/. – 83

25- نويسنده ، زندگي نامه ي رمان گونه را بر چه اساسي مي نويسد ؟ 1- 83

26- بيت زير را با جابه جايي مختصري به نثر بازگرداني كنيد . 5/. – 83

« اگر هوشمندي به معني گرايي          كه معني بماند نه صورت به جاي »

27- جمله ي « محبت دل انسان را شاد مي كند .» را يك بار به كمك تشبيه و بار ديگر با استعاره به نثر ادبي بنويسيد . 1- 83

28- اساس تمام شيوه هاي ساخت طنز بر چه چيزي استوار است ؟ 5/. – 83

29- جمله ي زير را با كلمات مناسب كامل كنيد . 5/. – 83

 وجود دو عنصر . . . و . . . كافي است تا نثر ما هنري تلقّي گردد .

30- شيوه ي نگارش نوشته ي زير را مشخّص كنيد . 5/. – 83

31- شيوه ي نگارش نوشته ي زير را مشخص كنيد . 5/. – 83

مدرسه دو طبقه بود و نوساز بود و در دامنه ي كوه تنها افتاده بود وآفتاب رو بود . يك فرهنگ دوست ، عمارتش را در وسط زمين هاي خودش ساخته بود ، تابلوي مدرسه هم حسابي بزرگ و خوانا ، از صد متري داد مي زد كه : توانا بود  . . . »

32- ضرب المثلي بنويسيد كه در آن به صورت طنزآميز از « آرزوهاي طولاني » انتقاد شده باشد . 5/. – 83

33- عبارتهاي زير را ويرايش كنيد .1-83

الف : هنوز معلوم نشده است چه تعداد از قبول شده گان شامل اين قانون شده اند .

ب : آيا چه گونه پيامبر « صلّي الله » بر عليه كفّار جنگيد .

34- مولوي در دو بيت زير از كدام قشر انتقاد مي كند ؟25/0-83

« آن يكي پرسيد اشتر را كه هي         از كجا مي آيي ، اي فرخنده پي

گفت از حمّام گرم كوي تو               گفت خود پيداست از زانوي تو !»

35- از جمله منابع رايانه اي كه دسترسي به مراكز اطلاعاتي سراسر دنيا را ممكن مي كند ، چيست؟ 25/0-83

36- دايره المعارف فارسي در چند مجلد و و به سرپرستي چه كسي تدوين شد؟5/-  83

37- در نوشته ي زير ، نويسنده از چه شيوه اي براي نوشتن زندگي نامه ، بهره گرفته است؟5/0-83

  « ابراهيم شيرازي با چهره ي قدرتمند و چيره اما قدري گرفته و فشرده ، سحر در دالان خانه قدم مي زد...»

38- شيوه ي نگارش نوشته ي زير را مشخص كنيد.5/0-83

  « مدرسه دو طبقه بود و نوساز و در دامنه ي كوه تنها افتاده بود و آفتاب رو بود . يك فرهنگ دوست ، عمارتش را وسط زمين هاي خودش ساخته بود ، تابلوي مدرسه هم حسابي بزرگ و خوانا ...»

39- بيت زير را با جابه جايي مختصري به نثر باز گرداني كنيد.5/0-83

از تيغ كوه تا لب دريا كشيده اند       فرشي كش از بنفشه و سبزه است تار و پود

 40 – جمله زير را كامل كنيد.5/0-83

   وجود دو عنصر .................و........................كافي است تا نثر ما هنري تلقي گردد.

41 - تركيب هاي مشخص شده ي عبارت زير هريك كدام آرايه ي ادبي را نشان مي دهد؟ 5/0-83

          « تو اي   بهار آرزوي من ، به دوش نسيم پرواز مي كني.

42- جمله زير را كامل كنيد. 5/0-83

  نويسندگان از شيوه هاي مختلف براي ساخت طنز استفاده مي كنند كه اساس همه ي آنها .............است.

43 - عبارت هاي زير را ويرايش كنيد25/1- 82- شهريور

   الف- يك افسر بازرسي هنگام بازديد، يك گلوله دركرد و كلّه ي يكي از قاچاقچيان را زد .

   ب- در سال 334 ، آل بويه ، بغداد را فتح و خليفه را بر كنار و پسرش را به جاي او برگماردند

44- مقاله ها از نظر شيوه ي نوشتن به چند گونه تقسيم مي شود ؟ فقط نام ببريد. 75/0- 82

45- روش گردآورياطلاعات را براي نوشتن « زندگي نامه » بنويسيد.(دو مورد) 5/0 – 82

46- بيت زير را با مختصر جابجايي به نثر بازگرداني كنيد 5/0- 82

    گرت همواره بايد كامكاري                زمور آموز رسم بردباري

47- اساس تمام شيوه هاي ساخت طنز بر چه استوار است؟5/0- 82

48- نام چهار منبع از منابع ديداري و شنيداري تحقيق را بنويسيد .1-82

49- ابهام جمله ي زير را مشخص كنيد و آن را ويرايش نماييد.1- 82 خرداد

 انيشتن ، پس از بيست و دو سال زندگي در شهر پرينستون امريكا در گذشت.

50-  عام ترين و رايج ترين راه تشريح چيست؟ 5/0-82

51- هنگام نگارش زندگي نامه ، توجه به چه نكاتي ضروري است؟(دو مورد)5/0-82

52- شعر زير را با جا به جايي به صورت نثر در آوريد.5/0-82

   خاتم ملك سليمان است علم         جمله عالم صورت و جان است علم

53- سه ويژگي يك نوشته ي ادبي را بنويسيد.75/0-82

54- شخصيت هايي چون «جمال زاده ، هدايت و دهخدا »در طنز خود از چه شيوه اي به خوبي استفاده كرده اند؟75/0- 82

55- ويژگي هاي دايرةالمعارف فارسي كه به سرپرستي دكتر مصاحب تدوين شد چيست؟1-82

56- جمله ي زير را ويرايش كنيد.5/0- 81 دي ماه

  مورّخان جرئت به افشاي كشف خود كردند.

57- چرا در جمله ي زير كاربرد حرف نشانه ي «را»پس از كلمه « آمد» نادرست است؟ 5/0-81

   « نتايجي كه امروز به دست آمد را گزارش مي كنم.»

58- عبارت زير را ويرايش كنيد: 5/0-81

  هنوز معلوم نشده است چه تعداد از قبول شده گان شامل اين قانون شده اند.
59- جاي خالي را با كلمه مناسب پر كنيد. 5/0- 81

    زندگي نامه گونه اي از نوشته هاي .......................است.

60- دو دايره المعارف به زبان فارسي را نام ببريد. 5/0-81

  61- چرا خنده ي حاصل از خنده ي شادماني نيست؟5/0

62- بيت زير را با جا به جايي مختصري به نثر بازگرداني كنيد. 5/0- 81

  « گرت همواره بايد كامكاري         زمور آموز رسم برباري

 63- درباره يكي از دو موضوع زير قطعه اي ادبي بنويسيد.1-81     الف آسمان       ب- معلم حوب من

64- جمله هاي زير را ويرايش كنيد. 1- 81 شهريور

   الف- همه ي بچه ها به او احسن گفتند. 

  ب- ادامه و تاكيد بر انجام چنين تمرين هايي باعث تقويت مهارت هاي نگارشي مي گردد.

65- زندگي نامه چه ويژگي هايي بايد داشته باشند؟دو مورد 5/0-81

66- دو بيت زير را با رعايت نكات و با توجه به اصول و قواعد نگارش در چهار سطر بازنويسي كنيد.1-81

    گردن چه نهي به هر قفايي   راضي چه شوي به هر جفايي

    چون شير به  خود سپه شكن باش   فرزند خصال خويشتن باش

 67- نوشته ي ادبي چه تأثيري در خواننده مي گذارد.دو مورد 5/0-81

68- جمله ي زير را كامل كنيد . 5/0-81

 نوشنه هاي تشريحي حاصل ..........................و.......................هستند.

69- اگر نويسنده عمدا به جاي« تنظيم كنندگان» از« طنزيم كنندگان» استفاده كند از كدام شيوه ي طنز پردازي بهره برده است.5/0- 81

70 -چرا جمله ي زير ازنظر نگارشي نادرست است؟ 5/0-81 خرداد

    كليات لايحه ي بودجه در جلسه ي امروز مجلس مطرح و به تصويب رسيد.

71- جمله هاي زير را از نظر نگارشي ويرايش كنيد.5/0-81

     الف – به قول معروف خسته شدم .                           اين بيمار از ضعف برخوردار است.

72- اگر بخواهيم چيزي يا جايي را كه امروز وجود ندارد تشريح كنيم چه بايد بكنيم؟5/0-81

73- بيت زير را با رعايت نكات و با توجه به اصول و قواعد نگارش در چهار سطر بازنويسي كنيد.1-81

    افسرده مباش اگر نه سنگي          رهوارتر آي اگر نه لنگي

 74- براي جمله ي « با رسيدن بهار شكوفه ها باز شد» به كمك زبان هنري و ادبي ، تعبيري ديگر بنويسيد. 5/0-81

75- وجود غلط هاي املايي چه تأثيري در طنز دارد ؟5/0- 81

76- براي انجام دادن هر گونه پژوهش ابتدابايد چه كرد ؟5/0-81

77- جملات زير را ويرايش كنيد : 1-80

  الف- سارق را دستگير و به زندان بردند.

  ب- يك افسر حفاظت دشمن يك گلوله در كرد و كله ي يكي از مخالفان را زد.

78- براي اينكه زندگي نامه اي حالت معمول و عادي نداشته باشد به چه گونه اي مي توان نوشت؟يك مورد 5/0-80

79- بيت زير را با جابه جايي مختصري به نثر باز گرداني كنيد: 1- 80

  شنيدم كه در تنگنايي شتر                بيفتاد و بشكست صندوق در

80 – در باره ي خنده ي حاصل از طنز توضيح دهيد. يك سطر .5/0-80

 81- دايره المعارف عنوان چه نوع كناب هايي است؟5/0- 80

82- دو عاملي كه نثر معمولي را به نثر هنري تبديل مي كند نام ببريد.5/0-80

83- منظره اي را به دلخواه در يك بند (حداقل چهار سطر )توصيف كنيد.1-80

84- عبارت زير را ويرايش كنيد . 5/0-84خرداد

   بازرسان با توجه به سوابق گذشته ي متهم ، نتايج به دست آمده را تلفنا يا با پست گزارش مي كنند.

85- نوشنه هاي تحليلي حاصل.............................ما هستند.5/0-84

86- در نوشته ي زير كه بخشي از زندگي نامه ي ملا صدراي شيرازي است ، نويسنده از چه شيوه اي بهره گرفته است؟5/0 – 84

«  ابراهيم نگاه را از لاي در گذراند و به محمد انداخت . محمد با چشمان بسته سخن مي گفت . اما چاره اي نبود.لايچشم ها را آهسته باز كرد و گفت: عاقبت اين نور مرا كور خواهد كرد، پدر......»

87- بيت زير را به نثر بازگرداني كنيد. 1-84

   اگر هوشمندي به معني گراي               كه معني بماند نه صورت به جاي

88- شيوه هاي ساخت همه ي طنز ها بر چه اساسي است؟ 5/0- 84

 89- يك بند ادبي در مورد «خورشيد» بنويسيد.1-84

90- لوح فشرده (ديسكت) جزء كدام منابع تحقيق محسوب مي شوند ؟5/0

91- از ميان واژگان داخل كمانك واژه اي را انتخاب كنيد كه مناسب يك نوشته ي ادبي و هنري باشد.5/0-84

( همانند – مثل )امواج كه  به شنزار ساحل راه مي جويند ، دقايق عمر ما نيز به (جهت – سوي )فرجام خويش مي شتابند

نمونه سؤالات امتحان نهايی زبان فارسی قسمت دستور

 

1- جمله ي روبرو چند جزئي است ؟ « كودك خوابيد . » 5/0-دي83

2- براي جمله ي مستقل ساده و مستقل مركب يك مثال بنويسيد . 1-83

3- انواع « ان » را در واژهاي زير مشخص كنيد 1-83.

گيلان         كوهان         بهاران        سواران

4- از مصدر « چيدن » آينده ، سوم شخص جمع بسازيد . 5/0- 83

5- جمله ي زير را با گذرا كردن فعل آن دوباره نويسي كنيد . 5/0-83

    برادرم يك هفته در خانه تنها ماند .

6- يك جمله چهار جزيي با ، مفعول و مسند همراه با فعل « مي ناميم » بنويسيد . 5/0-83

7- كدام جمله مجهول مي شود ؟ به چه دليل ؟ 5/0-83

آلف ) او كتاب را خواهد خريد .             ب ) علي به مدرسه رفت .

8- نوع وابسته هاي پيشين و پسين گروهاي اسمي زير را بنويسيد . 75/0-83

        اين برگه ها به صورت الفبايي تنظيم شده اند .

9- با ذكر علّت بنويسيد كدام گزينه ، شاخص ندارد . 5/0-83

الف ) آقاي طباطبايي                  ب) علّامه علي اكبر دهخدا

ج ) دكتر عبدالحسين زرين كوب      د) خواجه شمس الدين محمّد

10- وابسته هاي وابسته را در جمله ي زير پيدا كنيد و نوع آن ها را بنويسيد . 1-83

پرونده ي برق و تلفن مدرسه را هم از بايگاني بسيار محقّر مدرسه ، بيرون كشيده و خوانده بودم .

11- بن مضارع مصادر « چرخيدن – رقصيدن – رميدن – جهيدن » را بنويسيد . 1-83

12- جمله ي زير از جمله هاي چند جزيي است . 25/0-83

      سفر بخير

13- واژه ه ي « خوش حال » را به يك تركيب وصفي تبديل كنيد . 25/0-شهريور83

14- يك صفت از تركيب « اسم + ور » بسازيد . 25/0-83

15- واژه هاي « آموزگار » و آفريدگار » از نظر ساخت چه فرقي با هم دارند ؟ 5/0-83

16- تعداد تكواژه هاي گروه مقابل را به عدد بنويسيد . باغ قشنگ آرزوها 25/0-83

17- تعداد واج هاي « پرسش » و « آرزو » را به عدد بنويسيد .  5/0-83

18- فعل كدام عبارت درست است ؟ دليل پاسخ خود را توضيح دهيد . 5/0-83

الف ) هيئت گفتند .           ب) هيئت گفت .

19- نوع افعال نوشته ي زير را از نظر ساختمان ( ساده ، پيشوندي و مركّب ) بنويسيد .5/0-83

   بهار گره از شكوفه باز كرد و گل در آغوش چمن بشكفت .

20- از مصدر « چيدن » ، سوم شخص جمع فعل آينده بسازيد .5/0-83

21- فعل جمله ي « دوستان من آمدند » را گذرا كنيد . 5/0-83

22- نمودار جمله ي « موزه ي كلمانسو ديدني است » را رسم كنبد . 75/0-83

23- فعل « گفت » را در جمله ي چهار جزئي با مفعول و متمّم به كار ببريد . 5/0-83

24- واژه ي « اين » را يك بار به عنوان « ضمير اشاره » ، و بار ديگربه عنوان « صفت اشاره » در جمله هاي جداگانه به كار ببريد ؟ 5/0-83

25- كلمه ي « دكتر» را دو جمله ي جداگانه ، طوري به كار ببريد كه يك بار « شاخص » ، و بار ديگر « هسته ي گروه اسمي » باشد . 5/0-83

26- براي واژه ي « يخچال » يك ممّيز و يك صفت شمارشي بنويسيد . 5/0-83

27- نمودار پيكاني گروه اسمي « لباس آبي آسماني »را رسم كنيد . 5/0-83

28- واژه ي « زياد » را در جمله اي به صورت « صفت » ، و در جمله اي ديگر به صورت « قيد صفت » به كار ببريد . 1-83

29- واژه ي « بد رفتار » فشرده ي چه جمله اي است ؟ 25/0-خرداد83

30- نمودار پيكاني گروه اسمي « شهري نسبتاً قشنگ » را رسم كنيد . 5/0-83

31- براي واژه ي « راه » يك مميّز و يك صفت شمارشي بنويسيد . 5/0-83

32- واژه ي « كدام » را به صورت صفت در يك جمله به كار ببريد .  5/0-83

33- نام وابسته هاي پيشين مشخص شده را بنويسيد . 5/0-83

اين چند روز هفته

34- يك جمله چهار جزئي با مفعول و مسند ، همراه با فعل « مي ناميم » بنويسيد . 5/0-83

35- نمودار جمله ي « ما به فرهيختگان خود مي باليم » را رسم كنيد . 75/0-83

36- در نوشته ي زير نوع افعال را از نظر ساختمان ( ساده ، پيشوندي و مركّب ) بنويسد 5/0-83.

 او با سخنان دلنشين خود ، ما را به آينده اميدوار كرد و به تلاش بيشتر واداشت .

37- از مصدر « پذيرفتن » ماضي بعيد اول شخص مفرد بسازيد . 5/0-83

38- جمله ي « سنگ ها افتادند » را با گذرا كردن فعل آن باز نويسي كنيد . 5/0-83

39- چرا جمله هاي زير از نظر مطابقت نهاد و فعل درست است ؟5/0-83

الف ) هيچ يك از دشمنان موفق نشد .

ب) هيچ يك از دشمنان موفق نشدند .

40- در نوشته ي زير جمله هاي مستقل ساده و مركب را مشخص كنيد . 75/0-83

در گنجه ي كوچك كلمانسو سه كلاه مي بينيد . يكي شاپوي اوست كه كلاه رسمي و آداب داني او بود .

ديگري كپي اوست كه هنگام گردش و ورزش به سر مي گذاشت .

41- هسته ي گروهاي « آن تپّه هاي جنگل سوخته » و « ريگ هاي كف رودخانه » را بنويسيد . 5/0-83

42- تعداد تكواژه هاي جمله ي زير را به عدد بنويسيد . 25/0-83

  انقلاب ، تاريخ را از يك تكرار ملالت آور رهايي مي دهد .

43- دو جمله مثال بزنيد كه در آن ها واژه هاي « روز » و « شب » مضاف اليه مضاف اليه قرار گيرد . 5/0-83

44- كدام واژه ، بر اساس الگوي « بن + وند + بن » ساخته نشده است ؟   25/.-83

زد و بند ، گير و دار ، مرگ و مير

45- كدام واژه ي « مشتق – مركب » داراي وند مياني يا ( ميان وند ) نيست ؟ 25/. -83

دست به عصا ، دست بوسي ، دختِ خواب

46- تعداد تكواژه هاي گروه « همان آدم هاي ديروزي » و تعداد واج هاي هسته ي اين گروه اسمي را به عدد بنويسيد . 5/0-شهريور 82

47- فعل كدام عبارت درست است ؟ دليل پاسخ خود را توضيح دهيد .5/0-82

الف) مجلس در اين باره گفت : ...           ب) مجلس در اين باره گفتند : ...

48- با فعل « دوخت » دو جمله با معناي مختلف بنويسيد .5/-82

 49- با استفاده از تكواژ « فرار » دو فعل پيشوندي بسازيد . 5/0-82

50- حرف اضافه ي ويژه ي مصدر هاي « پرداختن ، جنگيدن و گنجيدن » را بنويسيد .75-82

51- نقش هاي تبعي را در جمله هاي زير ، تعيين كنيد و نام آن ها را بنويسيد .1-82

 الف ) پدرش ، خان بابا ، قزويني بود .              ب ) گاندي ، منجي و پيشواي هند بود .

52- نوع واژه هاي زير را از نظر ساخت مشخّص كنيد . 5/0-82

الف ) گلستان                    ب) مداد

53- « جويا » از نظر دستوري چه نوع كلمه اي است ؟ و چگونه ساخته شده است ؟ 75/0-82

54- با توجه به الگوي هاي داده شده ، واژه ي مشتق بسازيد . 5/0-82

الف ) اسم + ناك                   ب ) اسم + ور

55- واژه هاي « دل بستگي » را تا مرحله ي واج تجزيه كنيد و صامت ها و مصوت هاي آن را بنويسيد . 5/0-82

56- قسمت هاي خالي را پر كنيد . 5/0-82

« واژه ي « بي هنر » از تركيب « ... + اسم       ... » حاصل مي شود . »

57- تعداد واج هاي كلمات زير را به عدد بنويسيد . 5/0-خرداد82

اصول – قوانين

58- جمله ي زير را تا مرحله ي گروه تجزيه كنيد . 75/-82

« مسجد مكان مقدسي است . »

59- در جمله ي « در كتابخانه او را ديدم . » چه جزئي حذف شده است ؟ به چه قرينه اي ؟ 5/-82

60- زمان دقيق هر يك از فعل هاي زير را بنويسيد . 1-82

  شنيده بودي ، دارند مي نويسند ، بر گرفته است ، مي رفتم

61- افعال ناگذر « جنبيد » و « جوشيد » را به فعل گذرا تبديل كنيد . 5/0-82

62- نمودار جمله ي « اين پارچه از ابريشم است . » را رسم كنيد . 75/0-82

63- نقش كلمات مشخص شده را بنويسيد75/0-82 .

نثر جهانگشا دشوار و ديرياب است .                           علي برادر بزرگم امروز از مسافرت آمد .

64- در گروه اسمي زير نوع وابسته هاي پيشين و پسين را معيّن كنيد و نام آنها را بنويسيد . 5/-82

« برخي نوشته هاي طنز آلود »

65- ساخت واژه ه ي هر يك از گزينه هاي زير را بنويسيد . ( ساده ، مركّب و ... ) 75/0-82

الف ) سي و سه پل           ب ) گلستان                   پ ) با نشاط

66- واژه ي « ناشنوايي » را به عناصر سازنده تجزيه كنيد . 75/0-82

67- تجزيه ي عناصر سازنده ي كدام دو واژه ، با هم برابر است ؟ 25/0-82

كارشناسي ،  دانشمندي ، كتاب فروشي

68- چرا جمله ي زير از نظر مطابقت نهاد و فعل درست است ؟ 5/0-دي ماه 81

الف ) هيچ يك از دشمنان موفق نشد

ب) هيچ يك از دشمنان موفق نشدند

69 – از مصدر « شتافتن » ماضي نقلي ، دوم شخص مفرد بسازيد .5/0-81

70- با توجه به جمله ي « بچه از سگ ترسيد » به پرسش ها ، پاسخ دهيد .

الف) جمله را به گذراي مفعول و متمم تبديل كنيد . 5/0-81

ب) فعل را با حفظ شخص به مضارع اخباري تبديل نماييد . 5/0-81

71- مميز هاي « طاقه ، تخته » براي چه چيز هايي مناسب هستند ؟ 75/0-81

72- جمله زير را با گذرا كردن فعلشان دوباره نويسي كنيد . 75/0-81

دوستم با اتوبوس به ييلاق رفت و يك هفته آنجا ماند .

73- نقش كلمات مشخص شده را بنويسيد . 75/0-81

- تا از دل و جان نكوشيم به آزادگي نخواهيم رسيد .

- ابوعلي سينا ، شيخ الرئيس در همدان در گذشت .

- به شما دارم مي گويم به شما

74- انواع « وندها » را نام ببريد . 75/0-81

75- واژه ي زير را بر اساس ترتيب اجزاي سازنده آن تا مرحله ي تكواژ تجزيه كنيد . 1-81

« نابينايي »

76- هسته هاي گروهاي زير را بيابيد و تعداد واژه هاي هر گروه را به عدد بنويسيد . 1-81

الف) شاخه هاي تخصّصي                ب) ابزارهاي گوناگون كار

77- نام اجزاي تشكيل دهنده « دست بند » و « هواپيما » را بنويسيد . 1-81

78- نمودار جمله ي « ما به فرهيختگان خود مي باليم » را رسم كنيد . و جمله چند جزيي است ؟ 1-81

79- هسته ي گروههاي « تپّه هاي جنگل سوخته » و « ريگ هاي كف رودخانه » را بنويسيد . 5/. –شهريور 81

80- تعداد تكواژهاي گروه « دفترچه ي مشق بچه ها » و تعداد واج هاي هسته ي اين گروه اسمي را به عدد بنويسيد . 5/. -81

81- فعل كدام عبارت درست است ؟ دليل پاسخ خود را توضيح دهيد . 5/. -81

الف) كاروان به مقصد رسيدند             ب) كاروان به مقصد رسيد

82- چرا جمله هاي زير از نظر مطابقت نهاد و فعل درست است ؟ 5/. -81

الف) هيچ يك از دشمنان موفق نشدند               ب) هيچ يك از دشمنان موفق نشد

83- از مصدر « پذيرفتن » ماضي بعيد اول شخص مفرد بسازيد . 5/.-81

84- واژه هاي زير از نظر ساختمان ( ساده يا مركب يا مشتق يا ... ) بنويسيد .1 -81

  دستگاه – سه گوش – دانشمند – ناخودآگاه

85- قسمت هاي خالي را پر كنيد . 5/.  -81

« واژه ي « بي هنر » از تركيب « ... + اسم             ... » حاصل مي شود . »

86- واژه ي « ناهماهنگي » چند وند دارد ؟ 25/. -81

87- دو كلمه ي « سرهنگ » و « كدخدا » را طوري به كار ببريد كه يك بار « شاخص » قرار بگيرد و بار ديگر هسته ي گروه اسمي باشد . 1 -81

88- جمله ي زير چند جزئي است ؟ نوع آن را بنويسيد . 1 -81

الف) از مصاحبت جاهل بپرهيزيد .                  ب) مردم او را قهرمان ملي مي شناسند .

89- نوع وابسته ها را در نمونه هاي زير مشخص كرده ، نمودار پيكاني آن را رسم كنيد . 1-81

90- واژه ي « دانشمندي » را بر اساس اجزاي سازنده ي آن تا مرحله تكواژ تجزيه كنيد . 75/.  -81

91- هسته ي گروههاي زير را بيابيد و تعداد واژه هاي هر گروه را به عدد بنويسيد . 1-خرداد81

الف) اين پرسش ها                            ب) دماي اجرام آسماني

92- در عبارت « به خانه ي دوستم رفتم كه او را ببينم ، اما نتوانستم » چه جمله اي حذف شده است ؟ به چه قرينه اي ؟ 5/. - 81

93- كدام عبارت درست است ؟ دليل پاسخ خود را بنويسيد . 5/. - 81

الف ) مردم به خيابان آمدند                       ب) مردم به خيابان آمد

94- از مصدر « چيدن » آينده ، سوم شخص جمع بسازيد . 5/. -81

95- جمله ي « كار يعني خلاقيت و سازندگي » چه نوع جمله اي است ؟ نمودار آن را رسم كنيد . 1-81

96- در جمله ي زير نقش هاي تبعي را مشخص كنيد و نام هر يك را بنويسيد .1-81

 الف) از احمد بپرس از احمد .                                      ب) احمد برادر رضا را ديدم .

97- در عبارت « من علاقه ي او را به هنر نسبتاً خوب مي بينم » يك مضاف اليه ، يك مفعول ، يك قيد و يك مسند مشخص كنيد . 1-81

98- واژه هاي زير را از نظر ساختمان ( ساده يا مركب يا مشتق يا ... ) بنويسيد .1-81

كم حوصله – خوش – دو پهلو – نوجواني

99- كلمه « خنده » از تركيب « ... + ه     ...   » ساخته شده است . ( نوع هر جز مشخص شود . )5/.- 81

100- واژه ي « نوجواني » را تا مرحله ي تك واژه به عناصر سازنده ي آن تجزيه كنيد . 5/.-81

101- كدام واژه بيش از يك وند دارد ؟5/.-81

   دانش آموز – گفت و شنيد – ناخود آگاه – ستايشگري – دانشمند

102- تعداد تكواژهاي گروه « هر چهار كارگر ساده » را بنويسيد . در اين گروه « هسته » كدام واژه است؟ 5/ - دي 80

103- تعداد واج هاي واژه ي « تاريخچه » را بنويسيد . 25/. -80

104- كدام جمله از نظر مطابقت نهاد و فعل درست است ؟ 25/. -80

الف) دسته ي عزاداران حسيني از مسجد حركت كردند .

ب) دسته ي اسكناس هزار توماني گم شد .

105- از مصدر « شتافتن » مضارع اخباري ، دوم شخص مفرد بسازيد . 5/. -80

106- زمان ( با ذكر نوع زمان ) فعل جمله ي زير را بنويسيد . 5/.-80

گاندي مظهر زنده ي هندوستان شناخته شده است .

107- جمله هاي زير چند جزئي هستند ؟5/. -80

الف) ايران به دانشمندان خود مي نازد .

ب) گل هاي رنگارنگ جلوه ي بي مانندي به شهر مي دادند .

108- شاخص و مميز را در جمله زير مشخص كنيد . 5/. -80

مرتضي از استاد جوهري دو جلد كتاب هديه گرفت .

109- نام وابسته هاي وابسته را در گروههاي اسمي زير بنويسيد .5/.-80

هواي نسبتاً خوب – رنگ سبز زيتوني

110- نام واژه هاي زير را از نظر ساختماني ( ساده و مشتق و ... ) بنويسيد . 1-80

چهار راه – آميزه – بيابان _ دانشسرا

111- در واژه هاي «ناسپاس» و «گريه» وند ها را مشخص كنيد.5/0-80

112- واژه ي «ناشكري» را بر اساس اجزاي سازنده تا مرحله ي تكواژ تجزيه كنيد.5/0-80

113- با توجه به نوشته ي زير به سؤالات دستوري پاسخ دهيد .

  زمين به بهار نشست ؛ بهار گره از شكوفه باز كرد . نسيم در گيسوي بيد افشان فروپيچيد.

الف- نقش اصلي واژه هاي « زمين » و «گره» را بنويسيد.5/0-80

ب- بن مضارع « پيچ» را گذرا كنيد.

ت- بن مضارع « نشستن» را بنويسيد. 25/0- 80

114- فعل « خورده بود » را با حفظ زمان مجهول كنيد.5/0

115- نهاد و گزاره ي جمله ي « عيدتان مبارك » را زير نمودار درختي بنويسيد.5/0-80

116- تعداد تكواژ هاي گروه« هر چهار كارمند ساده» و تعداد واج هاي هسته ي اين گروه اسمي را به عدد بنويسيد.5/0-دي 82

117- تعداد واژه ها و گروه هاي سازنده ي جمله ي مستقل مركب نوشته ي زير را به عدد بنويسيد.5/-82

واج كوچك ترين واحد صوتي زبان است كه معنايي ندارد.

118 جمله ي زير را به كمك گذرا كردن فعل( با رعايت زمان) به جمله ي چهار جزئي با مفعول و متمم تبديل كنيد.( شخص فعل اختياري است)   1- 82            - من درس را مي فهمم.

119- از مصدر « ترسيدن » دوم شخص جمع ماضي التزامي بسازيد.5/0-82

120- نمودار جمله ي « اين پارچه از ابريشم است را رسم كنيد. 75/-82

121- جمله ي زير چند جزئي است؟  روانش شاد75/-82

122- كلمه ي «استاد» را در دوجمله به كار بريد كه يك بار شاخص و بار ديگر هسته ي گروه اسمي باشد.5/-82

123- نام وابسته هاي پيشين گروه اسمي زير را بنويسيد5/0-82

  اين چند روز هفته

124- نوع وابسته ي پيشين را در جمله ي زير مشخص نماييد.25/0-82

عجب گلي در باغ روييده است.

125- نمودار پيكاني گروه اسمي زير را رسم كنيد.5/0-82

كيف پسر همسايه

126- تفاوت واژه ي « كوزه گري » با « ياغي گري » را بنويسيد.1-82

127- كدام واژه ي « مشتق - مركب » داراي وند مياني يا ( ميانوند) نيست؟25/0-82

  دست به عصا- دانش پژوه – رختِ خواب

 128- وابسته ي وابسته ي جمله ي زير را بيابيد و نوع آن را بنويسيد.5/0-82

  قيمت پنج قطعه مرغ ، حقوق ماهيانه ي اوست.

  129- ساخت واژه ي هريك از گزينه هاي زي را بنويسيد.( ساده ، مركب،....)75/0-82

     1- سي و سه پل     2- گلستان                     3- با نشاط

ادامه نوشته

زبان فارسی 3 -

نمونه سوال زبان فارسی 3

نمونه سوالات امتحان نهایی سوم نظری زبان شناسی

به نام خدا

1- در جمله ي « من ، من را در آيينه ديدم» كدام قاعده ي زباني رعايت نشده است؟ 5/0 -84

2- آلگوي هجايي واژه ي « گل» را بنويسيد.5/0-84

3- تغيير تكيه ، روي كدام واژه سبب تغيير  معنايي مي شود ؟5/0-84

« ولي دانش آموز بايد بداند كه با تلاش و پيگيري مستمر مي توان به نتيجه رسيد»

4- آهنگ هر يك از جمله هاي زير چگونه است؟ 5/0-84

الف) چنين شتابان به كجا مي روي؟

ب) هيچ به زندگي انديشيده اي؟

5- در بيت زير واژه اي بيابيد كه هم منعناي ديم خود را حفظ كرده است و هم معناي جديد گرفته است.5/0-84

دريا دلان راه سفر در پيش دارند           پا در ركاب راهوار خويش دارند

6- علامت اختصاري تركيب «كتابخانه ي ملي ايران» را با استفاده از سر واژه هاي آن بنويسيد.5/0-84

7- كدام يك از نقش هاي زبان كاركرد اجتماعي بيشتري دارد ؟ چرا؟1-84

9- چرال توليد واحدهاي زباني زير غير ممكن است؟ 5/0-82

الف- امروز دانش آموزان به مدرسه رفت. ب- داگْكْ

10 – الگوي هجايي واژه هاي سرو را بنويسيد.5/82

11- آيا تكيه مي تواند مميز معنا باشد؟ (توضيح دهيد)75/0-82

 12- جايگاه تكيه را در كلمه ي « نزن» مشخص كنيد.25/0-82

13- واژه ي «دستور» مشمول كدام يك از وضعيت هاي زباني شده است؟5/0-82

14- معناي غير مستقيم عناصر زباني چگونه استنباط مي شود ؟5/0-82

15- هر ارتباط زباني چه هدف هايي دارد؟5/0-84

16- تكيه يعني چه؟5/0-81

17- نوع آهنگ را در جمله هاي زير مشخص كنيد.5/0-81

الف- احمد به مدرسه مي رود؟                ب- دانش آموز درس را خوانده است.

18- در جمله ي « دانش آموزان خوب در درس موفق مي باشد »  كدام قاعده ي زباني رعايت  نشده است؟25/0-81

19- براي رعايت نكردن هر يك از قواعد واجي و هم نشيني  مثالي ذكر كنيد.1-81

20 – واژه هاي زير علامت اختصاري چه كلماتي هستند.5/0-81        الف-هما           ب- ساف

21- دو واژه بنويسيد كه هم معناي قديم را حفظ كرده اند و هم معناي جديد گرفته اند. 5/0 -81

22- منظور از واحد هاي زبر زنجيري چيست؟5/0- 82

23- جاهاي خالي را با كلمات مناسب به گونه اي كامل كنيد كه معناي فعل تغيير كند.5/0-82

الف- ..............................پريد.                        ب- ...................................پريد.

24- كدام يك از واژه هاي بيت زير هم معناي قديم خود را حفظ كرده است و هم معناي جديد گرفته است؟25/0-82

  چو بوسيد پيكان سرانگشت اوي               گذر كرد بر مهره ي پشت اوي

25- براي رعايت نكردن قواعد معنايي زبان مثالي بياوريد، سپس صورت صحيح آن را بنويسيد.1-82

26- نوع آهنگ جملي زير را بنويسيد. آيا فردا امتحان داريم.؟25/0-82

27- هرگاه در گوشه اي بنشينيم و با خود حرف بزنيم از كدام يك از نقش هاي زبان استفاده كرده ايم؟5/0

28- هرگاه شاعر بتواند بر مجموعه ي ساخت آوايي ، ساخت هاي تازه اي همچون ساخت وزن و قافيه بيفزايد به آن اثر ادبي چه مي گويند؟5/0-82

29- تكيه در كدام هجاي كلمات زير قرار دارد؟5/0- 82 

30 – براي رعايت نكردن هريك از قواعد واجي و هم نشيني مثالي ذكر كنيد 5/0-81

31- چرا توليد واحد زباني زير غير ممكن است؟5/0-81    كتاب دست هايش را شست.

32- آيا تكيه مي تواند مميز معنا باشد ؟(توضيح دهيد) 75/-81

33- كوچكترين واحد زنجيري گفتار چيست؟25/0- 81

34- براي ساخت زير يك مثال بنويسيد.5/0- 81    بن مضارع + ان= صفت/ قيد

35- كلماتي كه در گذشته وجود داشته و امروز نيز با تغيير در حوزه معنايي وجود دارد ، كدامند؟5/0-81

  رعنا- سوفار- كثيف- ديوار- برگستوان

36- جاي خالي را پر كنيد.5/0 – 81             شايد اساسي ترين نقش زبان .......................در ميان.......................باشد.

37- اصطلاح «حديث نفس » در نقش هاي زبان به چه معني است.؟5/0-81

38- كدام يك از نقش هاي اساسي زبان در نمونه ي زير ديده مي شود.؟5/0-83

           به نام خداوند جان خرد           كزين برتر انديشه بر نگذرد

39- با توجه به شيوه ي واژه سازي جديد ، واژه ي «ساف» چه معنايي دارد و چگونه ساخته مي شود؟5/0 -83

40 – تعداد واج هاي كلمات زير را بنويسيد . 5/0-83                الف- ابر                  ب- دماوند

41- چرا ساختن واژه ي «مرْتْد» امكان پذير نيست؟ 5/0 – 83

42- كدام واژه هاي زير داراي تكيه در هجاي پاياني هستند ؟ 5/0-83   

                              الف- آهو                        ب- نمي گويند                          ج – آبي                    د- برگشتي

43- دو واژه مثال بياوريد كه معناي پيشين خود را از دست داده و معناي جديد پذيرفته باشند.5/0-83

44- آهنگ جمله زير را معين كنيد. 25/0- 83         كدام گل را مي پسندي؟

45- هر واژه در زبان فارسي چند تكيه دارد؟25/0-83

46- كدام يك از نقش هاي زبان در نمونه ي زير ديده مي شود؟ 25/0- 83

  مي تراود مهتاب / مي درخشد شبتاب/ نيست يكدم شكند خواب به چشم كس و ليك / غم اين خفته ي چند/ خواب در چشم ترم مي شكند.

47- اگر به كمك زبان از خود و آن چه در درونمان مي گذرد ، سخن بگوييم ، از كدام نقش زبان استفاده كرده ايم؟25/-83

48- چرا جمله هاي « علي، علي را ديد» و « من ، من را سرزنش كردم » غلط است ؟ 5/0-83

49- واحدهاي زباني را از بزرگ به كوچك به ترتيب نام ببريد.5/1-83

50- دو واژه مثال بياوريد كه پس از انتقال به دوره هاي بعد،كاملا متروك شده باشند. 5/  - 83

51- آهنگ جمله هايي كه زير آن ها خط كشيده شده بنويسيد.5/0-83

  الف- بانگ هزاهز و غريو خاست. امير برخاست .             ب- چه كسي بود صدا زد؟ سهراب!

52-  با استفاده از روش جانشين سازي جملي « كيفم با دلخوري مدادش را تراشيد» را باز سازي كنيد تا به جمله ي عادي معنا دار تبديل شود . 5.0 - 82

53- واج ها با هم تركيب مي شوند  و واحد بزرگ تر زباني .................................ساخته مي شود. 5/0- 82

54- مهمترين واحدهاي زبرزنجيري را نام ببريد.75/- 82

55- نوع آهنگ جمله ي  را بنويسيد .     5/0  - 82    آيا فردا امتحان داريم ؟       

56- نقش هاي زبان را نام ببريد.1-82

 57 – در توليد واحد هاي زباني زير چه قاعده اي رعايت نشده است ؟ 5/0- 82    پسرك به مدرسه رفت.

58- الگوي هجايي واژه ي «خويش »را بنويسيد.5/0 82

59- در توليد واحد هاي زباني زير چه قواعدي رعايت نشده است؟ 5/0- 82

الف- بر مي داشتند داشتند .         ب- من من را صدا زدم.      پ- مدرسه ي يك روز خاطره

60 - نوع آهنگ را در جمله هاي زير مشخص كنيد.  5/0-82

الف- احمد به مدرسه مي رود ؟                             ب- دانش آموز درس را خوانده است.

61- كدام واژه هاي زير داراي تكيه در هجاي پاياني هستند؟ 5/0- 82

  الف – آهو      ب- آبي                      ج-  نمي گويند                          د- برگشتي

62- كامل كنيد. 5/0-82       هر عنصر زباني داراي دو معناي...........................و...........................است.

63- واژه هاي زير به كمك كدام روش واژه سازي ساخته شده است ؟75/0

  الف- پوشاك                       ب- دردناك                   ج- روپوش

64- با استفاده از كلمات مناسب در جاهاي خالي ، جمله ي زير را كامل كنيد .5/0-82  دي ماه

   شايد اساسي ترين نقش زبان ....................در ميان..............................باشد.

65- هدف از هر ارتباط زباني چيست؟ در دو سطر توصيح دهيد.1- 81 دي

66- واژه هاي جديد به چند شيوه ساخته مي شوند؟نام ببريد.1-81 شهريور

67- جايگاه تكيه را در واژه ي نشست مشخص كنيد.25/081

69- كوچك ترين جزء زبان چه نام دارد؟25/0-80

70- در توليد واحد زباني « گنجشك كتاب مي خواند » چه قاعده اي رعايت نشده است؟25/0 - 80

71 - مهمترين واحد هااي زبر زنجيري گفتار چه نام دارد .75/0 -80

72- « روش اختصاري »در ساخت واژه ها ي جديد چگونه است؟ 5/0-80

73- دو هدف از ارتباط زباني  را در ميان افراد يك جامعه بنويسيد.5/0  - 80

74- از ميان واژه هاي زير دو واژه اي كه با همان معناي قديم به حيات خود  ادامه داده است مشخص كنيد. 5/0

                       يخچال   - گريه  - برگستوان – زيبايي

75- در نظام آوايي زبان فارسي الگوي هجايي با صامت آغاز مي شود يا مصوت؟25/0 82  كرمان

76- هر واژه اي در زبان فارسي چند تكيه دارد؟25/0 – 82

77- با گذاشتن علامت « ، »  در جاي مناسب  عبارت « اين جا آشپز خانه ندارد » را به دو گونه بنويسيد كه معاني متفاوت داشته باشد . 5/0- 82

78- كلمه ي « گشت » را در دو جمله جدا با دو معني متفاوت بنويسيد. 1- 82 

79- چگونگي ساخت واژه هاي جديد را به روش اشتقاق بنويسيد .5/0 -

ادامه نوشته

نمونه سئوال زبان 3

به نام خدا

1- در جمله ي « من ، من را در آيينه ديدم» كدام قاعده ي زباني رعايت نشده است؟ 5/0 -84

2- آلگوي هجايي واژه ي « گل» را بنويسيد.5/0-84

3- تغيير تكيه ، روي كدام واژه سبب تغيير  معنايي مي شود ؟5/0-84

« ولي دانش آموز بايد بداند كه با تلاش و پيگيري مستمر مي توان به نتيجه رسيد»

4- آهنگ هر يك از جمله هاي زير چگونه است؟ 5/0-84

الف) چنين شتابان به كجا مي روي؟

ب) هيچ به زندگي انديشيده اي؟

5- در بيت زير واژه اي بيابيد كه هم منعناي ديم خود را حفظ كرده است و هم معناي جديد گرفته است.5/0-84

دريا دلان راه سفر در پيش دارند           پا در ركاب راهوار خويش دارند

6- علامت اختصاري تركيب «كتابخانه ي ملي ايران» را با استفاده از سر واژه هاي آن بنويسيد.5/0-84

7- كدام يك از نقش هاي زبان كاركرد اجتماعي بيشتري دارد ؟ چرا؟1-84

9- چرال توليد واحدهاي زباني زير غير ممكن است؟ 5/0-82

الف- امروز دانش آموزان به مدرسه رفت. ب- داگْكْ

10 – الگوي هجايي واژه هاي سرو را بنويسيد.5/82

11- آيا تكيه مي تواند مميز معنا باشد؟ (توضيح دهيد)75/0-82

 12- جايگاه تكيه را در كلمه ي « نزن» مشخص كنيد.25/0-82

13- واژه ي «دستور» مشمول كدام يك از وضعيت هاي زباني شده است؟5/0-82

14- معناي غير مستقيم عناصر زباني چگونه استنباط مي شود ؟5/0-82

15- هر ارتباط زباني چه هدف هايي دارد؟5/0-84

16- تكيه يعني چه؟5/0-81

17- نوع آهنگ را در جمله هاي زير مشخص كنيد.5/0-81

الف- احمد به مدرسه مي رود؟                ب- دانش آموز درس را خوانده است.

18- در جمله ي « دانش آموزان خوب در درس موفق مي باشد »  كدام قاعده ي زباني رعايت  نشده است؟25/0-81

19- براي رعايت نكردن هر يك از قواعد واجي و هم نشيني  مثالي ذكر كنيد.1-81

20 – واژه هاي زير علامت اختصاري چه كلماتي هستند.5/0-81        الف-هما           ب- ساف

21- دو واژه بنويسيد كه هم معناي قديم را حفظ كرده اند و هم معناي جديد گرفته اند. 5/0 -81

22- منظور از واحد هاي زبر زنجيري چيست؟5/0- 82

23- جاهاي خالي را با كلمات مناسب به گونه اي كامل كنيد كه معناي فعل تغيير كند.5/0-82

الف- ..............................پريد.                        ب- ...................................پريد.

24- كدام يك از واژه هاي بيت زير هم معناي قديم خود را حفظ كرده است و هم معناي جديد گرفته است؟25/0-82

  چو بوسيد پيكان سرانگشت اوي               گذر كرد بر مهره ي پشت اوي

25- براي رعايت نكردن قواعد معنايي زبان مثالي بياوريد، سپس صورت صحيح آن را بنويسيد.1-82

26- نوع آهنگ جملي زير را بنويسيد. آيا فردا امتحان داريم.؟25/0-82

27- هرگاه در گوشه اي بنشينيم و با خود حرف بزنيم از كدام يك از نقش هاي زبان استفاده كرده ايم؟5/0

28- هرگاه شاعر بتواند بر مجموعه ي ساخت آوايي ، ساخت هاي تازه اي همچون ساخت وزن و قافيه بيفزايد به آن اثر ادبي چه مي گويند؟5/0-82

29- تكيه در كدام هجاي كلمات زير قرار دارد؟5/0- 82 

30 – براي رعايت نكردن هريك از قواعد واجي و هم نشيني مثالي ذكر كنيد 5/0-81

31- چرا توليد واحد زباني زير غير ممكن است؟5/0-81    كتاب دست هايش را شست.

32- آيا تكيه مي تواند مميز معنا باشد ؟(توضيح دهيد) 75/-81

33- كوچكترين واحد زنجيري گفتار چيست؟25/0- 81

34- براي ساخت زير يك مثال بنويسيد.5/0- 81    بن مضارع + ان= صفت/ قيد

35- كلماتي كه در گذشته وجود داشته و امروز نيز با تغيير در حوزه معنايي وجود دارد ، كدامند؟5/0-81

  رعنا- سوفار- كثيف- ديوار- برگستوان

36- جاي خالي را پر كنيد.5/0 – 81             شايد اساسي ترين نقش زبان .......................در ميان.......................باشد.

37- اصطلاح «حديث نفس » در نقش هاي زبان به چه معني است.؟5/0-81

38- كدام يك از نقش هاي اساسي زبان در نمونه ي زير ديده مي شود.؟5/0-83

           به نام خداوند جان خرد           كزين برتر انديشه بر نگذرد

39- با توجه به شيوه ي واژه سازي جديد ، واژه ي «ساف» چه معنايي دارد و چگونه ساخته مي شود؟5/0 -83

40 – تعداد واج هاي كلمات زير را بنويسيد . 5/0-83                الف- ابر                  ب- دماوند

41- چرا ساختن واژه ي «مرْتْد» امكان پذير نيست؟ 5/0 – 83

42- كدام واژه هاي زير داراي تكيه در هجاي پاياني هستند ؟ 5/0-83   

                              الف- آهو                        ب- نمي گويند                          ج – آبي                    د- برگشتي

43- دو واژه مثال بياوريد كه معناي پيشين خود را از دست داده و معناي جديد پذيرفته باشند.5/0-83

44- آهنگ جمله زير را معين كنيد. 25/0- 83         كدام گل را مي پسندي؟

45- هر واژه در زبان فارسي چند تكيه دارد؟25/0-83

46- كدام يك از نقش هاي زبان در نمونه ي زير ديده مي شود؟ 25/0- 83

  مي تراود مهتاب / مي درخشد شبتاب/ نيست يكدم شكند خواب به چشم كس و ليك / غم اين خفته ي چند/ خواب در چشم ترم مي شكند.

47- اگر به كمك زبان از خود و آن چه در درونمان مي گذرد ، سخن بگوييم ، از كدام نقش زبان استفاده كرده ايم؟25/-83

48- چرا جمله هاي « علي، علي را ديد» و « من ، من را سرزنش كردم » غلط است ؟ 5/0-83

49- واحدهاي زباني را از بزرگ به كوچك به ترتيب نام ببريد.5/1-83

50- دو واژه مثال بياوريد كه پس از انتقال به دوره هاي بعد،كاملا متروك شده باشند. 5/  - 83

51- آهنگ جمله هايي كه زير آن ها خط كشيده شده بنويسيد.5/0-83

  الف- بانگ هزاهز و غريو خاست. امير برخاست .             ب- چه كسي بود صدا زد؟ سهراب!

52-  با استفاده از روش جانشين سازي جملي « كيفم با دلخوري مدادش را تراشيد» را باز سازي كنيد تا به جمله ي عادي معنا دار تبديل شود . 5.0 - 82

53- واج ها با هم تركيب مي شوند  و واحد بزرگ تر زباني .................................ساخته مي شود. 5/0- 82

54- مهمترين واحدهاي زبرزنجيري را نام ببريد.75/- 82

55- نوع آهنگ جمله ي  را بنويسيد .     5/0  - 82    آيا فردا امتحان داريم ؟       

56- نقش هاي زبان را نام ببريد.1-82

 57 – در توليد واحد هاي زباني زير چه قاعده اي رعايت نشده است ؟ 5/0- 82    پسرك به مدرسه رفت.

58- الگوي هجايي واژه ي «خويش »را بنويسيد.5/0 82

59- در توليد واحد هاي زباني زير چه قواعدي رعايت نشده است؟ 5/0- 82

الف- بر مي داشتند داشتند .         ب- من من را صدا زدم.      پ- مدرسه ي يك روز خاطره

60 - نوع آهنگ را در جمله هاي زير مشخص كنيد.  5/0-82

الف- احمد به مدرسه مي رود ؟                             ب- دانش آموز درس را خوانده است.

61- كدام واژه هاي زير داراي تكيه در هجاي پاياني هستند؟ 5/0- 82

  الف – آهو      ب- آبي                      ج-  نمي گويند                          د- برگشتي

62- كامل كنيد. 5/0-82       هر عنصر زباني داراي دو معناي...........................و...........................است.

63- واژه هاي زير به كمك كدام روش واژه سازي ساخته شده است ؟75/0

  الف- پوشاك                       ب- دردناك                   ج- روپوش

64- با استفاده از كلمات مناسب در جاهاي خالي ، جمله ي زير را كامل كنيد .5/0-82  دي ماه

   شايد اساسي ترين نقش زبان ....................در ميان..............................باشد.

65- هدف از هر ارتباط زباني چيست؟ در دو سطر توصيح دهيد.1- 81 دي

66- واژه هاي جديد به چند شيوه ساخته مي شوند؟نام ببريد.1-81 شهريور

67- جايگاه تكيه را در واژه ي نشست مشخص كنيد.25/081

69- كوچك ترين جزء زبان چه نام دارد؟25/0-80

70- در توليد واحد زباني « گنجشك كتاب مي خواند » چه قاعده اي رعايت نشده است؟25/0 - 80

71 - مهمترين واحد هااي زبر زنجيري گفتار چه نام دارد .75/0 -80

72- « روش اختصاري »در ساخت واژه ها ي جديد چگونه است؟ 5/0-80

73- دو هدف از ارتباط زباني  را در ميان افراد يك جامعه بنويسيد.5/0  - 80

74- از ميان واژه هاي زير دو واژه اي كه با همان معناي قديم به حيات خود  ادامه داده است مشخص كنيد. 5/0

                       يخچال   - گريه  - برگستوان – زيبايي

75- در نظام آوايي زبان فارسي الگوي هجايي با صامت آغاز مي شود يا مصوت؟25/0 82  كرمان

76- هر واژه اي در زبان فارسي چند تكيه دارد؟25/0 – 82

77- با گذاشتن علامت « ، »  در جاي مناسب  عبارت « اين جا آشپز خانه ندارد » را به دو گونه بنويسيد كه معاني متفاوت داشته باشد . 5/0- 82

78- كلمه ي « گشت » را در دو جمله جدا با دو معني متفاوت بنويسيد. 1- 82 

79- چگونگي ساخت واژه هاي جديد را به روش اشتقاق بنويسيد .5/0 -

ادامه نوشته

مجموعه سئوالات تاریخ ادبیات 2

درس اول
درآمدي بر عصر حافظ
دانستني‌هاي مربوط به درس
1- كدام عارف و متفكر اندلسي، براي نزدكي كردن عرفان و فلسفه كوشيد؟ ابن عربي
2- چرا در عصر حافظ، گروه‌ها توانستند مذهب و اعتقادات خود را آزادانه آشكار كنند؟ به دليل بي‌اعتقادي برخي از ايلخانان و بي‌تعصبي برخي ديگر
3- شيعيان، كدام حكومت‌هاي محلي را تشكيل دادند؟ سربداران و مرعشيان
4- تفاوت شورش‌هاي تيمور با چنگيز در چه بود؟ اول اين كه تيمور دعوي مسلماني داشت و ديگر اين كه او و لشگريانش به طور نسبي با تمدن آشنا بودند.
5- مهم‌ترين افراد نفوذي مذهب تشيع در دستگاه حكومتي مغولان چه كساني بودند؟ خواجه نصيرالدين توسي و مؤيدالدين علقمي
6- در عصر حافظ كدام قالب شعري رو به ضعف و كسادي گذاشت؟ قصيده
7- مضمون قصيده‌هاي سروده شده در عصر حافظ چه بود؟ حمد خدا، نعت رسول اكرم (ص) و مناقب امامان شيعه
8- ابتكارهاي صورت گرفته در شعر اين دوره كدام است؟ منقبت و مرثيه و طرح مسائل اجتماعي
9- در شعر عصر حافظ تقليد از شاعران پيشين به چه شكل‌هايي بروز مي‌كرد؟ تقليد از شيوه‌ و سبك استادان پيشين، جواب گويي شعرهاي مشهور بر همان وزن و قافيه‌ي پيشينيان
10- شيوه‌ي كدام شاعر عصر حافظ ابتكاري تازه قلمداد مي‌شود؟ عبيدزاكاني
11- «طنز و انتقاد اجتماعي» در شعر كدام شاعران اين دوره بيش‌تر ديده مي‌شود؟ عبيد حافظ و بسحاق اطعمه
12- «زبان شعر» در اين دوره چگونه است؟ جز در سروده‌هاي حافظ و خواجو، رو به سقوط و تباهي است.
13- عراقي، كدام مثنوي را بر وزن «حديقه سنايي» سروده است؟ عشاق نامه (ده نامه)
14- كدام كتاب عراقي به «نظم و نثر» است؟ لمعات
15- موضوع كتاب «لمعات» چيست؟ عرفان و سير و سلوك عارفانه
16- چه كسي مشهورترين شرح را بر «لمعات» نوشته است؟ جامي
17- «ساقي نامه» چگونه شعري است؟ شعري است در وصف مجالس بزم و لوازم مربوط به آن به طوري كه شاعر در خلال آن مضامين غنايي و عرفاني و حكمت و وعظ را نيز درج كند.
18- «عراقي» در كجا متولد شد؟ در يكي از روستاهاي فراهان به نام كميجان
19- «عراقي» در قونيه با كدام عارفان مشهور آشنا شد؟ شيخ صدرالدين قونوي
20- كدام اثر حماسي در دوره‌ي حافظ مورد توجه و تقليد قرار گرفته است؟ شاهنامه فردوسي
  

-------------------------------------------------------------------------------------------------- 
درس دوم
خواجوي كرماني
دانستني‌هاي مربوط به درس
1- «خواجو» در غزل از چه كسي پيروي مي‌كرد؟ سعدي
2- «نخل بند شاعران» شهرت كدام شاعر معروف است؟ خواجوي كرماني
3- «رساله‌ي اللباديه» مناظره بين چيست؟ ني و بوريا
4- خواجو در «قصيده سرايي» از كدام شاعر تقليد كرده است؟ سنايي
5- كدام شاعر در ستايش سربداران، شعر سروده است؟ ابن يمين
6- ابن يمين به سرودن شعر در كدام قالب شعري نام بردار گشته است؟ قطعه
7- مذهب «ابن يمين» چه بود؟ شيعه
8- «سيف فرغاني» شاعر كدام قرن است؟ قرن هفتم
9- بيت «اسب همت سركشيد و بهرجو جايز نداشت / خوار همچون خر در اصطبل ثنا خواني مرا» از كدام شاعر است؟ سيف فرغاني
10- چرا لقب «زاكاني» به عبيد داده شد؟ او از خاندان زاكانيان، تيره‌اي از اعراب بني خفاجه بود.
11- شهرت «عبيد» به كدام قالب بياني است؟ طنز
12- «عبيد» در پرداختن به هزليات خود به كدام شاعران توجه داشته است؟ سعدي و سوزني سمرقندي
13- مثنوي «موش وگربه» درباره‌ي چيست؟ حكايتي است تمثيلي كه در آن وضع جامعه و دو طبقه‌ي حاكمان و قاضيان مورد انتقاد قرار گرفته است.
14- «عبيد» در كدام قرن زيسته است؟ قرن هشتم
15- دو بخش ديوان اشعار خواجو، چه نام دارد؟ صنايع الكمال، بدايع‌الجمال
16- كدام مثنوي از خواجو نيست؟ (سام‌نامه، صدپند، هماي و همايون) صد بند، از عبيد زاكاني است.
17- «سخن حافظ طرز غزل» كدام شاعر را دارد؟ خواجو
18- «اخلاق الاشرف» اثري است از ..... عبيد زاكاني
19- زبان طنز در آثار «عبيد» چگونه است؟ بي‌پروا و تند
20- سبك شعري «سيف فرغاني» به شيوه‌ي كدام شاعران است؟ سخنوران نامي خراسان

------------------------------------------------------------------------------------------------
درس سوم
حافظ
دانستني‌هاي مربوط به درس
1- «لسان الغيب» لقب كيست؟ خواجه شمس‌الدين محمد شيرازي (حافظ)
2- نياكان «حافظ» از كجا بودند؟ كوهپايه‌ي اصفهان‌
3- لقب «محتسب» را حافظ به كدام حاكم وقت شيراز داده بود؟ امير مبارزالدين محمد
4- كدام شاعر فارسي زبان، بيش‌ترين محبوبيت را تاكنون نزد فارسي زبانان داشته است؟ حافظ
5- «حافظ» از كدام دانش‌هاي زمان خود بهره داشت؟ همه‌ي علوم قراني ، از قرائت و تفسير گرفته تا كلام و فلسفه و عرفان
6- محتواي غزل‌هاي «حافظ» چگونه است؟ تلفيق و تركيب عشق و عرفان است.
7- كدام شهر خراسان در دوره‌ي جامي پايتخت هنر و ذوق و ادب ايران بود؟ هرات
8- چه كساني در آن زمان، حامي هنرمندان وصاحبان ذوق بودند؟ سلطان حسين بايقرا و امير عليشير نوايي
9- كدام اثر جامي «منظومه‌اي تمثيلي، حاوي اشارات اخلاقي و عرفاني» است؟ سلامان و ابسال
10- «جامي» در مثنوي سرايي از كدام شاعر تقليد كرده است؟ نظامي
11- كدام كتاب را «جامي» در برابر خمسه‌ي نظامي سروده است؟ هفت اورنگ
12- كتاب «بهارستان» به تقليد از كدام اثر معروف است؟ گلستان سعدي
13- ديوان جامي، به چند بخش تقسيم شده است؟ سه بخش
14- «ذكر مراحل سلوك و رتبيت نفس» محتواي كدام كتاب «جامي» است؟ سحبة الابرار
15- حافظ در شعر «بلبلي خون دلي خورد و گلي حاصل كرد / باد غيرت به صدش خار، پريشان دل كرد» به كدام رويداد اشاره كرده است؟ درد مرگ فرزندش
16- كدام شاعر را برخي «خاتم شعراي ايران» مي‌دانند؟ حافظ
17- لحن و بيان «حافظ» در اشعارش، چگونه است؟ گزنده و تلخ با نيشخند و كنايه آميز است.
18- محتواي غزل شاعران پيش از حافظ، چه بود؟ يا عاشقانه يا عارفانه
19- تقليد «جامي» از شعرايي چون نظامي و سعدي، در چه حدي است؟ نتواسته است از حد مقلدي موفق يا فراتر بگذارد.

-------------------------------------------------------------------------------------------------
درس چهارم
درآمدي بر ....
دانستني‌هاي مربوط به درس
1- دو دليل عمده‌ي تاريخ نويسي در عصر حاكميت مغول و تيمور چيست؟ مغولان و تيموريان به ثبت فتوحات و آوازه‌ي خود علاقه‌مند بودند و ديگر آن كه ايرانيان براي ضبط تاريخ و فرهنگ و مظلوميت خويش از اين اشتياق ايخانان براي ارضاي حسّ نام‌جويي خويش سود مي‌بردند.
2- شيوه‌ي نويسسندگي در عصر خواجه شمس‌الدين چگونه بود؟ مانند قبل، كاربرد لغات تركي و عربي فراوان بود.
3- «تاريخ جهانگشا» اثر كيست؟ عطاملك جويني
4- موضوع كتاب «تاريخ جهانگشا» چيست؟ ظهور چنگيز، فتوحات او، تاريخ خوارزمشاهيان و ....
5- نثر «تاريخ جهانگشا» چگونه نثري است؟ متكلف و مصنوع
6- چه كسي مجموعه‌ي علمي- فرهنگي «ربع رشيدي» را در بتريز تأسيس كرد؟ خواجه رشيدالدين فضل الله
7- اثر مهم خواجه رشيدالدين فضل الله، كدام كتاب است؟ جامع التواريخ
8- نثر كتاب « جامع التواريخ » چه نوع نثري است؟ پخته و عالمانه و شاده و با استحكام، پاره‌اي از لغات تركي و مغولي را نيز دارد.
9- «تجارب السلف» اثر كيست؟ هندوشاه نخجواني
10- هندوشاه نخجواني در دستگاه كدام سلسله‌ي حكومتي بود؟ اتابكان لرستان
11- موضوع كتاب «تجارب السلف» چيست؟ تاريخ خلفا و وزاري اسلام تا انقراض خلفاي عباسي
12- انشاي كتاب «تجارب السلف» چگونه است؟ روان و استوار است و آثار تكلف عربي مآبي در آن مشهود نيست.
13- «حمدالله مستوفي» در كدام قرن مي‌زيست؟ قرن هشتم
14- كدام كتاب «حمدالله مستوفي» تاريخ عمومي و تاريخ ايران و اسلام را تا عهد مؤلف شامل مي‌شود؟ تاريخ گزيده
15- «نزهه‌ي القلوب» درباره‌ي چه موضوعي است؟ جغرافيا
16- كدام اثر «حمدالله مستوفي» به شعر است؟ ظفرنامه
17- مهم‌ترين تأليف «ميرخواند» كدام كتاب است؟ روضة الصفا
18- كتاب «تاريخ عالم آراي عباسي» را چه كسي نوشته است؟ اسكندر بيك معروف به منشي
19- مهم‌ترين كتاب «خواند مير» كدام كتاب است؟ حبيب‌السير
20- موضوع كتاب «تاريخ عالم آراي عباسي» شامل كدام دوره است؟ تاريخ اختصاصي دوران حكومت شاه عباس كبير است.

-----------------------------------------------------------------------------------------------
درس پنجم
درآمدي بر عصر صائب
دانستني‌هاي مربوط به درس
1- مذهب رسمي صفويان چه بود؟ تشيع
2- در زمان صفويه به جز كشور ايران، در كدام كشور زبان و ادب فارسي استقرار يافت؟ هند
3- در عصر صائب سلاطين كدام سلسله در هنر شاعران را تشويق مي‌كردند؟ سلاطين بابري
4- چرا شاعران در زمان صفويه مورد بي‌مهري قرار گرفتند؟ سلاطين صفوي عقيده داشتند شعر فقط بايد در وصف و منقبت پيامبر و امامان شيعه باشد.
5- زبان فارسي تا چه زماني در هند رواج داشت؟ تا عصر حاكميت استعماري انگليس بر هند
6- قالب عمده‌ي شعر از لحاظ كميت در اين دوره چه بود؟ غزل
7- «سخن شيرين» و «قيافه‌ي بانمك» مربو ط به كدام ويژگي شعري عصر صائب است؟ حس‌آميزي
8- در مصراع «نبض ره مي‌تپد و سينه‌ي صحرا گرم است» چه آرايه‌اي ديده مي‌شود؟ تشخيص‌
9- «وحشي بافقي» شاعر كدام قرن است؟ سده‌ي دهم
10- نام دو مثنوي «وحشي بافقي» كه بر طريق نظامي سروده، چيست؟ برين، ناظر و منظور
11- نام مثنوي ناتمام «وحشي بافقي» چيست؟ فرهاد و شيرين
12- بيت «بخيه‌ي كفشم اگر دندان نما شد عيب نيست / خنده مي‌آرد همي بر هرزه گردي‌هاي من» به كدام ويژگي شعر در عصر صائب اشاره دارد؟ استفاده از زبان و الفاظ محاوره
13- چه كسي مثنوي فرهاد و شيرين وحشي بافقي را كه ناتمام بود به پايان برد؟ وصال شيرازي
14- كدام شاعر نديحه‌اي براي شاه طهماسب سروده بود كه مورد قبول وي واقع نشد؟ محتشم كاشاني
15- مرثيه‌ي محتشم كاشاني، درباره‌ي واقع‌ي كربلا به چه نام معروف است؟ دوازده بند
16- مجموعه غزليات «محتشم كاشاني» چه نام دارد؟ جلاليه
17- زمينه‌ي اصلي غزليات «محتشم كاشاني» چيست؟ عشق
18- چرا تركيب‌بند «محتشم كاشاني» مورد استقبال و تقليد شاعران ديگر قرار گرفت؟ به دليل شهرت و آوازه‌ي بي‌ماند و تأثير و قبول كم‌نظير اين تركيب بند
19- طولاني‌ترين تركيب بند عاشورايي، از كيست؟ فدايي مازندراني
20- بيش‌ترين شهرت شاعري وحشي بافقي، مرهون چيست؟ غزليات او

--------------------------------------------------------------------------------------------------
درس ششم
خواجوي كرماني
دانستني‌هاي مربوط به درس
1- كدام شاعر به «طالبا» معروف شد؟ ميرزا ابوطالب كليم همداني
2- «كليم» نزد كدام حاكم عنوان «ملك‌الشعرايي» يافت؟ شاه جهان
3- شهرت «كليم» بيش تر براي سرودن كدام نوع شعر است؟ غزل
4- چرا كليم را «خلاق‌المعاني ثاني» لقب داده‌اند؟ به سبب مضمون‌هاي ابداعي بي‌شماري كه در اشعار خويش به كار گرفته است.
5- كليم در اواخر عمر كدام مثنوي را به نظم كشيد؟ فتوحات شاه‌جهاني
6- «صائب» در كدام شهر ديده به جهان گشود؟ اصفهان
7- صائب از كدام پادشاه لقب «ملك‌الشعرايي» گرفت؟ شاه عباس دوم
8- صائب چه مثنوي‌هايي را سروده است؟ قندهارنامه، محمود و اياز
9- اشعار صائب در چه قالب‌هايي سروده شده است؟ عموماً مثنوي و غزل و قصيده
10- مجموع ابيات صائب چند بيت است/ تا دويست هزار بيت و بيش‌تر نوشته‌اند.
11- نام معروف‌تري آثار منثور «بيدل» چيست؟ نكات و مراسلات
12- بيش‌ترين شهرت «بيدل» مديون چيست؟ غزل‌هاي خيال‌انگيز و پرمضمون
13- ويژگي ‌عمده‌ي شعر «بيدل» چيست؟ استعمال مضمون‌هاي پيچيده و استعاره‌هاي رنگين و خيال‌انگيز و سرشار از ابهام و تخيل‌هاي رمزآميز شاعرانه
14- نام معروف‌ترين مثنوي‌هاي «بيدل» چيست؟ عرفات و محيط اعظم
15- زادگاه «غالب دهلوي» كجا بود؟ اگره
16- «غالب» به كدام دو زبان شعر مي‌گفت؟ فارسي، ارد
17- ابوطالب كليم، در كدام شهر متولد شد؟ همدان
18- محتواي غزل‌هاي صائب چيست؟ آميخته‌اي از عرفان و حكمت و معني‌آفريني
19- دشواري‌هاي شعر صائب مربوط به چه عاملي است؟ دشواري‌هاي مربوط به تازگي مضمون و تصاوير شاعرانه‌ي اوست.
20- كاربرد واژه‌هاي هندي، شعر و غزل كدام شاعر را از ساير شاعران متمايز كرده است؟ كليم همداني

----------------------------------------------------------------------------------------------------
درس هفتم
عصر قائم مقام
دانستني‌هاي مربوط به درس
1- نخستين نشانه‌هاي علاقه به ساده‌نويسي و بيزاري از سبك مصنوع و متكلف دوران صفويه، در آثار چه كسي ظاهر شد؟ ابوالفضل علامي
2- نويسنده‌ي كتاب‌هاي «درّه‌ي نادري و جهان‌گشاي نادري» كيست؟ ميرزا مهدي خان استرآبادي
3- ابوالفضل علامي، چه كسي بود؟ مورخ و نويسنده‌ي عصر اكبرشاه
4- نثر و شيوه‌ي نگارش « ميرزا مهدي خان استرآبادي» چگونه بود؟ نثر پر تكّلف و ثقيل
5- از چه عهدي پايه‌ي نثر ساده در ايران نهاده شد؟ اواخر عهد خواجه رشيدالدين فضل الله
6- «نثر فني» تا چه دوره‌اي ادامه داشت؟ دوره‌ي قاجاريه
7- صاحب قلمي كه دردوره‌ي قاجاريه با قوه‌ي فصاحت و بلاغت خود، سبك تازه‌اي در نويسندگي فارسي پديد آورد، كه بود؟ قائم مقام فراهاني
8- مهمترين نوشته‌هاي «قائم مقام» در كدامكتاب گرد آمده است؟ منشآت
9- اختصاصات نثر «قائم مقام» چيست؟ سادگي، صراحت بيان، ايجاز و پختگي
10- چه كساني بعد از قائم مقام آگاهانه از شيوه‌ي نويسندگي پيشينيان انتقاد كرده و ساده نويسي غربي را پيشنهاد كردند؟ ميرزا فتحعلي آخوندزاده و ميرزا آقاخان كرماني
11- نويسنده‌ي كتاب «حاجي بابا اصفهاني» كيست؟ جيمز موريه
12- محتواي كتاب «حاجي بابا اصفهاني» چيست؟ انتقاد از ايرانيان عصر قاجاري و برخي از آداب و رسوم آن زمان
13- چه كسي كتاب «حاجي بابا اصفهاني» را به طبان فارسي ترجمه كرده است؟ ميرزا حبيب اصفهاني
14- نام مهم‌ترين اثر «عبدالرحيم تبريزي» معروف به «طالبوف» چيست؟ مسالك المحسنين
15- موضوع كتاب «مسالك المحسنين» چيست؟ سفر رؤيايي گروهي با تخصص‌هاي مختلف، به قله دماوند
16- «سياحت نامه‌ي ابراهيم بيك» اثر كيست؟ حاج زين العابدين مراغه‌اي
17- كتاب «شرح زندگاني من» اثر كيست؟ عبدالله مستوفي
18- هدف از نوشتن كتاب «شرح زندگاني من» چه بوده است؟ تشريح ااوضاع اجتماعي و روشن كردن جريان كارهاي دولتي و اداري زمان خود
19- نام ديگر «خاطره نويسي» چيست؟ حسب حال
20- «قائم مقام» در نثر بيش‌تر از چه كسي تقليد كرده است؟ سعدي

-----------------------------------------------------------------------------------------------
درس هشتم
عصر هاتف
دانستني‌هاي مربوط به درس
1- نشانه‌هاي ضعف در حكومت صفويان از چه زماني آغاز شد؟ اندكي پس از دوره‌ي شاه عباس كبير
2- در دوران نادرشاه رميدگي شاعران از چه چيزي بود؟ از شيوه‌هاي افراطي مضمون پردازي و تخيلات دور و دراز شاعرانه
3- شيوه‌ي پيشنهادي اين شاعران چه بود؟ پيروي از شاعران گذشته و اسلوب قدما
4- كدام انجمن ادبي، به اسلوب قدما‌(در شعر) توجه كرد؟ انجمن ادبي مشتاق
5- پيشگامان انجمن ادبي مشتاق، چه كساني بودند؟ مير سيدعلي مشتاق، سيد محمد شعله و آذر بيگدلي
6- چرا كار انجمن ادبي مشتاق اهميت دارد؟ براي نخستين بار گروهي از شاعران صاحب ذوق به تغيير خط مشي در شعر فارسي اقدام كردند.
7- قالب‌هاي رايج فارسي در اين دوره، كدام‌اند؟ غزل و بعد قصيده
8- «غزل» در اين دوره‌ به شيوه‌ي كدام شاعران سروده شد؟ سعدي و حافظ و امير خسرو
9- مضمون «قصايد» اين دوره چيست؟ مدح و وصف، نكته‌هاي اخلاقي، مناقب و مرائي
10- در اين دوره چه تحولي در شعر پيش آمد؟ در قلمرو تخيل وموسيقي شعر حتي زبان چيز تازه‌اي به شعر افزوده نشد.
11- «مشتاق» در شيوه‌ي تازه (روي گرداني از سبك دوره‌ي صائب) طريقه‌ي كدام شاعر را بازآفريني كرد؟ طريقه‌ي محتشم را
12- «مشتاق» در شيوه‌ي قدما به طرز كدام گويندگان توجه داشت؟ گويندگانعراي و فارس
13- لقب «فيلسوف اعظم» از آن كيست؟ ميرزا نسير اصفهاني
14- «ميرزا نصير» علاوه‌ي بر شاعري، در كدام رشته‌هاي علمي فعاليت داشت؟ طب و نجوم و رياضي
15- «جام گيتي نما» اثر كيست؟ ميرزا نصير اصفهاني
16- موضوع كتاب «شفاء الاسقام» چيست؟ حكمت
17- «شفاء الاسقام» اثر كدام شاعر است؟ ميرزا نصير اصفهاني
18- كدام شاعر، شاگرد «ميرزا نصير اصفهاني» بود؟ سيد احمد هاتف اصفهاني
19- اصفهان در كدام دوره نصف جهان محسوب مي‌شد؟ دوره‌ي صفويان
20- موضوعغزل در دوره‌ي بازگشت چه بود؟ عشق و هجران و فراق

-----------------------------------------------------------------------------------------------
درس نهم
آذر بيگدلي
دانستني‌هاي مربوط به درس
1- مثنوي «آذر بيگدلي» چه نام دارد؟ يوسف و زليخا
2- قصايد و غزليات «آذر بيگدلي» بيش‌تر بر شيوه‌ي كدام شاعران است؟ شاعران عصر سعدي و حافظ
3- مهم‌ترين اثر «آذر بيگدلي» چه نام دارد؟ تذكره‌ي آتشكده
4- محتواي كتاب «تذكره‌ي آتشكده» چيست؟ شرح حال مختصر و گلچيني از اشعار 850 شاعر پارسي گوي
5- چرا «آذر بيگدلي» به ديرپسند معروف شده است؟ به سبب دقتي كه در شناخت و گزينش اشعار شاعران داشته است.
6- «آذر» اصول شعر را از كه آموخته است؟ بيش‌تر از مشتاق آموخته است.
7- شهرت «هاتف اصفهاني» به سرودن كدام نوع شعر است؟ ترجيع‌بند
8- پيشاهنگ سبك بازگشت به طريقه‌ي قدما كيست؟ مشتاق اصفهاني
9- شاخص‌ترين سخنور «دوره‌ي بازگشت» كيست؟ سيد احمد هاتف اصفهاني
10- هاتف در غزل تابع كيست؟ سعدي و حافظ
11- «هاتف» در سرودن ترجيع بند خود به كدام شاعران قبل از خود، نظر داشته است؟ تريجع بند سعدي و تركيب بند جمال الدين عبدالرزاق
12- ترجيع بند هاتف، مشتمل بر چند بند است؟ پنج
13- بيت «اي سرو بلند قامت دوست / وه وه كه شمايلت چه نيكوست» از كدام شاعر است و در چه قالبي سروده شده است؟ سعدي، ترجيع بند
14- در تمام بندهاي ترجيع بند هاتف از چه سحن مي‌رود؟ از اقليم عشق سخن مي‌رود؟ از اقليم عشق سخن مي‌رود.
15- «فروغي بسطامي» ابتدا چه تخلصي داشت؟ مسكين
16- چه كساني سرمشق «فروغي بسطامي» در غزل‌سرايي بوده‌اند؟ سعدي و حافظ
17- «فروغي» در خراسان، با كدام شاعر عصر قاجاز آشنا شد و به همراه او به ترهان آمد؟ قاآني
18- هنر «فروغي» در سرودن چه نوع شعري است؟ غزل
19- «فروغي» در كجا چشم به جهان گشود؟ عتبات
20- قصيده‌ي «طلوعيه‌ي هاتف» در مدح و ستايش كيست؟ علي بن ابي‌طالب

--------------------------------------------------------------------------------------------------------
درس دهم
عصر صبا
دانستني‌هاي مربوط به درس
1- اوج قدرت فقها و مجتهدان شيعه در دوره‌ي قاجاريه در كدام واقعه مشاهده شد؟ مسئله‌ي لغو انحصار تنباكو
2- فتواي تحريم تنباكو از كدام مجتهد معروف بود؟ ميرزا حسن شيرازي
3- كدام رسم شاعرانه در «دوره‌ي صبا» احيا شد؟ رسم مديحه‌سرايي
4- كتاب «براهين العجم» از كيست؟ ميرزا محمد تقي لسان‌الملك سپهر
5- محتواي كتاب «براهين العجم» چيست؟ موازين و اصول شعر
6- «ملا احمد نراقي» چه تخلصي داست؟ صفايي
7- مثنوي «طاقديس» را چه كسي سروده است؟ ملا احمد نراقي
8- تخلص «حاج ملاهادي سبزواري» چيست؟ اسرار
9- مهم‌ترين تغيير جغرافيايي در حوزه‌ي شعر و ادب در «عصر صبا» چه بود؟ انتقال مركزّيت ادبي از شيراز و اصفهان به تهران
10- كدام شاعر در دربار فتحعلي شاه عنوان ملك‌الشعرايي داشت؟ فتحعلي خان صبا
11- كتاب «ناسخ‌التواريخ» اثر كيست؟ لسان‌آلملك سپهر
12- پس از قاآني لقب «شمس‌الشعرايي» به كدام شاعر تعلق گرفت؟ سروش
13- قالب شعر در «دوره‌ي صبا» عموماً كدام قالب است؟ قصيده ودرمرحله‌ي بعد غزل
14- مضمون و محتواي شعر «دوره ي صبا» چيست؟ انديشه‌هايي است كه يك بار در عصر شكوه مكتب خراساني در ادب فارسي تجربه شده است.
15- كدام مثنوي حماسي را «صبا» به تقليد از شاهنامه سروده است؟ شهنشاه نامه
16- مثنوي «عبرت نامه»‌ي صياي كاشاني به تقليد از كدام اثر نوشته شده است؟ تحفة العراقين خاقاني
17- كتاب «شهنشاه نامه» در كدام بحر سروده شده است؟ متقارب
18- كدام كتاب «صبا» تقليدي لز بوستان سعدي است؟ گلشن صبا
19- لقب شعري «مجمر اصفهاني» چه بود؟ مجتهد الشعرا
20- «مجمر اصفهاني» در غزل پيرو كيست؟ سعدي

---------------------------------------------------------------------------------------------------
درس يازدهم
نشاط اصفهاني
دانستني‌هاي مربوط به درس
1- پس از شمتاق، كانون شعر اصفهان به قسمت چه كسي گرم ماند؟ ميرزا عبدالوهاب نشاط
2- «نشاط» از پيروان جدي كدام سبك بود؟ بازگشت ادبي
3- لقب نشاط در دربار فتحعلي شاه چه بود؟ معتمدالدوله
4- شيوه‌ي غزل سرايي «نشاط» تقليد از كدام شاعر است؟ حافظ
5- عنوان مجموعه‌ي آثار منظوم و منثور «نشاط» چيست؟ گنجينه‌ي نشاط
6- «نشاط» با چه زبان‌هايي آشنايي داشت؟ فارسي، عربي و تركي
7- تخلص «ميرزا شفيع شيرازي» چه بود؟ وصال
8- از «وصال شيرازي» چند مثنوي بر جاي مانده است؟ دو مثنوي به نام‌هاي بزم وصال و تكميل مثنوي فرهاد و شيرين وحشي بافقي
9- مثنوي «بزم وصال» به شيوه‌ي كدام كتاب سروده شده است؟ بوستان سعدي
10- علاوه بر شاعري «وصال» در كدام رشته‌هاي هنري فعاليت چشمگيري داشت؟ نوشتن انواع خط و خوش آواز بودن.
11- «يغماي جندقي» از اهالي كجاست؟ خور و بيابانك، از توابع جندق
12- شهرت «يغما» براي كدام نوع شعر است؟ هجوها، هزليات نيش‌دار و مرثيه‌هاي ساده و دردناك
13- تخلص شعري «ميرزا حبيب قاآني» در ابتداي كار چه بود؟ حبيب
14- «قاآني» با كدام زبان‌هاي اروپايي آشنا بود؟ انگليسي و فرانسه
15- كتاب منثور «قاآني» چه نام دارد و به شيوه‌ي كدام كتاب است؟ پريشان، گلستان سعدي
16- كدام لقب از جانب حاجي ميرزا آقاسي به «قااني» داده شد؟ حسان العجم
17- قدرت طبع «قاآني» در شاعري از كدام اشعار او فهميده مي‌شود؟ قصايد او
18- لقب «سروش اصفهاني» چه بود؟ شمس الشعرا
19- مجموعه «شمس المناقب» از سروش اصفهاني درباره‌ي چيست؟ ستايش ائمه‌ي اطهار
20- كدام مجموعه‌ي اشعار «سروش» در ذكر فاجعه‌ي كربلاست؟ روضة الانوار

--------------------------------------------------------------------------------------------
درس دوازدهم
عصر بيداري
دانستني‌هاي مربوط به درس
1- كدام فرمان دستاورد نهضتي سياسي- اجتماعي بود كه مظفرالدين شاه نيز رسيد؟ فرمان مشروطيت
2- دوران حكومت كدام پادشاه «استبداد صغير» ناميده شد؟ دوران حكومت محمد علي شاه (سيزده ماه و چند روز)
3- شعر «دوره‌ي بيداري» از نظر كاركرد و دايره‌ي شمول چگونه بود؟ شعر در اين دوره عموميت يافت و زبان برنده‌ي نهضت در روزنامه‌ها و مطبوعات شد.
4- زبان و موسيقي شعر «عصر بيداري» چند مسير را پيمود؟ دو مسير جداگانه
5- ملك الشعاري بهار و اديب الممالك به چه زباني پاي‌بند بودند؟ زبان فاخر و پر صلابت گذشته كه به عروض قديم تكيه داشت.
6- كدام گروه شاعران، زبان مردم كوچه و بازار را برگزيند؟ نسيم شمال ، عارف و عشقي
7- تخيل و قالب شعري در عصر «بيداري» چگونه بود؟ بيش و كم بدون تغيير باقي ماند.
8- «سه تابلوي مريم» اثر كيست؟ ميرزاده‌ي عشقي
9- جهان شناسي شاعران در دوره‌ي بيداري چه تغييري كرد؟ با الهام از حوادث و مقتضيات زمان شكل گرفت و مجموعه‌ي حيات را واقعيتي ملموس و هدفمند در نظر گرفتند.
10- مفهوم «آزادي» در دوره‌ي بيداري به چه معناست؟ مردم علاوه بر حقوق فردي مختارند سرنوشت سياسي و اقتصادي خود را نيز معين كنند.
11- شعار «اتحاد اسلامي»از جانب چه كسي مطرح شد؟ سيد جمال الدين اسدآبادي
12- «وطن» به معناي سرزميني با مشتركات قومي، زباني و فرهنگي از كدام دوره وارد قلمرو ادبيات فارسي شده است؟ از عصر بيداري
13- كدام شاعران به «ادبيات كارگري» علاقه‌ي بيشتري نشان داده‌اند؟ فرخي يزدي و ابوالقاسم لاهوتي
14- پس از تهران، كدام شهر كشور بازار سياسي و مطوبوعاتي گرم‌تري داشت؟ تبريز
15- شعر ملي مشروطه، از چه طريقي در خدمت مردم قرار گرفت؟ از طريق مطبوعات و روزنامه‌ها
16- روزنامه‌ي معروف «نسيم شمال» را چه كسي منتشر كرد؟ سيد اشرف الدين گيلاني
17- جنگ‌هاي ايران و روس، چه ضرورتي را براي جامعه‌ي ايران به وجود آورد؟ ضرورت روي آوردن به دانش و فن جديد
18- مدرسه‌ي دارالفنون را چه كسي تأسيس كرد؟ ميرزا تقي خان اميركبير
19- شاعران كوچه و بازار، بيش‌تر به كدام قالب شعري علاقه داشتند؟ مستزاد، مخمس، دو بيتي‌هاي پيوسته، ترانه و تصنيف
20- در شعر قبل از مشروطه، «وطن» چه مفهومي داشت؟ زاد بوم و سرزميني بود كه شخص در آن پرورش يافته بود.

-----------------------------------------------------------------------------------------------------
درس سيزدهم
چهره‌هاي شعر ....
دانستني‌هاي مربوط به درس
1- در شعر عصر مشروطه، چند گروه عمده را مي‌توان تشخيص داد؟ سه
2- لقب «اديب الممالك» از جانب مظفرالدين شاه به چه كسي داده شد؟ ميرزا محمد صادق اميري
3- اديب الممالك سردبيري كدام روزنامه را به عهده داشت؟ روزنامه‌ي‌ مجلس
4- اديب الممالك در كدام قالب شعري، بيش‌تر از ديگر قالب‌هاي شعري درخشيد؟ قصيده
5- شيوه‌هاي « اديب الممالك» در قصيده‌سرايي، بيش‌تر بر تقليد از كدام يك از شاعران است؟ انوري
6- «بهار» كدام روزنامه را در دوران استبداد صغير منتشر مي‌كرد؟ روزنامه ي خراسان
7- معروف‌ترين اثر «بهار» درباره‌ي نثر فارسي چه نام دارد و چند جلد دارد؟ سبك شناسي در سه جلد
8- «مسمط» هاي بهار تقليد موفقي از كدام شاعر است؟ منوچهري
9- دو مرواريد گران‌بها از درياي معاني شعر بهار، كدام‌اند؟ آزادي و وطن
10- موفق‌ترين قالب شعري كه «بهار» در آن شعر سروده است، كدام قالب است؟ قصيده
11- «دهخدا» در انتشار كدام روزنامه با ميرزا جهانگيرخان همكاري مي‌كرد؟ صوراسرافيل
12- كدام روزنامه را «دهخدا» در استانبول منتشر مي‌كرد؟ روزنامه‌ي سروش
13- نوشته‌هاي طنزآميز «دهخدا» در كدام مجموعه است؟ چرند و پرند
14- مفصل‌ترين اثر «دهخدا» در باره‌ي واژه‌هاي زبان فارسي، چه نام دارد؟ لغت نامه
15- مجله‌اي كه «بهار» در تهران منتشر مي‌كرد و ارگان انجمني ادبي نيز به همين نام بود، چيست؟ مجله‌ي دانشكده
16- كتاب «تاريخ احزاب سياسي» اثر كيست؟ ملك الشعراي بهار
17- «حبسيات» بهار سوز و گداز و استحكام زباني كدام شاعران را دارد؟ حبسيات بهار سوز و گداز شعرهاي مسعود سعد و استحكام زبان ناصرخسرو را دارد.
18- كتاب «امثال و حكم» اثر كيست؟ علي اكبر دهخدا
19- «سوگ سرود» دهخدا در قتل ميرزاجهانگير خان صوراسرافيل در چه قالب شعري سروده شده است؟ مسمط
20- رهبري قيام تبريز در دوران استبداد بر عهده‌ي چه كساني بود؟ باقرخان و ستارخان

-------------------------------------------------------------------------------------------------
درس چهاردهم
چهره‌هاي شعري 2
دانستني‌هاي مربوط به درس
1- كدام شاعر را مي‌توان «شاعر مردم در عصر بيداري» ناميد؟ سيد اشرف الدين گيلاني
2- ويژگي عمده‌ي شعر « سيد اشرف الدين گيلاني» چيست؟ سادگي و صميمت زبان و مضمون و محتواي آن كه در سال‌هاي عصر بيداري از عمق وجود مردم مايه مي‌گرفت.
3- سيد اشرف الدين گيلاني در اشعار «نسيم شمال» از مضامين كدام روزنامه الهام گرفت؟ ملانصرالدين
4- شاعر طنزپرداز و نويسنده‌ي روزنامه‌ي «ملانصرالدين» چه كسي بود؟ صابر
5- عرصه‌‌ي هنري مسلم «عارف» كدام نوع شعر بود؟ تصنيف سازي
6- «عارف قزويني» علاوه بر شعر، در كدام زمينه‌هاي هنري دست داشت؟ خط را خوب مي‌نوشت، موسيقي مي‌دانست و صداي خوبي داشت.
7- حال و هواي شعر «عراف قزويني» چگونه است؟ زبان را خوب نمي‌دانشت و انديشه‌ي ژرفي در شعرهايش نيست.
8- «ميرزاده ي عشقي» چه روزنامه‌اي را در همدان منتشر مي‌كرد؟ نامه‌ي عشقي
9- «عشقي» مخالف كدام قرارداد بود و چه كسي آن قرارداد را منعقد كرده بود؟ قراداد 1919 كه وثوق‌الدوله با انگليس منعقد كرده بود.
10- منظومه‌ي مهم «جمهوري نامه» را عشقي در ضديت با كدام مسئله ساخت؟ در مخالفت با انتقال سلطنت از قاجار به پهلوي
11- روزنامه‌ي «قرن بيستم» را چه كسي منتشر كرد؟ ميرزاده‌ي عشقي
12- شعر «عشقي» از نظر زبان و بيان چگونه است؟ از لحاظ زبان و پختگي لازم را نداشت.
13- «فرخي يزدي» كدام روزنامه را در تهران منتشر مي‌كرد؟ طوفان
14- قالب شعري «فرخي يزدي» چيست؟ بيش‌تر غزل‌سراست.
15- كدام دو شاعر، نماينده‌ي «ادبيات كارگري» هستند؟ فرخي يزدي و ابوالقاسم لاهوتي
16- محتواي اشعار «فرخي يزدي» چيست؟ سياست و مسائل حاد اجتماعي
17- نخستين اشعار «لاهوتي» در كدام روزنامه‌ها چاپ مي شد؟ حبل‌المتين و ايران نو
18- شعر «سنگر خونين» لاهوتي ترجمه‌ي شعر كدام شاعر خارجي است؟ ويكتورهوگو
19- شعر «لاهوتي» از نظر ساخت و قالب چگونه است؟ از نوآوري‌هاي شبه نيمايي خالي نيست و شعرهاي او حماسي و خشن فاقد تصويرهاي شعري است.
20- كدام شاعر معاصر، «عارف قزويني» را هجو كرده است؟ ايرج ميرزا

-----------------------------------------------------------------------------------------

درس پانزدهم
درآمدي بر عصر نيما
دانستني‌هاي مربوط به درس
1- شعر دوره‌ي بيداري از چه نظر توانست با جنبش مشروطيت همگام شود؟ از نظر محتوا
2- كدام عوامل جريان نوگرايي در شعر را شدت بخشيد؟ جنگ جهاني اول، كودتاي 1299 و فروپاشي قاجار
3- چرا قالب‌هاي سنتي شعر، قدرت بيان مسائل حيات اجتماعي معاصر را نداشتند؟ زيرا قالب‌هاي سنتي به قواعد و ضوابط سخت‌گيرانه در شعر پاي بندي استواري داشتند.
4- روزنامه‌ها با پيوند به حيات فكري و اجتماعي، از چه ابزاري براي سرعت بخشيدن به تحول و بيداري بهره گرفتند؟ ادبيات و شعر
5- كدام نوع شعر، به پسند و سليقه‌ي مردم نزديك شده و توفيق‌هايي به دست آورده است؟ فكاهيات سياسي
6- چرا بحث «كهنه و نو» در روزنامه ها مطرح شد؟ چون ضرورت تحولي بنيادين حس مي‌شد.
7- شاعران در «غزل» به جاي معشوق سنتي، چه چيزي را توصيف كردند؟ مام وطن
8- عنوان «سعدي‌نو» به كدام شاعر اختصاص يافته بود؟ ايرج ميرزا
9- اعضاي انجمن ادبي «دانشكده» چه كساني بودند؟ گروهي از جوانان اديب و با ذوق بودند كه هدف آنها ترويج معاني جديد در لباس شعر و نثر قديم و تعيين حدود انقلاب ادبي بود.
10- مقاله‌ي انتقادآميز «مكتب سعدي» در كدام روزنامه درج شد؟ زبان آزاد
11- كدام نويسنده مقاله‌ي دنباله‌دار «عصيان ادبي» را نوشت؟ تقي رفعت
12- روزنامه‌اي كه «تقي رفعت» در آن مقاله نوشت، چه نام داشت؟تجدد
13- كدام شاعر از لحاظ ادبي نخستين نظريه‌پرداز «شعر نيمايي» بود؟ تقي رفعت
14- سرانجام « تقي رفعت» چه شد؟ پس از شكست دموكرات‌ها، تقي رفعت خودكشي كرد.
15- شعر «قصه‌ي رنگ پريده» از كيست؟ نيما يوشيج
16- سرانجام مناقشات جناح‌هاي نوگرا و سنت‌گرا چه بود؟ پيروزي نسبي نوگرايان
17- « تقي رفعت » از نظر سياسي جانبدار چه كساني بود؟ جانبدار فرقه‌ي دموكرات و هم رزم خياباني بود.
18- «فكاهيات سياسي» كدام قالب‌هاي ادبي را براي بيان برگزيدند؟ ترانه، تصنيف، مستزاد و ترجيع بند
19- چرا «سنت‌گرايان» مي‌كوشيدند موضوع تازه را در قالب شعر سنتي بريزند؟ براي پيش‌گيري از يك انقلاب تهاجمي و ويران‌گر بر ضد سنت‌هاي ديرينه

-----------------------------------------------------------------------------------------------------
درس شانزدهم
افسانه
دانستني‌هاي مربوط به درس
1- منظومه‌‌ي «قصه‌ي رنگ پريده» در چه قالبي سروده شده است؟ مثنوي
2- نيما در منظومه‌ي «قصه‌ي رنگ پريده» جهان را چگونه مي بيند؟ به شكلي شاعرانه و از دريچه‌ي چشم خود
3- منظومه‌ي «قصه‌ي رنگ پريده» و «اي شب» در كدام نشريه منتشر شد؟ نوبهار
4- نام معلم دلسوز «نيما» كه او را به خط شاعري انداخت كه بود؟ نظام وفا
5- «نيما» در آغاز نوجواني به كدام سبك، شعر مي‌گفت؟ سبك خراساني
6- چه كسي با آوردن قسمت‌هايي از اشعار نيما در كتاب «منتخبات آثار» خود در محافل ادبي آن روز شگفتي برانگيخت؟ محمد ضياء هشترودي
7- پيامدهاي سياسي- اجتماعي كودتاي 1299 براي «نيما» چه بود؟ شاعر دل آزرده‌ي يوش را به كناره‌گيري از تهران و اجتماع واداشت.
8- مجموعه داستان «يكي بود يكي نبود» اثر كيست و در چه سالي منتشر شد؟ جمال‌زاده، 1301
9- رمان «تهران مخوف» اثر كيست؟ مشفق كاظمي
10- انتشار شعر«افسانه» چه اثري داشت؟ خشم اديبان و انتقاد و اعتراض آن‌ها را برانگيخت.
11- عنوان نخستين شعر نيما كه كاملاً ازاد از قيد تخيل و وزن‌آرايي و قافيه بندي گذشتگان بود، چه نام داشت؟ ققنوس
12- «نيما» در تهران همكاري قلمي خود را با كدام مجله آغاز كرد؟ مجله‌ي موسيقي
13- عنوان مقاله‌ها و نوشته‌هاي نيما در آن سال‌ها چه بود؟ ارزش احساسات
14- شعر «ققنوس» چگونه شعري است؟ شعري است تمثيلي كه مي‌توان آن را كنايه‌اي از سرگذشت خود شاعر دانست.
15- دگرگوني محتوايي، از نظر نيما چيست؟ نيما شعر را نوعي زيستن و شاعر را فرزند راستين زمان خود مي‌دانست.
16- كار «هنر» از نظر «نيما» چيست؟ نشان دادن تصوير انفرادي و عيني و نه تصويهاي ذهني و قراردادي
17- سرودن شعر «تمثيلي» از چه دوره‌اي به طور مشخص در شعر فارسي رايج مي‌شود؟ عصر نيما
18- شكل و قالب شعر در دوره‌ي «نيما» چه تغييري مي‌كند؟ دگرگوني اوزان و روي‌گرداني از تساوي پاره‌ها، بي‌اعتنايي به ضرورت قافيه در مقاطع مشخص، از ويژگي‌هاي شكل و قالب است.
19- نيما، قطعه شعر «افسانه» را به چه كسي تقديم كرده است؟ نظام وفا

----------------------------------------------------------------------------------------
درس هفدهم
ادامه‌ي شعر سنتي
دانستني‌هاي مربوط به درس
1- با ظهور شعر نيمايي، وضع شعر سنتي گونه شد؟ در ستون اصلي شعر سنتي تزلزلي پديد نيامد و به حيات خود ادامه داد.
2- شعر سنتي در ميان كدام گروه‌هاي اجتماعي گسترش يافت؟ گروه عوام كوچه و بازار و خواص دانشگاهي
3- شعر سنتي عصر نيما از نظر قالب و صورت و مضمون، چگونه است؟ تفاوت محسوسي با شعر گذشته‌ي فارسي ندارد.
4- شعر سنت گراي معاصر به چند جريان متفاوت تقسيم مي‌شود؟ دو جريان، يكي جريان كاملاً وفادار به گذشتگان و ديگري گروهي كه در عين وفاداري به گذشتگان از لحاظ محتوا و موسيقي و تخيل گام‌هاي جديدي برداشتند.
5- قصيده ي «حسرت‌ها و آرزوها» چه ويژگي‌اي دارد؟ لحن صميمانه در بيان و حال و شكايت از روزگار
6- قصيده‌ي«راه آهن» را چه كسي سروده است؟ بديع‌الزمان فروزانفر
7- تحول شعر سنت گرا نسبت به دوره‌ي پيش در چيست؟ در تنوع مايه‌ها به ويژه مايه‌هاي اجتماعي
8- نخستين شعرهاي «پروين اعتصامي» در كدام مجله چاپ شده است؟ بهار
9- قصايد «پروين» به پيروي از شيوه‌ي كدام شاعر است؟ ناصرخسرو
10- رواني و سادگي اسلوب كدام شاعر در شعرهاي «پروين» نمايان است؟ سعدي
11- بيش‌تر «قطعات» پروين به چه صورت بيان شده است؟ مناظره (گفت‌وگو)
12- توجه «پروين» در سرودن قطعات، به كدام شاعران است؟ سنايي و انوري
13- شعر «پروين» از نظر صور خيال و فكر و موسيقي، چگونه است؟ ادامه‌ي اشعار پيشين زبان فارسي
14- «شهريار» در خراسان، كدام هنرمند برجسته را ملاقات كرد؟ كمال‌الملك
15- نام منظومه‌ي معروف شهريار به زبان تركي، چيست؟ حيدربابا سلام
16- شهريار در كدام قالب شعر سنتي شعر سروده است؟ انواع شعر سنتي، قصيده، مثنوي، غزل، قطعه و رباعي
17- محتواي منظومه‌ي «حيدربابا سلام» چيست؟ اصالت و زيبايي‌هاي روستا و فرهنگ روستايي
18- «شهريار» به كدام شاعر فارسي زبان، علاقه بيشتري داشت؟ حافظ
19- «شهريار» در غزل‌سرايي از تجربيات كدام شاعران بهره‌مند شده است؟ مولوي، سعدي و حافظ
20- كدام قالب‌هاي شعري در عصر نيما نسبت به دوره‌ي قبل از آن، از رونق افتاد؟ مستزاد، بحر طويل و خمس

------------------------------------------------------------------------------------------------------
درس هجدهم
اميري فيروزكوهي
دانستني‌هاي مربوط به درس
1- «اميري فيروزكوهي» از معتقدان و دوستداران شعر كدام شاعر بود؟ صائب
2- قصايد « اميري فيروزكوهي» به كدام سبك است؟ سبك خراساني
3- منظومه‌ي «اي خواب» از اميري فيروزكوهي به كدام قالب شعري است؟ دوبيتي پيوسته
4- اميري سبك صائب را چه سبكي ناميد؟ سبك اصفهاني
5- شهرت «رهي معيري» به سرودن چه نوع شعري است؟ غزل
6- تمايز «رهي معيري» از ساير غزل‌سرايان در چيست؟ در حسن تركيب و انسجام ترانه‌ها و تصنيف‌ها
7- فكاهيات «رهي» با چه نام‌هاي در مطبوعات منتشر شده است؟ زاغچه، شاه پريون
8- كتاب «اشك معشوق» اثر كيست؟ مهدي حميدي شيرازي
9- «حميدي شيرازي» در مجموعه‌هاي خود، به كدام سبك تمايل نشان داده است؟ سبك خراساني
10- محتواي كتاب «درياي گوهر» حاوي بهترين آثار نويسندگان، مترجمان و شاعران معاصر است.
11- سبك شعر «حميدي» به كدام شاعر متمايل است؟ ناصرخسرو
12- «حميدي» كدام منظومه را با الهام از داستان حضرت ابراهيم سروده است؟ بت شكن بابل
13- سبك شعري «مهرداد اوستا» را در قصيده سرايي، چه نام داده‌اند؟ سبك خراساني نو.
14- كدام اثر از «مهرداد اوستا» نيست؟ (شراب خانگي، شاعر در آسمان پاليزبان) شاعر در آسمان (حميد شيرازي)
15- «حميدي» به شيوه‌ي كدام شاعر علاقه‌اي نداشت و مخالف آن بود؟ شيوه‌ي نيما
16- قطعه ي «در امواج سند» درباره‌ي چه كسي سروده شده است؟ توصيف دلاوري‌هاي جلال الدين خوارزمشاه در برابر سپاهيان ويرانگر مغول
17- نام اصلي «مهرداد اوستا» چيست؟ محمدرضا رحماني
18- كدام شاعر به مجامع ادبي پاكستان و افغانستان رفت و آمد داشت و در آن جا شهرت بسيار به هم رسانيد؟ رهي معيري
19- كتاب‌هاي «فنون شعر و كالبدهاي پولادين» از حميدي شيرازي، آشنايي وي را با كدام مباحث آشكار مي‌سازد؟ مباحث فني ادبي
20- چه رنگي بر شعرهاي «حميد شيرازي» غلبه دارد؟ رنگ غنايي و پس از آن مضمون‌هاي اجتماعي و وطني

-------------------------------------------------------------------------------------------------------
درس نوزدهم
ادبيات اروپا
دانستني‌هاي مربوط به درس
1- اگر در زمينه‌ي ادبيات قرن بيستم به دنبال كلمه‌اي كليدي بگرديم، كدام كلمه را خواهيم يافت؟ مدرن
2- مخالفان، نقاشي‌هاي كدام مكتب را «رنگ مالي‌هاي كريه و بلهوسي‌هاي وحشيانه» لقب داده‌اند؟ مكتب فوويسم
3- نام ديگر مكتب «حجم گرايي» چيست؟ كوبيسم
4- با نمايش كدام تابلوي نقاشي «سبك حجم گرايي» پايه‌گذاري شد؟ دوشيزگان آوينيون
5- كدام مكتب معتقد است كه «انسان و اشياء را مي‌توان با برش‌هاي هندسي براي شكافتن و عرضه داشتن حيات» ترسيم كرد؟ كوبيسم
6- كدام مكتب با بيانيه‌ي مارتيني ظهور كرد؟ فوتوريسم (آينده گرايي)
7- كدام شاعر بزرگ روس به «آينده گرايان» پيوست؟ ماياكوفسكي
8- پيروان كدام مكتب از «افلاس عقل» دم مي زدند؟ مكتب دادائيسم
9- نام ديگر مكتب «وهم گرايي» چيست؟ سور رئاليسم
10- كدام اثر نقاشي از «سالوادور دالي» چهارچوب مكتب وهم گرايي را به نمايش مي‌گذارد؟ زرافه‌ي شعله‌ور
11- ريشه‌هاي مكتب «اكسپرسيونيسم» را در آثر كدام نقاش برجسته‌ي هلندي مي‌توان يافت؟ وان گوگ نقاش هلندي
12- عبارت «شعر بيان كتمان است» از كدام نقاد معاصر است؟ رولان بارت
13- كدام فيلسوف بدبين آلماني، جهان را سراسر رنج مي‌بيند و به بهبود وضع آدمي اعتقاد ندارد؟ شو پهناور
14- كدام مكتب روشي ضد هنري داشت و واكنشي عصيان گرايانه در برابر هر بنياد و نهاد و سنت بود؟ دادائيسم
15- بناي مكتب «سوررئاليسم» بر چيست؟ اصالت و وهم و رؤيا و تداعي آزاد و صورت‌هاي پنهان در ضمير ناخودآگاه
16- «سوررئاليست‌ها» از نظرات چه كسي در روان‌كاوي بهره مي‌گرفتند؟ فرويد
17- «وان گوگ» اهل كدام كشور بود؟ هلند

---------------------------------------------------------------------------------------------
درس بيستم
دادائيسم
دانستني‌هاي مربوط به درس
1- عبارت داده شده درباره‌ي كدام جنبش ادبي و هنري است؟ «جنبشي ادبي و هنري بود با دامنه‌ي جنگ جهاني و خصلت هيچ‌گرايانه» دادائيسم
2- نام «دادا» از كجا انتخاب شده است؟ از بريده ي كلمات كتاب لغت لاروس انتخاب شده و هيچ معنايي ندارد.
3- «آندره برتون» از مؤسسان كدام مكتب است؟ سور رئاليسم
4- از نظر كدام مكتب «بهترين نظام بي نظامي است.»؟ دادائيسم
5- كدام نويسنده گفته است «مرام نامه‌ي دادا مانند دروازه‌اي است كه به دالاني حلقوي باز مي‌شود» ؟ آندره برتون
6- طرح ريزي مكتب «دادا» از جانب چه كساني بود؟ جواني به نام (تريستان تزارا و دوستانش)
7- كدام مكتب است كه «با هيچ يك از قوانين طبقه‌بندي هنر و زيبايي شناسي هم‌خواني ندارد و پيروان آن به پوچي امور جهان معتقدند»؟ دادائيسم
8- نخستين بار واژه‌ي «سور رئاليسم» را چه كسي به كار برد؟ گيوم آپولينر
9- نخستين كتاب «سور رئاليستي» چه نام داشت؟ ميدان‌هاي مغناطيسي
10- بنيان‌گذاران مكتب «سور رئاليسم» چه هدفي داشتند؟ هدف آن‌ها انديشه‌ي انساني از هر نوع اسارت و پاشيدن آبي بر آتش جنگ بود.
11- بزرگ‌ترين شاعر «سور رئاليست» اسپانيا چه نام داشت؟ فدريكو گارسيالوركا
12- كتاب «ميدان‌هاي مغناطيسي» اثر كيست؟ آندره برتون
13- اساس شعر «لوركا» بر چه مبنايي قرار داشت؟ ترانه‌هاي عاميانه كه در قالبي شاعرانه و خلاق ريخته شده است.
14- «لويي آراگون» اهل كدام كشور بود؟ فرانسه
15- «آراگون» شيفته‌ي كدام شاعر ايراني بود؟ عبدالرحمان جامي
16- كدام منظومه را «آراگون» به تقليد از جامي سروده است؟ مجنون السا
17- كتاب «شاعر در نيويورك» از كيست؟ فدريكو گارسيالوركا
18- كدام مكتب به «كشف و شهود عرفاني معتقد بود»؟ سمبوليست‌ها
19- «پل الوار» از بنيان‌گذاران كدام مكتب هنري است؟ سور رئاليسم
20- كدام شاعر در ميدان جنگ، «شعر مقاومت فرانسه» را گردآوري كرد؟ لويي آراگون

-----------------------------------------------------------------------------------------------
درس بيست و يكم
مكتب اصالت وجود
دانستني‌هاي مربوط به درس
1- رمان «تهوع» اثر كيست؟ ژان پل سارتر
2- با انتشار كدام كتاب منتقدان دريافتند كه «تفكر جديدي در نگرش به انسان و سرنوشت او شكل گرفته است؟» رمان تهوع
3- نام ديگر «اگزيستانسياليسم» چيست؟ اصالت وجود يا هستي‌گرايي
4- «اصالت وجود» به صورت امروزي خود، نخستين بار از طرف چه كساني ساختهو پرداخته شد؟ كارل يا سپرس، مارتين هايدگر
5- به اعتقاد كدام مكتب «در انسان وجود بر ماهيت مقدم است و در اشياء برعكس.»؟ اگزيستانسياليسم
6- كتاب «انحطاط غرب» اثر كيست؟ اسوالد اشپنگلر
7- مفهوم «پست مدرنيسم» را اولين بار چه كسي به كار برد؟ فدريكودي اونيس
8- مفهوم «پست مدرنيسم» به چه معناست؟ ادعاي برگشتن از مدرنيسم
9- «مدرنيسم» چه شيوه‌اي بود؟ شيوه اي بود كه از سنت فراتر مي‌رفت .
10- عناصر سازنده‌ي دوران «ماقبل پست مدرنيسم» چه چيزهايي بودند؟ خرد، اخلاق، حقيقت ، اخلاق و تاريخ
11- نمايش نامه‌ي «در انتظار گودو» اثر كيست؟ ساموئل بكت
12- شاهكار «ويليام فاكنر» كدام كتاب است؟ خشم و هياهو
13- نقادان كدام اثر «همينگوي» را از همه مهم‌تر دانسته‌اند؟ پيرمرد و دريا
14- رمان «خشم و هياهو» به چه شيوه اي بيان مي‌شود؟ جريان سيال ذهن
15- كدام رمان «آلبر كامو» اعتراض عليه غير انساني و فاسد محسوب مي‌شود؟ بيگانه
16- قهرمان كدام كتاب «كارمند ساده‌اي است كه در اتاقش ناگهان به حشره‌اي بزرگ تبديل مي‌شود»؟ مسخ كافكا
17- اثر مشهور «تي. اس. اليوت» چه نام دارد؟ سرزمين بي حاصل
18- پيام همينگوي در كتاب «پيرمرد و دريا» چيست؟ انسان براي شكست آفريده نشده است، او ممكن است نابود شود اما شكست نمي‌خورد .
19- اولين داستان بلند «امير تواكو» چيست؟ گل سرخ

---------------------------------------------------------------------------------------------
درس بيست و دوم
انساني تراژدي فلسطين و ...
دانستني‌هاي مربوط به درس
1- چرا «اعراب» مجالي براي پرداختن به انواع هنرها نداشتند؟ چون تمامي عمر خود را در كوچ و گذار سپري مي‌كردند.
2- تنها هنر «عرب» چيست؟ شعر دوره‌ي پيش از اسلام
3- دوره ي «شعر جاهلي» در شعر و ادب به كدام دوره اطلاق مي‌شود؟ شعر
4- در كدام بازار مكه، علاوه بر داد و ستد، نقد شعر نيز رواج داشت؟ بازار عكاظ
5- «نابغه‌ي ذبياني» كه بود؟ شخصي كه در عكاظ به نقد اشعار مي‌پرداخت.
6- قصايدي را كه به اب زر نوشته و در خانه ي كعبه آويخته مي‌شد، اصطلاحاً چه ناميدند؟ معلقات
7- «صعاليك» كدام گروه از شاعران دوره‌ي جاهلي بودند؟ گروهي به دليل عدم صلاحيت اخلاقي، از قبيله رانده شده بودند و به صورت منفرد مي‌زيستند.
8- شاعران «مخضرم» چه شاعراني بودند؟ شاعراني كه نيمي از زندگي آن‌ها در دوران جاهلي و نيمي از زندگيشان در دوره‌ي اسلامي بود.
9- سرآمد شاعران «مخضرم» كيست؟ حسان بن ثابت انصاري
10- «مفاخره و مباهات» نسبت به مارم اجداد، از ويژگي‌هيا شعر كدام دوره است؟ دوره‌ي جاهلي
11- چرا ادب دوره‌ي عباسي را «ادب محدث يا مؤكد» مي‌نامند؟ چون بيش‌تر شاعران و اديبان اين دوره، دورگه بودند.
12- كدام دوره «دوره‌ي طلايي اسلامي» است؟ دوره‌ي عباسي
13- «كلاسيك‌هاي نو يا مقلدان» كدام گروه از شاعران بودند؟ گروهي كه در شعر به دوره‌هاي اموي و عباسي بازگشت كردند.
14- كدام شاعر شعر «رمانتيك» عرب را اقوام بخشيد؟ احمد زكي ابوشادي
15- مسئله‌ي «تعهد» در ادبيات و هنر، ابتدا در ادب كدام كشور مطرح شد؟ مصر
16- مقالات انتقادي و بحث انگيز خانم «نازك الملائكه» در كدام كتاب آمده است؟ قضاياي شعرمعاصر
17- «احمد زكي نيشابوري» كدام مجله را منتشر مي‌كرد؟ مجله‌ي آپولو
18- «سور رئاليسم» در شعر عرب به معناي واقعي، در شعر كدام شاعر متجلي گرديده است؟ ارخان ميسر
19- شاعران «بلاد مهجر» چه كساني بودند؟ شاعراني كه از لبنان به آمريكاي شمالي و جنوبي مهاجرت كردند.

---------------------------------------------------------------------------------------------------
درس بيست و سوم
تراژدي فلسطين
دانستني‌هاي مربوط به درس
1- آغاز تاريخ جديد يهوديان، از چه زماني است؟ از اولين گنگره‌ي صهونيست‌ها در شهر «بال» سوئيس
2- رهبري كنگره ي اول يهوديان با چه كسي بود؟ تئودور هرتزل، نمايش‌نامه نويس و روزنامه‌نگار يهودي
3- كدام دو روزنامه، بعد از تشكيل كنگره ي يهوديان، خطر صهونيسم را مورد بحث قرار دادند؟ المقتطف و منار
4- روزنامه‌ي «منار» را چه كسي چاپ كرد؟ محمد رشيد رضا
5- كتاب «دولت يهود» را چه كسي نوشته است؟ تئودور هرتزل
6- كدام مسئله مهم در كتاب «دولت يهود» مطرح و به آن پاسخ داده شده است؟ مردمي هستند بدون زمين و سرزمين وجود دارد بدون سكنه .
7- كتاب «بيداري ملت عرب» اثر كيست؟ نجيب عازوري
8- دو پديده‌ي مهمي كه در كتاب «بيداري ملت عرب» به بحث گذاشته‌شده است، چيست؟ بيداري ملت عرب و كوشش يهوديان براي تشكيل دولت
9- مهم‌ترين رويدادي كه بر آينده‌ي فلسطين اثر گذاشت، كدام است؟ اعلاميه‌ي بالفور
10- دولت اسرائيل در چه سالي به رسميت شناخته شد؟ سال 1948
11- شعر «آوارگان عرب» اثر كيست؟ عبدالوهاب البياتي شاعر عراقي
12- «جمال عبدالناصر» در جهان عرب نماد چه بود؟ وحدت، يگانگي و مليت عرب
13- كنفرانس «خاطوم» چه چيزي را مورد تأكيد قرار داد؟ نه صلح، نه شناسايي و نه مذاكره با اسرائيل
14- علت نگرش يك‌سان شاعران عرب درباره‌ي چيست؟ مشكل فلسطين و رويارويي با اسرائيل، نگرش واحدي ر در آنان ايجاد كرده است.
15- واكنش كدام گروه از هنرمندان درباره‌ي‌ فلسطين‌ بيش‌تر از ديگر گروه‌ها بود؟ شاعران
16- ادامه‌ي مبارزه اصيل ملت فلسطين در كدام جنبش جريان دارد؟ انتفاضه
17- اشعار شعراي فلسطين چند ويژگي دارد؟ سه شكل
18- شعر «اللاجئه آواره» اثر كيست؟ كامل سليمان
19- روزنامه‌ي «كرمل» را چه كسي منتشر مي‌كرد؟ نجيب انصار
20- جنگ ژوئن 1967 چه نتيجه‌اي براي اعراب داشت؟ اشغال نوار غزه، شبه جزيره يسينا و بلندي‌هاي جولان از جانب اسرائيل

درس بيست و چهارم
ادبيات داستاني
دانستني‌هاي مربوط به درس
1- دو گرايش عمده در ادبيات داستاني معاصر عرب كدام‌اند؟ گرايش تارخي، گرايش اجتماعي
2- كدام نويسنده مي‌كوشد تا «تاريخ اسلام و مسائل آن را به شيوه‌اي داستاني به مخاطبان القا كند»؟ جرجي زيدان
3- تا قبل از اعراب و اسرائيل، نويسندگان با ه عواملي مبارزه مي‌كردند؟ سنت‌هاي و جامعه‌ي سنتي عرب
4- كدام نويسنده لبناني معتقد بود كه «در همه‌ي جهان بايد تحولي بنيادين عليه ظلم و ديكتاتوري به وجود آيد» ؟ جبران خليل جبران
5- چه كسي از نخستين كساني است كه «داستان كوتاه» ر در مصر تجربه كرده است؟ منفلوطي
6- «ابومسلم خراساني» نوشته‌ي كيست؟ جرجي زيدان
7- دو ضعف عمده ي «منفلوطي» چيست؟ در ابزار بيان ضعيف است و ديگر ضعف فرهنگي و ناآگاهي از علوم مشرق زمين
8- انجمن «رابطه‌ي قلمي» را چه كسي به وجود آورد؟ جبران خليل جبران
9- مشهورترين اثر «جبران خليل جبران» به زبان انگليسي كدام كتاب است؟ كتاب النبي
10- انقلاب مصر به رهبري جمال عبدالناصر
11- نخستين قدم‌هاي داستان نويسي به سبك نوين عراق را چه كسي برداشته است؟ محمود احمد السيد
12- آثار كدام نويسنده آيينه‌ي‌جامعه‌ي مصر است؟ نجيب محفوظ
13- كدام نويسنده عرب را برخي از نقادان هم‌سنگ چخوف و موپاسان دانسته‌اند؟ يوسف ادريس
14- كتاب «كابوس‌هاي بيروت» اثر كيست؟ غاده السمان
15- آثار قلمي «جبران خليل جبران» را به چند دوره تقسيم كرده‌اند؟ سه دوره
16- عامل توفيق و شهرت «منفلوطي» در نويسندگي، چيست؟ نثر ادبي او
17- كتاب «العبرات» اثر كيست؟ منفلوطي
18- نوشته هاي «جرجي زيدان» تابع كدام گرايش در ادبيات داستاني عرب است؟ گرايش تاريخي
19- «جبران خليل جبران» از محضر كدام استاد فرانسوي در نقاشي بهره برد؟ رودن
20- كدام شاعر شكست اعراب از اسرائيل را در سال 1967 «رسوايي بزرگ» مي‌داند؟ نزار قباني

مجموعه سئوالات درس تار یخ ادبیات 1

درس اول

1- «خط تصويري» چگونه خطي است؟ كشيدن تصوير چيزها
2- الفبا، براي اولين با در ميان كدام يك از اقوام رواج پيدا كرد؟ فنيقي‌ها
3- سرزمين «فنقيه» اكنون كدام كشور است؟ لبنان و حوالي آن
4- «خط ميخي» چه نوع خطي است؟ خطي بود كه با ميخ و شبيه به ميخ نوشته مي‌شود.
5- خط «ميخي» يا «هجايي» داراي چند حرف (هجا) بود؟ سي و شش
6- تاريخ اختراع «خط اوستايي» را چه دوره‌اي دانسته‌اند؟ اواخر دوره ساساني
7- «اوستا» كتاب ديني چه كساني است؟ زردشتيان
8- «اوستا» مركب از چند كتاب است؟ پنج كتاب (يَستا، يَشت‏ْ‌ها، ويسْپَرد، وَنداديد و خرده اوستا)
9- محتواي كتاب «اوستا» چيست؟ نيايش اهورامزدا، ستايش پاكي، نكوهش اهريمنان و هم‌چنين احكام و ذكرهاي مذهبي
10- اخبار تاريخي و داستان ها و روايت‌ها در كدام بخش از كتاب اوستا آمده است؟ يشت‌ها
11- «زبان فارسي» از شاخه‌ها كدام زبان‌هاست؟ از شاخه‌ي زبان‌هاي هندو اروپايي
12- «فارسي باستان» در كدام دوره رواج داشت؟ دوره‌ي هخامنشي
13- كدام كتاب در اواخر دوره‌ي ساساني به پارسي ميانه پديد آمد و چند بار به عربي ترجمه شد؟ خداي نامه
14- كدام كتاب از عمده‌ترين منابع شاهنامه فردوسي بوده است؟ شاهنامه‌ي منثور عبدالرزاق توسي
15- چه كتابي را منشأ كتاب «هزار و يك شب» دانسته‌اند؟ هزار افسان
16- واژه‌ي «پهلوي» از چه كلمه‌اي گرفته شده است؟ پرثو
17- خط اوستايي چند حرف داشت و چگونه نوشته مي‌شد؟ چهل و چهار حرف داشت واز راست به چپ نوشته مي‌شد.
18- ريشه و اصل خط پهلوي، چيست؟ آرامي (يكي از خطوط سامي)
19- در كدام زبان «شعر» وجود داشته است؟ فارسي ميانه

---------------------------------------------------------------------------------------------
درس دوم
پيش‌گامي ايرانيان
دانستني‌هاي مربوط به درس
1- بزرگ‌ترين عالم علم نحو، چه نام داشت؟ سيبويه
2- واضح علم «عروض» چه كسي بود؟ خليل بن احمد
3- معناي كلمه‌ي «دري» چيست؟ درباري
4- گويش دري دنباله‌ي كدام زبان است؟ پهلوي ساساني
5- قديمي‌ترين كتابي كه به خطّ فارسي امروز در دست است؟ الابنيه عن حقايق الادويه
6- كتاب « الابنيه عن حقايق الادويه» توسط چه كسي و در چه زمينه‌اي تحرير شده است؟ اسدي توسي و در زمينه‌ي پزشكي
7- كلمه‌ي «دري» در اصطلاح به چه زباني اطلاق مي‌شود؟ زبان دولتي دستگاه ساساني
8- رواج شعر به شيوه‌ي عروضي به زبان دري به كدام دوره مربوط مي‌شود؟ نيمه‌ي اول قرن سوم هجري
9- نخستين شاعران پارسي گوي چه كساني بودند؟ ابوحَفْص سفدي و عباس مروزي
10- اولين نمونه‌هاي شعر عروضي به زبان دري به كدام دوره مربوط مي‌شود؟ به اواخر دوره‌ي طاهريان
11- كتاب «تاريخ سيستان» چه كسي را نخستين شاعر پارسي گوي معرفي مي‌كند؟ محمد بن وصيف سيستاني
12- كدام شاعران را از معاصران عمروبن ليث صفاري دانسته‌اند؟ فيروز مشرقي و ابوسليك گرگاني
13- چه كسي در كوفه به خون‌خواهي حسين‌بن علي (ع) بر ضد امويان قيام كرد؟ مختار ثقفي
14- ابومسلم خراساني، به حكومت كدام خاندان خاتمه داد؟ امويان
15- «برمكيان» وزراي لايق كدام خاندان بودند؟ عباسيان
16- كدام ايراني مسلمان صاحب نخستين كتاب مهم در لغت عربي بوده است؟ خليل بن احمد
17- موضوع كتاب « الابنيه عن حقايق الادويه» چيست؟ پزشكي
18- ايرانيان در ظاهر شعر عروضي را از چه كساني تقليد كردند؟ شعر عربي
19- جمله‌ي «چيزي كه من اندر نيابم، چرا بايد گفت؟» منسوب به كيست؟ يعقوب بن ليث و بي اطلاعي او را از تازي
20- «شعوبيه» چه اعتقاداتي داشتند؟ به برابري عرب و عجم اعتقاد داشتند و عامل امتياز بخش را تقوا مي‌دانستند.

-------------------------------------------------------------------------------------------------
درس سوم
شهيد بلخي
دانستني‌هاي مربوط به درس
1- چه كسي پيش از فردوسي عنوان «شاعر خرد» را به خود اختصاص داد؟ شهيد بلخي
2- «شهيد بلخي» با كدام طبيب و فيلسوف معاصر خود مناظرلتي داشته است؟ زكرياي رازي
3- «شهيد بلخي» با كدام علوم آشنايي داشت؟ فلسفه و كلام
4- كدام شاعر، شهيد بلخي را به فضل و برتري و خردووري ستوده است؟ رودكي
5- «شهيد بلخي» از پيوستگان به دستگاه كدام امير بود؟ امير نصربن احمد ساماني و ابوعبدالله جيهاني
6- چرا به ابوعبدالله جعفربن محمد «رودكي» مي‌گفتند؟ چون در «رودك» يكي از روستاهاي سمرقند به دنيا آمد.
7- كدام وزير، رودكي را در ميان عرب و عجم بي‌مانند مي‌دانست؟ بلعمي، وزير دانشمند سامانيان
8- شعر «بوي جوي موليان» سروده‌ي كيست؟ رودكي
9- كدام شاعر غزل «رودكي وار» را نيكو مي‌دانست؟ عنصري
10- چه كسي رودكي را «شاعر تيره چشم روشن بين» ناميده است؟ ناصرخسرو
11- شعر«بوي جوي موليان» بر كدام امير ساماني تأثير گذار بود؟ نصر بن احمد ساماني
12- اشعار بر جاي مانده از رودكي، چند بيت است؟ حدود هزار بيت
13- كدام مثنوي‌ها را رودكي سروده است؟ مثنوي كليله و دمنه و سندباد نامه
14- سبك شع رودكي، چه سبكي است؟ سبك خراساني
15- نام ديگر «سبك خراساني» چيست؟ سبك تركستاني
16- ويژگي عمده‌ي «سبك خراساني» چيست؟ سادگي. در عين متانت واستحكام
17- عنوان «پدر شعر فارس» به كدام شاعر نسبت داده شده است؟ رودكي
18- رودكي در كدام قالب‌هاي شعري، شعر سروده است؟ تقريباً تمام قالب‌ها (قصيده، غزل، قطعه، رباعي و مثنوي)
19- بيت «غزل رودكي وار نيكو بود/ غزل‌هاي من رودكي‌ وار نيست» از كدام شاعر است؟ عنصري
20- رودكي كدام آلت موسيقي را به خوبي مي‌نواخت؟ بربط

----------------------------------------------------------------------------------------
درس چهارم
بوشكور بلخي
دانستني‌هاي مربوط به درس
1- «بوشكور بلخي» شاعر كدام قرن است؟ قرن چهارم
2- كدام مثنوي را « بوشكور بلخي » به نظم درآورد؟ آفرين‌نامه
3- كودكي بوشكور با ايام سال خوردگي كدام شاعر هم زمان است؟ رودكي
4- فكر و زبان بوشكور، حد واسط كدام شاعران است؟ رودكي و فردوسي
5- جواني كدام شاعر مصادف يا دوران كهولت بوشكور بلخي بوده است؟ فردوسي
6- چه واژه‌هايي براي جاهاي خالي عبارت داده شده، درست و مناسب است؟ «دوازده سال بعد از مرگ ... كسايي در ... ديده به جهان گشود.» رودكي، مرو
7- دوران شاعري «كسايي» با كدام سلسله‌ي پادشاهي مقارن بود؟ اواخر عهد ساماني و اوايل كار غزنويان
8- «كسايي» چه مذهبي داشت؟ شيعه‌ي دوازده امامي
9- كسايي در شعر به ترتيب پيرو و پيشرو چه كساني است؟ پيرو رودكي و پيشرو ناصرخسرو
10- «استاد شاعران جهان» از نظر كسايي، كيست؟ رودكي
11- «ناصرخسرو» شاعر آزاده‌ي كدام قرن است؟ قرن پنجم
12- نخستين قصيده‌هاي منقبت و مرثيه در ديوان كدام شاعر آمده است؟ كسايي
13- «قوامي رازي» شاعر كدام قرن است؟ قرن ششم
14- «شاعر مرثيه سراي» قرن دهم كيست؟ محتشم كاشاني
15- كدام دو شاعر درفش جانبداري و ستايش خاندان پيامبر را بر دوش كشيده‌اند؟ كسايي و فردوسي
16- ديوان كسايي ظاهراً تا كدام قرن موجود بوده است؟ قرن ششم
17- چرا كسايي را « نقاش چيره دست طبيعت» نام داده‌اند؟ چون وصف‌هايي جاندار و روشن از طبيعت و زيبايي‌هاي آن دارد.

------------------------------------------------------------------------------------------
درس پنجم
نثر فارسي
دانستني‌هاي مربوط به درس
1- نثر فارسي در آغاز كدام عصر توليد يافت؟ عصر فردوسي
2- نخستين كتاب مستقل نثر فارسي، كدام اثر است؟ شاهنامه ابونصري
3- «تفسير طبري» تأليف كيست؟ مجمد بن جرير طبري
4- نخستين ترجمه‌ي قرآن كريم كدام كتاب و به چه زباني است؟ ترجمه‌ي تفسير طبري و به زبان فارسي
5- نثر كتاب «ترجمه تفسير طبري» چه گونه است؟ نثر ساده و شمار لغات عربي آن كم است.
6- «ترجمه تفسير طبري» اثر جمعي از علماي ماوراء‌النّهر مي‌باشد.
7- در كدام سده «ترجمه تفسير طبري» نوشته شد؟ ميانه‌ي سده چهارم هجري
8- كدام شاهنامه، قبل از شاهنامه‌ي ابومنصوري تأليف يافته و به كلي از ميان رفته است؟ شاهنامه‌ي ابوالمؤيد بلخي
9- «تاريخ بلعمي» اثر كيست؟ ابوعلي بلعمي
10- به عصر فردوسي، چه نام ديگري داده شده است؟ عصر حماسه‌ي ملي و خردآرماني
11- جريان اصلي شعر در دوره‌ي ساماني بر چه امري تأكيد دارد؟ تأكيد بر حمايت از فرهنگ قومي و اعتبار بخشيدن به زبان فارسي دارد.
12- چه مقدار از «شاهنامه‌ي ابومنصوري» باقي مانده است؟ حدود پانزده صفحه
13- چرا منصوربن نوح ساماني تصميم گرفت كه «تفسير طبري» ترجمه شود؟ چون فهم آن به زبان عربي برايش دشوار بود.
14- ترجمه‌ي كدام كتاب را مي‌توان سرآغاز نثر ديني فارسي به حساب آورد؟ ترجمه تفسير طبري
15- نثر علمي فارسي، با كدام كتاب آغاز مي‌شود؟ الابنيه عن حقايق الادويه
16- نوسينده‌ي كتاب « الابنيه عن حقايق الادويه » كيست؟ ابومنصور موفق هروي
17- موضوع كتاب «هداية المتعلمين في الطب» چيست و مؤلف آن كيست؟ شيوه‌ي درمان بيماري‌ها، ابوبكر اخويني بخارايي
18- مؤلف كتاب «حدود‌العالم» كيست؟ مولف آن نامعلوم است.
19- نخستين كتاب جغرافيا به زبان پارسي كدام كتاب است؟ حدود‌العالم من المشرق الي المغرب
20- موضوع كتاب « حدود‌العالم » چيست؟ جغرافياي عمومي ه ويژه جغرافياي سرزمين‌هاي اسلامي

-----------------------------------------------------------------------------------------------
درس ششم
دقيقي ....
دانستني‌هاي مربوط به درس
1- طرز شاعري «دقيقي توسي» شبيه به شيوه‌ي كدام شاعر است؟ رودكي
2- نخستين كسي كه پس از «مسعودي مروزي» به نظم داستان‌هاي ملي ايران پرداخت، كه بود؟ دقيقي توسي
3- اثر مهّم «دقيقي» چه نام دارد؟ گشتاسپ نامه
4- زادگاه «فردوسي» كجاست؟ روستاي باژ در منطقه‌ي توس
5- «دهقانان» در روزگار فردوسي چه طبقه‌اي بودند؟ طبقه‌اي صاحب مقام و داراي املاك و اموال
6- چرا فردوسي بر آن شد تا كتاب خود را به نام محمود غزنوي كند؟ به منظور حفظ كردن شاهنامه از گزند حوادث با استفاده از امكاني كه شايد محمود براي نسخه‌برداري آن فراهم كند و ديگر كسب وجه مختصري از اين راه براي معيشت و دوران پيري و ناتواني خود.
7- يكي از دلايلي كه شاهنامه مورد پسند محمود قرار نگرفت، چه بود؟ در شاهنامه بر تركان روي خوش نشان داده نشده بود.
8- مذهب «فردوسي» چه بود؟ شيعه
9- وزير ايران‌دوست عصر غزنوي كه فردوسي او را مدح گفته است، كه بود؟ ابوالعباي اسفرايني
10- محتويات كتاب شاهنامه به چند دوره تقسيم مي‌شود؟ سه دوره
11- «دوران تاريخي» شاهنامه مربوط به كدام بخش از كتاب است؟ دوره‌ي سوم
12- قالب شعري شاهنامه چيست و در كدام بحر سروده شده است؟ مثنوي، بحر متقارب
13- اوّلين لغت‌نامه‌ي مدوّن فارسي چه نام دارد؟ لغت فرس
14- داستان منظوم «گرشاسپ نامه» اثر كيست؟ اسدي توسي
15- «مناظره» دراصطلاح، يعني چه؟ گفت و گوي دو طرف سخن كه هر يك سعي مي‌كند برتري خود را اثبات كند.
16- كتاب «لغت فرس» اثر كيست؟ اسدي توسي
17- «اسدي توسي» شاعر كدام قرن محسوب مي‌شود؟ قرن پنجم
18- كتاب «لغت فرس» چند لغت فارسي دارد؟ هزار و دويست
19- «دقيقي» بر چه دين و آييني بود؟ دين زردشتي
20- مهم‌ترين و طولاني‌ترين بخش شاهنامه، كدام قسمت آن است؟ مرحله‌ي پهلواني

-----------------------------------------------------------------------------------------------
درس هشتم
ناصرخسرو
دانستني‌هاي مربوط به درس
1- زادگاه «ناصرخسرو» كجاست؟ قباديان بلخ
2- سلطان مسعود غزنوي در كدام محل از تركان سلجوقي شكست خورد؟ دندانقان
3- «باطنيان» چه كساني بودند؟ گروهي از شيعيان هفت امامي كه به امامت اسماعيل فرزند بزرگ امام جعفر صادق (ع) اعتقاد داشتند.
4- مقر فرمانروايي «باطنيان» كجا بود؟ قاهره
5- لقب ناصرخسرو در مذهب فاطمي چيست؟ حجت
6- چه مأموريتي از جانب خليفه‌ي فاطمي به ناصرخسرو محول شد؟ تبليغ آيين فاطمي در خراسان
7- چرا «ناصرخسرو» در خراسان نمي‌توانست به سرچشمه‌ي حكمت باطنيان دست يابد؟ پيروان مذاهب ديگر، مجال تبليغ خودنمايي به آن‌ها نمي‌دادند.
8- آثار كلامي ناصرخسرو كدام‌اند؟ خوان اخوان، زادالمسافرين و جامع‌الحكمتين
9- نخستين گوينده‌اي كه شعر را به طور كلي در خدمت فكر اخلاقي، اجتماعي و مكتبي قرار داد، كه بود؟ ناصرخسرو
10- ايام كودكي « ناصرخسرو » مصادف با حكومت كدام سلسله‌ي پادشاهي است؟ اوج حكومت غزنوي
11- مشهورترين اثر ناصرخسرو، كدام كتاب است؟ سفرنامه
12- كدام عصر، عصر شكوفايي فرهنگ اسلامي است؟ عصر ناصرخسرو
13- جرياني كه در نيمه‌هاي دوم قرن پنجم هجري در نويسندگي و شعر فارسي پيدا شد، چه نام داشت؟ عرفان
14- منشأ عرفان اسلامي كدام كتاب است؟ قرآن
15- كتاب «اسرارالتوحيد» اثر كيست؟ محمد بن منور
16- در عصر ناصرخسرو كدام عارف پاك‌باخته، طغرل سلجوقي را به عدل و داد دعوت كرد؟ باباطاهر
17- تمايلات عارفانه، ابتدا در كدام منطقه پيدا شد؟ بين‌النهرين
18- «زيديه» چه اعتقاداتي داشتند؟ معتقد بودند كه امامت از حضرت سجاد (ع) به زيد فرزند آن حضرت واگذار شده است نه به امام محمد باقر (ع)
19- از دوره‌ي غزنويان كدام درك و برداشت از اسلام، چيرگي يافت؟ كلام اشعر

---------------------------------------------------------------------------------------------

درس نهم
نثر فارسي
دانستني‌هاي مربوط به درس
1- كتاب «دانش نامه‌ي علايي» اثر كيست؟ ابوعلي سينا
2- بيش‌تر آثار «ابن سينا» به چه زباني نوشته شده است؟ زبان عربي
3- كتاب « دانش نامه‌ي علايي» به چه زباني است؟ زبان فارسي
4- اهميت كتاب «دانش نامه‌ي علايي» در چيست؟ يك دوره‌ي كامل از فلسفه و طبيعيات را شامل مي‌شود و بسياري از اصطلاحات منطقي و فلسفي را به زبان فارسي در برمي‌گيرد.
5- كتاب «التفهيم لاوايل صناعة التنجيم» اثر كيست؟ ابوريحان بيروني
6- « التفهيم » به چه زباني نوشته شده است؟ فارسي
7- موضوع كتاب «التفهيم» چيست؟ نجوم، هندسه و حساب
8- «قابوس نامه» اثر كيست؟ عنصرالمعالي كي كاووس بن اسكندر
9- موضوع كتاب «قابوس نامه» چيست؟ تعليم و تربيت
10- «قابوس نامه» چند باب دارد؟ چهل و چهار
11- «سياست نامه» اثر كيست؟خواجه نظام‌الملك
12- موضوع كتاب «سياست نامه» چيست؟ آيين مملكت داري
13- نام ديگر كتاب «سياست نامه» چيست؟ سيرالملوك
14- «سياست نامه» چه نثري دارد؟ ساده و مرسل
15- متن «سياست نامه» مربوط به كدام قرن است؟ قرن پنجم
16- كتاب «تاريخ سيستان» اثر كيست؟ مؤلف آن نامعلوم است.
17- «تاريخ بيهقي» اثر كيست؟ ابوالفضل بيهقي
18- نام ديگر «تاريخ بيهقي» چيست؟ تاريخ مسعودي
19- زادگاه ييهقي كجا بود؟ حارث آباد بيهق
20- ناصرخسرو، در تبريز كدام شاعر را ملاقات كرده بود؟ قطران تبريزي

-----------------------------------------------------------------------------------------------------
درس دهم
نثر ديني
دانستني‌هاي مربوط به درس
1- نثر ديني فارسي دري با كدام كتاب آغاز شد؟ ترجمه‌ي تفسير طبري
2- مؤلف كتاب «تفسير قرآن مجيد، معروف به تفسير كمبريج» كيست؟ مؤلف آن نامعلوم است.
3- زمان تأليف كتاب «تفسير قرآن» چه قرني است؟ نيمه ي اول سده‌ي پنجم
4- مؤلف كتاب «تفسير سورآبادي» كيست؟ ابوبكر عتيق نيشابوري
5- ابوبكر عتيق نيشابوري معاصر با كدام پادشاه سلجوقي بوده است؟ آلب ارسلان
6- اثر معروف «ابوالحسن جلايي هجويري» چه نام دارد؟ كشف‌المحجوب
7- موضوع كتاب « كشف‌المحجوب » چيست؟ طريقت و اصول تصوف و بيان كيفيت عشق به پروردگار
8- «شرح تعرف» اثر كيست؟ اسماعيل بن محمد مستملي نجاري
9- نام نياي بزرگ خواجه عبدالله انصاري چه بود؟ ابوايوب انصاري
10- خواجه عبدالله انصاري. تصوف را از چه كسي آموخت؟ شيخ ابوالحسن خرقاني
11- اصل كتاب «طبقات الصوفيه» به چه زباني است و از كيست؟ عربي، ابوعبدالرحمان سلمي
12- «رسايل» اثر كيست؟ خواجه عبدالله انصاري
13- موضوع كتاب «رسايل» چيست؟ اقوام و سخنان و مناجات‌ها
14- نوع نثر « خواجه عبدالله انصاري » چه نثري است؟ مسجع (آهنگين)
15- تفسير قران معروف به «تفسير كمبريج» شامل چه قسمت‌هايي از قرآن است؟ از تفسير سوره‌ي مريم تا پايان قرآن مجيد
16- علت نوشتن و رواج تفسيرهاي مختلف چيست؟ براي استفاده از مسلماناني كه زبان عربي نمي‌دانستند، نوشته شد.
17- چرا «تفسير قرآن، كمبريج» از نظر ادبي هم اهميت دارد؟ چون در آن همان واژه‌هاي لطيف فارسي ديده مي‌شود.
18- كتاب « كشف‌المحجوب » در پاسخ به پرسش‌هاي چه كسي نوشته شد؟ ابوسعيد هجويري
19- ابوايوب انصاري درزمان كدام خليفه، به خراسان آمد؟ عثمان
20- شعرهاي خواجه عبدالله انصاري بيش‌تر در چه قالبي است؟ رباعي و ترانه

-------------------------------------------------------------------------------------------------------
درس يازدهم
انوري
دانستني‌هاي مربوط به درس
1- دوره‌ي دوم فرمانروايي سلجوقيان چه زماني را در برمي‌گرفت؟ نيمه‌ي اول سده‌ي ششم هجري
2- مضمون هاي شعري دوره‌ي انوري چه موضوعاتي بود؟ مدح و وصف
3- قالب‌هاي اصلي شعر در دوره‌ي انوري چه بود؟ قصيده و غزل
4- سبك شعري دوره‌ي انوري چه بود؟ سبك عراقي
5- «انوري» را هم پايه كدام شاعران دانسته‌اند؟ فردوسي و سعدي
6- تخلص «انوري» در آغاز شاعري چه بود؟ خاوري
7- شهرت انوري به كدام نوع شعر است؟ قصيده
8- سه مضمون عمده‌ي شعر انوري چيست؟ ستايش بزرگان، وصف طبيعت و هجو مخالفان
9- «حبسيه» چگونه شعري است؟ شعري است كه در زندان سروده مي‌شود.
10- «مسعود سعد» چند سال از عمر خود را در زندان گذراند؟ بيست سال
11- شهرت « مسعود سعد » در شاعري درگو سرودن چه نوع شعري است؟ حبسيه
12- بيت «هفت سالم بكوفت سود و دهك / پس از آنم سه سال قلعه‌ي ناي» از كدام شاعر است؟ مسعود سعد
13- پس از قصيده، انوري در سرودن كدام قالب شعري پيشگام بوده است؟ قطعه
14- كدام شاعر دربار سلطان ابراهيم، موجبات گرفتاري و زنداني شدن مسعود سعد را فراهم آورد؟ راشدي
15- قصيده‌ي «نامه‌ي اهل خراسان» كه در آن به غارت خراسان اشاره شده است، از كيست؟ انوري
16- كدام شعر انوري به چند زبان بيگانه ترجمه شده است؟ نامه‌ي اهل خراسان
17- «ورود لغات و تركيبات متعدد از لهجه‌هاي محلي به زبان فارسي دري» از ويژگي‌هاي كدام سبك است؟ سبك عراقي
18- چرا سياست كلي سلاجقه بر حمايت از شعر و ادب فارسي استوار نبود؟ به دليل بيگانگي با فرهنگ و زبان ايراني
19- «زبان شعر» در دوره‌ي انوري نسبت به دوره هاي گذشته چگونه است؟ عموماً پخته و نرم‌تر و رام‌تر است.

---------------------------------------------------------------------------------------------------
درس دوازدهم
جمال‌الدين عبدالرزاق
دانستني‌هاي مربوط به درس
1- نامدارترين چهره‌ي شعر و ادب فارسي اصفهان در سده‌ي ششم هجري كيست؟ جمال‌الدين عبدالرزاق
2- مضامين اخلاقي به كار رفته در شعر جمال‌الدين عبدالرزاق به شيوه‌ي كدام شاعر است؟ سنايي غزنوي
3- «تركيب بند» معروف جمال‌الدين عبدالرزاق در چه موضوعي سروده شده است؟ در نعت و ستايش پيامبر گرامي اسلام
4- «خلاق‌المعاني» لقب كدام شاعر است؟ كمال‌الدين اصفهاني
5- كدام واقعه‌ي مهم در روزگار زندگي «كمال‌الدين اسماعيل» در جريان بود؟ حمله‌ي مغولان به ايران
6- چرا به كمال‌الدين اسماعيل لقب «خلاق‌المعاني» دادند؟ وي در خلق معاني تازه دستي توانا داشت.
7- مطلع تركيب‌بند «اي از بر سدره شاهرات / واي قبّه‌ي عرش تكيه‌گاهت» از كيست؟ جمال‌الدين عبدالرزاق
8- سرانجام كار «كمال‌الدين اسماعيل» چگونه بود؟ به دست مغولان به قتل رسيد.
9- تقليد از« جمال‌الدين عبدالرزاق» سنايي در چه حدي است؟ در اين شيوه به پاي سنايي نرسيده و كارش اصالت چنداني ندارد.
10- تركيب بند « جمال‌الدين عبدالرزاق » از نظر زبان و بافت شعري، چگونه است؟ استوار و سنجيده

------------------------------------------------------------------------------------------------------


درس سيزدهم
نثرهاي عارفانه

1- كدام نوع نثر، در سده‌ي ششم و هفتم، اهميت و گشترش يافت؟ نثر صوفيانه
2- عين‌القضات از محضر چه كساني درس آموخت؟ حكيم عمر خيام و شيخ احمد غزالي
3- وزير دسيسه‌گر سلطان سنجر، كه فتواي قتل عين‌القضات را گرفت، چه نام داشت؟ ابوالقاسم درگزيني
4- اساسي‌ترين انديشه‌ها و آراي صوفيانه عين‌القضات را در كدام آثار وي مي‌توان جست و جو كرد؟ يزدان شناخت، تمهيدات
5- سبك نگارش نامه‌هاي عين‌القضات، چگونه است؟ ساده، روان و بي‌تكلف و در عين استشهاد به ‌آيات قرآني و اشعار پارسي و تازي
6- «شيخ اشراق» لقب كيست؟ شهاب‌الدين يحيي سهروردي
7- عمده‌ترين كار سهروردي در مسير بنيان‌گذاري «فلسفه‌ي اشراق» چه بود؟ پيوند ميان فلسفه و عرفان
8- چه كسي فرمان قتل سهروردي را صادر كرد؟ صلاح الدين ايوبي، فرمانرواي مصر و شام
9- «حكمت خسرواني» چگونه عقايدي بود؟ مجموعه‌ي افكار و عقايد فلسفي ايرانيان قديم و مخصوصاً حكمت دوره‌ي شاهان ساساني بود.
10- آثار فارسي «شيخ اشراق» به چه شيوه‌اي بيان شده است؟ تمثيلي و ادبي
11- كتاب «اسرارالتوحيد» اثر كيست و درباره‌ي چه كسي است؟ محمد بن منور، شيخ ابوسعيد ابو‌الخير
12- نويسنده‌ي كتاب «سمك عيار» كيست؟ فرامرز بن خداد ارجاني
13- كدام كتاب را «ازرقي هروي» به نظم كشيده است؟ سندبادنامه
14- اصل كتاب سندبادنامه متعلق به كدام كشور است؟ هندوستان
15- چه كسي سندبادنامه را به «نثري فني و آراسته به امثال و اشعار پارسي و تاري» درآورد؟ ظهيري سمرقندي
16- «كشف‌الاسرار و عدة الابرار» درباره‌ي چه موضوعي است و مؤلف آن كيست؟ تفسير قرآن- ابوالفضل رشيدالدين ميبدي
17- تفسير «شيخ ابوالفتوح رازي» چه نام دارد؟ روضه‌الجنان
18- كدام عصر را بايد «عصر تفسيرنويسي» نام‌گذاري كرد؟ نيمه‌ي اول سده ششم هجري
19- كتاب «سمك عيار» در چه قرني نوشته شده است؟ قرن ششم

----------------------------------------------------------------------------------------------------
درس چهاردهم
كتاب‌هاي فني
1- از جمله كهن‌ترين و استوارترين كتاب‌ها در زمينه‌ي علم بلاغت كدام كتاب است؟ ترجمان البلاغه
2- مؤلف كتاب « ترجمان البلاغه» كيست؟ محمد بن عمر رادوياني
3- كتاب « ترجمان البلاغه» در كدام قرن نوشته شده است؟ نيمه‌ي دوم قرن پنجم
4- موضوع كتاب «حدائق السحر» چيست؟ مباحثي از علم معاني و بيان و صنايع لفظي و معنوي
5- نوسينده كتاب «حدائق السحر» كيست؟ رشيد الدين وطواط
6- پرآوازه‌ترين كتاب در قلمرو علوم ادبي فارسي، كدام كتاب است؟ المعجم
7- كتاب «المعجم» چند بخش است؟ دو بخش
8- مؤلف كتاب «المعجم» كيست؟ شمس قيس رازي
9- مؤلف كتاب «مجمل التواريخ» كيست؟ مؤلف كتاب نامعلوم است.
10- شيوه‌ي انشاي كتاب«مجمل التواريخ» چگونه است؟ از نظر سادگي و داشتن واژه‌ها واصطلاحات كهن فارسي، دست كمي از نوشته‌هاي قرن چهارم ندارد.
11- موضوع كتاب «تاريخ بيهق» چيست؟ سرگذشت‌ شهرها و مناطق جغرافيايي و شخصيت‌هاي علمي و ادبي تاريخ
12- نوسينده كتاب «تاريخ بيهق» كيست؟ ابوالحسن علي بن زيد بيهقي معروف به ابن فندق
13- كتاب «راحة الصدور» در چه قرني نوشته شده است و مؤلف آن كيست؟ پايان قرن ششم و آغاز قرن هفتم ، نجم‌الدين راوندي
14- چه كسي كتاب «كليله و دمنه» را به عربي ترجمه كرد؟ ابن مقفع
15- « كليله و دمنه بهرام شاهي» اثر كيست؟ ابوالمعالي نصرالله منشي
16- نام ديگر «چهار مقاله» چيست؟ مجمع النوادر
17- اصل كتاب «مرزبان‌نامه» به چه زباني نوشته شده بود؟ زبان طبري (گويش مازندران قديم)
18- نويسنده‌ي «مرزبان‌نامه» با اشناي فعلي آن كيست؟ سعدالدين وراميني
19- «گلستان» چند باب دارد؟ هشت باب و يك مقدمه
20- نثر كتاب «گلستان» چه گونه نثري است؟ نثر مسجع

--------------------------------------------------------------------------------------------------
درس پانزدهم
خيام
1- در قالب رباعي، تكيه‌ي اصلي معنا در كدام مصراع است؟ مصراع چهارم
2- انديشه‌هاي كوتاه و عميق و تأملات فلسفي، معمولاً در كدام قالب شعري بيان مي‌شود؟ رباعي
3- «خيام» در كدام قرن زيسته است؟ قرن پنجم و دهه‌هاي نخستين سده‌ي ششم
4- معاصران خيام وي را با كدام علوم مي‌شناختند؟ حكمت، فلسفه، رياضي، طب و نجوم
5- تعارضات و تعصب‌هاي سياسي و مذهبي روزگار خيام را در كدام كتاب مي‌توان ديد؟ سياست‌نامه‌ي خواجه نظام‌الملك
6- مهم‌ترين مثنوي «سنايي» كدام كتاب است؟ حديقة الحقيقة
7- نام ديگر كتاب « حديقة الحقيقة» چيست؟ الهي نامه
8- موضوع كتاب «سيرالعباد الي المعاد» چيست؟ خلقت انسان و نفوس و عقل‌ها و موضوعات اخلاقي ديگر
9- شيوه‌ي بيان در كتاب «سيرالعباد الي المعاد» چيست؟ تمثيل
10- «خاقاني» در كدام اثر خود بر طريق سنايي رفته است؟ تحفة العراقين
11- «عطار» در منطق‌الطير خود به كدام شاعر نظر داشته است؟ سنايي
12- بيت «عطار روح و بود سنايي دو چشم/ ما از پي سنايي و عطار آمديم» از كدام شاعر است؟ مولوي
13- «سنايي» كدام تحول بزرگ را در شعر فارسي به وجود آورد؟ عرفان و عشق به خالق را وارد شعر كرد.
14- اوضاع شهر غزنين در سال‌هاي تولد «سنايي» چگونه بود؟ آوازه و شكوه دوره‌ي اول حكومت غزنويان را نداشت.
15- عنوان نوشته ها و نامه‌هاي سنايي به نثر كه به چاپ رسيده است، چيست؟ مكاتيب سنايي
16- كدام اثر مولوي به شيوه‌ي «حديقه‌ي سنايي» سروده شده است؟ مثنوي معنوي
17- بلندترين و سرشارترين مثنوي‌هاي عرفاني، در كدام دوره سروده شده است؟ عصر مولوي
18- چرا مقدار زيادي رباعي به «خيام» نسبت داده شده است؟ چون هر كس اعتراض و ترديدي داشت و جرئت بيان آن را هم نداشت، آن را به خيام نسبت داده است.

-------------------------------------------------------------------------------------------------------
درس شانزدهم
خاقاني
1- تخلص اول «خاقاني» چه بود؟ حقايقي
2- تولد خاقاني در كدام شهر بود؟ شروان
3- خاقاني فنون شاعري را از كدام شاعر آموخت؟ ابوالعلاي گنجوي
4- خاقاني تخلص خود را از نام چه كسي گرفت؟ خاقان منوچهر، حاكم شهر شروان
5- كهن‌ترين سفرنامه‌ي منظوم حج از كيست؟ خاقاني
6- سفرنامه‌ي منظوم حج خاقاني چه نام دارد؟ تحفة العراقين
7- نام كتاب منثور خاقاني چيست؟ منشآت
8- پنج دفتر شعر نظامي به چه نام‌هايي معروف است؟ خمسه يا پنج گنج
9- موضوع كتاب «مخزن‌الاسرار» چيست؟ زهد و حكمت و عرفان
10- مخزن الاسرار به پيروي از كدام كتاب نوشته شده است؟ حديقة الحقيقة
11- دومين مثنوي نظامي چه نام دارد؟ خسرو و شيرين
12- موضوع داستان «ليلي و مجنون» چيست؟ ماجراي دل‌باختگي قيس از قبيله‌ي بني عامر بر ليلي دخترك هم‌سال او كه به ناخواه به عقد ابن سلام درآمده است.
13- نام ديگر كتاب «هفت پيكر» چيست؟ هفت گنبد و بهرام نامه
14- دو بخش كتاب «اسكندرنامه» چه نام‌هائي دارد؟ شرف‌نامه و اقبال‌نامه
15- نخستين بار چه كسي درادب فارسي به داستان سرايي پرداخت؟ فخرالدين اسعد گرگاني
16- كتاب «مخزن‌الاسرار» در چند مقاله سروده شده است؟ بيست مقاله
17- نظامي در سرودن آثار خود، به جز «حديقه‌ي سنايي» به كدام كتاب ديگر نظر داشته است؟ شاهنامه‌ي فردوسي
18- كدام شاعر در دوره‌ي خاقاني، مردم اصفهان را هجو كرده بود؟ مجيرالدين بيلقاني
19- علت ناميده شدن خاقاني به «شاعر صبح» چيست؟ خاقاني در توصيف صبح و طلوع آفتاب، دستي توانا دارد.

-------------------------------------------------------------------------------------------------
درس هفدهم
عطار
1- «عطار» در كجا چشم به جهان گشود؟ در قريه‌ي كدكن نيشابور
2- مهم‌ترين و برجسته ترين اثر «عطار» چيست؟ منطق‌الطير
3- «منطق‌الطير» عطار در كدام قالب و به چه شيوه‌اي سروده شده است؟ منطق‌الطير مثنوياست و بر شيوه‌ي تمثيلي سروده شده است.
4- « منطق‌الطير» داستان چيست؟ داستان گروهي از مرغان كه به طلب سيمرغ مي‌روند.
5- مراحل هفت‌گانه‌ي عبور مرغان براي رسيدن به سيمرغ به كدام داستان شباهت دارد؟ هفت‌خان رستم
6- محتواي كتاب «الهي‌نامه» چيست؟ گفت و شنود پدري با پسران خود درباره‌ي چيزهايي كه حقيقت آن با آن چه عامه‌ي مردم از آن مي‌فهمند، تفاوت دارند.
7- رباعيات «عطار» در كدام مجموعه گرد آمده است؟ مختار نامه
8- اثر منثور «عطار» چه نام دارد؟ تذكرة‌الاوليا
9- كدام اثر عطار را مي‌توان «حماسه‌ي عرفاني» ناميد؟ منطق‌الطير
10- در منظومه‌ي «مصيبت نامه» شيخ نيشابور خواننده را به چه امري توجه مي‌دهد؟ خواننده را توجه مي‌دهد كه فريفته‌ي ظاهر نشود و از وراي ظواهر، به حقيقت پي ببرد.
11- نخستين پير و مرشد «مولانا جلال الدين» چه كسي بود؟ برهان‌الدين بن محقق
12- مهم‌ترين حادثه‌ي زندگي مولوي چيست؟ آشنايي يا شمس تبريزي
13- چه كسي مولوي را به سرودن كتاب عظيم مثنوي برانگيخت؟ حسام‌الدين چلبي
14- «مثنوي معنوي» چند دفتر وچند بيت است؟ شش دفتر و بيست و شش هزار بيت
15- «مجالس سبعه» شامل چه مباحثي است؟ شامل هفت مجلس است و سال‌هايي را كه جلال‌الدين به منبر مي‌رفته، بيان كرده است.
16- «ني نامه» به كدام بخش از مثنوي اطلاق مي‌شود؟ هجده بيت اول مثنوي
17- «غزل‌هاي مولوي»، به چه نام‌هايي معروف گشته است؟ ديوان كبير يا كليات شمس تبريزي
18- پس از غيبت شمس تبريزي، مولوي چه كسي را نايب و خليفه‌ي خويش كرد؟ صلاح‌الدين زركوب
19- كتاب «طبقات الصوفيه» اثر كيست؟ عبدالرحمان سلمي
20- در كتاب «تذكرة الاوليا» حكايات مربوط به چند تن ز اوليا و مشايخ تصوف نقل شده است؟ نود و هفت تن

---------------------------------------------------------------------------------------------------
درس هجدهم
سعدي

1- در عصر سعدي كدام دو عامل باعث گسترش زبان و فرهنگ فارسي به بيرون از مرزهاي ايران بود؟ جنگ‌هاي صليبي و يورش تاتار
2- در عصر سعدي، كدام نوع شعر، رونق و اعتبار يافت؟ غزل
3- مصراع «جهان در هم افتاده چوي موي زنگي» اشاره به كدام رويداد تاريخي دارد؟ يورش مغولان به ايران
4- نام ديگر كتاب «بوستان» چيست؟ سعدي نامه
5- بوستان چند باب دارد؟ ده باب
6- «غزليات» سعدي شامل چند بخش است؟ چهار بخش
7- قالب شعري «بوستان» چيست؟ مثنوي
8- پس از وفات سعدي، چه كسي «كليات» وي را تدوين كرد؟ ابوبكر بيستون
9- زبان و فرهنگ فارسي، از چه زماني در شبه قاره‌ي هند شروع به گسترش كرد؟ از زمان لشگركشي‌هاي محمود غزنوي
10- كتاب «اعجاز خسروي» اثر كيست؟ امير خسرو دهلوي
11- نام كتابي از امير خسسرو دهلوي كه بر وزن و شيوه‌ي مخزن الاسرار نظامي سروده شده، چيست؟ مطلع الانوار
12- كتاب «هشت بهشت» امير خسرو دهلوي، به تقليد از كدام كتاب نوشته شده است؟ هفت پيكر
13- مثنوي «خضرخان» و «دولراني» اثر كيست؟ امير خسرو دهلوي
14- خطابه و سخن‌راني‌هاي سعدي، در كدام اثر وي گرد آمده است؟ مجالس پنج‌گانه
15- «سعدي» در رثاي كدام خليفه‌ي عباسي، مرثيه سروده است؟ مستعصم بالله
16- امير خسرو دهلوي در محضر كدام عارف به سير و سلوك عرفاني پرداخت؟ نظام‌الدين اوليا
17- چرا «سعدي» را فرمانرواي قلمرو سخن فارسي ناميده اند؟ به علت استادي مسلم وي در شعر و نثر، او را فرمانرواي ملك سخن فارسي ناميده‌اند.
18- مصراع «همه قبيله‌ي من عالمان دين بودند» از كدام شاعر است؟ سعدي

------------------------------------------------------------------------------------------------
درس نوزدهم
از سرچشمه هاي ....

1- براي پژوهش ادبيات غرب، از ادبيات كدام كشور بايد شروع كرد؟ ادبيات يونان باستان
2- نام ديگر «جنبش فرهنگ دوستان» چيست؟ اومانيسم
3- واژه‌ي درست و مناسب براي جاي خالي عبارت چيست؟ «اومانيسم بازگشتي دوباره است به ادبيات .... » يونان باستان
4- تمدن امروز جهان در كجا آغاز شد؟ يونان
5- بزرگ‌ترين حماسه سراي جهان كيست؟ هومر
6- كدام نمايش‌نامه نويسان يوناني، هنوز هم بي‌مانندند؟ آشيل سوفوكل و اوريپيد
7- نظريات ارسطو در چه مواردي هنوز هم نو و قابل استفاده است؟ هنر و ادبيات
8- كتاب «بوطيقا» اثر كيست؟ ارسطو
9- كدام ملت است كه ابتدا آزاد زيستن را شناختند و به ارزش دانش پي بردند؟ يونان
10- محتواي كتاب «بوطيقا» چيست؟ اطلاعات جالب و ارزشمندي درباره‌ي شعر و نمايش‌نامه هاي منظوم يونان به ما مي‌دهد.
11- قديمي‌ترين آثاربه جا مانده از «يونان باستان» كدام‌اند؟ ايلياد و ويسه
12- مهم‌ترين واقعه‌اي كه در «ايلياد» به نظم كشيده شده، چيست؟ جنگ يونان با تروا
13- پهلوان رويين‌تن يونان، چه نام داشت؟ آشيل
14- كدام قسمت از بدن «آشيل» ضربه پذير بود؟ پاشنه‌ي پا
15- چرا نمي‌توان دو اثر حماسي «ايلياد» و «اديسه» را نخستين آثار هنري يونان محسوب كرد؟ پختگي و قدرتي كه در اين منظومه‌ها وجود دارد نشان ‌دهنده‌ي اين است كه اين دو كتاب از نخستين كتاب‌هاي يوناني نيستند.
16- «هومر» در چه قرني زيسته است؟ ظاهراً ده قرن پيش از ميلاد
17- «فن شعر» ارسطو چه چيزي را درباره‌ي ادبيات و هنر يونان باستان نشان مي‌دهد؟ اين كتاب نشانمي‌دهد كه ادبيات و هنر يونان باستان ارزش‌مند است.

------------------------------------------------------------------------------------------------- 
درس بيست و يكم
كلاسي‌سيسم
1- نيمه‌ي دوم قرن شانزدهم، چه دوره‌اي بود؟ دوره‌اي بود كه در آن براي نخستين بار، آيين ادبي جامعي براي خلق آثار ادبي به وجود آمد.
2- مكتب «كلاسي‌سيسم» در فرانسه، چه گونه مكتبي است؟ مكتب سنت گرايي در ادبيات و هنر، به ويژه تقليد از نويسندگان باستان
3- استاد بزرگ مكتب «كلاسي‌سيسم» در فرانسه، كيست؟ بوالو
4- از ديدگاه «كلاسيك‌ها» هنر اصلي شاعر و نوسينده، است؟ اين است كه اصول و قواعد پيشينيان را در اثر خود رعايت كند.
5- يكي از اركان اساسي مكتب «كلاسيك‌ها» را نام ببريد؟ تقليد از طبيعت
6- عبارت «حتي يك لحظه از طبيعت غافل نشويد» از كيست؟ بوالو
7- كدام پادشاه را «بزرگ‌ترين هنرپرور تاريخ» شناخته‌اند؟ لويي چهاردهم
8- نمايش‌نامه‌ي «خسيس» اثر كيست؟ مولير
9- از مشهورترين هنرمندان كلاسيك انگلستان ، چه كسي را مي‌توان نام برد؟ ميتلون
10- ارسطو در كدام كتاب خود، هنر را تقليد از طبيعت مي‌داند؟ بوطيقا (فن شعر)
11- نقطه‌ي اوج «كلاسي‌سيسم» اروپا، در كدام كشور به وجود آمد؟ فرانسه
12- كاخ «ورساي» به دستور چه كسي بنا شد؟ لويي چهاردهم
13- چهار تراژدي كدام شاعر فرانسوي به نوعي با ايران و ايرانيان ارتباط دارد؟ راسين
14- در نگارش تراژدي «استر» از كدام كتاب الهام گرفته شده است؟ تورات
15- ماجراي نمايش‌نامه‌ي «استر» چيست؟ عشق خشايارشاه به (استر) دختر زيباي يهودي
16- عنوان «پدر تئاتر فرانسه» به چه كسي داده شده است؟ پي‌ير كورني
17- «پي‌ير كورني» چند نمايش‌نامه منظوم دارد، نوع اين نمايش‌نامه‌ها چيست؟ بيست و سه نمايش‌نامه‌ي منظوم دارد كه بيست‌تاي آن تراژدي است.
18- آخرين تراژدي «كورني» چه نام دارد و درباره‌ي چيست؟ سورنا سردار اشكاني، شرح شكست كراسوس سردار رومي از سورنا سردار ايراني است.
19- «نزاكت ادبي» در مكتب كلاسي‌سيسم به چه معنا است؟ اثر ادبي بايد آنچه را كه با عرف و عادت عمومي موافق باشد، مطرح كند.
20- ارسطو، تفاوت هنرها را در چه مي‌داند؟ نوع تقليد از طبيعت

----------------------------------------------------------------------------------------------

درس بيست و دوم
عصر روشن‌گري

1- عبارت «رمانتي‌سيسم بيماري و كلاسي‌سيسم سلامتي است» از كدام شاعر و نويسنده است؟ گوته
2- «جنبش رمانتي‌سيسم» با انديشه‌هاي چه كساني شروع شد؟ «ژان ژاك روسو» و «ولتر»
3- انديشه‌ي كدام عصر، زمينه ساز ظهور مكتب «رمانتي‌سيسم» بود؟ انديشه‌ي عصر روشنگري
4- كدام نويسنده و فيلسوف را تجسم بخش عصر روشنگري مي‌دانند؟ ولتر
5- كدام كتاب در نيمه دوم قرن هجدهم، فضاي روشنفكري مهمي ايجاد كرد؟ دايرة المعارف
6- از نويسندگان « دايرة المعارف» چه كساني را مي‌توان نام برد؟ ديدرو و دالامبر
7- «ترانه هاي غنايي» اثر كيست؟ كالريج
8- تفاوت دو مكتب « كلاسي‌سيسم و رمانتي‌سيسم» در چيست؟ كلاسيك‌ها فقط خوبي و زيبايي را مي‌بينند، در حالي كه رمانتيك‌ها علاوه بر زيبايي‌ها، زشتي‌ها را هم مي‌بينند.
9- چرا سال 1830 را سال انقلاب ادبي مي‌دانند؟ در اين سال ويكتورهوگو و يارانش، رمانتي‌سيسم را به عنوان مكتب آزادي هنر اعلام كردند.
10- عبارت «كلمه عبارت از سخن است و سخن خدا است» از كدام نويسنده است؟ ويكتورهوگو
11- رمان «مادام بوواري» اثر كيست؟ گوستاوفلوبر
12- بنيان‌گذاران مكتب «رمانتيك» در آلمان چه كساني بودند؟ ويلهلم شلگل و برادرش فردريك شلگل
13- شرايط اجتماعي در نيمه‌ي اول قرن هجدهم، چگونه بود؟ مردم دچار بدبختي و پريشاني بودند و احتياج شديدي به اصلاحات احساس مي‌كردند.
14- با انتشار « دايرة المعارف» پيروزي در كدام حوزه‌ها به وقوع پيوست؟ فلسفه و تفكر
15- در چه زماني جنبش رمانتيك، به معناي واقعي آن، خود را به جهان معرفي كرد؟ آخرين سال‌هاي قرن هجدهم
16- عبارت «كلاسيك‌ها ايده‌آل هستند» به چه معناست؟ يعني فقط خوبي و زيبايي را مي‌خواهند.
17- كلمات مناسب و درست براي جاهاي خالي عبارت كدام است؟ «كلاسيك‌ها ...... را اساس شعر مي‌دانند و رمانتيك‌ها پاي بند .....اند.»عقل، خيال
18- «شخصيت» از ديگاه هنرمند رمانتيك به چه معنا است؟ يعني اين كه هنرمند مي‌تواند من وجودي خود را مستقر سازد.
19- كدام شاعر رمانتيك انگلستان، تأثير زيادي بر ديگر شاعران اروپا داشت؟ لرد بايرون
20- در كدام قرن اروپاييان دريافتند كه «دنيا بسيار پيچيده و متنوع است» و نبايد از چند اصل ثابت و دستور خشك پيروي كرد؟ اول قرن هجدهم

درس بيست و سوم
واقع گرايي
دانستني‌هاي مربوط به درس
1- ادبيات «واقع‌گرايانه» موضوع كار خود را در كجا مي‌يافت؟ در جامعه ي معاصر و ساخت مسائل آن
2- قهرمانان رمان‌هيا رئاليستي چه كساني هستند؟ مردم عادي
3- «رئاليسم» به عنوان شيوه‌اي خلاق، چه پديده‌اي است؟ پديده‌اي تارخي است كه در مرحله‌اي معين، از تكامل فكري بشر به وجود آمد.
4- كاريكاتوريست‌ها و نقاشان كدام مكتب از عوامل ظهور «رئاليسم» بودند؟ مكتب باربيزون
5- پيروان مكتب « باربيزون » چه شيوه‌اي داشتند؟ پيروان اين مكتب خواهان مشاهده‌ي مستقيم طبيعت بودند.
6- كدام مكتب مدافع «واقع‌گرايي هنري» است؟ مكتب هنر براي هنر
7- «گوستاو فلوبر» رمان نويس فرانسوي به كدام مكتب تعلق دارد؟ مكتب پارناس
8- «تئوفيل گوتيه» از اعضاي كدام مكتب هنري بود؟ هنر براي هنر
9- نام «پارناس» از كجا گرفته شده است؟ پارناس، از كوه‌هاي باستاني يونان است.
10- «اميل زولا» پيشواي كدام مكتب است؟ واقع گرايي يا طبيعت گرايي
11- كدام نوع از «رئاليسم» بيش‌تر از كارهاي «بالزاك» شروع مي‌شود؟ رئاليسم ابتدايي
12- داستان كوتاه «شنل» از كدام نويسنده است؟ گوگول
13- رمان بزرگ «پدران و پسران» اثر كيست؟ تورگينف
14- بنيان مكتب «رئاليسم سوسياليستي» بر چيست؟تأكيد بر روي «كار» دارد.
15- در كدام مكتب «قهرمانان داستان از محيط خويش جلوترند و براي رسيدن به اجتماعي تازه تلاش مي‌كنند»؟ واقع گرايي انتقادي
16- بنيان گذار مكتب « واقع گرايي انتقادي » كيست؟ ماكسيم گوركي
17- رمان «صد سال تنهايي» اثر كدام نويسنده است؟ گابريل گارسيا ماركز
18- داستان‌هاي « واقع گرايي جادويي» چه نوع داستان‌هايي است؟ همه چيز عادي است، اما يك عنصر جادويي و غير طبيعي در آن‌ها وجود دارد.
19- داستان كوتاه «آئورا» اثر كيست و به چه شيوه‌اي نوشته شده است؟ كارلوس فوئنتس، رئاليسم جادويي.

--------------------------------------------------------------------------------------
درس بيست و چهارم
طبيعت گرايي
دانستني‌هاي مربوط به درس
1- «اوكتاويو پاز» اهل كدام كشور است؟ مكزيك
2- «زاپاتا» كه بود؟ انقلابي معروف
3- «اوكتاويو پاز» در آثارش اصالت را به كدام طبقات اجتماعي مي‌دهد؟ دهقانان و كارگران مزارع
4- «پاز» كدام جايزه‌ي ادبي را در سال 1990 از آن خويش كرد؟ جايزه‌ي ادبي نوبل
5- «فريت ادگو» نويسنده و شاعر معاصر اهل كدام كشور است؟ تركيه
6- آثار «فريت ادگو» بيانگر زندگي كدام قشر از مردم تركيه است؟ روشن‌فكران
7- كدام مجموعه از آثار«فريت ادگو» جايزه‌ي ادبي ملي تركيه را برد؟ در قايق
8- از كدام رمان «ادگو» فيلم ساخته شده است؟ او
9- كدام اثر «فريت ادگو» به صورت فيلم سينمايي، جايزه ي اول فستيوال سينمايي برلين را در سال 1938 از آن او كرد؟ او

---------------------------------------------------------------------------------------------------
درس بيست و پنجم

1- نام ديگر «طبيعت گرايي» چيست؟ ناتوراليسم
2- در فلسفه‌ي قديم «طبيعت گرايي» به چه معنا به كار مي‌رفت؟ ماده‌گرايي و لذت جويي و هرگونه دين گريزي
3- «ناتوراليسم» در ادبيات و هنر، چه گرايشي است؟ گرايشي است كه از واقع‌گرايي (ناتوراليسم) سرچشمه مي‌گيرد، اما با آن متفاوت است.
4- نقاش «طبيعت گرا» چگونه نقاشي بود؟ مي‌كوشيد تا شكل‌هاي موجود در طبيعت را به طور دقيق تقليد و نقاشي كند.
5- «ناتوراليسم» نام چه كسي را تداعي مي‌كند؟ اميل زولا
6- براي شناسايي عناصر موجود در آثار اميل زولا، كدام پديده را بايد شناخت؟ انقلاب صنعتي را
7- مضمون صريح بسياري از رمان‌ها از جمله «پول» چيست؟ تلاش براي كسب ثروت و قدرت، از طريق توسعه‌ي كار
8- سرچشمه‌ي «طبيعت گرايي» كدام كشور بود؟ فرانسه
9- بعد از اميل زولا، چهره ي مطرح گروه «مدان» چه كسي بود؟ گي دو موپاسان
10- نخستين نمونه ي رمان ناتوراليستي كدام كتاب بود؟ ترز راكن
11- طبيعت گرايان فرانسوي چه كساني را پيشگامان مكتب خود مي‌دانستند؟ بالزاك، فلوبر و تا حدودب استاندال
12- يكي از ويژگي هاي عمده‌ي نمايش‌نامه‌هاي ناتوراليستي، چيست؟ توصيف مفصل فضاي صحنه‌ها
13- كدام نمايش‌نامه نويس آلماني در سال 1921 برنده‌ي جايزه‌ي نوبل شد؟ گرهارت يوهان هاوپتمان
14- نمايش‌نامه‌هاي «اشباح» و «خانه ي عروسك» اثر كدام نويسنده است؟ هنريك ايبسن
15- رمان «خوشه‌هاي خشم» اثر كدام رمان نويس آمريكايي است؟ جان اشتاين بك
16- كدام نويسنده در نوجواني شاگرد «گوستاو فلوبر» بود؟ هانري رنه آلبرگي دوموپاسان
17- چرا رمان شعر و مكتب ناتوراليسم را «شعر تهي دستان» ناميده‌اند؟ چون تصويرگر طبقات زحمت‌كش است.
18- ناتوراليست‌ها «انسان» را چگونه مي‌ديدند؟ آن‌ها انسان‌ها را يك نظام عصبي و قابل تشريح علمي مي‌دانستند.
19- ميزبان «گروه مدان» در فرانسه چه كسي بود؟ اميل زولا
20- اتهام مخالفان به «اميل زولا» چه بود؟ اخلاق ستيزي

-------------------------------------------------------------------------------------------------
درس بيست و ششم
نماد گرايي
1- بنيان‌گذار مكتب «نمادگرايي» كه بود؟ شارل بودلر
2- ديوان اشعار «بودلر» چه نام داشت؟ گل‌هاي بدي
3- بيان سمبوليست‌ها در نوشته‌هايشان چگونه بود؟ مبهم، راز آميز و بيان ناشدني
4- عبارت «بيان رمز و راز و رؤيا با اشارات غير مستقيم، نماد را مي‌آفريند.» از كيست؟ مالارمه
5- كدام نوع ادبيات، در ادبيات فارسي، به شيوه‌ي «نماد گرايي» عمل كرده است؟ ادبيات عرفاني
6- در تأويل و تفسير متون عرفاني «مدعي» نماد چيست؟ عقل و فلسفه
7- «شارل بودلر» ابتدا طرفدار كدام مكتب هنري بود؟ هنر براي هنر
8- از نظر كدام شاعر «دنيا جنگلي است مالامال از علايم و اشارات»؟ شارل بودلر
9- فيلسوف بدبين آلماني چه نام داشت؟ شوپنهاور
10- كدام گروه از شاعران، شعر فرانسوي را از قيدهاي وزن و قافيه‌ي سنتي رها كردند و شكل «شعر منثور» را به كار گرفتند؟ سمبوليست‌ها (بودلر، رمبو)
11- چه كسي مترجم آثار «ادگار آلن پو» به زبان فرانسوي بود؟ شارل بودللر
12- دفترهاي شعر «اشراق» و «فصلي در دوزخ» اثر كيست؟ ژان آرتور رمبو
13- كدام شاعر سمبوليست‌ها فرانسوي «موجزگو» بود؟ استفان مالارمه
14- از پيشگامان نهضت «تصوير گرايي» چه سكي را مي‌توان نام برد؟ ازرا پاوند
15- كدام شعر ادگار آلن پو مشهورترين شعر اوست؟ كلاغ
16- «سمبوليسم» در خالص‌ترين شكلش در آثار كدام نويسنده ديده مي‌شود؟ مارسل پروست
17- كدام شاعر نوشتار «ادگار آلن پو» را «نوشتار شلخته» مي‌خواند؟ تي. اس. اليوت
18- رمان معروف «مارسل پروست» چه نام دارد؟ در جست و جوي زمان از دست رفته
19- هدف نويسنده در رمان «در جست و جوي زمان از دست رفته» چيست؟ رخنه به فراسوي واقعيت و جست و جوي جهاني آرماني
20- دو شاعر برجسته‌ي سمبوليست‌ آلماني در اوايل قرن بيستم چه كساني بودند؟ «راينر ماريا ريلكه» و «استفان گنورگ»

پزوهش های مربوط به در وس تار یخ ادبیات 1 - 2

پژوهش های درس تاریخ ادبیات ایران و جهان

درس اول

*سیر تحول خط و زبان فارسی

خط و زبان فارسی به مرور در سیر تحول تاریخ ایران زمین تحول یافته است و رو به کمال وپیشرفت رفته است و با گذشت زمان شاعران و نویسندان پیدا شده اند که توانسته که اوج کمال و ترقی از زبان ارزشمند را به ارمغان آورندکه از بین آنان
می توان سعدی و حافظ را نام برد.

 

پژوهش های درس تاریخ ادبیات ایران و جهان

درس دوم

* نقش ایرانیان در توسعه ی فرهنگ اسلامی

به طور کلی باید گفت که ایرانیان در پیشرفت و توسعه فرهنگ اسلامی ایرانی تاثیر بسیار زیادی داشتند .این فرهنگ در مناطقی از ایران رشد و رونق بسیار زیادی یافته بود مثلا در شیراز و اصفهان و مناطق زیادی از ایران مانند تبریز و ... .ایرانیان توانسته نقش بسیار مهمی در توسعه فرهنگ اسلامی – ایرانی ایفا کنند.

* وزن شعر فارسی

وزن شعر فارسی یکی از غنی ترین وزنهای شعری دنیا می باشد. ابعاد مختلفی از اوزان شعر فارسی که گویای غنای بسیار خوب زبان شعری فارسی است که دست شاعران را برای سرودن شعر فارسی بسیار باز گذاشته است و در دوران های مختلف سبب رشد و رونق شعر فارسی شده است .

درس سوم

* تاثیر رودکی بر شعر فارسی

رودکی را پدر شعرفارسی نامیده اند به دلیل استواری و استحکامی که اشعار این شاعر بزرگ دارد و توانسته است اسلوب های دقیق شعر فارسی را در سروده های خود به کار گیرد و سرمشق خوبی برای آیندگان شود.

 

درس چهارم

پژوهش

جایگاه حماسه ملی در ایران

در ایران زمین همواره سینه ی مردم پر از اسطوره ها و داستانهای پهلوانی پیشنیان و اجدادشان بوده است و در همه سختی ها و مصائب روزگار یاد رشادتها و دلاوری های پهلوانان اسطوره ای مونس دل مردم بوده است. در این میان نمود عینی این مطلب را در پیدایش و تکمیل شاهنامه های ایرانی به خصوص شاهنامه فردوسی می یابیم که منبع اصلی آن محفوظات سینه های پرشور مردم برای شاعر کتاب فردوسی بزرگ بوده است .

درس ششم

*اسطوره  و تاریخ ، شباهت ها و تفاوت ها

مبنای پیدایش اسطوره های مردم عامی همواره ریشه در تاریخ واقعی مملکت و عقایدشان دارد . شخصیت های دلاور و یکه تاز فرهنگ یک ملت به مرور به عنوان الگو اسوه ای برای جوانان و نوجوانان توسط مادر ها و پدر بزرگ ها و مادر بزرگها برای کودکان و نوجوانان سینه به سینه نقل می شوند و این خود باعث می شود که کم کم در دل تاریخ این شخصیت ها تبدیل به اسطوره های خواستنی و دوست داشتنی هر ملت شوند . به طور کلی باید گفت که شباهت بین اسطوره وتاریخ در سایه های تاریک گذشته محو شده است و تفاوت زیادی بین خیال  و واقع به وجود آمده است ولی ریشه و بنای اسطوره را همان تاریخ می دانند.

* حماسه های غیر ایرانی

به طور کلی باید گفت که با توجه به پژوهش های انجام شده در اسطوره ها و حماسه های ملل مختلف مانند یونان و اروپا به این نتیجه می رسیم که حماسه های ایرانی از استحکام و گیرایی بسیار بیشتری برخوردارند و پهلوان و حماسه ساز ایرانی هرگز مانند یک پهلوان اسطوره ای یونان عمل نمی کند . او خدایی را می پرستد که یگانه و صادق و راستگو و عالم بر احوال همه است . در حا لیکه خدای نه بلکه خدایان به تعداد زیاد در الگوهای اسطوره ای غیر ایرانی وجود دارند و دروغ می گویند و برای نجات خود از مهلکه ها حتی به اعمال پست دست می زنند مثلا پهلوان دلاور یونانی در لباس یک زن برای نجات خویش پنهان شده و می گریزد چیزی که در خون پهلوان ایرانی نیست. 

درس هفتم

* مقایسه جایگاه شعر فارسی در زمان سامانیان و غزنویان

با انجام یک بررسی سطحی و ساده به این نتیجه می رسیم که شعر در زمان سامانیان سادگی و متانت و حجب و حیای خاصی دارد و بیان تمامی مقاصد شعری و القای همه ی مفاهیم هنری به الفاظ ساده صورت می گیرد در صورتی که در زمان غزنویان شعر به سوی سنگینی و الفاظ عربی و دشوار پیش می رود .

 

درس هشتم

* منشاء‌عرفان وتصوف اسلامی

باید گفت که عرفان و تصوف اسلامی ریشه در قرآن مجید و تعالیم بلند اسلام دارد . به مرور زمان مفاهیمی چون ترک دنیا و زهد و پارسایی به ابعاد جدیدی روی به سوی مردم کردند و مثلا برای زهد و پارسایی معانی و اشعاری برگرفته از قرآن با تاکید بر این واژه ها ایجاد شدند که زندگی به دور از دنیا را تبلیغ می کردند که خود همین امر باعث ایجاد عرفان و تصوف اسلامی در کتاب، نوشته و زندگی برخی افراد و عرفا شد.

درس نهم

* ارزش ادبی تاریخ بیهقی

باید گفت که تاریخ بیهقی دارای ارزش ادبی بسیار زیادی است زیرا این کتاب نماینده کاملی از نوشته های زمان خود است . نویسنده در این کتاب سعی کرده است که بلاغت فارسی را کاملا رعایت کند . وظیفه شناسی و زبان آوری و ایمان به کار دست به دست هم داده و اثری را پدیدآورده است که بلاغت طبیعی زبان فارسی را درخود منعکس کرده است . همچنین قدرت نویسندگی بیهقی و توانایی او در قلمرو امکان زبان فارسی از یک طرف و امانت داری ودقت در جزئیات و پیوند دادن به حوادث مربوطه باعث شده است .

* ارزش ادبی و سبک سفرنامه ی ناصر خسرو

به دلیل اینکه کتاب سفر نامه ناصر خسرو یکی از کتابهایی است که نمود بارز عرفان در آن دیده می شود و شاعر در آن از لغات واژه های متسحکم استفاده کرده است بسیار مهم و جالب توجه می باشد. عرفان در آغاز عبارت بوداز شیوه هایی از وصل به حقیقت و رسیدن به حق بر اساس ریاضت و پارسایی و پاک دامنی و دوری از آلایش های مادی و پرهیز از دنیاداری به گونه ای که شخص عارف بتواند درون خود را برای تابش انوار الهی صافی کند و  بی واسطه به مقام قرب حق نایل آید.

درس دهم

* جایگاه علمی و ادبی ابوعلی سینا در فرهنگ ایران اسلامی

باید گفت که ابوعلی سینا یکی از بزرگترین اطبای ایران زمین است . کسی که کتابهای علم طبابت او تا سالیان درازی منابع آموزشی در دانشگاه های معتبر خارجی مانند آکسفورد و کمبریج بوده است . این دانشمند بزرگ ایرانی توانسته است که بسیاری از اختراعات علمی را به خود اختصاص دهد . او اولین کسی بود که شوک را به وسیله ماهیان برق دار دریا عملی کرد. به همین دلیل این دانشمند بزرگ و نیز به دلیل تاثیرات شگرف در علم وادب جایگاه خاصی دارد .

درس یازدهم

* حبسیه در ادب فارسی

باید گفت که حبسیه در شعر فارسی جایگاه خاصی دارد؛ زیرا بسیاری از شاعران بوده اند که به دلیل علایق سیاسی و یا نزدیکی به دربار شاه مغلوب در زندان های محنت به سر می برده اند ولی به دلیل اینکه طبع بلندی داشته ا ند ساکت ننشسته اند و به بیان عقاید و آروزهای خودبه زبان شعرپرداخته اند و چون این درد در شعر انان دیده
می شود این  اشعار حبسیه نام گرفته اند و جایگاهی شاعران حبسیه سرا مانند مسعود سعد و … در شعر فارسی بسیار در خور توجه است .

درس دوازدهم

* مقایسه ی سبک خراسانی وعراقی

سبک خراسانی بسیار ساده و روان است و شاعران این دوره نیز به الگوهایی پرداخته اند که معانی آن دور از ذهن نیست . ولی در سبک عراقی شاعران به معانی سنگین و دور از ذهن روی آورده اند .

درس سیزدهم

* ویژگی های کشف الاسرار

کتاب کشف الاسرار یکی از کتابهای خوب عرفانی ایران است . نثر کتاب استوار و ساده و مشتمل بر فواید بسیار لغوی و ادبی است . به همین دلیل این کتاب بسیار درخور توجه است و دانشمندان و ادبای ایران به آن توجه می کنند .

درس چهاردهم

* مقایسه ی سبکی کلیله و دمنه با مرزبان نامه

باید گفت که کلیله و دمنه چون از عربی به فارسی ترجمه شده است با این همه باز هم تعدادی از این لغات عربی در آن به کار رفته است ولی کتاب مرزبان نامه در عین سادگی و روانی و با نثر ساده واستوار وبدون آرایه فارسی به کار رفته است .

درس پانزدهم

* خیام ، رباعیات او، مترجمان و شارحان رباعیات او

خیام یکی از عارفان زبان فارسی بوده است که شعر را برای ترک دنیا و بیان بی ارزش و مقدار بودن آن به کار برده است و چون مضامین سیاسی و برخی مضامین تحریک برانگیز به کار برده است برخی از شارحان ومترجمان اشعار خود را نیز به او اختصاص داده اند و به همین دلیل با وجوداینکه واقعا اشعار خودش کم است ولی اشعار منتسب به او زیاد است .

درس شانزدهم

* ارزش وجایگاه آثار نظامی گنجوی

نظامی گنجوی از بزرگترین شاعران زبان فارس یاست و او به دلیل اینکه در قصیده سرایی شاعر نامداری است و کتابهای گرانسگی چون خسرو شیرین را به شعر به نگارش آورده است باعث شده است ارزش و جایگاه خوبی به دست آورد و این کتابها نیز به وسیله آیندگان بسیار مورد تتبع قرار گرفته است .

درس هفدهم

* مولوی و شمس

به طور کلی باید گفت که مولوی شاعر بزرگ و عارف نام دار ایرانی تاثیر زیادی از شمس تبریزی در شعر خویش گرفته است و انگیزه بسیاری از اشعار او شمس بوده است. جایی که می گوید یار مرا غار مرا عشق جگر خوار مرا یار تویی غارتویی خواجه نگه دار مرا نیز با باید کلی این مضمون وتاثیر رابطه اش با شمس در گویش و تراوش شعر نظر دارد .

درس هیجدهم

* ارزش و جایگاه سعدی و آثار وی در ادب فارسی و تحلیل آثارش

بزرگترین شاعر زبان فارسی در قرن هفتم هجری قمری شیخ اجل سعدی شیرازی بوده است . این شاعر بزرگ توانایی شگرفی در نثر و نظم فارسی داشته است و او با توانایی های خاصی توانسته است دو کتاب بوستان و گلستان را به نظم و نثر در آورد که ازجایگاه ادبی بسیار مهمی در شعر فارسی برخوردارند .

درس بیست و یکم

* کلاسی سیسم و ویژگی های آن

باید گفت که کلاسیسم  وواقع گرایی از نظر این مکتب اثر ادبی باید از لحاظ اخلاقی و تاریخی آن چه را که با عرف و عادت عمومی موافق باشد مطرح کند بنابراین اصل هماهنگی با روحیات مخاطبان هنر در این مکتب اصلی بنیادین است.

 

درس اول خط وزبان درایران پیش ازاسلام

  نکته های مهم :

 

-         تاریخ ادبیات فارسی تاریخ زبان وخط فارسی هم هست .

 

-  بشر درآغاز نوشتن نمی دانست ومقصود خود راتنها با گفتار ادا می کرد .

 

 

-         تاریخ پیدایی خط به درستی معلوم نیست .

 

-         خط تصویری نخستین نوشتار های انسان بوده است .

 

-  خط تصویر پس از تکامل وگذشتن از مرحله ی علامت نویسی (معنی نگاری )

 

به مرحله ی الفبایی قدم گذاست .

 

-  ایرانیان دردوره ی پادشاهی مادها علامت های میخی بابلی راقتباس کردند

 

ومانند فینیقی ها از آن الفبایی مستقل به نام خط میخی ترتیب دادند.

 

-  تمام سنگ نوشته های باز مانده از عصر هخامنشی به خط میخی است .

 

-         خط اوستایی دراصل از خطوط سامی گرفته شده است .

 

-  دربخش (یشت ها )از کتاب اوستا اخبار تاریخی وبعضی داستان ها وروایات 

 

بیشتری از بخش های دیگر است.

 

-  قسمت عمده ای ادبیات پارسی میانه به خط پهلوی نوشته شده است .

 

-  زبان ایران پیش از اسلام مادر وریشه ی زبان امروز ایران است .

 

-         زبان ایران پیش از اسلام پارسی (فارسی )نامیده می شود .

 

-  یکی از منابع عمده ی شاهنامه ی فردوسی شاهنامه منثور ابومنصور عبدالرزاق

 

توسی است .

 

-  درزمینه ی ادبیات داستانی وجد کتاب های  مانند هزار افسانه یا داستان های

 

مربوط به خسرو وشیرین وهفت پیکر گذشته ی ادبی پر باری رانشان می دهد .

 

 

-         برخی منشا کتاب هزار ویک شب راکتاب  هزار افسانه است .

 

-  داستان های مربوط به خسرو  وشیرین  وهفت پیکر به دوره های از اسلام باز

می گردد.

 

-         زبان پارسی ازشاخه های اصلی زبان های هند اروپایی است .

 

-  منظور از فارسی نو فارسی تحول یافته ی آغاز دوره ی  اسلام است .

 

-         فارسی دری همان فارسی نو است .

 

پاسخ های خود آزمایی  نمونه        صفحه 15

 

 

1- الف :  بسیار ساده وابتدای بوده است .    ب:   به طرزی از ظرافت تصویر

 

چیزها رامی کشیدند ومقصود خود را به دیگران می فهمانند.

 

2- الفبا برای اولین بار درمیان فنیقی ها درحدود سه هزار سال قبل از میلاد رواج

 

پیدا کرد.

 

3- منظورافراد هستند که مهم ترین ویژگی های ادبی یک مقطع رامی توان درآثار آنها پیدا کرد .

 

4- زیرا گاهی شاعری که ازنظر دردوره ای زندگی می کند ازلحاظ ادبی وفکر ی

 

دردوره ی پس یاپیش ازخود قرار می گیرد .

 

5- چون این افراد سنت گذاران وشاخه های ادبی عصر خود هستند و ویژگی های

 

آثار پیش از آنها به نحوی مستقل وروب هکمال درآثار شان پیداست ومی توان انها

 

را فرزندان واقعی زمانه ی خودشان دانست . افرادی که قادرند دست به خلق آثار

 

وطرح اندیشه های بزنند که به نحو بارزی تحت تاثیر کارها وافکار آنها قرار

 

گیرد.

 

6- ازپنج کتاب به این نام: یسنا- یشت ها – ویسپرد – وندیداد –خرده اوستا

 

7-خدای نامه مهم ترین نوشته های است به پارسی میانه ی که اواخر عهد ساسانی

 

پدید آمد ودرنخستین سده های اسلام چند بار به عربی ترجمه شده خدای نامه

 

سرمشقی برای تاریخ نویسی دردوره ی بعد است .

 

بخش اول                  عصر پیش از رودکی

  

درآمد برعصر پیش از رودکی ...(ازسال 21 تا 250 هـ ق )

 

نکته های مهم :

 

-درسال 21هجری قمری سپاه تازه نفس و فداکاراسلام عظیم ساسانی را از درون

 

متلاشی شده بود درجنگ مهمی درحدود نهاوندکه عرب هاآن را (فتح الفتوح )

 

نامیدند یزدگرد سوم آخرین امپراتورساسانی رابه زانو درآوردند واو رابه داخل

 

فلات ایران عقب راندند.

  

- حکومت های ساسانی به علت های : الف) نابه سامانی های اقتصادی واجتماعی

 

ب) فاصله گرفتن زمامداران از عامه ی مردم ازدرون متلاشی شده بود .

 

 

-بعد ازاین سال نزدیک به دویست سال ایران ازداشتن حکومت مستقل ملی محروم

 بود .

 - درطول این دو قرن بدون حکومت مستقل فعالیت های زیر ادامه داشت :

 

الف)جنگ وگریز برخی ازایرانیان مخالف مانند: القنع - به آفرید – بابک –

 

وکوشش ابومسلم خراسانی دربرانداختن حکومت بنی امیه .    ب) تلاش های

 

ایرانیان دانش دوست درفرا گرفتن زبان عربی وانتقال میراث فرهنگی گذشته

 

ایران به دامن اسلام از طریق ترجمه ی متوی پهلوی به عربی.

-

 

بعد ازاین دو قرن ابتدا امرای طاهری وبعد ازآن ها سامانیان درشرق وشمال شرقی

 

ایران حکومت های نسبتاً مستقلی تشکیل دادند .

 

 

پاسخ خود آزمایی های نمونه      صفحه 26  

1

  الف) راه یافتن ایرانیان  به دستگاه حکومت به ویژه درعصر عباسی وبه دست

 

گرفتن قدرت وامکانات دولتی       ب) روآوردن ایرانیان به مباحثات مذهبی  دردوره

 

ی  اسلامی وتوجه به دانش  های  آن روزگار به سبب آشنا بودن به بحث وتحقیق

 

پیرامون فضایل دینی .            ج) ترجمه علوم مختلف فرهنگ ایران به زبان عربی

 

وانتقال روحیه ی  علمی مناسب با آن به فرهنگ اسلامی  .

 

 

2-   با تمسک به آیه شریفه ی (وجعلنا کم شعوبا لتعارفواان اکرمکم عندا اتقیکم )

 

موضوع برابری عرب وعجم رامطرح کردند وتنها عامل امتیاز بخش را(تقوا ) دانستند.

 

 

3- فارسی نو وگویش دری دنباله ی پهلوی ساسانی است ودرآن عناصری از اشکانی

 

هم دیده می شود این گویش ابتدا درمشرق ایران رایج بود اما دردوره ی بعد از اسلام

 

پس از آن که حکومت های مستقل ونیمه مستقل ایرانیدرخراسان وماوراء النهر پیدا

 

شدند رسمیت یافت ودرامور اداری وبرای نوشتن آثار ادبی به کار گرفته شد. کلمه ی

 

(دری )به معنای (درباری ) ومنسوب به (در)(دربار ) است.

 

۴-- کتب (الا بنیه عن حقایق الادویه ) است که درزمینه ی پزشکی وبه خط اسدی

 

توسی نوشته شده است .

 

 

5- خیر زیرا درایبن باره اقوال گوناگونی نقل شده است واشعاری هم که به عنوان

 

نخستین شعرهای پارسی درتذکره ها نقل شده  غالباً یک دست نیست اولین نمونه هایی

 

هم که تذکره نویسان عنوان کرده اند چنان پخته وفصیح است که پذیرفتن آن ها بعنوان

 

نخستین اشعار فارسی دری آسان نیست (مانند اشعار حنظله ی بادغیسی ) اما به قول

 

مولف تاریخ سیستان مبنی برنخستین شاعر پارسی گوی یعنی محمد بن وصیف

 

سیستانی اعتماد بیشتری می توان کرد.

پاسخ خود آزمایی نمونه ی بخش اول          صفحه   26 

 

۱-  ایجاد روحیه ی  مقابله بابرتری جویی تازیان واعتماد به اصل و برادری

 

مسلمانان و پدید آمدن قیام های مردمی علیه ظلم وفشارهای بنی امیه ایرانیان منصف

 

ودانش دوست حساب تازیان وبنی امیه متعصب را از اسلام واقعی جدا کردند واز

 

اسلام راستین باآغوش باز استقبال نمودند وآثار بسیاری دربرتری ایرانیان – مانند

 

شاهنامه – پدید آمد ودر تحکیم مبانی فرهنگ ایرانی وایجاد دولت ملی سهم عمده داشتند.

 

2- مبنای وزن درشعر پیش ازاسلام وحتی قرن های اولیه اسلامی با آنچه ما به عنوان

 

(شعر عروضی ) می شناسیم متفاوت بوده است . ایرانیان شعر عروضی رادر ظاهر ا

 

ز شعر عربی تقلید کرده اند هرچند درزبان های ایرانی پیش از اسلام وحتی دراوستا

هم شعر موزون از قرن ها قبل ازآن وجود داشته است که تعداد هجاهای مصراع ها

 

تقریبا یکسان بوده است .

 

3- تاریخ سیستان

 

4-  ازآن جایی که زبان قرآن بود زبان ولغات عربی دربین ایرانیان ودرزبان فارسی

 

نفوذ یافت وخط عربی برای نوشتن زبان فارسشی پذیرفته شد استفاده ازاین خط زبان

 

وفرهنگ توده های مردم ایران رابا دیانت مقدس اسلام نزدیک کرد.

 

بخش دوم :    عصر رودکی

 

درآمدي برعصر رودكي يادره تغزل وخرد آزمايي 

 

نکته های مهم:

 

-  عصر رودکی از رودکی از نظر سیاسی وتاریخ هم زمان است بادوره ی  اوج

 

واعتلاي حكومت ساماني درماوراء النهر وخراسان كه بيش از صد سال دوام

 

داشته است .

 

 

-  در زمان سامانيان ، بخارا عمده ترين مركز فرهنگي به شمار مي آيد.

 

-         بعضي ازاميران ساماني ،خود صاحب فضل وادب بودند.

 

-  علاوه بربخارا ،سمرقند ،مرو ،توس ،نيشابورهم از مراكز فضل ودانش وادب به شمار مي رفت.

 

-  درعصر ساماني شعر دري به تمام ويژگي هاي زبانيس ومضموني خود باظهور

 

شاعران بزرگي چون رودكي ، شهيد بلخي روبه گسترش نهاد.

 

 

-  حمايت شاهان ساماني ازشعر وشاعري سبب ظهور عده ي زيادي از شاعران

 

خويش قريحه وپر مايه شد.

 

-  رودكي (پدرشعرفارسي ) (آدم الشعرا) دراين دوره ي ظهوركرد وشيوه ي

 

اوسرمشق شاعران بعدي قرار گرفت .

 

-  طرز شاعري اين دوره برسادگي الفاظ وآساني معني استواراست.

 

-  موضوعات شعري ،گذشته از وصف ، بيشتر ستايش بود واندرز ومعاني تغزّلي

 

واحساس وكمي هم مزاح.

 

-  قالب هاي شعر اين دوره ، قصيده وقطعه واندكي هم رباعي بود .

 

-         محور شعري شاعران اين دوره خرد بود وتكيه بردانش وفضيلت.

درس سوم 

 

پاسخ خود آزمايي هاي نمونه      صفحه 36

 

1-    علاوه برلطف طبع ،اشعار او غالباً فكر وفلسفه نيزتوام شده است . سادگي الفاظ

 

وآساني معني كه از ويژگي هاي عمده ي شعر شهيد بلخي وشاعران اين دوره بوده است .

 

2-محمدبن زكرياي رازي ،طبيب وفيلسوف

 

3-اين مطلب نشانه ي ديوان عظيم  رودكي است كه گفته اند صد دفتر شعر بوده است اماّ بيش ازحدود هزار بيت برجاي نمايده است .

 

4-    غزل درلغت به معني عشق بازي است ودراصطلاح عبارت است از ابياتتي

 

چند بريك وزن وقافيه ، مشتمل برمضاميني بلند ودلنشين ودر تصوير احوال عاشق

 

وجمال معشوق وشرح رنج فراق وشوق وصال وغيره ،اماّ تعزّل به معني وصف

 

محبوب وغزل سرايي درباره ياوست كه بعضي از شاعران درقصايد خود ،پيش

 

ازشروع به موضوع اصلي مقدمه اي دلكش ولطيف مي آورند.

 

 

تشابه درمضمون است اما تفاوت دراين است كه غزل خود يك غالب شعري است

 

امّا تعزّل مقدمه ي غزلگونه ي قصيده است .

 

5- عنصري بر رودكي رشك مي برد، غزل را «رودكي وار» نيكو مي دانست

 

واعتراف مي كرد كه غزل او رودكي وار نيست.

 

ناصر خسرو رودكي را شاعر «تيره چشم روشن بين»گفته است.

 

كسايي مروزي وي را «پدر شاعر فارسي»و«سلطان شاعران جهان » لقب داده

 

است .واين همه به علت شور وشادي وزهدواندرزهاي اوست .

 

 

6- مثنوي كليله ودمنه ومنظومه ي سندبادنامه كه از آن ها جز ابياتي پراكنده در دست نيست.

 

 

پاسخ خود آزمايي نمونه صفحه 41

 

1)                       ابوشكور بلخي

 

2)    موضوعات شعري، گذشته از وصف بيش تر ستايش بوده است و معاني تعزلي و احساسي و كمي هم مزاح

 

3)    چون مذهب شيعه دوازده امامي داشته است و هم زمان با فردوسي به عنوان

 

نخستين شاعر دل بسته ي اهل بيت، درفش جانبداري و ستايش خاندان پيامبر را

 

بر دوش كشيده است:

 

مدحت كن و بستاي كسي را كه پيمبر                    بستود و ثنا كرد و بدو داد همه كار

 

آن كيست بدين حال كه بوده است و كه باشد            جز شير خداوند جهان حيدر كرار

 

4)                       كسايي مروزي

 

خود آزمايي هاي نمونه ي بخش دوم صفحه 41

 

1)    رودكي سمرقندي

 

2)    الف) سادگي لفظ و آساتي معني

 

ب) توجه به بيروت و واقعيت حيات

 

ج) طرح مفاهيم ذهني در قلمرو تعاليم كلي اخلاقي در حد صميمانه و علمي

 

3)    منسوب به ابوسليك گرگاني، شاعرذ معاصر عمر بن ليث.

 

4) خير، زيرا از اشعار او آنچه در دست است به ويژه در توصيفات دقيق و

 

رنگارنگش، بر نمي آيد كه همه ي عمر را در كوري و تاريكي هاي دنياي روشن دلان، گذارنده باشد.

 

5)    ابوالحسن كسايي مروزي

6

)    ابوالحسن شهيد بلخي

 

بخش سوم                    عصر فردوسی

 

درآمدی بر عصر فردوسی دوره ی حماسی ملی و خرد آزمایی

 

نکته های کوتاه

 

-         عصر فردوسی را حماسه ملی وخرد آزمایی نام نهاده اند .

 

-  آغاز عصرفردوسی از نظر تاریخی هم زمان است با اوج حاکمیت سامانیان

 

-         دوره ی فردوسی . عصر اندیشه استقلال ملی ایران است .

 

-  دراین دوره امرای سامانی می کوشند با تشویق بزرگان علم و ادب ترکیب

 

تازهای از هویت فرهنگی را که باز یافتن اندیشه ایرانی در چهار چوب فرهنگ

 

اسلامی است ترویج کنند.

 

-  در آغاز این دوره هنوز بیشتر دانشمندان ایرانی به ضرورت آثار خود را به

 

عربی می نوشتند تا بتوانند در سرتاسر دنیای اسلام خوانندگان بیشتری پیدا کنند.

 

 

-  تا آنجا که به قلمرو و کار سامانیان مربوط می شد بیشتر نویسندگان فارسی زبان

 

به نوشتن زبان فارسی تشویق می شدند .

 

-         نثر هم در عصر سامانیان مانند نظم رو به ترقی گذاشت .

 

-  تکیه ی اصلی جریان شعری در این دوره بر حمایت از فرهنگ قومی واعتبار

 

بخشیدن به زبان فارسی است .

 

-  می توان کار دقیقی و فردوسی را در کنار ادبیات ستایشی و وابسته به دربار

وقت در زمره ی ادبیات مردمی به شمار آورد .

 

پاسخ خود آزمايي نمونه صفحه 49

 

1)    خوا ص گياهان و داروها(علم داروشناسي)

 

2) خير، بعلمي اطلاعات ديگر درباره ي تاريخ ايران بر آن افزود و با حذف

 

مطالب.ي از اصل تاريخ طبري، در واقع آن را به صورت تأليفي مستقل در آورد.

 

3) نخستين كتاب نثر فارسي است كه به عنوان اثري مستقل عرضه شد و چون به

 

دستور و سرمايه ي ابومنصور محمد بن عبدالرزاق توسي فراهم شد، به شاهنامه ي

 

ابومنصوري شهرت يافت و تاريخ گذشته ي ايران به شمار  مي آمده است. اصل

 

كتاب از بين رفته است و تنها مقدمه ي آن در حدود 15 صفحه باقي است.

 

 

4) حدودالعالم من المشرق الي المغرب نام دارد، مولف آن معلوم نيست.

 

 

5) زيرا خردورزي و دست يابي به انديشه هاي حكيمانه در آثار اين دوره بسيار متجلي است.

 

6) ترجمه ي تفسير طبري كه به نثر فارسي در زمان سامانيان فراهم آمده است.

 

7)    دقيقي توسي، فردوسي توسي، اسدي توسي

 پاسخ خودآزمايي هاي نمونه صفحه 62

 

 1) ابومنصور دقيقي توسي نخستين كسي است كه پس از مسعودي مروزي، به اين مهم همت گماشت.

 

2) به امر نوح منصور ساماني مأموريت يافت تا شاهنامه ي منثور ابومنصوري را

 

به نظم در آورد ولي چون به دست غلام خود كشته شد ، كارش نا تمام ماند.

 

3)    گشتاسب نامه

 

4) روحيه ي حماسي، جوان مردي و مردانگي، دليري و خودورزي دقيقي را به

 

نظم داستان هاي ملي ايران وا داشت و در موقع پيشواي فردوسي در اين كار بود و

 

بر او تأثير گذار. او با سرودن هزار بيت از شاهنامه، زمينه را براي فردوسي آماده كرد.

 

5) دهقانان طبقه اي صاحب مقام و داراي املاك و اموال بودند و زندگي راحتي

 

داشتند  و روايات تاريخي و سرگذشت پيشينيان خود را بهتر از هر گروهي مي

دانستند و آن را سينه به سينه به نسل هاي بعد از خود انتقال مي دادند.

6)    الف) شاهنامه اثري ايراني بود و محمود ترك نژاد

 

 ب) فردوسي شيعه مذهب بود و محمود سني و متعصب

 

ج) فردوسي وزير ايران دوست عصر غزنوي- ابوالعباس اسفرايني- را مدح گفته

 

و. شايد به تشويق او بود كه كتاب خود را بر محمود عرضه كرد، اما هنگام حضور

 

فردوسي در غزنين و درگاه محمود اين وزير بر كنار شده و مورد غضب سلطان

 

بود.

 

د) در شاهنامه از محمود چنتدان ستايش به عمل نيامده بود و بيشتر سرشار از

 

ستايش پهلوانان و شاهان گذشته ي ايران بودئ.

 

7) 1- محتويات عبرت انگيز و حكمت آموز و آزادگي و آزاد انديشي

 

2- ايمان پاك و اخلاص و صميميت و علاقه ي مخلصانه ي فردوسي  به نظم

 

شاهنامه كه علل عمده ي توفيق شاهنامه در ميان مردم است.

 

8) ملاحظات نغزي است كه در ضمن با پايان داستان ها و جنگ هاي بزرگ اظهار
ي دارد.

 

 

9) 1- انتخاب هوشمندانه قالب مثنوي و بحر متقارب براي به نظم كشيدن داستان هاي شاهنامه كه مناسب ترين قالب و وزن است.

 

2- چيره دستي در تشبيه وتوصيف صحنه هاي گوناگون به ويژه ميدان هاي رزم

 

ولحظه هاي پر تپش كارزار.

 

3- استوار واستكام ابيات

 

4- اشاره به حكايت هاي ، ضرب المثل ها ومعاني ديني واخلاقي وآميختن مفاهيم

 

اخلاقي واسلامي با معتقدات پهلوانان

 

5- گنجينه هاي پر بهاي واژ ههاي فارسي (‌درسراسر شاهنامه تنها حدود هشتصد

 

لغت عربي به كاررفته است.)

 

 

6-زبان فخيم وآراسته

 

10)     خير ، بامطالعه شاهنامه از مراسم اجتماعي ، ازتمدن ومظاهر مدنيّت واخلاق

 

ايرانيان ومذهب ايشان وبحث هاي فلسفي وديني آنان مطلع مي شويم همچنين انديشه

 

هاي اخلاقي واجتماعي درخلال داستان هاي  بازگو مي شود .

 

11)    ارادت خالصانه فردوسي به خاندان پيامبر (ص) وتعظيم تشيع

 

12)    زيرا توس خاستگاه حماسه اي ملّي ايران واستمرار دهنده ي فرهنگ وقوميت

 

ايراني از اولويّت خاصي برخورداراست .

 

13)    1200لغت فارسي . چون قديم تين كتاب لغت موجود واولين لغت نامه ي

 

مدوّن فارسي است از اهميت خاصي برخورداراست.

 

14)    مناظره دراصطلاح به شعري گفته مي شود كه درآن دو طرف سخن

 

( درانسان يا حيوان ياشي يادو مفهوم )‌هر يك خواّص وامتيازات خود را برشمرند و

 

سعي كنند خود را برتر از ديگري بدانند . مبدع مناظره اسدي توسي است . در شعر

 

عصرما مناظره هاي پروين اعتصامي چشم گير است .

 

15)    چون شعراسدي ، استوار ولطيف والفاظ وتعبيرات او اصيل وكهن است

 

وتحولاتي كه زبان فارسي براثر مهاجرت به سرزمين هاي عراق عجم درروزگار

 

او پيدا كرده ،‌ هنوز به شعر اوراه پيدا نكرده است .

 

پاسخ خود آزمايي هاي نمونه ي بخش سوم :     صفحه 63

1) سادگي الفاظ وآساني معني ، استحكام قالب ومعني ، تنوع اوزان وقالب ها ،‌گونه گوني مضامين ومايه ها وخيال هاي شعري، پايه گذاري سنت داستان پردازي ،‌ منظومه سرايي اخلاقي ونظم حماسه هاي ملّي .

2) الف= دوره ي اساطيري : ازآغازتمدن بشري وظهور كشاورزي ،‌بافتن ، ساختن ، تا داستان ضحاك وقيام كاوه و فريدون .

      ب= دوره ي پهلوي : پيدا شدن سام وزال ورستم وعصر كيكاووس وكيخسرو                                                                                           وجنگ هاي دراز ايران و توران ووجود شخصيت رستم .

ج=دوره تاريخي : روي كارآمدن بهمن وحوادث عصر اسكندر وپادشاهي اشكاني وساساني .

3) آزادي ، آزادانديشي ، ستايش دادپيشگي وتاكيد بردادگري.

4) تشبيه ، توصيف ، اغراق

5) عشق به حقيقت ، برتري يافتن خبر دربرابر شر ،‌بهروزي قوم ايراني ودرنهايت ،همه  انسان هاي حق طلب است.

6)غلبه ي روح ايران دوستي واحساس نياز به هويتي مستقل ودرواقع چون اين دوره عصر انديشه ي استقلال ملي ايران بوده است .

7)حسّ ديني وعلاقه به مياني اسلام.

8)شعراين عصر، منادي صلح وآرامش ورفاه وشادي است . از خصوصيات بارز آن نزديكي به طبيعت،‌آميختگي با موسيقي، داشتن رنگ ملي وايراني دربرگيرنده ي مايه ي حكمي واخلاقي وفقدان مايه هاي عرفاني وآسماني است .

9)(اين پرسش پژوهشي است به عهده دانش آموزان واگذارمي شود .)

حماسه ي مردم روم باستان :‌اِنه ائيد:‌ سروده ويرژيل

حماسه ي مردم هند :‌(ادبيات ) سانسكريت ) مهابهارات ورامايانا : سروده ی صدها شاعربي نام ونشان درزمان هاي مختلف .

حماسه ي مردم يونان باستان : ايلياد واٌ ديسه ، اثر هومر

ادبيات عرب :‌الحماسه ، نام دوكتاب ازشاعر بزرگ عرب ، ابوتمام وبحتري است .

ادبيات فارسي :‌شاهنامه ي فردوسي و....

بخش چهارم                  عصر عنصری

در آمدی بر عصر عنصری یا دوره ی ستایشگری و جای گزینی تاریخ به جای حماسه

نكته هاي مهم:

-باقدرت يافتن غزنويان ،پايتخت ادب فارسي از بخارا به غزنه انتقال يافت

- حلقه ي شاعران وادب دوستان منتسب به دستگاه غزنوي درهمه دوره هاي تاريخ ادبي، زبانزداست .

- از ميان شاعران دربار آن كه معمولاً شعري برترومهارتي تمام تر داشت ، (امير الشعرا ) يا (‌ملك الشعرا )‌پيدا مي كرد .

- شاعران ديگر پس ازتاييد ملك الشعرا مي توانستندشعر خودشان درموقع مناسب به سمع سلطان برسانند .

- مشهور ترين ملك الشعرا دربار غزنه ، عنصري بلخي بود .

 - زبان شعر اين دوره از دوره استواري واستحكامي ويژه برخوردار است درصد لغات عربي درآن  روبه فزوني است.

- تنو ع معاني ومضامين شعري اين دوره ازعصر سامانيان كم تراست ودرعوض ، زبان وبيان شعر پخته و متكامل ترمي نمايد.

پاسخ خود آزمايي هاي نمونه   :                      صحفه 75

1)    عنصري 

2)    فرخي سيستاني

3)    قصه ي وامق وعذرا،‌شادبهر ، عين الحيات ، سرخ بت وخنگ بت

4)    مديح وتوصيف

5) قالب مسمطّ عبارت است از چندين بند وهر بند مركب از چهار تا هشت مصراع هموزن وهم قافيه كه آخرين مصرع درهر بند بامصرع هاي آخر بندهاي ديگر قافيه اي يكسان دارد منوچهري دراين نو ع شعر استاد وسر آمد بوده است.

----------8                 ----------8

----------8                 ----------8

----------8

----------S

----------ª                 ----------ª

----------ª                 ----------ª

----------8

----------S

 

6- بیشترین مسائلی که منوچهری در زندگی با آنها سرو کار داشته است . مانند توصیف طبیعت و گل وگیاه و پرندگان خوش آواز که در واقع تصویر خاطرات ایامی است که او در گرگان و طبرستان گذرانده است . همچنین توصیف کاروانگه و ربع و اطلال ودمن و حرکت شبانه ی شتران با آن جرس های خوش آواز . این توصیفات بیشتر خیال بر انگیز و شاعرانه است.

7- ناصر خسرو و به قول خود دو لفظ دری رادر پای خوکان نمی ریزد و درباره ی عنصری نیز اینگونه نظر می دهد که :

پسنده است با زهد عمار وبوذر                     کند مدح محمود مر عنصری را
ادامه نوشته

آرایه های ادبی ونکات مهم درس

بيت : به هر سطح از يك شعر بيت مي گويند .

نكته : كوچكترين واحد شعر يك بيت است .

مصراع ( مصرَع ) : هر بيت از دو قسمت تشكيل شده است كه هر قسمت يك مصراع نام دارد .

نكته : كمترين مقدار سخن آهنگين را مصراع مي نامند .

مثال :          بشنو اين ني چون شكايت مي كند        از جــدايي ها حــكايـت مـي كند

 

قافيه : به كلمات غير تكراري گفته مي شود كه در پايان بيت ها و مصراع ها مي آيند ، بطوري كه يك يا چند حرف آخر آنها با هم مشترك است .

نكته (1) : حرف يا حروفي كه در كلمات قافيه مشترك مي آيند « حروف قافيه » نام دارند .

مثال (1) :     آتـش عشـق است كانـدر ني فتــاد            جـوشش عشـق است كانـدر مـي فتـاد

مثال (2) :      سرآن ندارد امـشب كه برآيد آفتابي         چه خيالها گـذر كـرد و گذر نكرد خوابي

                به چه ديرماندي اي صبح كه جان مابرآمد           بـزه كــردي و نكـردند مـوذنـان صـوابـي

نكته (2) : اگر دو كلمه قافيه در تلفظ يكسان ، ولي در معني متفاوت باشند قافيه درست است .

مثال :         آتش است اين بانگ ناي ونيست باد           هـر كـه اين آتـش نـدارد نيـست بـاد   

توضيح : اين بيت داراي دو قافيه است كه هر دو كلمه قافيه از نظر شكل ظاهري با هم يكسان هستند

امّا از جهت معني با هم فرق دارند . بطوري كه نيست در مصراع اول فعل و در مصراع دوم اسم مي باشد

و كلمه باد در مصراع اوّل اسم ، امّا در مصراع دوم فعل دعا است .

 

قافيه مياني : گاهي براي غني تر كردن موسيقي شعر علاوه بر قافيه پاياني ، قافيه اي در ميان مصراع مي آيد كه به آن قافيه مياني گويند .

مثال :            ملكا ذكر تو گويم كه تـو پـاكي و خـدايي     نروم جز به همـان ره كه تـوام راه نمـايي

                  همه در گاه تو جويم همه از فضل تو پويم        همه توحيد تو گويم كه به توحيد سزايي

 

بيت مقفّي : ابياتي كه مصراع هاي دوم آنها هم قافيه باشند .

مثال :            نه چـنان گناهـكارم كه به دشمـــن سپاري      تو به دست خويش فرماي اگرم كني عذابي

    دل همچوسنگت اي دوست به آب چشم سعدي      عجب است اگر نگـردد كه بگـردد آسيـابي

 

بيت مصرّع : به بيتي گفته مي شود كه در هر دو مصراع آن قافيه رعايت شده باشد .

مثال :            زميـن گشـت روشـن تـر از آسمـان          جهـانـي خـروشـان و آتــش دمــان

 

رديف : كلمات يا كلماتي است كه بعد از قافيه در پايان مصراع ها و ابيات مي آيند و عيناً از نظر لفظ و معني يكسان مي باشند .

مثال :            برق با شوقم شـراري بيش نيـست          شعله ، طفل ني سـواري بيش نيست

                  آرزوهــاي  دو  عــالــم   دستــگـاه           از كــف خـاكـم غبـاري بيش نيست 

تذكّر : بيت اوّل اين شعر مصرّع و دو بيت با هم مقفّي هستند .

ياد آوري : اگر دو كلمه پايان مصراع ها يا ابيات در تلفظ يكسان امّا در معني متفاوت باشند ، رديف به حساب نمي آيند بلكه قافيه هستند .

 مثال :            خــرامـان بشـــد ســـوي آب روان          چنـان چـون شـده ، بـاز جـويد روان

توضيح : دو كلمه « روان» بيت بالا قافيه اند زيرا كلمه « روان » در مصراع اول به معني روح و جان آمده است .

نكته (1) : بيت يا شعري كه داراي رديف باشد ، مردّف ناميده مي شود .

نكته (2) : آوردن رديف در شعر اجباري نيست امّا اگر شاعر بخواهد از رديف استفاده كند بلافاصله آن را بعد از قافيه مي آورد .

نكته (3) : آوردن قافيه در شعر سنتي اجباري است ولي در شعر نو (نيمايي) جايگاه خاصي ندارد .

وزن شعر فارسي : آهنگي كه ازشنيدن مصراع هاي يك شعر در گوش ، احساس مي شود وزن نام دارد .

         توجه

 

 

توجه : دانستن وزن شعر براي دانش آموزان رشته هاي رياضي و تجربي ( عمومي ) چندان ضرورتي ندارد . مگر در تشخيص دو قالب رباعي و دو بيتي از يكديگر ، كه در جاي خود توضيح داده مي شود .

 

 

 


تخلّص : نام شعري شاعر است كه در ابيات پاياني شعر خود مي آورد .

نكته : تخلّص بيشتر در قالب شعري غزل و قصيده كاربرد دارد .

مثال (1) :       درشمار ار چه نياورد كـسي حافظ را           شكر كان محنت بي حد وشمارآخرشد

مثال (2) :       امـروز رو نكـرد به در گاه حق سنـا           فـردا به سـوي در گـه او با چه رو رود ؟

 


 

گفتار دوم

                                           « قالب هاي شعر فارسي »

تعريف قالب : قالب شكلي است كه قافيه ، به شعر مي بخشد و تفاوت قالب ها با يكديگر بسته به چگونگي قرار گرفتن قافيه آنهاست . ( در واقع نحوه بكارگيري قافيه تعيين كننده قالب شعر است ).

نكته : چنانچه نحوه ي بكار بگيري قافيه در بعضي از قالب هاي شعر فارسي مانند قصيده با غزل و رباعي با دو بيتي يكسان باشد مي توان به كمك تعداد ابيات ، محتوا و وزن شعر ، نوع قالب آن را مشخص كرد .

قالب هاي شعر فارسي عبارتنداز : قصيده ، غزل ، قطعه ، مثنوي ، رباعي ، دوبيتي، چهار پاره ، ترجيع بند ، تركيب بند ، مسمّط ، مستزاد ، شعر فرد ( تك بيت ) و شعر نيمايي .

 

قصيده

 شعري است بر يك وزن و و يك قافيه كه مصراع اوّل بيت نخست ، با همه ي مصراع هاي دوم ابيات ديگر هم قافيه باشد .

نمونه قصيده  :                .............*         .................*

                                 .............             ................*

                                  ..............        .................. *

مشخصات قصيده :          

 1- تعداد ابيات آن از پانزده بيت بيشتر است

 2- درون مايه و محتواي آن موضوعاتي چون مدح ، حكمت ، عرفان ، وصف ، پند و اندرز ، جشن ، شكر ،                           

  شكايت و مسايل اجتماعي مي باشد .

  3- بيت اوّل قصيده را كه مصرع است « مطلع »و به بيت آخر آن « مقطع » مي گويند .

  4- قصيده اوّلين قالب شعر فارسي است كه به تقليد از شعر عربي از نيمه ي قرن سوم پديد آمد .

  5- داشتن وحدت موضوع ( يعني ابيات قصيده بايد مربوط به يك مفهوم و موضوع باشد . )

 اجزاي تشكيل دهنده ي قصيده : 

1- تغزل يا تشبيب : برخي قصايد به ويژه قصايدي كه در مدح كسـي سروده مي شـود داراي مقـدمـه است . اين مقدمه معمولاً با مضامين چون عشق ، جواني و توصيف طبيعت آغاز مي شود كه به آن تغزل يا تشبيب مي گويند . ( برخي قصيده ها تغزل ندارد كه به آن ها محدود يا مقتضب گويند . )

2- تخلص : بيت يا ابياتي كه رابط ميان تغزل و تنه اصلي قصيده مي باشد ، كه در واقع موضوع اصلي قصيده از همان جا شروع مي شود .

نكته : اين تخلص مخصوص قصيده است و نبايد آن را با اصطلاح تخلص ( نام شاعر ) اشتباه كرد .

3- تنه اصلي : بخشي از قصيده كه مقصود اصلي شاعر در آن بيان مي شود . با محتواي چون مدح ، رثا ، پند و اندرز ، عرفان و حكمت و ...

4- شريطه و دعا : دعايي است كه شاعر براي جاودانگي ممدوح خود در پايان قصيده ، به صورت جملات شرطي بيان مي كند . ( يعني شاعر دعاي خود را به شرط بر آورده شـدن خواسته هايش بيان مي كند . )

   قصيده سرايان مشهور عبارتنداز : انوري ، خاقاني ، ناصر خسرو ، سعـدي ، فرخي سيستاني ، رودكي ، منوچهري ، مسعود سعد سلمان ، ملك الشعرا بهار ، دكتر مهدي حميدي ، مهرداد اوستا ، امير فيروز كوهي و ... .

 

غزل

 شعري است بر يك وزن ويك قافيه به طوري كه مصراع اول بيت نخست ، با همه ي مصراع هاي دوم ابيات ديگر هم قافيه باشد .                             

تذكر : نحوه ي تكرار قافيه در غزل همانند قصيده است . نمودار غزل      

                             ..............*     .............*

                         ...............    ............*   

                             ................    .............*   

مشخصات غزل :

1- تعداد ابيات غزل حداقل پنج بيت و حداكثر دوازده بيت است . ( گاهي غزل ها بيش از پانزده بيت هم يافت مي شود . )

2- درون مايه و محتواي غزل بيان عواطف و احساسات ، عشق و عرفان و گاهي هم مضمون اجتماعي مي باشد .

3- بيت اوّل غزل را مطلع بيت آخر آن را مقطع گويند . ( كه هر كدام اگر به خوبي مطرح شوند حسن مطلع و حسن مقطع نام مي گيرند . )

4- در غزل تنوع مطالب ممكن است . ( يعني موضوع هر بيت مي تواند با ابيات ديگر فرق داشته باشد.)

5- غزل از قرن ششم به وجود آمده است . ( در واقع همان تغزل قصيده است ) از آغاز پيدايش ، عاشقانه و با ظهور سنايي عارفانه مي شود . ) 

6- با ظهور انقلاب مشروطه ، غزل مضمون اجتماعي نيز به خود مي گيرد .

  نكته : غزل عاشقانه را سعدي و غزل عارفانه را مولوي به اوج خود رساندند حافظ كه سر آمد غزل سرايان شعر فارسي است ، شيوه ي عاشقانه عارفانه را به كمال رساند .

 

مشهورترين غزل سرايان عبارتنداز : حافظ ، سعدي ، مولوي ، صائب تبريزي ، عراقي ، فرخي يزدي ، رهي معيري ، شهريار و ...

 

فرق غزل و قصيده :

1- از نظر تعداد ابيات              2- درون مايه و محتواي               3-  وحدت موضوع

نكته : اگر شاعر بيت نخست مطلع غزل و قصيده خود را زيبا و دلپسند بياورد ، از آن به حسن مطلع تعبيـر مي شود به طوري كه شنونـده براي شنيدن باقي سخـن تشـويق گردد .

نكته : اگر شاعر بيت آخر شعرش را ( معمولاً قصيده يا غزل ) به نحوي شيوا و دلنشين بياورد كه به عنوان حسن ختام در روح شنونده و خواننده اثر نيك و خوش باقي بگذارد ، از آن به حسن مقطع تعبير مي شود .

قطعه

شعري است متشكل از چند بيت هم وزن كه فقط مصراع هاي دوم آن هم قافيه باشد .

  نمودار قطعه                                          .................        .................*

                                                               ..................       ..................*

                                                                     .................       ...............*

مشخصات قطعه :

1- حداقل قطعه دو بيت و حداكثر آن معمولاً بيست بيت مي باشد . ( گاهي قطعه هاي چهل و پنجاه بيتي هم يافت مي شود . )

2- موضوع و درون مايه قطعه معمولاً مسايل اخلاقي ، اجتماعي ، تعليمي ، حكايت ، حكمت ، مدح ، وصف ، هجو و ... مي باشد .

3- قطعه قصيده اي است بدون مطلع مصراع . ( در واقع تفاوت قطعه و قصيده در همين ويژگي است . )

4- تعداد قافيه با ابيات برابر است .

5- قطعه وحدت موضوع دارد يعني از اول تا آخر ابيات ، درباره ي يك موضوع خاص است .

6- قطعه از آغاز شعر فارسي ( قرن سوم ) با ظهور رودكي پديد آمده و تا روزگار ما ادامه دارد .

مشهورترين قطعه سرايان عبارتند از : انوري ، ابن يمين ، و پروين اعتصامي

مثنوي

   شعري است بر يك وزن با بيت هاي مصرع ، كه هر بيت قافيه اي جداگانه دارد . و چون هر بيت داراي دو قافيه است آن را مثنوي ( مزدوج يا دوتايي) ناميده اند .  

 نمودار مثنوي :            

       ................1      ....................1        

        ...............2        ....................2

       ................ 3       ...................3

مشخصات مثنوي :

1- تعداد ابيات مثنوي حداقل دو بيت است و حداكثر براي آن وجود ندارد .

2- مثنوي مناسب ترين قالب براي بيـان داستان ها ومطالب طولاني از جمله تواريخ و قصص است .

3- موضوع و درون مايه مثنوي حماسي ، تاريخي ، اخلاقي ، تعليمي ، عاشقانه ، بزمي و عارفانه است .

مشهورترين مثنوي سرايان عبارتنداز : فردوسي ، نظامي ، اسدي توسي ، مولوي ، عطّار ، سعدي ، سنايي ، جامي ، پروين اعتصامي و شهريار .

 

رباعي 

  شعري است داراي چهار مصراع هم وزن كه رعايت نمودن قافيه در مصراع هاي اوّل ، دوم و چهارم الزامي است ولي در مصراع سوم اختياري است . يعني مصراع سوم مي تواند با مصراع هاي ديگر هم قافيه باشد يا نباشد .     

    نمودار رباعي                                                

 ..............*          .............*.

.............+            .............*

مشخصات رباعي :

1- رباعي بر وزن لاحول ولا قوه الا با الله مي باشد .

2- درون مايه و محتواي رباعي عارفانه ، عاشقانه و يا فلسفي است .

3- مناسب ترين قالب براي ثبت لحظه هاي كوتاه شاعرانه است .

 

رباعي سرايان مشهور عبارتنداز : خيام ، مولوي ، عطّار ، بيدل دهلوي و خواجوي كرماني .

 

دوبيتي

دو بيت هم وزن است كه از نظر شكل قافيه همانند رباعي است .

                            نمودار دوبيتي :                              

                ..................*        ......................*

                ..................         ....................*

مشخصات دوبيتي :

1- دوبيتي بر وزن مفاعلين ، مفاعلين ، فعولن ( مفاعيل ) مي باشد .

2- موضوع و درون مايه دوبيتي درفارسي « ترانه » است كه رايج ترين قالب شعر درنزد روستائيان است .

مشهورترين دوبيتي سرايان عبارتنداز : بابا طاهر همداني ، فائز دشستاني .

راه تشخيص رباعي از دوبيتي :

   همانطور كه خوانده ايد ، رباعي و دوبيتي فقط از نظر وزن با هم اختلاف دارند . لذا براي تشخيص اين دو قالب از يكديگر فقط كافي است اوّلين هجاي هر يك از دو قالب شعر را بشناسيد . ( دوبيتي با هجاي كوتاه و رباعي با هجاي بلند آغاز مي شود . )

توجه : هجاي كوتاه دو واج دارد ( صامت + مصوت كوتاه ) مثال : ب  ، ك ، ت كه مثلاً : به حرف «ب» صامت و به حركات ــــ مصوت كوتاه گويند .   

هجاي بلند سه واج دارد و ساختار آن به دو شكل است .

1- صامت + مصوت كوتاه + صامت               2- صامت + مصوت بلند

مثال :  براي قاعده نوع اوّل : بر ، در ، گل    ( گ + ــ + ل ) 

مثال :   براي قاعده نوع دوم : با ، كو ، سي    ( صامت «س» + مصوت بلند « ي » ) 

توضيح : در تلفظ هجاها ، مصوت بلند « ا » ، « ي » ، « و » دو حرف محسوب مي شوند .

مثال شعري :     زدسـت ديـد و دل هـر دو فريــاد         كه هر چه ديده بيند دل كند ياد

                      بسـازم خنجـري نيشـش زفــولاد          زنـم بر ديـده تـا دل گـردد آزاد

توضيح : در دو بيت بالا مشاهده مي كنيد كه هجاهاي اوّل مصراع هاي آن به ترتيب ، « ز » ، « ك » ، « ب » و « ز » كوتاه هستند . پس شعر فوق دوبيتي است .

مثال شعري :     هرسبزه كه بركنارجويي رسته است        گويي زلب فرشتـه خويـي رستـه است

                      پا بر سـر سبـزه تا به خواري ننهي         كان سبزه زخاك لاله رويي رسته است 

توضيح : اوّلين هجاي هر يك از مصراع هاي شعر فوق « هر » ، « گو » ، « پا » و « كا »  مي باشد كه يك هجاي بلند هستند پس شعر فوق رباعي است .

 

چهار پاره ( دوبيتي هاي به هم پيوسته )

   دوبيتي هاي هم وزن با قافيه هاي مختلف كه در معني به هم پيوسته هستند . با اين تفاوت كه قافيه معمولاً در مصراع هاي دوم رعايت مي شود .          نمودار چهارپاره                  

 

   ..............         ..............1

   ................          ................1

                   ۸۸۸۸

  ................         .................2

 .................         ..................2

مشخصات چهارپاره :

1- هر بند از چهارپاره دو بيت است امّا شاعر در آوردن تعداد اين بند ها محدوديتي ندارد .

2- محتواي و درون مايه هاي چهارپاره اجتماعي و غنايي است .

3- چهارپاره بر خلاف دوبيتي محدوديت وزني ندارد بلكه به وزن هاي مختلف سروده مي شود .

4- زمان رواج اين قالب در ايران پس از مشوطه است .

مشهورترين چهارپاره سرايان عبارتنداز : ملك الشعرا بهار ، رشيد ياسمي ، فريدون توللي ، فريدون مشيري و دكتر حميدي .

 

ترجيع بند

   اين قالب شعري ، مجموعه اي است از چند بخش هم وزن با قافيه هاي متفاوت كه يك بيت مصرع و تكراري به عنوان بيت « ترجيع يا بر گردن » در پايان هر يك از بخش ها مي آيد و آنها را به هم پيوند مي دهد .

نكته : هر بخش ترجيع بند از نظر قافيه كاملاً شبيه يك غزل است .

نمودار ترجيع بند     

...................1        ......................1      

 ......................2      ...................... ۲

...................          .......................1                                  

  .......................         .........................2

.....................        .......................1                  

        ......................            ........................2

          ..........................*                        ...........................*

            .......................*.                                 ......................*

 ....................3          .....................3.

 ....................4         ...................4

  .....................          ....................3 

  .....................          ...................4

  .....................         .................... 3

    ....................           ...................4

         ........................*                         .........................*

       .......................*                           ..........................*

مشخصات ترجيع بند :

1- در ترجيع بند تعداد ابيات هر يك از بخش ها تابع قالب غزل است .

2- تعداد بخش هاي ترجيع بند به اختيار شاعر است .

3- درون مايه ترجيع بند مسايلي چون مدح ، عشق و عرفان است .

4- ابيات پاياني هر بخش با بيت ترجيع ارتباط معنايي دارد . كه اين ارتباط موجب وحدت موضوع در كل ترجيع بند مي شود .

5- اوّلين ترجيع بند شعر فارسي از فرخي سيستاني است . ( قرن چهارم و پنجم )

مشهورترين ترجيع بند سرايان عبارتنداز : فرخي سيستاني ، سعدي و هاتف اصفهاني

توجه : به هر يك از بخش هاي ترجيع بند « خانه يا رشته » و به بيت مصرع ميان آنها « ترجيع يا برگردان » مي گويند .

 

تركيب بند 

غزل هايي است ، هم وزن با قافيه هاي متفاوت كه با بيت مصرع غير تكراري ، به هم مي پيوندند .

 

 ...................1        ......................1  

 ......................2      .....................2

   ...................       .......................۱ 

   ...................          ....................2

   ...................        .....................1 

    ...................         ......................2

       .......................*                             .....................+

       ...................*.                               .....................+

 

...................3      ..................3.   

  ......................4    .......................4

...................        ..................3   

    ....................          ..............ـ......4

..................        .................. 3   

................        .......................4

         ......................&                     .......................#

         .....................&                   ......................#

 

تفاوت ترجيع بند با تركيب بند : دانش آموزان عزيز ! همانگونه كه آموختيد ، دو بيت ترجيع بند و تركيب بند فقط در « بيت مصرع پاياني » در هـر بخـش با هـم اختلاف دارند . بطوريكه در ترجيع بند « بيت مصرع پاياني » عيناً در پايان هر بخش تكرار مي شود . امّا در تركيب بند « ابيات مصرع پاياني » در هر بخش با هم فرق دارند .

مشخصات تركيب بند :

1- در تركيب بند ، شكل قافيه و تعداد ابيات هر يك از بخش ها شبيه غالب غزل است امّا شاعر در آوردن تعداد غزل ها آزاد مي باشد .   

2- دون مايه و محتواي تركيب بند مسايلي چون رثا ، مدح و عشق و عرفان است .     

3- ابيات پاياني غزلها ، با بيت مصرع پايان هر بخش ارتباط معنايي دارند كه اين ارتباط باعث وحدت موضوع در كل تركيب بند مي گردد .

4- اولين تركيب بند از قطران تبريزي است . ( قرن پنجم )

مشهورترين تركيب بند سرايان عبارتنداز : جمال الدين عبدالرزاق اصفهاني ، محتشم كاشاني و وحشي بافقي .

 

مسمط :

    شعري است كه از رشته هاي گوناگون پديد مي آيد و هر رشته از چند مصراع هم وزن و هم قافيه تشكيل مي شود و در هر رشته تمام مصراع ها به جز مصراع آخر ، هم قافيه است . و مصراع آخر هر رشته را « بند » مي گويند . اين مصراع ها ( بند ها ) كه در تمام رشته ها هم قافيه هستند ، در واقع حلقه ي ارتباط رشته ها نيز محسوب مي شوند .

توجه : هر رشته از مسمط معمولاً سه تا شش مصراع دارد كه به اندازه ي تعداد مصراع ها نام گذاري مي شوند . يعني سه مصراعي را مسمط مثلث ، چهار مصراعي را مسمط مربع ، پنج مصراعي را مسمط مخمس و شش مصراعي را مسمط مسدس مي گويند .  

                                                                 .................1       ................. 1

 نمودار مسمط مخمس                               ...............1         ..................1                                                                                               ...................*

                                                           ................. 2         .................. 2

                                                           ...................2         ....................2

                                                                        .........................*

نكته : گاهي شاعر همه ي مصراع هاي رشته اوّل را ، با تمام مصراع هاي آخر همه ي رشته ها ( بند ها ) هم قافيه مي آورد .

مشخصات مسمط :

1- تعداد رشته هاي مسمط نامعين و به اختياري شاعر است .

2- موضوع و محتواي مسمط غالب تغزل ، مدح ، اشعار سياسي ، ملّي و ميهني است .

3- بنيانگذار مسمط منوچهر دامغاني ( شاعر قرن پنجم ) است .

مشهورترين مسمط سرايان عبارتنداز : منوچهر دامغاني ، قاآني و ملك الشعرا بهار .

مسمط تضميني

    شعري است كه شاعر به عنوان تضمين ، معمولاً ، غزلي را از شاعر معروفتر انتخاب مي كنيد و هر يك از بيت هاي آن غزل را به ترتيب در پايان هر رشته از مسمط خود مي آورد كه مصراع هاي دوم ابيات غزل « بند هر رشته » قرار مي گيرند .

نكته : تعداد رشته هاي مسمط تضميني تابع تعداد بيت هاي غزل است . ( براي مثال اگر غزل مورد تضمين هفت بيت باشد ، مسمط نيز هفت رشته خواهد بود .)  

مشهورترين سرايندگان مسمط تضميني عبارتنداز:   ملك الشعرا بهار ، استاد شهريار و شيخ بهايي                                                                                   

مستزاد

   به شعري گفته مي شـود كه به آخـر هر مصـراع آن يك قـُالب شعري ديگر ، به صورت كلمات موزون ( وزن دار ) افزوده مي شود. بطوري كه كلمه يا كلمات افزوده شده معني مصراع ماقبل خود را تكميل مي كند .

نكته : كلمات موزون پايان مصراع ها همگي بر يك وزن مي باشند و با مصراع هاي قبل خود نيز هم وزن اند .

توجه : دانش آموزان عزيز به خاطر داشته باشيد كه مصراع هاي اوّل مستزاد خود در واقع يكي از قالب هاي قطعه ، رباعي يا غزل بوده است كه شاعر با افزودن كلمات موزون به پايان هر مصراع قالب جديدي به نام مستزاد ساخته است به گونه اي كه كلمات موزون معمولاً تابع قالب شعر هاي اصلي  مي باشند .

مثال شعري :                دوشينــه پـي گـلاب مـي گــرديــدم             بـر طـرف چمـن

                           پـژمــرده گلــي ميـان گلشـن ديــدم             افسردهخ چو من

                                 گفتم كه چه كردي كه چنين مي سوزي         اي يـار عـزيــز

                                 گفتـا كه دمي در ايـن چهـان خنديدم            پس واي به مـن

مشخصات مستزاد :

1- موضوع و درون مايه مستزاد مي تواند مدح ، عشق و عرفان ، مسائل اجتماعي و ميهني باشد .

2- تنها قالب شعر سنتي است كه مصراع هاي آن با هم مساوي نيستند .

3- اولين مستزاد در قرن پنجم از مسعود سعد سلمان بر جاي مانده است .

نكته : اهمّيّت مستزاد در آن است كه در پيدايش شعر نيمايي اثر داشته و منبع الهام نيما در كوتاه و بلند كردن مصراع هاي شعر نو بوده است . 

مشهورترين مستزاد سرايان عبارتنداز : مسعود سعد سلمان ، نسيم شمال ، ملك الشعرا بهار ، اديب الممالك فراهاني ، اخوان ثالث و حسام هروي .

 

فرد ( تك بيت )

  بيتي است مستقل كه شاعر تمام منظور خودش را در همان يك بيت بيان مي كند و اين يك بيت ممكن است مصرع باشد يا غير مصرع .

مثال :          مردي نه به قوت است و شمشير زني           آن است كه جـوري كه توانـي نكنـي

درون مايه و محتواي مفردات معمولاً مسائلي چون پند و اندرز و حكمت مي باشد .

مشهورترين تك بيتي سرايان عبارتنداز : سعدي و صائب تبريزي .

شعر نيمايي

   شعري است با مصراع هاي كوتاه و بلند كه قافيه در آن نظم خاصي ندارد . اين گونه اشعار داراي وزن هستند و گاهي هم قافيه دارند اما طول مصراع هاي آن با هم مساوي نيست .

مشخصات شعر نيمايي :

1- مضمون و درون مايه شعر نيمايي احساسات ، تجربيات شخصي ، عشق ، سياست و اجتماع مي باشد .

2- پديد آورنده ي شعر نيمايي ، علي اسفندياري مشهور به « نيما يوشيج » است .

 

تفاوت شعر نيمايي با قالب هاي سنتي

1- محتوا و درون مايه : نگاه تازه به طبيعت و جهان ، جهت گيري اجتماعي و استفاده از نمادها در طرح مسائل اجتماعي ، انعكاس فضاي طبيعي و رنگ محلي در شعر از ويژگي هاي محتوايي شعر نيمايي است .

 2- از نظر قالب : كوتاه و بلند شدن مصراع ها و جابجايي قافيه از ويژگيهاي ديگر شعر نيمايي به شمار مي آيد .

تحولات شعر نيمايي پس از نيما

1- شعر آزاد يا نيمايي كه وزن دارد اما جاي قافيه در آن مشخص نيست . مانند بعضي از سروده هاي مهدي اخوان ثالث ، سهراب سپهري و قيصر امين پور .

2- شعر سپيد كه آهنگ دارد اما وزن عروضي ندارد و جاي قافيه در ان مشخص نيست . مانند بعضي از اشعار موسوي گرمارودي .

3- موج نو كه نه آهنگ دارد نه قافيه و نه وزن عروضي . فرق آن با نثر در تخيل شعري است . شعر موج نو به دشواري و مشكل بودن مشهور است . مانند برخي از اشعار احمد رضا احمدي .

مشهورترين سرايندگان شعر نيمايي (نو) عبارتنداز : نيما يوشيج ، مهدي اخوان ثالث ، فرخ فرخزاد و سهراب سپهري .

ادامه نوشته

نمونه سئوال ادبیات 2

                                                           

الف) معنی شعر ونثر ( 6نمره)

 ابیات و عبارات زیر را به نثر ساده ی امروزی  برگردانید.

 

1- آثار شادی در وجناتش نمودار گردید.

2- بربساطی که بساطی نیست.

3- الهی ، عبدالله عمر بکاست.

4- آخر عاقبت ، اسبش را پی می کنند.

5- هماوردت آمد ، مشو باز جای

6- این تاس را لحظه ای بگیر تا دوگانه بگزارم.

7- از جام عافیت می نابی نخورده ام / وز شاخ آرزو گل عیشی نچیده ام .

8- فی الجمله نماند از معاصی منکری که نکرد ومسکری که نخورد

9- هزار بادیه سهل است با وجود تو رفتن/ اگر خلاف کنم سعدیا به سوی توباشم

10- برو طواف دلی کن که کعبه مخفی است/ که آن خلیل بنا کرد و این خدا خود ساخت

11- زیزدان دان نه از ارکان که کوته دیدگی باشد/ که خطی کز خرد خیزد توآن را از بنان بینی

ب) لغت (2نمره)

  معنی لغات و عباراتی را که زیر آن ها خط کشیده شده بنویسید.

   

1- ماه ایارش آواز ماست.                                                          2- پلنگ را بالای نطعی  انداخته بودند.

3- نه جان دلم با مال می رویم                                                     4- عجب نبود که با ابدال خود را هم عنان بینی.

5- صو لت حیدری را دست مایه شادی کودکانه شان کردی .              6- با اونشاید پنجه دریقه افکندن

7- پس از پایان موعظه از هرسو رقعه ها به اوفرستادند.                   8- غرفه ها و گوشواره ها یاد آور تصویری هستند که از

                                                                                                    بهشت در ذهن ها بوده است.

ج) دانشهای ادبی (3نمره )

1- شهرت مسعود سعد سلمان در چیست؟

2- حمله حیدری چه نوع حماسه ای است؟

3- رابط میان تغزل و تنه اصلی قصیده چه نام دارد؟

4- اولین داستان کوتاه  درایران چه نام دارد؟ اثر چه کسی است؟

5- شعری که آهنگ دارد امّا وزن عروضی ندارد وجای قافیه ها درآن مشخص نیست چه نامیده می شود؟

6- مؤلّف آثار زیر را بنویسید.

       الاّیام :                                                       از زبان برگ :                                           کارنامه بلخ :

7- درابیات وعبارات زیر چه آرایه هایی وجود دارد؟

 الف) دولت فقر خدایا  به من ارزانی دار/ کاین کرامت سبب حشمت و تمکین من است

   ب) سعدی ا زسرزنش غیر نترسد هیهات/ غرقه درنیل چه اندیشه کند باران را .

   ج) نه خدا توانمش خواند ، نه بشر توانمش گفت/ متحّیرم چه نامم شه ملک لافتی را.

 د) خودآزمایی (4نمره)

1- «توقلب سپه را به  آیین بدار» یعنی چه ؟

2- درجمله ی «تپانچه را درکروج لای دسته های برنج پیدا کرد» مقصود از «کروج» چیست؟

3- درعبارت « برکشته های ما جز باران رحمت خود مبار» مقصوداز « کشته ها » چیست؟

4- « با چشمانی یتیم ندیدنت » یعنی چه ؟

5- درجمله « مردم این جزیره از اشراف فارس هستند» واژه « فارس» به چه معناست؟

6- چرا نویسنده  نقش کاشی ها را بهار منجمد نامیده است؟

7- مقصود از « باب دندان »  و « کمیتش لنگ بود» چیست؟

8- درعبارت « مبحث حروف اضافه» چه ایهامی وجود دارد؟

 9- « درانتظار غبار بی سوار نشستن » کنایه از چیست؟

10- منظور شاعر از « درسینه ام هزار خراسان نهفته است» چیست؟

11- مقصود از « کیمیای هستی » در مصراع « کاین کیمیای هستی قارون کند گدارا» چیست؟


ﻫ ) درک مطلب( 4نمره)

با توجه به ابیات وعبارات داده شده به سؤالات زیر پاسخ دهید.

                             شخص به هزار غم گرفتارم /  درهر نفسی به جان رسد کارم

                            خورده قسم اختران به پاداشم  /  بسته کمر آسمان به پیکارم

                            امروز به غم فزون ترم ازدی /   وامسال به نقد کمتر از پارم

                            بندی است گران به دست و پایم در /  شاید که بس ابله وسبک بارم

                            ترسیدم وپشت بر وطن کردم /  گفتم من  و طالع نگو نسارم

1- « کاربه جان رسیدن » درمصراع دوم بیت اول کنایه از چیست؟

2- درمصراع « گفتم من وطالع نگو نسارم » نوع  « واو»  را مشخص کنید؟

3- مقصود از بیت « خورده قسم اختران به پاداشم » چیست؟

4- مصراع « امسال به نقد کمتر از پارم » به چه معناست؟

5- شاعر علت گرفتاری خود را چه می داند؟

6- لغت « سبکبار» به چه معناست؟ دربیت چهارم چه معنایی دارد؟

    « از سایه های آبی ، خارهای سرخ براجساد به جا مانده  و طعمه ی عقاب و زاغ شده فرو ریخت

       آیا از سرزمین تو بود که فرشتگان سرودهای صلح وشادی انسان را برای چوپانان خواندند؟ »

7- منظور از « سایه های آبی»  و « خارهای سرخ» چیست؟

8- منظور از « سرودهای صلح وشادی » « چوپانان » چیست؟

    « به کجا چنین شتابان / گون از نسیم پرسید؟ »

 

9- « گون » و « نسیم » نماد چه کسانی هستند.                                                                                                 

 و)  شعر حفظی (1نمره)

        جاهای خالی را پرکنید.

1- از خمستان جرعه ای برخاک ریخت                   ................................................

2- خا ک موسیقی ......................می شنود  /  و صدای ...............................می آید در باد

 

باسمه تعالی

نام و نام خانوادگی :                         مدت امتحان :   75 دقيقه

پايه : دوم                                              امتحان ادبيآت (نوبت دوم)                      نام دبير :

رشته :  کلاس : ........                              تاريخ امتحان:13/3/85

 

رديف

پيامبر اکرم(ص): نورانی ترين شما در روز قيامت کسی است که آل محمد را بيشتر دوست بدارد.

بارم

الف

معنی و مفهوم ابيات زير را به نثر ساده و روان بنويسيد.(6 نمره)

1-چو تويي قضای گردان ، به دعای مستمندان

                                                     که ز جان ما بگردان ره آفت قضا را

2-يکی از حضار که کباده ی شعر و ادب می کشيد ، چنان محظوظ گرديده بود که جلو رفته جبهه ی شاعر را بوسيده و گفت حقيقتا استادی

3-الان مزدت را می زارم کف دستت رجز بخوان

4-تو قلب سپه را به آيين بدار

5-ور امروز اندر اين منزل تو را جانی زيان آيد

                                         زهی سرمايه و سودا که فردا زان زيان بينی

6-ليکن خروس غالب بر حريف مغلوب که تسليم اختيار کرده و مخذول و نالان استرحام می کرد، رحم نياورد.

7- داستان از ميوه های سر به گردون سای اينک خفته در تابوت پست خاک می گويد.

8-امروز به غم فزون ترم از دی             و امسال به نقد کمتر از پارم

9-ای آبشار، نوحه گر از بهر چيستی؟      چين بر جبين فکنده، ز اندوه و کيستی؟

10-دعايي به جهت ذات ملکوتی صفات همايون بنويسيد که شاه حرز فرمايند

11-مگر از کدام باده ی مهر، مست بودی  / که با تازيانه هشتاد زخم بر خود حد زدی؟

 

75/0

 

75/0

 

25/0

25/0

1

 

75/0

 

5/0

5/0

5/0

25/0

5/0

ب

معنی واژه های مشخص شده را در عبارات زير بنويسيد.(2 نمره)

1-سلام او در وقت صباح مومنان را صبوح است.

2-پس از مدتی انديشه و استشاره چاره ای يافتم.

3-تاس ها بر گير که به حمام رويم.

4- حس شرافتمندی و مناعت در سراسر شاهنامه ديده می شود.

5- غرفه ها  و گوشواره ها ا و زاويه ها يادآور تصوير از بهشت هستند .

6- ولی چه سود که حسودان و عنودان بد گهر ولی را به لهو و لعب کشيدند.

7- يکی صلای آشنا به رهگذر نمی زند .

8- در باب حساب دار الطباعه حرف می زديم.

 

25/0

25/0

25/0

25/0

25/0

25/0

25/0

25/0

ج

درک مطلب (4 نمره)

با توجه به ابيات زير پاسخ دهيد :

عشق چون آيد برد هوش دل فرزانه را           دزد دانا می کشد اول چراغ خانه را

آن چه ما کرديم با خود هيچ نابينا نکرد          در ميان خانه گم کرديم صاحب خانه را

برو طواف دلی کن کعبه ی مخفی است        که آن خليل بنا کرد و اين خدا خود ساخت

1-در بيت اول، منظور شاعر چيست؟ و بر چه چيزی تاکيد دارد ؟

2-در بيت دوم ، منظور از "خانه" چيست و منظور از " صاحب خانه" کيست؟

3-در بيت سوم ، منظور شاعر از " آن" و " اين" چيست؟

4-در بيت زير خواب راحت و آرامش شاعر چه زمانی است؟

به خوابگاه عدم گر هزار سال بخسبم      به خواب عافيت آن گه به بوی موی تو باشم

1-در بيت زير ، چه چيز را شاعر از آوا و صدای مرغ شب ياد بگيرد؟

ز نوای مرغ يا حق بشنو که در دل شب  غم دل به دوست گفتن چه خوش است شهريار

2-با توجه به ابيات زير پاسخ دهيد؟

نشسته ام در انتظار اين غبار بی سوار        دريغ کز شبی چنين سپيده سر نمی زند

دل خراب من دگر خراب تر نمی شود          که خنجر غمت از اين خراب تر نمی شود

نه سايه  دارم نه بر بيفکنندم و سزاست      اگر نه بر درخت تر کسی تبر نمی زند

الف) در بيت دوم شاعر به چه چيزی اشاره دارد؟

ب) " در انتظار غبار بی سوار نشستن "   و  "سپيده سر نزدن " کنايه از چيست؟

ج) کدام بيت با بيت زير از ناصر خسرو ارتباط معنايي دارد؟

"بسوزد چوب درختان بی بر              سزا خود همين است مر بی بر بی را"

4

 

 

 

 

5/0

5/0

5/0

5/0

 

5/0

 

 

 

 

 

5/0

5/0

5/0

 

د

دانش های ادبی(3 نمره)

1-در کدام شعر معاصر پس از نيما، شعر آهنگ دارد اما وزن عروضی ندارد و جای قافيه ها مشخص نيست؟

2-محمد حسين رهی معيری از کدام شاعر پيروی کرده است ؟

3- آثار زير از چه کسانی است ؟

الف) مجموعه شعر در کوچه باغ نيشابور

ب) حديقه الحقيقه

4- اين شخص کيست؟

عالم و جغرافی دان مشهور مراکشی که شرح سفر خود را با واقع بينی و دقت نظر ثبت کرده و اثر معروفش "تحفه النظار و غرايب الامصار" می باشد .

5- حبسيه چه نوع شعری است ؟

6- " حمله حيدری" از باذل مشهدی چه نوع حماسه ای است؟

7- يک اثر از سيمين دانشور را نام ببريد ؟

8- آرايه های ادبی ادبيات زير را مشخص کرده و نوع آن را بنويسيد(در هر بيت يک مورد)

الف) عيب پاکان زود بر مردم هويدا می شود   موی اندر شير خالص زود پيدا می شود

ب) با يآد و رنگ و بوی تو ای نوبهار عشق   همچون بنفشه سر به گريبان کشيده ام

 

25/0

 

25/0

 

25/0

25/0

25/0

 

 

25/0

25/0

25/0

 

5/0

5/0

 

خودآزمايي (4 نمره)

1- در شعر "ريشه پيوند" منظور شاعر از "در سينه ام هزاذ خراسان نهفته است"، چيست؟

2- علت تغيير رفتار طه حسين چه بود؟

3- در جمله ی مردم اين جزيره از اشراف فارس هستند، واژه ی فارس به چه معنی است؟

4- " شعر سپيد من رو سياه ماند / که در فضای تو به وزنی افتاد" اشاره به کدام ويژگی شعر شاعر دارد؟

5- مقصود از بيت " خورده قسم اختران به پاداشم / بسته کمر آسمان به پيکارم " چيست؟

6- عبارت " شلخته درو کنيد تا چيزی گير خوشه چين ها بيايد" يعنی چه؟

7- در عبارت " مبحث حروف اضافه " چه ايهامی وجود دارد؟

8- چه عاملی مانع از آن شد که گيله مرد محمد ولی را از پای درآورد؟

 

5/0

5/0

5/0

5/0

 

5/0

5/0

5/0

5/0

 

 

و

شعر حفظی (1 نمره)

شعر را کامل کنيد .

الف) از خمستان جرعه ای بر خاک ريخت  /   ........................................

ب) خاک.........................می شنود/ و صدای پر....................می آيد در باد

 

 

5/0

5/0

موفق باشيد

 

  بسمه تعالی

 

ادبیات فارسی 2             خرداد 84                                                          شماره 1

 

الف ) معنای ساده و روان ابیات زیر را بنویسید .

 

  1. دیگر به احدی تعارف ندهد .

 

  1. من با ذکر تو الف گرفته ام .

 

  1. هیچ شکوفه نیست کز تبار گلخند تو نیست .

 

  1. متکلم وحده و مجلس آرای بلا معارض شده است .

 

  1. فلک باخت از سهم آن جنگ رنگ

 

  1. چه باید نازش و نالش بر اقبالی و ادباری

 

  1. فی الجمله نماند از معاصی منکری که نکرد و مسکری که نخورد .

 

  1. داستان از میوه های سر به گردون ساي اينك خفته در تابوت خاك مي گويد .

 

  1. چون خاک در هوایی تو از پا فتاده ام                  چون اشک در قفای تو با سر دویده ام

 

  1. محبوسم و طالع است منحوسم                         غمخوارم و اختر است خونخوارم

 

ب) درک مطلب          "با توجه به ابیات و عبارات زیر به سوالات پاسخ دهید . "

 

1. آیینه ی سکندر جام می است بنگر               تا بر تو عرضه دارد احوال ملک دارا

 

2. آن که آهنگ هجرت از خویش کرده است با مرگ آغاز می شود .

 

3. دری که به باغ بینش ما گشوده ای هزار بار خبیری تر است .

 

4. ای سرو پای بسته به آزادگی مناز                 آزاده من که از همه عالم بریده ام

 

5. عمه گفت : " خان کاکا . فعلا تو هستی  و  نعش برادر. منشین و تماشا کن که خونش پایمال شود .

 

 

  1. در مثال اول منظور از "جام می " چیست ؟

 

  1. مفهوم کلی بیت اول را بنویسید .

 

  1. کلمه ی  " دارا " چه آرایه ای دارد ؟

 

  1. در مثال دوم چه نوع هجرتی مورد نظر است ؟

 

  1. در مثال سوم  منظور از " در " چیست ؟

 

  1. در مثال چهارم شاعر خود را از سرو آزاده تر می داند ؟

 

  1. در مثال پنجم « خونش پايمال شود » يعني چه ؟

 

       ج) خود آزمایی :

 

  1. با توجه به شعر انتظار چه شباهت ها یی میان جنگ بدر و قیام حضرت مهدی ( عج ) وجود دارد ؟ ( دو مورد )

 

  1. چرا در تاریخ ایران سقوط ساسانیان سر آغاز تحولی بزرگ شمرده می شود ؟

 

  1. محوری ترین پیام داستان هدیه ی سال نو چیست ؟

 

  1. گون و نسیم در شهر سفر به خیر نماد چه کسانی هستند ؟

 

  1. « در انتظار غبار بی سوار نشستن » کنایه از چیست ؟

 

  1. ابن بطوطه در نماز جماعت شوشتر به چه رسمی اشاره کرده است ؟

 

  1. در مصراع " چو به دوست عهد بندد زمیان پاک بازان " منظور از دوست و پاک باز چیست ؟

 

  1. در بیت " رنگین سخنان در سخن خویش نهانند   /     از نکهت خود نیست به هر حال جدا گل ( رنگین سخنان ) چه کسانی هستند ؟

 

     د) دانش های ادبی :

 

  1. خواجه عبدالله انصاری معروف به ..................  در قرن  ............. می زیست .

 

  1. نام دو جریان ادبی را که در عصر حاضر . در خارج از ایران رواج دارد بنویسید .

 

  1. نام صاحبان آثار زیر را بنویسید .

 

              الف ) مدیر مدرسه ......................       ب) ارغوان .......................

 

  1. نام دو آرایه ی ادبی را که در بیت زیر وجود دارد بنویسید .

 

        موي سپيد را فلكم رايگان نداد           اين رشته را به نقد جواني خريده ام

 

  1. کدام گزینه متفاوت است ؟

 

       1. نه سایه دارم و نه بیفکنندم و سز است                     2. در سخن مخفی شدم بو در بر گل

 

       3. گر می گریزم از نظر مردمان رهی                       4. خارم ولی به سایه ی گل آرمیده ام

 

  1. ارتباط معنایی در اسلوب معادله بر پایه ی ......................... است .

 

ر) معنی لغت   معننای لغت های مشخص شده را بنویسید

 

1- با حال استیصال  پرسیدم   .       2 – وسط میدان هیمه  گذاشته اند .   3. بر پذیرفتن  ننگ رجحان  دارد .

 

4 – مقرنس ها و رواق ها  باز یاد آور ... هستند .    5- انشای ارتجالی  خسرو   6- اشتلم می کرد .

 

7. در نامه ی اعمالی جراید      8 . از حیث غرابت  با اهرام مصر برابر ی می کند .

 

س) شعر حفظی :

 

1 - جاي خالي را كامل كنيد .

 

مردم شهر به ........چنان می نگرد               که به یک شعله به یک ...........

 

2 - مصرع دوم بيت زير را ننويسيد

 

حسن را بر دیده ی خود جلوه داد                 .............................................

 

 

 درس ادبیات فارسی (2)   سال تحصیلی 82- 83                                        شماره 2                   

 

الف ) بیان معنی و مفهوم شعر و نثر :

 

1 – تویک ساعت چوافریدون به میدان باش تا زان پس    به هر جانب که روی آری درفش کاویانی بینی

 

2 – موی سپید را فلکم رایگان نداد                           این رشته را به نقد جوانی خریده ام

 

3 – عشق شوری در نهاد ما نهاد                             جان ما در بوته ی سودا نهاد

 

4 – برو طواف دلی کن  که کعبه ی مخفی است             که آن خلیل بنا کرد و این خدای خلیل .

 

5 – الهی ، مرا عمل بهشت نیست و طاقت دوزخ ندارم . اکنون کار با فضل تو افتاد .

 

6 – حسودان تنگ نظر و عنودان بد گهر وی را به می و معشوق و لهو و لعب کشیدند .

 

7 -  ز یزدان دان نه از ارکان کوته دیدگی باشد                 که خطی کز خرد خیزد تو آن از بنان بینی 

 

8 -  پس از پایان موعظه از هر سو رقعه ها به سوی او فرستادند .

 

9 – بت پرستی کی کند گر برهمن بیند مرا .

 

10 – طومار ندامت است طبع من                     حرفی است هر آتشی ز طومارم

 

11 -  لیکن خروس غالب حرکتی کرد نه مناسب حال درویشان .

 

12 – مگر از کدام باده ی مهر  /  مست بودی که با تازیانه ی هشتاد زخم بر خود حد زدی ؟

 

ب) لغت        در جمله ها و مصراع های زیر فقط معنی کلمه های مشخص شده را بنویسید .

 

1 – عنان گیر تو گر روزی جمال در دین باشد       عجب نبود که با ابدال خود را هم عنان بینی  

 

2 – ملیجک این طرف و آن طرف می رفت و اشتلم  می کرد .

 

3 – چه باید نازش و نالش براقبالی و  ادباری .

 

4 – بی زلت  و بی گناه محبوسم .

 

5 – آن مطالب  اوراد  و اذکاری  بود که پدر بزرگش در صبح و شام می خواند .

 

6 – این تاس را لحظه ای بگیر تا دوگانه بگزارم .

 

 

ج ) درک مطلب :

 

1 – عطا از خلق چو جويی گر او را مال ده گویی          به سوی عیب چون پویی گراو را غیب دان بینی

 

الف ) در کدام قسمت بیت به آیه " العالم محضرا ... لا تعصوا فی محضره " اشاره شده است ؟

 

ب) منظور از " او " در بیت فوق کیست ؟

 

2 – هدف نهایی بیت زیر چیست  ؟

 

         دانش و آزادگی  و دین و  مروت                   این همه را بنده ی درم نتوان کرد

 

3 – توصیه شاعر دربیت زیر چیست  ؟

 

      کم گوی و گزیده گوی چون در                      تا ز اندک تو جهان شود پر

 

4 – با توجه به ابیات زیر به پرسش ها پاسخ دهید ؟

 

           ای سرو پای بسته به آزادگی  مناز             آزاده من که ازهمه عالم بریده ام

 

            گر می گریزم از نظرمردمان رهی              عیبم مکن که آهوی مردم ندیده ام

 

الف ) به چه دلیل شاعر خود را آزاده می داند ؟

 

ب) علت گریز شاعر از مردم چه بوده است ؟

 

5 – حافظ به ما ژرف زیستن و شاد زیستن می آموزد و یک تنه تکیه گاه ماست .

 

الف ) ما شاد زیستن را از چه کسی یاد می گیریم ؟

  

دانش های ادبی  :

 

1 – نام صاحبان آثار زیر را بنویسید ؟        کارنامه بلخ :                            فیه ما فیه :

 

2 – کتاب " الایام " اثر کیست ؟ و موضوع آن چیست ؟

 

 

3 – در بیت " دی می شد و گفتم صنما عهد به جای آر         گفتا غلطی خواجه در این عهد وفاست " چه آرایه ای به کار رفته است ؟

 

4 – شعر بعد از نیما به چند نوع تقسیم  شده است ؟

 

5 – در جمله ی "  جامه اش شولای عریانی است " چه آرایی نهفته است ؟

 

6 – پدر داستان نویسی ایران کیست ؟

 

خود آزمایی  :

 

1 – شاعر در زیر کدام خصوصیت دنیا  را بیان کرده است ؟

 

        چه باید نازش و نالش بر اقبالی و ادباری         که تا بر هم زنی دیده نه این بینی و نه آن بینی

2 – در مصرع " که گر عرش به فرش آیی و گر ماهی به چاه افتی " "عرش و فرش " کنایه از چیست ؟

 

3 – ممال کلمات ( رکاب و سلاح ) را بنویسید ؟

 

4 – مقصود از عبارات زیر را بنویسید .

         کمیتش لنگ بود                                   مثل شاخ و شمشاد

 

5 – "گون و نسیم  " در شعر " سفر به خیر " نماد چه کسانی هستند ؟

 

6 – مقصود از بیت " خورده قسم اختران به پاداشم          بسته کمر آسمان به پیکارم " چیست ؟

 

7 – در عبارت " مبحث حروف اضافی "  ایهام را نشان دهيد ؟

 

8 – در بیت زیر " و پیدا نکردم در آن كنج غربت          به جز آخرین صفحه ی دفترت را " منظور از "كنج غربت " چیست ؟

 

حفظ شعر :

 

الف ) عشق شوری در نهاد ما نهاد                        جان ما در بوته ی................... نهاد .

 

       گفت و گویی در .............. ما فكند                جست و جویی در................. ما نهاد .

  

ب)  هر نفس آواز عشق می رسد از چپ و راست       ما به فلک می رویم عزم......... راست .

 

 

سوالات درس : ادبیات فارسی ( 2 )  سال تحصیلی     خرداد 83                     شماره 3

 

درک مطلب  : با توجه به ابیات زیر به پرسش ها پاسخ دهید ؟

 

             شخصی به هزار غم گرفتارم           در هر نفسی به جان رسد کارم

 

            خورده قسم اختران به پاداشم          بسته کمر آسمان به پیکارم

 

           محبوسم و طالع است منحوسم         غمخوارم و اختر است خونخوارم

 

          بندی است گران به دست و پایم در    شاید که پس ابله و سبکبارم

 

 

 

1 – (کار به جان رسیدن ) کنایه از چیست ؟

 

2 – شاعر علت گرفتاری خود را در چه می داند ؟ در کدام بیت آمده است ؟

 

3 – (سبکبار ) در بیت آخر به چه معنی آمده است ؟

 

          قاصد روزان ابری ، داروگ ، کی می رسد باران  /  بر بساطی نیست /  در درون کومه ی تاریک من ذره ای با آ ن نشاطی نیست  / و جدار دنده های نی به دیوار اتاقم دارد از خشکیش می ترکد .

 

4 – (داروگ ) یعنی چه ؟ و پیام آور چیست ؟

 

5 – تصویری که شاعر از اتاق خود ترسیم می کند نشانه ی چیست ؟

 

6 – آرایه ی ( متناقص نما ) در کدام بیت آمده است ؟

 

7 – این شعر در چه قالبی  سروده شده است ؟ یک ویژگی آن را بنویسید ؟

 

8 – در عبارات (مگر ریاضی کمیتش لنگ بود ) مفهوم کنایی عبارت را بنویسید ؟

 

معنی لغات :

 

1 . مگر ای سحاب رحمت تو بیاری  ار نه دوزخ              2 – درزی  ازل به قامت زیبای جناب ایشان دوخته است

 

3 – روزی تفقدی  کن درویش بینوا را                          4 – تاس ها  بر گیر که به حمام رویم .

 

5 – به قول نظامی خشت می زد                               6- چون رقعه ها به شیخ می رسید

 

7 – از این قبیل کتاب ها که سرا پا تنبه  است می آورم       8 – دمی آب خوردن پس از بدسگال

 

دانش های ادبی :

 

1 – به اشعاری که در زندان سروده می شود ، اصطلاحا چه می گویند ؟

 

2 – آثار زیر از کیست ؟       کارنامه بلخ (                     )       آزادی و تربیت (                      )

 

3 - در شعر دوره ی مشروطه به چه مسایلی پرداخته شده است ؟

 

4 – در بیت زیر دو آرایه ی ادبی را مشخص کنید ؟

 

    نه سایه دارم و نه بیفکنندم و سزاست           اگر نه بر درختی تر کسی تبر نمی زند

 

5 – مشهور ترین اثر سیمین دانشور چه نام دارد ؟

 

6 – دو تن از فیلم نامه نویسان معروف ایرانی را نام ببرید ؟

 

خود آزمایی :

 

1 – (سر به گرد آوردن ) یعنی چه ؟

 

2 – ( از عرش به فرش آمدن ) کنایه از چیست ؟

 

3 – چرا نویسنده  مثنوی معنوی را از کتاب مقدس غریبان برتر می داند ؟

 

4 – در عبارت (مبحث حروف اضافه ) چه ایهامی وجود دارد ؟

 

5 – (گون و نسیم ) در شعر (سفر به خیر )نماد چه کسانی است ؟

 

6 – ابن بطوطه به چه رسمی در نماز جماعت شوشتر اشاره کرده است ؟

 

7 – چرا نویسنده نقش کاشی ها را ( بهار منجمد ) نامیده است ؟

 

8 – در مصراع ( در میان خانه گم کردیم صاحب خانه را ) مقصود از ( صاحب خانه ) کیست ؟

 

معنی نظم و نثر :

 

عبارات و ابیات زیر را به فارسی روان بر گردانید ؟

 

1 – دوگانه بگزارم

 

2 – ارتجالا انشایی می ساخت .

 

3 – الهی عذر ما بپذیر ؛ بر عیب ها ی ما مگیر

 

4 – یکی از حضار که کباده ی شعر و ادب می کشید

 

5 – وسعت تو را ( علی ) چگونه در سخن تنگ مایه بگنجانم

 

6 – یکی ز شب گرفتگان چراغ بر نمی کند

 

7 – در آن نفس که بمیرم در آرزوی تو باشم               بدان امید دهم جان که خاک کوی تو باشم

 

8 – داستان از میوه های سر به گردون سای اینک خفته در تابوت پست خاک می گوید .

 

9 – آن سمند سخن را در میدان ذهن و روح و مغز و دل مستمعان به جولان در آورد .

 

10 – ده روزه مهر گردون افسانه است و افسون            نیکی به جای یاران فرصت شمار یارا

حفظ شعر :

 

عشق  ........... در نهاد ما نهاد             جان ما در بوته ی .............. نهاد

قایق از تور ........ / و دل از آرزوی ..................... هم چنان خواهم راند

 

ادبیا ت فارسی   خرداد 83 – 84                                                             شماره 4    

 

  الف – معنی و مفهوم بیت ها و عبارتهای زیر را به نثر روان بنویسید .

 

1 – برو ای گدای مسکین در خانه ی علی زن           که نگین پادشاهی دهد از کرم گدا را

 

2 – اگر در باغ عشق آیی همه خراش دل یابی            وگر در راه دین آیی همه نقاش جان بینی

 

3- محبوس چرا شدم ، نمی دانم                             دانم که نه دزدم و نه عیارم

 

4 – شب از چشم تو ، آرامش را به وام دارد   / و طوفان ، از خشم تو ، خروش را

 

5 – در این سرای بی کسی ، کسی به در نمی زند

 

6 – الهی ، عذر ما بپذیر ، بر عیب های ما مگیر .

 

7 – تنها همان رتبه های بالا را وعده بگیر و مابقی  را نقدا خط بکش .

 

8 – کالبد بنا ، مینایی است که روح ایران را در آن حبس کرده اند .

 

9 – غلام گفت : ای خواجه ، این تاس را لحظه ای بگیر تا دوگانه بگزارم .

 

ب) معنی لغات مشخص شده را داخل ( کمانک ) بنویسید .

 

1-  او ارتجالا  (                     )  انشایی ساخت .            2 – چشم ما را ضیای  (                          ) خودده .

 

3 -  چو سوفارش (                ) آمد به پهنای گوش .      4 – با حال استیصال (                             ) پرسیدم .

 

5 – وی استعدار  فیاض (                )  در فرا گرفتن موسیقی داشت .  6 – طومار  (                 ) ندامت است طبع من

 

7 – ملیجک می دوید و اشتلم  (            ) می کرد .   8 – کت  (                       ) و بغلش را می بندند .

 

 

پ ) دانش های ادبی :

 

1 – در بیت های زیر چه آرایه هایی به کار رفته است ؟

 

الف ) دم تیغ بر گردنش چون رسید                   سر عمر و صد گام از تن پرید

 

ب) دود اگر بالا نشیند کسر شان شعله نیست        جای چشم ابرو نگیرد ، گر چه او بالاتر است .

 

2 – شعر معاصر پس از نیما در سه شیوه ادامه یافت ، دو شیوه ی آن را نام ببرید .

 

3 – رابط میان تغزل و تنه ی اصلی قصیده چیست ؟

 

4 – به اشعاری که در زندان سروده می شود ، اصطلاحا چه می گویند ؟

 

5 – کتاب های زیر از کدام شاعر یانویسنده است ؟

 الف ) چشم هایش                              ب) در کوچه باغ ها ی نیشابور

 

6 – سنایی شاعر چه قرنی است ؟ یک کتاب از وی نام ببرید .

 

ت) حفظ شعر :

 

1 – مصراع دیگر را بنویسید ،

عشق شوری در نهاد ما نهاد               ........................................

 

2 – تکمیل کنید :

  مردم شهر به یک ................. چنان می نگرد /  که به یک .................. ، به یک خواب لطیف

 

ث) درک مطلب :

 

با تو جه به بیت ها به پرسش های 1 تا 4 پاسخ دهید .

 

محبوسم و طالع است منحوسم                    غمخوارم  و اختر است خونخوارم

 

زندان خدایگان که و من که                       نا گه چه قضا نمود دیدارم ؟

 

بندی است گران به دست و پایم در             شاید که بس ابله و سبک بارم ؟

 

ترسیدم و پشت بروطن کردم                    گفتم من و طالع نگو نسارم ؟

 

1 – شاعر در بیت دوم از چه می نالد ؟

 

2 – سبک بار در بیت سوم یعنی چه ؟

 

3 – " پشت بر وطن کردن " کنایه از چیست ؟

 

4 – در کدام بیت شاعر ، بخت خویش را دشمن خود می داند ؟

5 – مفهوم کنایی " کباده ی چیزی را کشیدن " را بنویسید .

 

6 – در بیت " موی سپید را فلکم را به رایگان نداد          این رشته را به نقد جوانی خریده ام "

شاعر موی سپید را به چه بهایی خرید ؟

 

7 – همه برده سر در گریبان فرو                 نشد هیچ کس را هوس رزم او

 

« علت سر در گریبان فرو بردن همه » چیست ؟

 

ج ) خود آزمایی :

 

1 – عبارت کنایی « دندان به دندان خاییدن » و « پنجه در یقه افکندن » را بنویسید .

 

2 – عبارت « شلخته درو کنید تا چیزی گیر خوشه چین ها بیاید » یعنی چه ؟

 

3 - « با چشمانی یتیم ندیدنت » یعنی چه ؟

 

4 – دو اثر دیگر از نویسنده ی « کویر » نام ببرید ؟

 

5 – در عبارت « مبحث حروف اضافه » چه ایهامی  وجود دارد ؟

 

6 – با در نظر گرفتن خاطرات اعتماد السلطنه ، بگویید که دربار قاجار چه ویژگیهایی داشتند ؟

 

7 – علت تغییر رفتار « طه حسین » چه بود ؟

 

8 – دربیت « همان دستمالی که پولک نشان شد / و پوشید اسرار چشم ترت را »

 

« پولک نشان شدن دستمال » نشانه ی چیست ؟

 

 

 

ادبیا ت فارسی 2   خرداد 83                                                                    شماره 5         

 

الف ) معنی لغات : معنی لغات مشخص شده شده را بنویسید .

 

1 – و صولت حیدری رادست مایه ی شادی کودکانه شان کردی .

 

2 – پس از نماز عشا به انواع اوراد و ادعیه می پرداخت .

 

3 – جامه اش شولای  عریانی  .     4 – کاسه ها را لحظه ای بگیر تا دوگانه  بگزارم .

 

5 – ملیجک این طرف و آن طرف می دوید و اشتلم می کرد . 6 – او شعر می گفت اما خشت می زد .

 

7 – آن لاورتان  را خودم به درک می فرستادم .        8 – متکلم وحده و مجلس آرای بلامعارض شده است .

 

ب) معنی شعر و نثر : بیت ها و عبارتها ی زیر را به نثر ساده ی امروزی بنویسید .

 

1 – الهی با ذکر تو الف گرفته ام .

2 – بشد تیز رهام با خود و گیر .

3 – یکی از حضار که کباده ی شعر و ادب می کشید  

4 – به خواب عافیت آن گه به بوی موی تو باشم .

5 – موی سپید را فلکم رایگان نداد              این رشته را به نقد جوانی خریده ام

6– در آن نفس که بمیرم در آرزوی تو باشم           بدان امید دهم جان که خاک کوی تو باشم .

7 . خاک مرا جزیره ی خشکی گمان میر                  دریای بیکران و خروشان نهفته است .

8 – مگر از کدام باده ی مهر مست بودی که با تازیانه ی هشتاد زخم بر خود حد زدی .

9 – سرو پکالش خینی می شود .          10 – او را نیز بسمل کردم .

ج ) دانش های ادبی :

1 – سر آغاز شعر نو با نوشتن کدام اثر و توسط چه کسی شروع شده است ؟

2 – در عبارت « از تهی سرشار / جویبار لحظه ها جاری است »  چه آرایه ادبی وجود دارد

3 – شعر حبسیه چیست ؟ يك شاعر حبسیه سرا نام ببريد .

4 – نوع ادبی که مبارزه ی ملت ها را در برابر بیگانگان نشان می دهد چه نام دارد ؟

5 – کتاب های روبه رو از کیست ؟      الف ) الایام                       ب) بینوایان

6 – در بیت « عیب پاکان زود بر مردم هویدا می شود       موی اندر شیر خالص زود پیدا می شود » يك آرایه ی ادبی نشان دهيد .

د) درک مطلب :

1 – مفهوم کلی ابیا ت زیر را بنویسید .

 ده روز مهر گردون افسانه است و افسون          نیکی به جای یاران فرصت شمار یارا (                   )

- هزار بادیه سهل است با وجود تو رفتن            اگر خلاف کنم سعدیا به سوی تو باشم (                 )

2 – مفهوم کنایی عبارت زیر را بنویسید .

- کمیتش لنگ بود .                     – همان دستمالی که پولک نشان شد .

3 – با توجه به ابیات به سوالات  جواب دهید .

یکی ز شب گرفتگان چراغ بر نمی کند           کسی به کوچه سار شب در سحر نمی زند

نشسته ام در این غبار بی سوار                  دریغ کز شبی چنین سپیده سر نمی زند .

الف ) منظور از شب گرفتگان چیست ؟            ب) منظور از  « سحر» و « سپیده » چیست ؟

4 – با توجه به عبارت مذکور به سوالها پاسخ دهید .  « قربانش گردن تک و تنها می آید سی میدان ، دور میدان یواش می گردد ، فکری است ، چه طور یک تنه با آن همه دشمن لعین جر بکند .»

الف ) اشاره به چه مراسمی دارد ؟                  ب) منظور از « سی میدان » ،« جر بکند» چیست ؟

 ه – خود آزمایی :

1-      معنی عبارت های مذکور را بنویسید . 

سماق مکیدن (                        )          شکم را صابون زدن (                       )

2-    عبارت « با چشمانی یتیم ندیدنت » یعنی چه ؟

3-    « گون » و « نسیم » در شعر سفر به خیر نماد چه کسانی هستند ؟

4-    در مصراع « در میان خانه گم کردیم صاحب خانه را » منظور از صاحب خانه چیست ؟

5-    در شعر « ریشه پیوند » منظور شاعر از « در سینه ام هزار خراسان نهفته است » چیست ؟

6-    در بيت زيرمقصود از «مجمعی که شاهدان دو عالم درآن گردمی آیند » چیست ؟

  به مجمعي كه درآيند شاهدان دو عالم          نظر به سوي تو دارم غلام روي تو باشم

7-    در جمله ی « مردم این جزیره از اشراف فارس هستند » ، فارس به چه معنی است

8-    چرا در درس « جلوه های هنر در اصفهان » نویسنده نقش کاشی ها را « بهار منجمد » نامیده است ؟

ی) حفظ شعر :

الف – پشت دریاها شهری است  /  که در آن وسعت خورشید به اندازه ی .....................

ب – عشق شوری در نهاد ما نهاد               جان ما ................................

ادامه نوشته

نمونه سئوالا ت ادبیات 2

به نام خدا آزمون ادبیات فارسی 2 اسفند  88  نام و ......      

1- توضیح اصطلاحِ معماریِ «قاب» کدام است؟ انسانی 1385                

1) آسمانه و قوس بنا از طرف داخل که آن را از چوب سازند.

2) کاشی هایی که به شکل گیسوی بافته، پیچ پیچان به پایین کشیده شوند.

3) نوعی تزیین که اتاق ها و ایوان ها را به شکل برجسته یا پلّه پلّه گچ بری کنند.

4) بنایی ستون مانند بر دو جانبِ در ورودی ساختمان که به شکل زیبایی از بنِ دیوار تا بالا به عقب کشیده می شود.

2- معانی درست کلمات «مینا، افگار، بنان، ستوه» به ترتیب کدام است؟ تجربی 1383         

1) زیبا – مجروح – بازو – گریان                        2) آبگینه – آزرده – انگشت – درمانده

3) بهشت – خسته – دست – ملول                         4) آبگینه – کشته – ناخن – خسته

3- کدام گزینه، عبارت زیر را کامل می کند؟ هنر 1383                  

«سه نقش دیگر نیز پر معنایند: یکی قاب بندی های محرابی شکل، دوم طرّه های کنار سر درها، .........»

1) رنگ ها نیز برای خود، عالمی دارند و همان کنایه ی مینو را در خود می نمایند.

2) جهانی شبیه به بهشت که در آن کوشیده شده است ناپیدا کران در محدود جای گیرد.

3) نوعی تزیین ساختمان که اتاق و ایوان ها را به شکل برجسته یا پلّه پلّه گچ بری می کنند.

4) کاشی هایی که به شکل گیسوی بافته، پیچ پیچان به پایین کشیده می شوند و غالباً در درون گلدان های مرمری جای می گیرند.

4- وصفِ اصطلاح ساختمانی «گوشواره» کدام است؟ انسانی 1383               

1) آن چه که به شکل خورشید مدوّر از فلزسازند و بالای قبّه و مانند آن نصب کنند.

2) نوعی تزیین ساختمان که اتاق ها و ایوان ها را به شکل برجسته یا پلّه پلّه، گچ بری کنند.

3) لُغازِ ساختمان یا بنایی ستون مانند که بر دو جانب در ورودی ساختمان از بن دیوار تا بالا به عقب کشیده می شود.

4) اتاقی در خانقاه که به خلوت و ریاضت سالکان و فقرا اختصاص داده می شد و گوشه و شاه نشین هم نامیده می شد.

5- «بنایی ستون مانند بر دو قالب در ورودی ساختمان که به شکل زیبایی از بن دیوار تا بالا به عقب کشیده می شود.» توضیح کدام واژه است؟ هنر 1382                

1) غرفه                 2) طُرّه                  3) زاویه        4) گوشواره

6- کدام گزینه برای کامل کردن عبارت «گمان می کنم که اسلیمی ها، گاه به شاخ گوزن شبیه می شوند و گاه به مار که هر دو از رمزهای باستانی اند و هر دو علامتِ ..........» مناسب است؟ انسانی 1380

1) باروری               2) تباهکاری           3) خشونت            4) مهربانی

7- کدام واژه به معنی کنگره ای است که بر سر دیوار، از آجر یا کاشی سازند؟ ریاضی 1380 

1) غرفه                 2) طُرّه                  3) گوشواره           4) مقرنس

8- با توجّه به عبارت «تا نه تصوّر شود که آن ها را با جزمیّت بازگو کرده ام.» معنی «جزمیّت» چیست؟ تجربی 1380         

1) آسانی و سهولت         2) جهالت و نادانی  3) میل و رغبت                 4) قطعیّت و یقین

9- در کدام گزینه «تشخیص» به کار نرفته است؟ ریاضی 1375    

1) کالبد بنا، مینایی است که روح ایران را در آن حبس کرده اند.

2) چه می خواهند بگویند این بوته ها و خط ها و اسلیمی ها که در هم می پیچند؟

3) دمدمه های اردیبهشت اصفهان آرام آرام از خواب بیدار می شود.

4) درخت ها از زر سُرخند و شاخه ها از مروارید و میوه های لذیذ بر آن ها روییده است.

10- در عبارت «احساس و استنباط من که با جزمیّت بیان کرده ام این است که معماری عصر صفوی می تواند به هر گونه غریزه و التحاب و اشتیاقی جواب بدهد.» املای کدام غلط است؟ فنّی 1376   

1) التحاب               2) استنباط             3) جزمیّت              4) غریزه

**************************************************************************

11- عبارت «حسودان تنگ نظر و عنودان بد گهر وی را به می و معشوق و لهو و لعب کشیدند.» با همه ی ابیات به جز بیت .......... قرابت معنایی دارد. ریاضی 1385                  

1) بیاموزمت کیمیای سعادت                         ز هم صحبت بد جدایی، جدایی

2) به هجران مرا سهل شد دادنِ جان                       که سخت است دوری ز یاران جانی

3) مصاحب نباید مگر بهر راحت                       چو زو رنج بینی نیاید به کاری

4) ز ناجنس بگریز اگر آفتاب است                             تو را سایه خود بس، اگر یار خواهی

 

12- بیت «کبوتری که دگر آشیان نخواهد دید / قضا همی بردش تا به سوی دانه و دام» با مفهوم کدام بیت متناسب نیست؟ تجربی 1384                

1) نوشته، جاودان دیگر نگردد                        به رنج و کوشش از ما برنگردد

2) ز چرخ آمد همه چیزی نوشته                     نوشته با روان ما سرشته

3) مرا نصیب غم آمد به شادی همه عالم                 چرا که از همه عالم ، محبّت تو گزیدم

4) ز چرخ آمد قضا نز کام مردم                       ازیرا بنده آمد نام مردم

13- «نماند از معاصی منکری که نکرد و مُسکری که نخورد» یعنی: ................... علمی – کاربردی 1382

1) مرتکب هر گناهی شد و به هر کار ناپسندی اقدام کرد و از هر شرابی نوشید.

2) هر گناهی را انجام داد امّا از زشتکاری و شرابخواری پرهیز نمود.

3) از گناه و خطا اجتناب نمود و فعل بد مرتکب نشد و در پی شراب نرفت.

4) از گناهان زشت و ناپسند روی گردان نبود، امّا شرابخوری نکرد.

14- مفهوم عبارت «نماند از معاصی منکری که نکرد و مُسکری که نخورد» یعنی: ................ فنّی 1380

1) انکار می کرد که گناهی از او سر زده است.                   2) گناه می کرد، امّا شراب نمی نوشید.

3) مرتکب هر گناهی شد.                              4) هیچ کار خلاف شرع انجام نداد.

15- معنی بیت زیر چیست؟                 

«دمی آب خوردن پس از بد سگال                  به از عمر هفتاد و هشتاد سال»

1) کمی آب خوردن بعد جنگ با انسان بد، از عمر زیاد لذّت بخش تر است.

2) یک لحظه زندگی پس از کشتن دشمن، از عمر زیاد لذّت بخش تر است.

3) عمر هفتاد و هشتاد ساله بهتر از درگیر شدن با آدم بد نهاد است.

4- آیا زندگی کردن بعد از دشمن، به از دست دادن عمر طولانی می ارزد.

16- معانی کدام گروه از کلمه ها، به ترتیب «خوار، شادمان، رخسار، بهانه جویی، دل جویی» است؟ انسانی 1381        

1) مخذول، مشعوف، وجنه، تعلّل، تفقّد           2) منحوس، محظوظ، طالع، استیصال، اشتلم

3) مخذول، محظوظ، وجنه، تعلّل، اشتلم                   4) منحوس، مشعوف، طالع، استیصال، تفقّد

17- معنی کدام گزینه با گزینه های دیگر متفاوت است؟ هنر 1368         

1) ذبح شده           2) قربانی شده                3) بسمل               4) نیم کشته

18- کدام کلمه ممال نشده است؟ فنّی 1383          

1) شخیص            2) مزیح                           3) سلیح                         4) هلیم

19- معنی درست کلمه های «مضغ – مکیدت – مناعت – مذموم» به ترتیب، کدام است؟ انسانی 1382

1) جویدن – حیله گر – جلوگیری – ناپسند

2) جویدن – خدعه – بلند نظری – نکوهیده

3) هضم غذا – فریب – بلند نظری – نا درست

4) آسیا کردن غذا در زیر دندان – حیله – باز داشتن – پیوسته  

20- بیت «سعدیا گرچه سخن دان و مصالح گویی / به عمل کار برآید به سخن دانی نیست» با کدام بیت تناسب دارد؟ تجربی 1384            

1) بیا که قصر امل سخت سست بنیاد است             بیار باده که بنیاد عمر بر باد است

2) گفتم این شرط آدمیّت نیست                     مرغ تسبیح گوی و من خاموش

3) می رسد از ذوق هر کاری به معراج کمال             بر امید کارفرما کار کردن مشکل است     

4) قول نیاید به کار ، فعل بُوَد در شمار            منکر گفتار شو ، امّت کردار باش

21- مفهوم جمله پایانی عبارت زیر چیست؟ فنّی 1382                

«دریغا که من بارها به همین ترتیب، در چاه ضلالت فروافتادگان را نجات داده بودم. ندانم که این بار تجربه صفرا فزود.»

1) این دفعه نمی دانم چرا تجربه نتیجه ی عکس داد.                   2) این بار به چه دلیل تجربه بی اثر بود.

3) چرا این بار تجربه باعث زحمت شد.                      4) چرا این بار تجربه ی اندکی بخشید.

22- املای درست کلمه ها، به معانی «دریافت مفهوم چیزی، قطعیّت، برافروختگی، خوار» به ترتیب، در کدام گزینه آمده است؟ زبان 1381             

1) استنباط، جذمیّت، التهاب، مخزول               2) اسطنبات، جزمیّت، التحاب، مخذول

3) استنباط، جزمیّت، التهاب، مخذول               4) اسطنباط، جذمیّت، التحاب، مخذول

 

23- کدام واژه ها به ترتیب برای کامل کردن شعر زیر مناسب اند؟ انسانی 1385          

«..... خواهم ساخت / خواهم انداخت به ..... / دور ..... شد از این ..... غریب / که در آن هیچ کسی نیست که در ..... عشق / ..... را بیدار کند»

1) پارویی – آب – باید – شهر – کلبه ی – قهرمانان

2) پارویی – رود – خواهم – خاک – بیشه – ره نوردان

3) قایقی – رود – باید – شهر – خانه ی - ره نوردان

4) قایقی – آب – خواهم – خاک – بیشه ی – قهرمانان

24- معنی واژه های «بلامعارض، بنان، ترک، حازم» به ترتیب کدام است؟ فنّی 1383            

1) بی رقیب- دست ها – زره – هوشیار                    2) بی حاصل – انگشت ها – ترکش – گوارا

3) بی هدف – سرانگشت – کمند – تحلیل کننده       4) بی رقیب – انگشت – کلاه خود – دوراندیش

25- معنی درست کلمه های « استیصال - سگالش - حازم - بنان » به ترتیب کدام است؟ هنر 1384

1) خیرخواهی – تفکّر – آماده – ناخن             2) درماندگی – اندیشه – هوشیار – انگشت            

3) آگاهی – توصیه – ماهر – قلم                   4) ناچاری – مدح – دوراندیش – دست

26- معنی صحیح کلمات «تعلّل – جزمیّت – سعایت – سحاب» به ترتیب کدام است؟هنر 1384

1) دردمندی – گمان – خجستگی – باد            2) دل سوزی – زاری – گشادگی – مه

3) دل جویی – فراوان – بدبختی – یاران          4) بهانه جویی – یقین – سخن چینی – ابر               

 

ادامه نوشته

سوالات امتحان نهايي درس : ادبيات فارسي(3)

الف) معني ومفهوم شعر ونثر(6 نمره)

بيت هاي و عبارت هاي زير را به نثر ساده و روان برگردانيد

1- به امر اعلي حضرت گردن نمي گذاره

2- مدّتي با قفلش كند وكو كرديم 

3- گفت موسي :‍«باكي استت اي فلان»

4- طي  دو سه لمحه همه چيز را به خاكستر تبديل كرد

5- زنيرنگ زالي بدين سان درست                وگرنه كه پايت همي  گور جست

6- دريا دلان راه سفر در پيش دارند                         پادر ركاب راهوار خويش دارند

7- حق- تعالي- چون اصناف  مو جودات مي آفريد ، وسايط گوناگون درهرمقام بركار کرد

8- خاك سيه برسر او كز دم توتازه نشد          يا همگي رنگ شود يا همه آوازه شود

9- اي طاق نهم رواق بالا                             بشكسته زگوشه ي كلا هت

10- اين مرد بزرگ،به نشاط ،قلم درنهاد.تا نزديك نمازپيشين ،ازاين مهمّات فارغ شده بود و

 خيلتاشان را گسيل كرده .

11- صيّاد شادمان گشت وبه تگ ايستاد تا ایشان را درضبط آرد وكبوتران اضطرابي مي كردند         

وهر يك خودمي كو شيد .

 

25/0

25/0

25/0

25/0

5/0

5/0

 

5/0

 

75/0

 

75/0

 

1

 

 

 

ب) معني لغت (2 نمره)

معني واژگان مشخص شده را بنويسيد

1-      بيهقي اشخاص داستان سجاياي آنان را خوب به جا مي آورد                      

2-      بازش بخواند باز اعراض كند

3- رستم كورسوي اميد را از دست مي دهد

4-گهي از خار او دستش خليده

5-خسوف هاي كژخيم شكوهش را به ستيز بر مي خيزند

6-هم خطواتش متقارب به هم

7-آواي خوش هزار تقديم تو باد

8- برفراز آن بادهاي تند گاهي قيه مي كشيدند

2

پ) خود آزمايي (4 نمره)

1- با تو جّه به بيت « من نكردم خلق تا سودي كنم/ بلكه تابربندگان جودي كنم»

خداوند سبب امربه عبادت را چه مي داند؟

2- مفهوم كلي بيت :«شمع جو يي و آفتابْ بلند/ روز، بس روشن و تو در شب تار» چيست؟ 

3- باتوجّه به بيت زير چرا«صبح دم» پيك شاعر است؟

باد صبا دروغ زن است و تو راست گوي              آن جا به رغم باد صبا مي فرستمت

4- ارتباط معنايي شعر«دوستت دارم، از اين رو كه مكافات مي كنم » را با بيت زير بنويسيد

    هر كه در اين بزم مقرّب تر است                 جام بلا بيشتري مي دهند

5- در شعر زير مقصود شاعر از«يك سبد ميوه ي خورشيد »چيست؟

مي شود از باغ نگاهت، هنوز/ يك سبد از ميوه ي خورشيد ، / چيد

6-با توجّه به داستان رستم و اسفنديار،چرا اسفنديار مغرور و ستيزه گر است؟(ذكر دو 

مورد كافي است)

7- در عبارت زير، سعدي به كدام صفات خداوند اشاره مي كند؟

خوان نعمت بي دريغش همه جا كشيده.  پرده ي ناموس بندگان به گناه فاحش ندرد

8-نو يسنده چه ايهامي لطيفي را در انتخاب عنوان«گل دسته ها و فلك»به كار گرفته                     است؟ 

 

5/0

 

5/0

 

5/0

 

5/0

 

5/0

 

5/0

 

5/0

 

5/0

ت)درک مطلب ( 4نمره)

1- در عبا رت«فرّاش باد صبا را گفته تا فرش زمردّ ين بگسترد »مقصود از«فرش زمردّين»

چيست؟

2- با توجّه به عبارت «آن چه دارم ازاندك مايه حطام دنيا حلال است وكفايت است»

به پرسش ها پا سخ دهيد

الف) گوينده از كدام ويژگي اخلا قي برخوردار است؟

ب)مقصود از«حطام» چيست؟

3- جمله ي«سردي استاد از سنگيني نفسش پيداست» وصف  چه حالتي از

 «كمال الملك»است؟

4- در بيت «به باد افره اين گناهم مگير /  تو يي آفريننده ي ماه و تير» رستم از خداو ند

چه مي خواهد؟

5- مفهوم كنايي مصراع « سرز ملك جهان گران بيني»چيست؟

6- با توجّه به بيت           «نا گه زكمين گاه يكي سخت كماني

تيري ز  قضاي بد بگشاد  بر  او راست »

الف)مقصود از « سخت كمان»چيست؟

ب) مفهوم «بگشاد بر او را ست»را بنو يسيد

7- با توجّه به بيت زير تفا وت معنايي واژه «ملّت»را در گذشته و امروز را بنو يسيد

        ملّت عشق  از همه دين ها جداست    عاشقان را ملّت و مذهب خداست

8- با توجّه به بيت «باز گشت ودفتر خود باز كرد / وصف  او بر قدر فهم آغاز كرد »

 به پرسش ها پا سخ دهيد

الف) مفهوم «دفتر خود را باز كرد»را بنو يسيد؟

ب) مقصود شاعر از مصراع دوم چيست؟

 

25/0

 

5/0

 

 

 

5/0

 

5/0

 

5/0

5/0

 

 

 

 5/0

 

 

75/0

ث)دانش هاي ادبي  (3نمره)

1-كتاب «مرصاد العباد »اثر كيست؟

2- عمده ي شهرت «هاتف اصفهاني» در سرودن چه قالبي است ؟

3- دو و يژگي هاي نثر «جلال آل احمد »را بنويسيد

4- مو ضوع اصلي منظومه هاي داستاني غنايي چيست؟

5- در«نقد فنّي» نقاد به بررسي چه مسايلي مي پردازد؟

6-در بيت زير دو آرايه ي اد بي بيابيد

كنار نام تو لنگر گرفت كشتي عشق            بيا كه ياد تو آرامشي است طو فاني

7- جناس را در بيت زير بيا بيد و نوع آن را مشخص كنيد 

جانان من بر خيز جولان برانيم                       زان جا به جولان تا خط لبنان  برانيم

 

25/0

25/0

5/0

5/0

 

5/0

5/0

5/0

ج) شعر حفظي( 1 نمره)

  بيت زير را كامل كنيد   

 1- خيمه ي انس مزن بردر اين ..........      كه اساسش همه بي مو قع و ..........است

2- ساقيا بده جامي زان شراب روحاني         ....................................................

 

به نام خدا ادبيات 3 تجربي فصل ادبيات غنايي نام ونام خانوادگي :                                                                 1- «فرقت» ؛ يعني ... :
2- «خليدن» به چه معني است؟

3- «ديدار» در مصراع «چوبينم دوست را يك روز ديدار» به چه معني است.
4- «چه مايه» در مصراع «چه مايه غم خورد تا گل برآرد» چه معني‌اي دارد؟
5- در كدام تركيب غلط املايي وجود دارد؟ «سبز و نقض، عود و صاج، بانگ طرب» :
6- چه داستاني است كه بازمانده‌ي يك داستان كهن و عاشقانه‌ي ايراني است؟
7- فخرالدين اسعد گرگاني در كدام قرن مي‌زيسته است؟
8- «حسّان‌العجم» لقب كدام شاعر است؟
9- قافيه‌ي بيت «نه شاخش خشك گردد روز سرما / نه برگش زرد گردد روز گرما» چه آرايه‌اي دارد؟
10- بيت «اگر چه تلخ باشد فرقت يار / در او شيرين بود اميد ديدار» چه آرايه‌اي دارد؟
11- بيت «نبيني باغبان چون گل بكارد / چه مايه غم خورد تا گل برآرد» بر چه امري تأكيد دارد؟
12- آثار «فخرالدين اسعدگرگاني» در شمار كدام نوع ادبيات است؟
13- «تميار ديدن» ؛ يعني ... :

14- «نامه‌ي سر به مهر» به چه معني است؟
15- «پيك بسته قبا» ؛ يعني ... :
16- «عود و ساج» چيست؟
17- «پيراستن» ؛ يعني ... :
18- «رغم» در اصل ؛ يعني ... :
درس چهاردهم   پروانه‌ي بي‌پروا / سخن
1- «گران‌جان» ؛ يعني ... :
2- «مضيف» ؛ يعني ... :
3- «غازه» به چه معني است؟
4- «آوازه‌شدن» ؛ يعني ... :
5- كدام تركيب غلط املايي دارد؟ «حقّه‌ي زر، حوضه‌ي ادبيات، شكفته‌گي روح» :
6- «مصيبت‌نامه» اثر كيست؟
7- نام ديگر كتاب «منطق‌الطير» چيست؟
8- كدام اثر عطار نيشابوري به نثر است؟
9- «پاي كوبان» در مصراع «پاي كوبان بر سر آتش نشست.» چه آرايه‌اي است؟
10- در مصراع «سرخ شد چون آتشي اعضاي او» وجه شبه چيست؟
11- كلمات قافيه در بيت «دست دركش كرد با آتش به هم / خويشتن گم كرد با او خوش به هم» كدامند؟
12- در «منطق‌الطير» عاشق حقيقي چگونه تصوير شده است؟
13- مصراع «بازگشت و دفتر خود بازكرد» به چه معني است؟
14- در منطق‌الطير پرندگان براي ديدن «سيمرغ» چند مرحله را طي مي‌كنند؟
15- «در كاربودن» ؛ يعني ... :‌
16- غزل‌هاي«مولانا»دركدام‌حوزه‌ي‌ادبيات قرار مي‌گيرند؟
17- منظور از «گوهر گوينده» چيست؟

 

 

 

5/0

5/0

ادامه نوشته

نکاتی در باره تکواژها

نگاهی به تک واژها

کوچکترین واحدهای معنی دار هر زبان  ((تک واژ)) نام دارند. تعداد تک واژهای هر زبان بیشمار و نامحدود است و هرگز نمی توان به طور قطعی تعداد تکواژ های یک زبان را تعیین نمود. زیرا که نیاز های جوامع پیوسته در حال دگرگونی و تغییر است و در پی این تغییرات دایما تکواژی مهجور مانده ، از زبان خارج می گردد و یا نیازی تازه موجب می شود تا تکواژی جدید وضع یا قرض  شود.

روی هم رفته تعداد تکواژهایی که گویندگان یک زبان با آن سروکار دارند هزاران هزار است ولی کاربرد و بسامد این تکواژ ها همه یک دست و یکسان نیست. برخی از آنها معنی مستقلی دارند لذا می توانند هم به تنهایی به کار روند و هم با تکواژهای دیگر ترکیب شده ، واژه های جدیدی را بسازند مانند : ((دست)) که هم مستقلاً در معنی و مفهوم مشخصی به کار میروند و هم در واژه هایی چون : دستیار،دستگیره،دستمال،دست آموز،دست راست و جز اینها ترکیب می شوند و در هر ترکیب معنایی تازه ارائه می کند.

برخی دیگرازتکواژهاباوجوددلالت داشتن بر معنی و مفهوم خاص هرگز به تنهایی به کار نمی روند و همیشه در ترکیب با تک واژهای دیگر به کار می روند و اغلب ایفاگر نقش دستوری ویژه هستند. مانند:«ان» در واژه های فرزانگان،دانشجویان،رهروان و« م» در واژه های :فرزندم،رفتم ،می روم  « ی » در واژه های : بزرگی ،باغی ،مشهدی

 بنابر این می توان تک واژهای هر زبان را به «تک واژ های قاموسی »و«تک واژهای دستوری » تقسیم کرد.

تک واژهای قاموسی :

درهرزبان تک واژهای که به خودی خود معنی مستقلی  دارند ویر اشیا ،اعمال و کیفیات خاصی که قابل حس و لمس و درک هستند دلالت دارند مانند:کفش ،ترس ،قرمز ، سکوت و.... گروه باز نامحدودی را تشکیل می دهند و تعداد اجزا این گروه ثابت و معین نیست ،فهرست آن ها در زبان باز است ومی توان بر حسب نیازهای جامعه ،بر تعداد آن ها افزود یا کاست ،بدون اینکه در دستگاه زبان تغییری ایجاد شود.

تک واژهای دستوری :

تک واژهای دستوری اغلب به تنهایی به کار نمی روند و معنی آنها با پیوستن به تک واژهای دیگر آشکار می شود مانند : « - ت » در کتابت ، و« مند » در هنرمند. این گروه از تک واژ ها شمار معین و ثابتی ندارند و  نمی توان بر تعداد اجزای آن چیزی افزود یا کاست .فهرست این تکواژها در زبان بسته و محدود است وهر چقدر هم بر اثر نیاز های اجتماع  تغییراتی در واژگان زبان روی دهد تک واژ های دستوری از این تغییرات نسبتاً دور می مانند و چنانچه تغییری در این نظام بسته روی دهد بر کل زبان تاثیر می گذارد .

 

گروهی از این تک واژ ها عبارتند از : تمامی وند ها (پیشوند – پسوند -  میانوند )،ضمایر پیوسته (م-ت-ش- و...)،شناسه های فعل ،نشانه های جمع فارسی ،نقش نمای اضافه ، «ی » نکره  « ی » نسبت وحاصل مصدر و...تکواژ های ماضی ساز مثل : « اد » در ایستاد ، « ت » در شکافت .

تکواژ های دستوری خود به دو قسمت تقسیم می شوند:  1- تکواژ تصريفي 2- تکواژاشتقاقی

تکواژ های تصریفی موجب صرف واژه ی اصلی می شوند  مثل : ضمایر « - م ، - ت، -ش  ، مان ، تان ، شان ، و شتاسه های افعال و...»

تکواژ های اشتقاقی :در ترکیب با تکواژ های دیگر در بار معنایی آن مؤثر واقع شده  و مفهوم تازه ای می سازند  مثل : « - ش » در کوشش  ،ورزش و دانش -  « ار » در رفتار ، گفتار

آموزش املای فارسی

آموزش املاي فارسي

يكي از علل افت تحصيلي دانش آموزان در درس املاي فارسي وجود حروف مشترك در زبان فارسي است منظور از حروف مشترك حروفي هستند كه يك صدا دارند و چند شكل . مانند حرف ز  كه يك صدا و چهار شكل دارد ( ز –  ظ – ذ – ض )در زبان فارسي پانزده حرف مشترك داريم كه عبارتند از ( الف – ع ) ( ق – غ  ) ( ت – ط ) ( ح – ه ) ( س- ث – ص ) (  ز – ذ – ظ – ض )

بيشتر دانش آموزاني كه در درس املاي فارسي نمره ي كم مي گيرند اين حروف را خوب تشخيص نمي دهند . در نوشتن كلمه اشتباه مي كنند مثلاً كلمه ي صابون را به صورت سا بون مي نويسند براي اين كه اين دسته از دانش آموزان به مشكل بر نخورند پيشنهاد مي گردد به شيوه اي كه بيان مي گردد عمل نمايند تا انشاء الله مشكل درسي بر طرف گردد.

                                             با تشكر دبير ادبيات مدرسه ي راهنمايي امام سجاد ( ع ) منطقه 5 تهران

                                                                                                            علي اصغر خواجوي

در اين شيوه لازم است همراه دانش آموزان ، يكي از اولياي گرامي نيز كمك نمايند .ابتدا حروف مشترك را به شكل زير در دفتر يا برگه اي بنويسيد .

الف :

ع :

ق :

غ :

ط :

ت :

ح :

ه :

س :

ص :

ث :

ز :

ض :

ذ :

ظ :

 سپس كلماتـي را كه اهميّت املايــي دارند را پيـدا مي كنيـم ( اين كلمات را به صورت جداگانه در و بلاگ آورده ام )

به دانش آموزان مي گوييم هر يك از كلماتي را كه قرائت مي كنيم به كتاب يا لغت در آن نوشته توجه نمايند تا شكل صحيح اين كلمه در ذهن او نقش بندد . سپس اين كلمه را در جلوي حروف موجود در كلمــه بنويسيد به عنوان مثال كلمه ي اظهار را جلوي حروف ( ا ) ( ظ ) و ( ه ) مي نويسيم .

در اين خصوص لغات يكي از دروس را به عنوان نمونه مي نويسيم به آن توجه كنيد

 

درس سوم

 

 

 

الف : وظايف – مبدأ- به عزّت برساند- استكبار– ضايع –

ع : به عزّت برساند- عظمت– معطوف – تضييع معنوي– ضايع –

ق :

غ :

ط : محيط مدرسه- محيط دانشگاه – معطوف –

ت : عظمت- استكبار- تضييع معنوي

ح : محيط مدرسه- محيط دانشگاه –

ه : محيط مدرسه- محيط دانشگاه –

س : محيط مدرسه- به عزّت برساند- استكبار

ص :

ث :

ز : به عزّت برساند

ض : تضييع معنوي– ضايع –

ذ :

ظ : وظايف- عظمت

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

بعد از تمام شدن اين مرحله لازم است به دانش آموز املا گفته شود اما نه به شيوه هاي سابق . به اين صورت كه كلماتي را كه تمرين كرده را يك به يك آرام تلفظ كنيم و در صورت لزوم كلماتي كه تلفظ آن ها كمي مشكل به نظر مي رسد را هجي كنيد ( بخش كردن دوران ابتدايي ) مثلاً كلمه ي استكبار را به صورت ( اس – تك – بار ) تلفظ كنيم و از او هم بخواهيم چند بار تكرار كند بعد از او بخواهيم تا آن كلمه را بنويسد اگر در مورد كلمه اي اشتباه كرد شكل صحيح كلمه را به او نشان دهيم تا ببيند و در خاطر خود بسپارد و از او بخواهيم تا شكل درست آن را بنويسد و بعد به كارمان ادامه مي دهيم بعد از گفتن چند لغت ديگر ، همان لغت را دوباره تكرار مي كنيم تا ببينيم كه آيا شكل درست آن را آموخته يا نه و اگر هم دوباره اشتباه نوشت باز هم بدون هيچ گونه ناراحتي يا عصبانيت عمل قبلي را تكرار كنيم  تا زماني كه اطمينان حاصل كنيم كه شكل درست آن را آموخته باشد اگر هم خود گوينده ي املا هم، همراه دانش موز يك بار بنويسد تا به خاطر بسپارد بهتر است . اين شيوه براي دانش آموزاني كه در درس  املاي ضعيف  هستند بسيار مناسب مي باشد

تعزیه و تار یخچه آن

تعزيه و تاريخچه‌ي آن:

تعزيه در لغت به معني عزاداري وروضه‌خواني است ودر اصطلاح، نوعي نمايش مذهبي است كه از دير‌باز، بين شيعيان اجرا مي‌شده‌است. معادل اروپايي اين واژه passianplay است كه به نمايش‌هاي پرشور مذهبي كه به بيان رنج‌هاي عيسي (ع‌) مي‌پردازند، اطلاق مي‌شود.

 موضوع تعزيه ذكر مصايبي است كه بر خاندان پيامبر اسلام (ص) رفته‌است اما اصلي تعزيه كه در ايام محرم اجرا مي‌شود،

مربوط به شهادت امام حسين (ع) و يارانش در واقعه‌ي كربلا است.

 مي‌دانيم كه اروپاييان ادبيات جهان را به چهار نوع ادبي (نمايشي، حماسي، غنايي و تعليمي) دسته‌بندي مي‌كنند، بر پايه‌ي اين دسته‌بندي، بايد تعزيه را در ادبيات نمايشي جاي داد. بنابراين مي‌توان‌گفت كه فن نمايش در ايران تا پيش از دوره‌ي قاجاريه به شبيه‌خواني( تعزيه ) منحصر مي‌شده‌است، به‌عبارت ديگر، تعزيه قديمي‌ترين نوع ادب نمايشي در ايران است .

  تعزيه ظاهرا ، در ابتدا به ابتكار احمدبن‌بويه (معزالدوله ) از پادشاهان سلسله‌ي ايراني آل‌بويه كه 320-448هجري قمري در ايران حكومت مي‌كردند، پديد آمد . معزالدوله كه شيعه‌مذهب بود، پس از تصرف بغداد و تسليم خلافت عباسي دستور داد هر ساله ده روز اول محرم، بازار بغداد تعطيل شود ومردم به عزاداري بپردازند . ظاهرا تعزيه‌ها در اين دوره صامت بوده و افراد نمايش با لباس‌هاي مناسب سوار و پياده خود‌نمايي مي‌كرده‌اند .

  در دوره‌ي سلجوقيان اين رسم، جنبه‌ي عمومي‌تري پيدا‌كرد و به صورت اجراي شبيه‌خواني درآمد و با شعر و آواز همراه شد كه مي‌توان آن را ملودرام (melodrama) ناميد. در مرحله‌ي بعد،گفت‌وگو نيز به شبيه خواني افزوده‌شد . بنابرين ، تعزيه سه مرحله‌ي تكاملي داشته‌است : اجراي صامت ، شبيه‌خواني همراه با شعر و آواز و افزوده‌شدن گفت‌وگو . اگرچه شبيه‌خواني در عصر صفويه همچنان در ايام محرم رايج بود ، تكامل آن دردوران ناصرالدين‌شاه قاجار اتفاق افتاد . احتمالا، مشاهدات شاه در سفرهاي خود از تئاترهاي اروپا در پيشرفت كار تعزيه بي‌تاثير نبوده‌است .

 متن تعزيه‌نامه‌ها در ازمنه‌ي نسبتا اخير تهيه شده است ومعمولا مطالب آن‌ها نوشته‌نمي‌شده و تنها ، روي ورقه‌اي براي تعزيه‌خوانان يادداشت مي‌شده‌است ، بنابراين غالبا نام مؤلفان آن‌ها بر ما مجهول مانده‌است. بعضي از اين تعزيه‌ها را دانشمندان اروپايي، ترجمه و چاپ كرده‌اند از جمله مجموعه ي متعلق به فتحعلي‌شاه قاجار ، مركب از سي‌وسه مجلس كه مترجمان آن الكساندر‌خودسكو ، شارل‌ويروللو و روبرهانري هستند . كسان ديگري مانند كريمسكي و برتلس و ويليام‌بنجامين نيز تاليفاتي درباره‌ي تعزيه‌هاي ايراني دارند . از ميان تعزيه‌شناسان ايراني هم مي‌توان دكتر عنايت‌الله شهيدي ، صادق همايوني ، جابر عناصري ، بهرام بيضايي و زهرا اقبال را نام برد .

صحنه‌ي نمايش در تعزيه ، عبارت از سكوي مدور يا چهار گوش بود كه تماشاگران بر گرد آن مي‌نشستند. زنان در تعزيه نقشي نداشتند و نقش آنان را جوانان كم سن و سال ايفا مي‌كردند.در تعزيه بزك معمول نبود ، شبيه‌خوانان انبيا يا موافق‌خوانان ، لباس سبز بر تن مي‌كردند و اشقيا يا مخالف‌خوانان ، لباس قرمز . ساز‌هاي معمول تعزيه ، كوس ، دهل ، سرنا، كرنا، شيپور، سنج، ني، قره‌ني و طبل بود.

شبيه‌خواني‌ها بيشتر جنبه‌ي عزاداري داشته ولي شبيه‌خواني‌هاي خنده داري هم بوده كه از آن جمله است عروسي قريش ، سليمان وبلقيس و امپراتور و والي شام .                                                                                                   

توضيحات متن درس چهارم :

صفحه‌ي 26 بيت 5 ) بهترم از جان : بهتر از جان من

صفحه‌ي 26 بيت 7 ) نه همين آب ز مهريه‌ي زهراست : اشاره به سخن پيامبر(ص) كه فرات را مهريه‌ي فاطمه(س) مي‌داند. در اين بيت از زبان امام حسين(ع) گفته‌مي‌شود : من از آب رودخانه‌اي (فرات) منع مي‌شوم كه مهريه ي مادرم فاطمه(س) است .  

ص 26 ب 8 ) شقاوت‌شعار : سنگ‌دل در سخن و رفتار

ص 26 ب 9 ) فرزند خيرالانام : فرزند پيامبر ( منظور امام حسين است )

ص 26 ب 10 و 11 ) زعم : گمان   اين پر گناه : يزيد   معني : گرچه يزيد گناه‌كار ، سياه‌كاري و سركشي فراواني نموده به گمان شما طفلان من چه گناهي دارند كه در كنار آب ، از تشنگي جان دهند؟

ص 27 ب 1 ) ناوك : تير

ص 27 ب 5 ) چرايي ديده تر : چرا گريان هستي ؟

ص 27 ب 6 ) عالمين : دو جهان (مثني است )

ص 27 ب 7 ) دشت وهامون : منظور ، صحراي كربلا است .

ص 27 ب 9 ) مصراع دوم : ديگر برگشتن به سوي خيمه نصيب ما نمي‌شود .

ص 28 ب 1 ) در اين بيت، عيب قافيه وجود دارد زيرا اگر واژه‌ي “ امروز ” را رديف فرض كنيم، پيش از آن ، قافيه‌اي ديده نمي‌شود .

ص 28 ب 2 )  مصراع دوم، اشكال وزني دارد واج “ م ” در واژه‌ي “ شويم ” وزن را برهم زده است .  شرار ( به كسر “ش” ) به معني بدي‌ها و بدي كردن است اما در اينجا به غلط ، به معني بدكاران به‌كار رفته‌است .

ص 28 ب 3 ) پا در ركاب نهادن : سوار شدن خسرو گردون : شاه آسمان = خورشيد ( استعاره از امام حسين(ع) است . وقار من: مايه‌ي سنگيني و ارزش من

ص 28 ب 5 ) تنهاييم ، با سه هجا خوانده‌شود ( تن / ها / ييم )

ص 28 ب 6 ) معني بيت : اي فاطمه اگر در صحراي شورانگيز كربلا حضور داشتي و غبار از چهره‌ي حسين(ع) مي‌زدودي چه مي‌شد ؟ ( اي كاش حضور داشتي )

ص 29 ب 1 ) در شهادتم تاخير شده و ديگر نمي‌توانم بردباري كنم

ص 29 ب 3 ) وقتي پرچم پيروزي ( حكومت عادلانه‌ي مرا ) برپا كردي ، در ميدان جنگ ، مرا همراهي كن .

ص 29 ب 4 ) رنگ : رنگين ( خون‌رنگ )

ص 29 ب 6 ) از زاري : با رنج و اندوه     نيك : كاملا 

ص 29 ب 10 ) بيت ، قافيه ندارد .

ص29 ب 11 ) مصراع دوم : اي حسين اگر جان فداي تو كنم ، نشانه‌ي خوش بختي من است .

ص 30ب 2 ) اين صفحه : سپاه دشمن ( صفحه : صحنه‌ي جنگ )                                                                  ص 30 ب 3 ) ماوا كني : منزل بگزيني ( بربالين من بنشيني )                                                                        ص 30 ب 6 ) اصل بيت از سعدي است با فعل بگريم به جاي بگرييم                                                               ص 30 ب 7 ) ناكس : يزيد و يارانش                                                                                                ص 30 ب 8 ) ننگ و نام : آبرو و حيثيت                                                                                                 ص 30 ب 9 ) عالم ذر (zar) : جهاني كه ابناء بشر چون ذرات از پشت آدم ابوالبشر بيرون شده وخداي تعالي آنان را به اقرار و اعتراف وجود خويش واداشت ( در اين بيت به معني جهان است ) معني بيت : شما(يزيديان) در جهان به خدا شرك ورزيده وبا رسول خدا دشمني كرديد .                                                                                                               ص 31 ب 1 ) جوي : به اندازه‌ي يك جو (ذره‌اي ) معني مصراع دوم : شهادت را از پدرانم به ارث برده‌ام                       ص 31 ب 2 ) جهان‌آفرين : خداوند  مصراع دوم را با توجه به اين كه بين جهان و آفرين ، فاصله وجود دارد ، نه نيم‌فاصله ، به دو شكل مي‌توان خواند : الف) كه خداوند بر من آفرين گويد ب) كه جهان (مجاز از مردم جهان ) بارها بر من آفرين گويند. ص 31 ب 3 ) مظهرالعجايب : مايه‌ي شگفتي (منظور ، امام علي (ع) )  والي‌الولي : صاحب دوستي و ولايت                           باب : مخفف بابا              تاج‌دار : پادشاه ( در اين جا ، امام علي كه مايه‌ي افتخار است )                                                                    ص 31 ب 4 ) معني بيت : اي ابن سعد ستم‌كار از ما امان ( پناه ) بخواه زيرا قيامت آغاز شده‌است ( برملا در اين بيت،در معني،  زايد است )                                                                                                                              ص 31 ب 5 ) ظلمت : در اين جا به معني مرگ است  مطلع نورين : دو خاستگاه نور ( دو چهره‌ي نوراني )                  ص 31 ب 6 ) امام زمان : امام حسين (ع )   گروه جبان : سپاه بي جرات ( ترسو )                                              ص 31 ب 7 و8 ) در اين دو بيت، اگر واژه‌ي الحذر را رديف بگيريم ، قافيه وجود ندارد زيرا زيرا قافيه بايد بي‌فاصله ، پيش از رديف قرار گيرد . همچنين ، حرف اضافه‌ي به ، قبل از كلمه‌ي داد ، حذف شده‌است .

ص 31 ب 9 ) گبر : زرتشتي (در اين‌جا نامسلمان و كافر )    دغا : ناراست ، نيرنگ‌باز  ( با اين كه شمر و ابن‌سعد ، هردو روياروي امام حسين(ع) هستند ، اما شمر ، ابن‌سعد را با صفات ناپسند گبر و دغا خطاب مي‌كند و اين از ويژگي‌هاي تعزيه است. )

ص 32 ب 2 ) شه دين : حسين(ع)     خوش نوكري : براي او يار با وفايي هستي .

ص 32 ب 3 ) اگر دوست واقعي او هستي ، خاك راهگذار او شو ( فداي او شو ) يا او را سيراب كن و يا به خاطر او كشته شو .

ص32 ب 4 ) مصراع اول : هر لحظه خداوند را ستايش مي‌كنم زيرا مرا خوش‌بخت نموده‌است ( منظور از نيك‌اختري ، دست‌يابي به درجه‌ي شهادت است .)  توجه :  حرف “ن ” در واژه‌ي حسين در وزن  اين بيت ، زايد است .

ص 32 ب 5 ) دو واژه‌ي يا و الا  در نوشتار ، قافيه هستند و در تلفظ ، نمي‌توانند قافيه باشند بنابراين الله  تكرار قافيه است .

ص 32 ب 6 ) مصراع اول : اي مايه‌ي اميدواري دوستان

 پاسخ خودآزمايي‌هاي درس چهارم :

1)      ص 31 ب 7 و 8       ص 32 ب 5                 ص 29 ب 10              ص 28 ب 1

2)      الف : ص 31 ب 5 ( شمر ، عباس و حسين را خاستگاه نور ( مطلع نورين ) مي‌داند

  ب : ص 31 ب 6 ( عمر سعد ، حسين(ع) را امام مسلمانان مي‌داند .

   توضيح اين كه اين ويژگي، نشانه‌ي ارادت فراوان سازندگان تعزيه به حسين(ع) ويارانش است زيرا انان حاضر نيستند حتي درگفتار دشمنان امام نيز ، ايشان را كوچك و به‌ناحق جلوه دهند .

3 ) بين تئاتر وتعزيه تفاوت‌هاي فراواني وجود دارد ، ازجمله : آ ) موضوع تئاتر متنوع است وموضوع تعزيه مشخص  ب ) تئاتر در جايگاه ويژه‌اي اجرا مي‌شود اما تعزيه جايگاه خاصي ندارد . پ ) تعزيه معمولا در زمان‌هاي مشخصي ( سوكواري‌هاي مذهبي ) اجرا مي‌شود اما اجراي تئاتر ، درهر زماني رايج است . ت ) تئاتر خاستگاه اروپايي دارد و تعزيه خاستگاه ايراني  ث ) درايران، سابقه‌ي تعزيه بسيار بيش‌تر از تئاتر است . و ….

 

توضيحي مختصر در باره‌ي نمايش روحوضي :

                                                                                                                                                                      نمايش روحوضي به نمايش هايي گفته مي شد كه در محدوده يك قرن، سه ربع قرن يا نيم قرن پيش، به مناسبت مجالس شادماني، به خصوص عروسي، روي تخت حوض انجام مي شده است. اغلب خانه ها در گذشته حوض داشته اند؛ اين حوض را تخته پوش مي كردند و چون يك مقدار از سطح زمين بلندتر بود، حالت سكويي را پيدا مي كرد. روي اين سكو نمايش هاي شادي آور اجرا مي كردند. به همين جهت اين نمايش ها را تخت حوضي يا روحوضي اسم گذاشتند.
پيش ترهابه اين نمايش ها تقليد يا مضحكه مي گفتند. نمايش هاي تقليد بنا به نوشته آقاي بيضايي در كتاب نمايش در ايران، «به دو دسته تقسيم مي شوند، كچلك بازي و بقال بازي. بقال بازي تا اواخر دوره قاجار وجود داشت. ظاهرا روحوضي از دل بقال بازي بيرون آمده است. گزارش هايي كه راجع به تاتر «كريم شيره اي» در حضور ناصرالدين شاه نوشته شده، وضعيتي مشابه روحوضي را به تصوير مي كشد.

جناس

نقدی بر مبحث جناس          

بخشی از درس هجدهم و نیز کلّ درس نوزدهم کتاب آرایه های ادبی سال سوم رشته ی ادبیات و علوم انسانی که تألیف دکتر روح الله هادی است، به جناس و انواع آن اختصاص یافته است. با تقسیم بندی و تعریفی که این کتاب از آرایه ی جناس ارائه داده، این آرایه بسیار محدود شده است به گونه ای که بسیاری از واژه هایی که جزء زیباترین نمونه های جناس در ادبیات فارسی هستند (نظیر گزیر و گریز و ...) در زیر مجموعه ی هیچ یک از انواع جناس جای نمی گیرند! بنابراین بهتر است به دلیل مذکور و نیز به دلایلی که در زیر ذکر خواهد شد، به تقسیم بندی رایج جناس که در کتب بدیع دانشگاهی بدان پرداخته شده (جناس تام، ناقص، مرکب، قلب و ...) روی آورده شود.

در کتاب آرایه های ادبی در تعریف کلی آرایه ی جناس و نیز در تعریف هر یک از انواع آن می خوانیم:

«جناس: یک سانی و هم سانی دو یا چند واژه است در واج های سازنده با اختلاف در معنی.» (ص 126)

«جناس تام: یک سانی دو واژه در تعداد و ترتیب واج هاست.» (ص 129)

«جناس ناقص حرکتی: یک سانی دو یا چند واژه در صامت ها و اختلاف آن ها در مصوت های کوتاه است.» (ص131)

«جناس ناقص اختلافی: اختلاف دو کلمه در حرف اول، وسط یا آخر است.» (ص133)

«جناس ناقص افزایشی: اختلاف دو واژه است در معنی و تعداد حروف.» (ص136)

با دقت در تعاریف فوق، درخواهیم یافت که به هیچ وجه تعاریفی علمی نیستند؛ چرا که در تعریف کلّی آرایه ی جناس و نیز در تعریف دو زیر مجموعه ی این آرایه ( تام و ناقص حرکتی) "واج" ملاک عمل شمرده می شود اما در تعریف دو زیرمجموعه ی دیگر از این آرایه (ناقص اختلافی و ناقص افزایشی) بر "حرف" تأکید می گردد! غافل از آن که اگر در تعریف کلّی جناس بر "واج" تأکید می شود در همه ی انواع و زیرمجموعه های آن نیز باید "واج" ملاک قرار گیرد. همین چندگانگی و "یک بام و دو هوا" موجب بروز مشکلات و اختلاف نظرهای فراوانی در تشخیص انواع جناس شده است. چگونه ممکن است که در تعریف کلّی جناس بر "واج" تأکید کنیم و سپس در کلماتی نظیر «شِکُفته» و «شِکافته» "حرف" را ملاک قرار دهیم و آن ها را جناس ناقص افزایشی بدانیم در حالی که این دو کلمه نسبت به هم واجی اضافه ندارند بلکه فقط در واج چهارم (ا،-ُ) اختلاف دارند.

همان گونه که پیشتر دیدیم، "جناس تام" در کتاب آرایه های ادبی این چنین تعریف شده است: «یک سانی دو واژه در تعـداد و ترتیب واج ها.» در زبان فارسی هر کـدام از گروه های شش گانه که شامل حروف «ء،ع»، «ت، ط»، «ث، س، ص»، «ح، ه»، «ذ، ز، ض، ظ» و «غ، ق» هستند، یک واج به شمار می آیند بنابراین از تعریفی که کتاب درسی از جناس تام ارائه کرده است چنین استنباط می شود که واژه هایی چون «غَدر» و «قَدر» را نیز می توان جناس تام دانست زیرا هم تعداد و ترتیب واج ها و هم اختلاف معنا در آن ها منظور شده است. این در حالی است که کتاب درسی مسلّما در جناس تام به شکل نوشتاری واج ها (حروف) نیز نظر دارد که البته این موضوع در تعریف گنجانده نشده است و به اصطلاح منطقیان «این تعریف مانع نیست».

برای حل مشکلات گفته شده ی فوق و نیز مشکلات ناگفته ی دیگر، یا باید "واج" را به معنای واقعی آن در همه ی انواع جناس ملاک قرار دهیم و کلّا از "حرف" صرف نظر کنیم که البته این امر نیز خالی از اشکال نیست، و یا این که به تقسیم بندی رایج سابق (جناس تام، ناقص، مرکب، قلب و ...) بازگردیم و در همه ی انواع جناس "حرف" را ملاک قرار دهیم و بدین ترتیب گستردگی آرایه ی جناس را به آن برگردانیم.

اگر چه تقسیم بندی جناس در کتاب آرایه های ادبی برای سهولت آموزش صورت گرفته است، باید توجه داشت که هیچ گاه نباید آموزش صحیح را قربانی آسان کردن آموزش نماییم.

معر فی اشخاص - شعرا و آثار آنان

معرفی اشخاص و آثار مربوط به آنها

 

قرن چهارم

 

الف – شاعران :

- کسایی مروزی ، شیعه مذهب ، دارای اشعاری در پند و موعظه ؛ شاعر اواخر سامانی و اوایل غزنوی .

- شهید بلخی ، شاعر متکلّم ، دارای اشعاری حکیمانه و پند آموز.

- ابوعبدالله جعفر بن محمد رودکی ، مهمترین شاعر تا زمان خود که در کثرت شعر معروف بوده است و او را پدر شعر فارسی می خوانند.او کلیله و دمنه را به شعر در آورد . در دربار سامانیان بود و مدّاح سامانیان و صفاریان  . در مورد این که او کور مادر زاد بود یا بعدها کور شد اختلاف نظر وجود دارد .

- فردوسی ، سراینده شاهنامه ، حماسه ی ملی و بزرگ ایران . فردوسی تا اوایل قرن 5 ( 411 ) زنده بود ولی شاهنامه ، اثر قرن چهارم است . فردوسی ، اصل شاهنامه را از کتاب های موجود مانند شاهنامه ی ابومنصوری انتخاب کرد .

 

ب – نویسندگان :

- محمد بن جریر طبری ، نویسنده ی تفسیر طبری و تاریخ طبری به نام ( الرسل و الملوک )

- ابو علی بلعمی ، تاریخ طبری را به نام « تاریخ بلعمی » ترجمه کرد ، اما ترجمه ای که کم و زیاد بسیار دارد و به همین دلیل ، نام مستقلی بر آن نهاده شده است .

- محمد بن زکرّیا رازی ( قرن 3 و 4 ) نویسنده کتاب حاوی ؛ نوعی دایرة المعارف پزشکی است ) طب ابو منصور . او نظریات بقراط و جالینوس را نیز آزمایش کرد .

- ابو ریحان بیرونی متولد کاث در خوارزم ، نویسنده ی آثار الباقیه عن القرون الخالیه.

-الجماهر فی معرفة الجواهر – ماللهند – قانون مسعودی در نجوم  - التفهیم لاوائل صتاعه التنجیم .... .

- ابوعلی سینا ( که 38 سال در قرن 9 زندگی می کرد ) ، 0 شفا – نجات – اشارات ) در حکمت و قانون در طب و نیز معراج نامه و الرسالة العشق و تنها کتاب فارسی : دانشنامه ی علایی _ کتاب المباحث که در جواب سوالات شاگردش ، بهمنیار نوشته است .

قرن پنجم

 

الف – شاعران

-  بابا طاهر – سراینده دو بیتی ها عرفانی که به زبان لری محلی است و فهلویات نام دارد . در همدان طغرل سلجوقی به دیدارش رفت و او طغرل را نصیحت کرد .

- ابوسعید ابی الخیر – عارف معروف از میهنه ی خراسان کتاب اسرار التوحید در حالات اوست .

- اسدی توسی ، نویسنده ی قدیمی ترین فرهنگ بازمانده ی فارسی به نام ( لغت فارس ) و گرشاسب نامه .

- ناصر خسرو و قبادی بلخی ، قصیده سرای شیعی که مذهب اسماعیلی و لقب حجت داشت ، او به کلی مخالف غزل سرایی بود و ادبیات را در خدمت مکتب و اعتقاد خود به کار برد . آثارش به نظم : دیوان شعر شامل اشعار فلسفی و پند . اشعارش ، فلسفی و حکمی است و خود او متکلم اسماعیلی بود .

 

ب – نویسندگان

 

- خواجه عبدالله انصاری – مناجات نامه – زاد العارفین – منازل السائرین – کنز السالکین  - نصایح – قلندر نامه -  محبت نامه – محبت نامه – الهی نامه – رساله ی واردات – رساله ی دل و جان .

- عنصر المعالی کیکاووس بن اسکندری – قابوس نامه ، کتابی به نثر ساده و روشن در 44 باب در نصیحت فرزندش گیلان شاه .

- ابوالفضل بیهقی _ تاریخ بیهقی که در اصل 30 جلد بوده است .

- ابوالحسن علی بن زید بیهقی ملقب به - تاریخ  بیهق .

- امام محمد غزالی فقیه و حکیم که در آخر عمر به عرفان روی آورد . او در نظامیه نیشابور تدریس کرد . آثارش : احیا علوم الدین کیمیای سعادت – نصیحة الملوک .

 

قرن ششم

 

-   سید حسن غزنوی

-    اثیر الدین اخسیکتی از ماوراءالنهر –  قصیده سرا .

-   انوری ، در قصیده سرایی ، خصوصا قصاید مدح استاد بود و قطعات معروف نیز دارد ، غزل هایش خوب و شعرش دشوار است .

-    خاقانی شروانی – اهل شروان بود و از مادری که ابتدا عیسوی نسطوری بود و به همین دلیل اصطلاحات دین مسیح در اشعار او بسیار است .اشعارش آمیخته با اصطلاحات علمی و لغات و تشبیهات و دشوار است .

-   ابوالمجد ، مجدود بن آدم سنایی غزنوی - نخستین عارفی که مثنوی عرفانی ساخت ، آثارش حدیقة الحقیقه .

-   نظامی گنجوی ، اهل گنجه و در سرودن داستانها عاشقانه  استاد بود . امیر خسرو دهلوی و جامی از او تقلید کرده اند ، مهمترین آثارش خمسه و پنج گنج است شامل : مخزن الاسرار – شیرین و خسرو – لیلی و مجنون – هفت پیکر اسکندر نامه و دیوان شعر او حاوی انواع شعر است .

-   شیخ عطار ، آثارش مثنوی منطق الطیر – مثنوی الهی نامه – مثنوی مصیبت نامه – مثنوی اسرار نامه

-  مختار نامه _ رباعیات – جواهر نامه – شرح القلب – تذکرة الاولیا در شرح حال عارفان به نثر . وی در حمله مغولان کشته شد .

-   شمس الدین محمد بردسیری کرمانی – مصباح الارواح .

 

قرن هفتم

 

الف – شاعران :

-   سعدی –شاعر و نویسنده ی بزرگ متولد شیراز . او در نظامیه ی بغداد به تحصیل پرداخت و بعدها پس از سفرهای بسیار به شیراز برگشت . آثارش : بوستان به شعر و گلستان به نثر مسجع  مصنوع -دیوان ، شامل انواع شعر ، به ویژه غزل .

-   جلال الدین محمد مولوی – عارف نامدار که در کودکی از بلخ به قونیه در ترکیه آمد و در همان جا وفات یافت .

آثارش به شعر : مثنوی معنوی – دیوان کبیر – رباعیات .

آثارش به نثر : فیه ما فیه – مکاتیب – مجالس سبعه .

-   فخر الدین عراقی – سراینده ی غزل های عرفانی .

-  شیخ محمود شبستری – گلشن راز عارف خراسانی شامل شرح اصطلاحات عرفانی .

ب – نویسندگان

- سدید الدین محمد عوفی : جوامع الحکایات و لوامع الروایات دارای حکایات ادبی و مثالها – لباب که شرح حال شعر است .

- رفیع الدین اسحق همدانی ، قاضی ابرقو مترجم سیرة النبی دارای نثری شیوا و استوار به فارسی از کتاب عربی سیره ی ابن هشام .

- خواجه نصیر الدین توسی ریاضیدان حکیم و منجم معروف ، وزیر هلاکوخن و مامور ساختن رصد خانه مراغه دارای کتابهای : اخلاق ناصری – شامل سخنان افلاطون و ارسطو و اخلاق عملی – اوصاف اشراف و .... است . دو شاگرد معروف او قطب الدین شیرازی و علامه حلی بودند .

 

قرن هشتم

 

الف – شاعران

-  حافظ غزلسرای معروف که غزل عرفانی را با مسائل انتقادی و اجتماعی همراه کرد .

-   ابن یمین فریومدی ، در سرودن قطعه استاد بود و پیرو انوری بود .

-  عبید زاکانی ، سراینده و نویسنده طنز ، آثارش :   موش و گربه – اخلاق الاشراف - رساله ی دلگشا –صد پند

ب – نویسندگان

-  ابن اخوه – آیین شهرداری . کتابی درباره ی نحوه ی اداره ی شهر و مشاغل و اصناف و اطلاعات گرانبها درباره ی فرهنگ اسلامی و جامعه ی آن روز است .

-   شهاب الدین عبدالله شیرازی – تاریخ وصاف که بسیار مصنوع است .

-   ضیاء نخشبی ،  چهل طوطی .

 

قرن نهم

 

الف – شاعران

-  مهمترین شاعر، نورالدین عبدالرحمن جامی عارف بزرگ که آثارش عرفانی است اما از لحاظ فرم تقلیدی از داستان های نظامی است .

 

ب – نویسندگان

-  قطب الدین محمد شیرازی ملقب به قطب محیی ، عارف مشهور که فلسفه و کلام و علوم انسانی می       دانست .

- دولتشاه سمر قندی – تذکرة الشعرا .

 

قرن دهم

 

-   محتشم کاشانی ، مرثیه سرای معروف که ترکیب بند 12 بندی او در مورد شهدا کربلا معروف است .

 

قرن یازدهم

الف – شاعران :

 

- محمد علی صائب تبریزی که اصفهانی بود و در غزلسرایی استاد و در سبک هندی از همه بالاتر بود

- ملا محسن فیض ، فقیه و دانشمند و شاعر و شاگرد ملاصدرا . آثارش :

تفسیر صافی – وافی – محجة البیضاء – الفت نامه – کلمات مکنونه . موضوع آثارش بیشتر در مورد اخلاق و عرفان است .

 

ب – نویسندگان :

- شیخ بهایی – جامع عباسی – خلاصة الحساب – تشریح الافلاک – نان و حلوا –شیر و شکر – کشکول .

- محمد مومن مشهدی : تفسیر مومن .

- ملا صدرا ملقب به صدرالمتألهین : اسفار اربعه – مشاعر – مبدا و معاد .

 

قرن دوازدهم

 الف – شاعران :

-  هاتف اصفهانی ، سراینده ترجیح بند عرفانی معروف . در غزل پیرو سعدی و حافظ بوده است .

ب – نویسندگان :

- میرزا مهدی خان استر آبادی ، نویسنده دره  نادره و تاریخ جهان گشای نادری .

سبک های شعر فارسی

لغت « سبک » در اصل ؛ یعنی ، قالب ریزی فلزات و ریخته گری . کسی که فلزی را قالب ریزی می کند .

اصل فلز را – که موجود است – بر می دارد و به شکل خاصی در می آورد و برای فروش عرضه می کند .

قطعه ی طلا یا نقره ی قالب ریزی شده را به همین دلیل ، « سبیکه » نامیده اند .کار شاعر هم در کاربرد لغات و بیان مقصود ، تقریبا همین گونه است ، زیرا شاعر لغات را – که در زبان وجود دارد – بر می دارد، نحوه    

تلفیق و بیان مطلب در شعر هر شاعر، ویژگی خاصی دارد که همان ، سبک یا روش کار او است بنابراین،

سبک هر شاعر ؛ یعنی، شیوه ای که وی برای بیان مطالب خود به کار می برد . چون شعر فارسی بعد از اسلام تا کنون ، از جهت شیوه ی بیان ، تغییراتی داشته است ، شکلهای خاص بیان در شعر فارسی را

( سبک های آن را) به چند نوع تقسیم کرده اند.

 

  -سبک خراسانی یا ترکستانی

پس از اسلام ، نخستین شعرهایی که به زبان فارسی باقی مانده ، از منطقه ی خراسان قدیم است . خراسان قدیم 

محدوده ای بسیار گسترده تر خراسان امروزی داشته است ؛ از شمال به رود جیحون ، از جنوب به سیستان و از مشرق تا حدود چین گسترش داشته است .به همین جهت ، سبک نخستین شعرهای زبان فارسی دری را ، سبک خراسانی نامیده اند ، اما چون مدت ها مرکز حکومت سامانیان ( بخارا ) در آن سوی رود جیحون 

(= ماوراء النهر ) قرار داشت و آن منطقه را ترکستان می نامیدند، به جای سبک خراسانی ، سبک ترکستانی ،

هم به کار برده می شود .

ویژگی های سبک خراسانی

1- کلمات عربی بسیار کم دارد و اگر باشد ، آسان است .

2- لغات فارسی آن گاهی شکل کهنه و حتی لهجه ای دارد مانند آبا ( = با ) یا نیلوفل (= نیلوفر )

3-   تشبیهات و استعارات آن ساده است و می توان آن را در نظر مجسم کرد مانند استعاره ی « سینه زاغ

پران» به جای « شب » در شعر فردوسی :

     « چو خورشید رخشان بگسترد پر          سیه زاغ پران فرو برد ، سر »

4-   مهمترین قالب شعر در این سبک ، قصیده بود.

5-   از نیمه ی قرن سوم تا آخر قرن پنجم رواج کامل داشت .

 

- سبک عراقی

از قرن ششم کم کم شعر فارسی در صفحات مغرب ایران گسترش یافت و در منطقه ی عراق عجم ؛ یعنی ،

تقریبا  در منطقه ی بین ری، اصفهان و همدان ، سبکی تازه یافت که بعضی از شعرای خراسان مانند انوری و سید حسن غزنوی در آن پیشقدم شده بودند. به همین دلیل ، سبک شعر این دوره را عراقی نامیده اند ؛ اگر چه بعدا به وسیله ی نظامی گنجوی و خاقانی شروانی در شمال غربی ایران هم گسترش یافت و با سعدی و حافظ به کمال رسید.

 ویژگی های مهم شعر سبک عراقی

1-   لغات فارسی ، شکلی ادبی یافت و از شکل کهن و لهجه ای بیرون آمد.

2-   با لغات عربی بسیار مخلوط شد که اغلب دشوار هم بود .

3-   تشبیهات آن دشوار بود و به علاوه ، اغلب صنایع شعری را در خود داشت.

4-   مهمترین قالب شعری غزل بود.

5-   از قرن 6 تا آخر نهم ادامه یافت و از آن پس هم به کلی از میان نرفت ، چنان که محتشم کاشانی ، شاعر قرن 10 به سبک عراقی شعر می گفت .

 

- سبک هندی یا اصفهانی 

در اواخر قرن نهم با روی کار آمدن حکومت صفوی و مهاجرت بعضی از شاعران به هند ، روش تازه ای در شعر به وجود آمد که آن را سبک هندی نامیده اند ، اما چون به زودی در اصفهان ، شاعران ماهری چون صائب تبریزی پیدا شدند و اصفهان مرکز این سبک شد ، آن را سبک اصفهانی هم نامیده اند . صائب تبریزی یکی از برجسته ترین شاعران سبک هندی است ( قرن 11)؛ عرفی شیرازی ( قرن 10) و کلیم کاشانی ( قرن 11)؛ نیز از سرایندگان معروف این سبک هستند .

ویژگی های مهم سبک هندی

1- لغات فارسی مانند سبک عراقی، شکل ادبی دارد و از صورت کهنه ی سبک خراسانی خارج شده است .

2- لغات عربی بسیار دارد ، اما معمولا ساده است.

3- تشبیهات ، تخیلات مضامین آن باریک و ظریف و گاهی دور از ذهن است .

4- مهمترین نوع شعر در سبک هندی ، غزل است.

5- دوران شکوفایی آن، قرن 10 و 11 بود.

 

-دوره ی بازگشت ادبی 

از قرن دوازدهم چهار تن از شاعران مهم آن روزگار ، هاتف ، عاشق ، مشتاق و شعله ، سبک هندی را رها کردند و دوباره به روش سبکهای قدیم بازگشتند ؛ به همین جهت این دوره را دوره ی بازگشت ادبی می نامند . اینان در سرودن قصیده ، از سبک خراسانی تقلید کردند و در سرودن غزل، از سبک عراقی .در واقع در سرودن این دو شعر به بهترین شکل آن توجه کردند که به ترتیب در سبک خراسانی و عراقی بود . در سایر اشعار هم تقلید به این دو سبک دیده می شود .این روش هنوز هم در شعر سنتی فارسی معمول است . در قرن سیزدهم سروش اصفهانی ، قاآنی ، فروغ بسطامی و محمود خان صبا ، دنباله ی کار هاتف و یارانش را ادامه دادند که هنوز ادامه دارد.

 

-نوگرایی در شعر

در قرن چهاردهم ، به دلیل آشنایی ایرانیان با سبکهای شعر اروپایی و ادبیات جهان و جنبش مشروطیت ، و نیز به دلیل تحولاتی که در زندگی اجتماعی کشور ایران پدید آمد در شعرهم تغییراتی راه یافت و درآن مطالب تازه ای مطرح گردید ، مانند انتقادهای سیاسی و اجتماعی . در شکل ظاهر هم تغییراتی پیدا شد که مهمترین شیوه ی آن ، سبک نیما یی نام دارد که به نام نیما یوشیج نامگذاری شده است .

جدول قیدهای مشترک - مختص و...

قيدهاي مشترك

اسم هاي مشترك با قيد

صفت هاي مشترك با قيد

اسم هاي بي نشانه

اسم هاي نشانه داريا متمم هاي قيدي

 

اين موارد بيشترازديگرصفت ها به صورت قيدي به كار مي روند

شب

امشب

روز

امروز

ديروز

امسال

پارسال

صبح

ظهر

بعدازظهر

عصر

نصفه شب

جمعه

حالا

الان

زمستان

زير

رو

جلو

تابستان

مهرماه

آبان ماه

عيد

نوروز

عقب

پشت

بالا

پايين

«دومورداخير صفت هم مي توانند باشند»

كنار

نزديك

«دومورداخير بين قيدوصفت واسم مشترك هستند»

 

درخانه

درمدرسه

بادوستم

براي او

ازخانه

بردرس

و......

زيبا

خوب

زياد

كمي

اين طور

اين همه

سرسري

سربسته

صميمانه

سالانه

هرساله

دوماهه

حضوري

به اين سختي

اسم/صفت+انه

اسم/صفت/وار

صفت پيشين+اسم+ه

روزانه

شبانه

ماهانه

مردوار

ديوانه وار

معلّم وار

علي وار

هرروزه

همه روزه

يك روزه

دوماهه

جدول قیدهای مختص نشانه دار وبی نشانه

قيدهاي مختص بي نشانه

1-هرگز

2-هيچ گاه

3-هيچ وقت

4-گاهي

5-هميشه

6-همواره

7-ناگاه

8-ناگهان

9-بي درنگ

10-اكنون

11-زود

12-همچنان

13-گويي

14-گويا

15-مثل اينكه«يعني:انگار»

16-بي گمان

17-بي شك«يعني:مطمئنأ»

18-البته

19-خواهي نخواهي

20-خواه ناخواه

21-لابد

22-كم وبيش

23-چندان

24-نه چندان

 

25-بارها

26-باز«دوباره»

27-آيا

28-چرا

28-آري

29-بله

30-خير

31-نه خير

32-فقط

33-تنها«درمعني فقط»

34-نيز

35-هم«درمعني:نيز»

36-حتّي

37-بالاخره

38-متأسفانه

39-خوشبختانه

40-بدبختانه

41-لااقل

42-في الواقع

43-حتي الامكان

 

قيدهاي مختص نشانه دار

قيدهايپيشوندي

به+صفت+ي

به+اسم

به +صفت پيشين+اسم

به+اسم+ي

به+طور+صفت پسين+ي

ديگرپيشوندها+

اسم

به خوبي

به كندي

به نرمي

به زودي

به تازگي

به روشني

به گرمي

به سردي

به راستي

به سرعت

به شتاب

به ظاهر

به اجمال

به تقريب

به ضرورت

به زحمت

به نوبت

به جرئت

به شدّت

به خصوص

به ويژه

به ناچار

به اين شكل

به اين صورت

به اين طريق

به اين ترتيب«وقتي به معني بنابراين باشد پيوند وابسته ساز است.»

به هيچ صورت

به هيچ وجه

به هيچ شكل

به اين اندازه

به همين اندازه

به آن اندازه

به همان اندازه

به چه شكل

به چه شكلي

به چه صورت

به چه طريق

به بهترين شكل

به بهترين وجه

به كامل ترين صورت

به بدترين شكل

 

به قدري

به اندازه اي

به شكلي

به نحوي

 

 

به طوركلي

به طورنسبي

به طورضمني

به طورتجربي

به طوردقيق

به طوردقيقي

به طوررضايت بخشي

توضيحات«مي توان به جاي «طور»ازكلمات« شكل،صورت،نحو»هم استفاده كرد.

 

 

 

ازقضا

ازنو

درجا

درواقع

دراصل

تاحدودي

تاحدّي

تااندازه اي

تابه حال

تاكنون

براي هميشه

قيدهاي مختص نشانه دار

قيدهاي تنوين دار

قيدهاي دوتايي

قيدهايي كه تكرار را مي رسانند

قيدهايي كه به حالت اشاره دارند

احتمالأ

احيانأ

اتفاقأ

تصادفأ

حتمأ

مسلمأ

يقينأ

اصلأ

كلأ

جدأ

كاملأ

تقريبأ

نسبتأ

اشتباهأ

عمدأ

حقيقتأ

خصوصأ

ظاهرأ

فعلأ

بعدأ

نهايتأ

دائمأ

كتبأ

شفاهأ

حضورأ

 

كم كم

رفته رفته

تندتند

شمرده شمرده

جويده جويده

دُرسته دُرسته

گرم گرم

تازه تازه

خيره خيره

دانه دانه

مشت مشت

دسته دسته

گروه گروه

يكي يكي

 

 

دو به دو

دوش به دوش

خانه به خانه

روز به روز

خود به خود

 

تنهايِ تنها

فوريِ فوري

توضيحات:دربرخي از موارد بعضي ازاين قيدها به صورت صفت هم به كار مي روند.

مانند:شمرده شمرده

شانه به شانه

يك روزدرميان

دوسال درميان

سه ماه درميان

سالي دوماه

هفته اي يك روز

روزي دوبار

روزي سه هكتار

دوباردرروز

صدكيلومتردرساعت

سه كيلودرماه

اسم +بن مضارع+ان

خنده كنان

گريه كنان

ناله كنان

زوزه كشان

فريادكشان

تكبيرگويان

اشك ريزان

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

حروف اضافه

اجزای جمله

راه تشخيص جمله ها از نظر تعداد ونوع اجزا:

همانطوريكه مي دانيم در هر جمله يك هدف اصلي وجود دارد، كه علّت بيان جمله از طرف نويسنده مي باشد، براي مشخص كردن اجزاي اصلي جمله ابتدا بايد هدف اصلي نويسنده از بيان جمله را مشخص كنيم.

مثلأ :در جمله ي « ديروز صبح در پارك هنگام ورزش بعضي از دوستانم را ديدم » هدف اصلي نويسنده « ديدن بعضي از دوستان به وسيله ي خودش است» پس از آنكه هدف نويسنده را مشخص كرديم جمله را فقط براساس اجزايي كه درهدف اصلي آمده است بازنويسي مي كنيم.

من بعضي از دوستانم را ديدم.

كه اين جمله براساس اجزاي اصلي سه جزء دارد.

يا درجمله ي « درفصل بهار گلها ي رنگارنگ جلوه ي بي مانندي به شهر مي دادند.»

هدف اصلي نويسنده اين است:« جلوه ي بي مانند دادن به شهر به وسيله ي گل هاي رنگارنگ»

بازنويسي جمله براساس اجزايي كه درهدف اصلي آمده است: « گل هاي رنگارنگ جلوه ي بي مانندي  به شهر مي دهند.» كه جمله جهار جزء دارد.

بعداز آنكه تعداد اجزاي يك جمله را مشخص كرديم نوع اجزاي جمله را مشخص مي كنيم.

اجزاي اصلي جمله ها را به دودسته مي توان تقسيم كرد:

1)اجزايي كه نشانه ي خاصي همراه آنهاست كه عبارتنداز:

الف)نهاد: نشانه نهاد اين است كه درمفرد وجمع بودن وشمار با فعل مطابقت دارد.يعني براي مشخص كردن نهاد تغييري درشناسه ي فعل ايجاد مي كنيم همين كه جمله را خوانديم متوجه مي شويم كه نهاد نيز نياز به تغيير دارد.يا اينكه ضمير شخصي معادل شناسه ي فعل را مي نويسيم كه مرجع آن همان نهاد جمله است ودرصورتي كه مرجع راپيدانكرديم ضميررادراول جمله قرار مي دهيم وآن را مي خوانيم اگرمفهوم جمله درست بود نشان دهنده ي آن است كه نهاد جداي جمله محذوف است.

مثال: تصادف سال گذشته بهروز را ازرانندگي ترساند.   ترساندند ( پس تصادف سال گذشته نهاد جمله است.)

       تصادفات سال گذشته

يا:معلم تمام سوال هاي ما را پاسخ داد. شناسه ندارد كه ضمير معادل آن «او» يا «آن» است معلم مرجع ضمير او است پس معلم نهاد جمله است.

ب)فعل : كه نشانه هاي فعل عبارتنداز:

1)برانجام كاري يا نسبت دادن چيزي به كسي يا چيزي دلالت مي كند.

2)بريكي از زمانهاي گذشته ،حال يا آينده دلالت دارد.

 

3)برشخص مشخصي دلالت مي كند.

4) نشانه آن شناسه است.

5) تعيين كننده ي تعداد ونوع اجزاي جمله است.

ج) متمم : گروه اسمي يا اسمي كه بعد از يكي از حروف اضافه قرار مي گيرد(نگاه كنيدبه: جدول حروف اضافه)

نكته: ممكن است حرف اضافه قبل از متمم حذف شده باشد براي مشخص كردن اين مورد اگر گروه اسمي بدون نشانه اي جزءاجزاي اصلي جمله باشد درصورتي كه بتوانيم حرف اضافه اي قبل از آن بياوريم آن را متمم محسوب مي كنيم.

مثل: علي زمين خورد.     مي توانيم بگوييم :علي به زمين خورد.

د)مفعول : گروه اسمي اي است كه نشانه ي «را» بعداز آن مي آيد يا بتوان نشانه ي«را» بعداز آن آورد.

مانند : محمد غذا خورد.       محمد غذاراخورد.

2) اجزايي كه نشانه ي خاصي ندارندكه عبارتنداز:

الف) مسند:  1)معمولأصفتي است كه مفعول يا نهاد قبل از خود را توصيف مي كند.

                 2) گاهي مي توان از مسند ونهاد يا مفعول قبل از آن يك تركيب وصفي درست كرد.

مانند: وزرش باد هواي تهران را پاكيزه كرد.   مي توان گفت: هواي پاكيزه ي تهران

       تمام چراغ هاي خانه را روشن كردم.   مي توان گفت: چراغ هاي روشن خانه

      جيب هايم را از شكلات وآجيل پركرده ام.   مي توان گفت: جيبهاي پر

     علي پسر زرنگي است.  « پسرزرنگ بودن علي را توصيف مي كند.»

               3) درجمله هاي چهارجزئي بعداز مفعول يا متمم مي آيد.

              4) درجمله هاي سه جزئي فعل آن « است، بود، شد، گشت ، گرديد، ماندن، به نظر رسيدن» است درصورتي كه اين فعل ها فعل كمكي يا درمعاني زير نباشند:

است و بود :به معني « وجود داشتن وموجود بودن»

بود درمعني «قرار داشتن»  قلّه دردوقدمي ما بود.

شد : به معني « رفتن» « فرارسيدن»مثل: شب شد يعني شب فرارسيد.   « امكان داشتن » مثل: نمي شود اين مسئله را حل كرد. يعني امكان ندارد اين مسئله را حل كرد.  «اتفاق افتادن ،به عمل آمدن» مثل:جنگ شد. يعني جنگ اتفاق افتاد.

نكته: درمواردي فعل « شدن» در ساختارفعل مركب هم به كار مي رود. مانند:« انجام نشدن»

 

گشت وگرديد به معني « چرخيدن وجستجو كردن» مانند : اين اتاقك راخوب بگرد. يعني جستجوكن.

به نظررسيدن به معني « به ذهن خطور كردن»مانند مطلبي به نظرم رسيد. « گمان كردن،حدس زدن» به نظرم مي رسد كه او مي خواهد با من همراه شود.

ماندن« باقي ماندن» « اقامت كردن»« بودن ومانستن»

مثل: چقدربه پدرش مي ماند.      همين جا بمان.      ازآن همه پول همين مانده است.

ب) مفعول دوم:

اسم يا گروه اسمي كه بدون فاصله قبل از فعل گذرا به مفعول «رايي» يا فعل گذرا به مفعول ومتمم بيايد ونشانه ي خاصي همراه آن نباشد وويژگي هاي مسند هم برآن صادق نباشد مفعول دوم محسوب مي شود.

مثلأ:معلم تمام سوال هاي ما را پاسخ داد. « پاسخ» مفعول دوم است زيرا مانند مسند سوال ومعلم را توصيف نمي كند.وهمچنين فعل علاوه بر « سوال هاي ما» كه مفعول با نشانه است بر«پاسخ » نيز انجام شده است.

نکات دستور ی و زبان فارسی

گروه اسمی

هسته و وابسته:

هر گروه اسمی را می توان دست کم از یک اسم «به عنوان هسته» ویا از یک اسم یا چند وابسته ی پیشین یا پسین تشکیل گردد .

به نمونه های زیر توجه کنید:(در هردو مثال کتاب هسته گروه اسمی می باشد)

کتاب (گروه اسمی )              این کتاب (گروه اسمی)(این وابسته ی پیشین می باشد)

این(وابسته پیشین)کتاب خواندنی (وابسته پسین)

این (وابسته پیشین1) چند(وابسته پیشین2)  کتاب (هسته)خواندنی(وابسته پسین1) کم نظیر(وابسته پسین2)

تشخیص هسته:

زمانی که گروه اسمی ، وابسته می پذیرد برای تشخیص هسته کافی است که وابسته های پیشین و پسین ( یعنی همه ی صفت ها و مضاف الیه ها) را حذف کنیم

نکته مهم: در یک گروه اسمی ، هسته نقش اصلی جمله (فاعلی ، مفعولی،مسندی،...)را می پذیرد

 درس(هسته) اول (وابسته1) کتاب (وابسته2)  ،  مطالب (هسته) سودمند (وابسته1) زیادی(وابسته)داشت 2فاعل        صفت شمارشی    اسم                    مفعول              صفت بیانی           صفت بیانی     فعل

                       گروه اسمی 1                                                    گروه اسمی 2                    

نکته 2 : یک هسته ی گروه اسمی ،هرگز نقش اضافی ( مضاف الیه ) و وصفی(صفت) نمی پذیرد

نکته 3 : می توانیم به گروه اسمی ، همراه با تمام وابسته هایش ، نقش گروهی بدهیم                     مثال    درس اول  کتاب               مطالب  سودمندزیادی داشت                                      گروه فاعلی (گروه اسمی)                  گروه مفعولی (گروه اسمی)

 

وابسته های اسم

                               وابسته های پیشین: 1)صفت اشاره  2)صفت پرسشی 3)  صفت  مبهم  4) صفت تعجبی 5) صفت شمارشی  6) صفت عالی  7) شاخص

وابسته های اسم

                                  وابسته های پسین: 1)«ی» نکره   2)نشانه های جمع  3) صفت تفضیلی                                                                         .                                       4)صفت شمارشی«با پسوند –م»   5)مضاف الیه   6)صفت بیانی

 

وابسته های پسین اسم:

1)صفت اشاره: هرگاه واژه های «این»و «آن»و مشتقات آنها (همین،همان،چنین،چنان،این گونه، آن گونه،این همه،آن همه ،و....)همراه با اسم و جانشینان اسم ذکر شوند «صفت اشاره» اند. اما اگر بی همراهی اسم و جانشینان آن ذکر شوند «ضمیر اشاره» هستند 

مثال:      این     دوست   از       آن      دوست    بهتر  است     این      از      آن بهتراست صفت اشاره   اسم     صفت اشاره  اسم                              ضمیر اشاره       ضمیر اشاره

 

نکته: هرگاه بعد از واژه های اشاره شده مکث کوتاهی شود واژه ی مورد نظر «ضمیر اشاره» است

  مثال:   این   ،    مجید است             این  پسر   ،خیلی  باحااست                        .        ضمیر اشاره                                     صفت اشاره

2)صفت پرسشی: هرگاه واژه های «چه،کدام،چند،هیچ،چقدر  و....»همراه با اسم یا جانشینان اسم بیایند «صفت پرسشی»نامیده می شوند. اما اگر با اسم یا جانشینان آن همراه نباشد «ضمیر پرسشی» هستند

مثال:           کدام         دختر     دلت     را دزدید؟                                                 صفت پرسشی    اسم

3)صفت مبهم: هرگاه نشانه های مبهم «همه،هیج،هر،فلان،چند،بعضی،برخی،...» همراه اسم یا جانشینان اسم ذکر شوند، «صفت مبهم» اندو اگر بدون همراهی اسم و جانشینان اسم ذکر گردند «اسم مبهم» اند.

مثال:             همه       مردم    آمدند .                        همه     آمدند.                                                                                         .     صفت مبهم    اسم                                  اسم مبهم

نکته:هرگاه « چند، چندین ، هیچ» مفهوم پرسشی داشته باشند دیگر نشاته مبهم نیستند                   . مثال:           هیچ            عاقلی     را      می شناسی؟                                                  صفت پرسشی      اسم(مفعول)

4)صفت تعجبی: هرگاه واژه های «چه،وعجب» همراه اسم یا جانشینان اسم باشند«صفت تعجبی» هستند و اگر به تنهایی ذکر گردند «ضمیر تعجبی» اند

مثال:     عجب        بچه    نازی    بود                  عجب باحال بود                          صفت تعجبی   اسم                                                ضمیر تعجبی

5)صفت شماشی:

الف)صفت شمارشی اصلی: هر گاه اعداد یک تا بینهایت با اسم یا جانشینان اسم همراه گردند ، «صفت شمارشی» اصلی اند و اگر به تنهایی ذکر شوند «ضمیر شمارشی»اند  

مثال   :                                             یک           روز       پیشت می آیم                                           صفت شمارشی    اسم

ب) صفت شمارشی ترتیبی: صفتی است که با لفظ «-مین» یا «-م» همراه است . صفتی که با «_مین» همراه می شود  وابسته پیشین و صفتی که با « -م» همراه می شود وابسته پسین است.

مثال:            چهارمین       ماه      از آشنایی    ما    فرا رسید        ماه            چهارم    فرا رسید       صفت شمارشی ترتیبی  اسم                                      اسم   صفت شمارشی   

6)صفت عالی(برترین):  همه ی صفت هایی که وند «ترین»را به دنبال دارند «صفت عالی» هستند

مثال:          دیدن   تو   بزرگ ترین (صفت عالی)آرزوی من است

7)شاخص: عناوین و القابی را می گویند که پیش از اسم میایند . شاخص ها بی هیچ فاصله ای در کنار هسته قرار می گیرندو خود اسم یا صفت هستند و می توانند در جای دیگریهسته گروه اسمی باشند .

 مشهور ترین شاخص ها عبارتند از : آقا ، خانم،استاد، حاجی خواهر، برادر، عمو ،عمه ، خاله، تیمسار، سرلشکر، کدخدا، مهندس ، دکتر ، امام و......

مثال: حاج خانم    سمیرا    از مکه برایمان سوغاتی می آورد                      شاخص     هسته

     حاج خانم  از مکه برایمان سوغاتی می آورد                                                                                                                                                         .     هسته

نکته 1) :شاخص ها به تنهایی دارای هیچ نقش نحوی ( فاعلی ، مفعولی،مسندی،...) نیستند

نکته2) اگر عناوین و القاب با کسره ی اضافه (نقش نمای اضافه)همراه باشند، شاخص محسوب نمیشوند بلکه هسته ی گروه اسمی اند مثال:      پدر  مجید آمد                                                         .                               هسته

 

وابسته های پسین

 

1) «ی » نشانه ی نکره:     کتابی خریدم

 

2) نشانه های جمع:   دوستان  ،  کتابها

 

3)صفت شمارشی ترتیبی(همراه با پسوند –م):  کتاب چهارم 

 

4)صفت تفضیلی: دوست بهتر  

 

5)مضاف الیه : کتاب درس  ،  دفتر ریاضی

 

6)صفت بیانی:  کتاب سودمند ، دفتر بزرگ

صفت بیانی دارای انواعی است که به اشاره به آنها اشاره می کنم:

 

                        - بن مضارع + نده : خورنده ، بیننده، ….

 

  الف: فاعلی    - بن مضارع + « ا » : بینا، شنوا، دانا،….

 

                        - بن مضارع +«ان»: خندان، دوان، ….

 

 ب: مفعولی     بن ماضی+ه : خورده ، شکسته ، …

 


 ج:  لیاقت    مصدر + ی: خوردنی ، دیدنی ،….

 

 د:  نسبی   اسم + ی«نسبت»:زمینی، آسمانی، خاکی ، قائم شهری ،بروجردی ،….

گروه فعلی

 در قسمت قبل دیدید که مهمترین عضو گزاره گروه فعلی است که دست کم از یک فعل و شناسه درست می شود

 

 زمان افعال

فعل از نظر زمان به سه زمان  « ماضی ، مضارع و مستقبل » تقسیم می شود که هرکدام نیز انواعی دارند

 

انواع فعل ماضی :

فعل ماضی به صورت زیربه چند دسته تقسیم میشود:

 

1 ) ماضی ساده ( مطلق) : 

ساختار =  بن ماضی +  شناسه

   مثال = رفتم / رفتی/ رفت / رفتیم / رفتید / رفتند.

نکته: گاهی در قدیم برای زینت بخشیدن به فعل ماضی ساده پیشوند « ب» می افزودند

        بگفت ای هوادار مسکین من          برفت انگبین یار شیرینم

 

2 ) ماضی  استمراری:

ساختار =  پیشوند « می» + ماضی ساده

مثال =  میرفتم / میرفتی / می رفت /میرفتیم / میرفتید / میرفتند

نکته :  گاهی در قدیم به جای « می» از پشوند « همی» استفاده می کردند

  مثال  :  همی کشت  و  همی گفت  ای  دریغا       که باید کشتن و هشتن در این دشت

نکته : گاهی در دیم به جای  « می» در اول فعل ، از پسوند « ی » در اخر فعل استفاده  می شد

   مثال  :  کبوتران  به  طاعت  و مطاوعت  او  روزگار  گذاشتندی

 

3 ) ماضی نقلی :

ساختار =  صفت مفعولی  +   ام ، ای ، ( است) ، ایم ، اید ، اند

  ( صفت مفعولی = بن ماضی + ه     مانند : رفت + ه = رفته )

مثال : رفته ام / رفته ای / رفته است / رفته ایم / رفته اید / رفته اند

نکته : شکل کامل فعل ماضی نقلی ( فته استم / رفته استی و.... ) در قدیم گاهی مورد استفاده قرار میگرفت.

 مثل =   آن   شنیدستی ( شنیده ای ) که از عشق  نباید  ترسید

 

4 ) ماضی بعید :

ساختار = صفت مفعولی  + بودم / بودی / بود / .......

مثل : رفته بودم / رفته بودی / رفته بود /.........

 

5 ) ماضی التزامی :

ساختار = صفت مفعولی  + باشم / باشی / باشد / .....

 مثال  :  رفته باشم / رفته باشی / رفته باشد / .......

 

6 ) ماضی مستتر ( ملموس )

ساختار =  فعل های کمکی « داشتم / داشتی / داشت /....» + ماضی استمراری

مثال  : داشتم میرفتم / داشتی میرفتی / داشت می رفت / .......

 نکته : گاهی بین دو جزء کمکی و اصلی ماضی مستمر فاصله ایجاد می شود که نباید ما را به اشتباه بیندازد

مثال  : داشتم  کم کم  به  او  دل  می بستم   ( داشتم می بستم = ماضی مستمر)

 

 

 فعل مضارع و انواع آن :

فعل مضارع به سه قسمت عمده تقسیم میشود

1 ) فعل مضارع اخباری :

ساختار : پیشوند « می » + بن مضارع + شناسه

مثال : می روم / می روی / میرود/.......

نکته : گاهی در قدیم به جای پیشوند « می» از «همی» استفاده می شد

همی گویم و گفته ام بارها                   بود کیش من مهر دلدار ها

نکته :گاهی این فعل (چه در زمان حاضر چه در قدیم ) بدون علامت خاص به کار برده می شود.

بگفت آن جا به صنعت در چه کوشند ؟             بگفت اندوه خرند و جان فروشند.  (کوشند/ خرند / فروشند ، مضارع اخباری هستند)

این کار مشکلاتی را با خود همراه دارد  ( دارد = مضارع اخباری)

نکته : گاهی در گذسته به جای « می » ا ز« ب» در ابتدای فعل استفاده می شد

 

2) فعل مضارع التزامی :

ساختار: پیشوند « ب » + بن مضارع + شناسه

مثال :  ببینم / ببینی / ببیند / ..........

نکته : گاهی این فعل بدون پیشوند « ب » مورد استفاده قرار میکیرد

مثل : اگر دستم رسد  (برسد) بر چرخ گردون ........

نکته : گاهی به جای پیشود « ب» در اول فعل از « می» استفاده می شود و برای تشخیص این فعل از مضارع اخبایفقط باید به معنی آن توجه کرد

مثال  :      زاغ گفت: من باری جای نگه دارم و می نگرم (بنگرم) تا چه کنند

نکته: شکل ظاهری « سوم شخص مفرد ماضی استمراری » و « دوم شخص جمع مضارع اخباری » در برخی افعال شبه هم هستند و فقط باید در جمله تفاوت آنها را تشخیص داد

مثال : می خرید ( آن پسر هر روز کتاب می خرید «ماضی استمراری» )  و (شما همیشه کتاب می خرید « مضارع اخباری »)

این نکته برای افعال زیر نیز صدق میکند

دریدن / خریدن / لرزیدن / سنجیدن / لغزیدن / پریدن / ......

 نکته : دوم شخص جمع مضارع التزامی و دوم شخص جمع فعل امر از نظر ظاهر کاملا شبیه هم هستند

مثال :  شاید به قایم شهر بروید ( مضارع التزامی )       به قایم شهر بروید( امر)

 

3) مضارع مستمر ( ملموس ):

ساختار :  فعل های کمکی از مصدر « داشتن » ( دارم / داری / دارد / ....) + مضارع اخباری

مثال  : دارم می روم / داری می روی / دارد می رود /........

نکته : گاهی هم بین جزء کمکی و اصلی مضارع مستمر فاصله ایجاد می شود

مثال : دارم کم کم ه موفقیتشان امیدوار می شوم ( دارم می شوم= مضارع مستمر)

 

فعل مستقبل ( آینده) :

ساختار : بن مضارع فعل  کمکی « خواستن » (خواه) + شناسه + بن ماضی

مثال : خواهم رفت / خواهی رفت / خواهد رفت / ...............

 

فعل امر :برای ساختن فعل امر در شعر ونثر کهن ، علاوه بر شیوه معمولی امروز ( ب + بن مضارع ) از روش زیر نیز استفاده می شده است :

می کوش ( بکوش) به هر ورق که خوانی          تا معنی آن تمام دانی

اگر چه غنچه فرو بستگی است کار جهان             توهمچو باد بهاری گره گشا  می باش ( باش )

 

 

فعل نهی :

فعل امر در گذشته با تکواژ « م » منفی م شده :

هماوردت آمد مشو ( نشو ) باز جای

 

فعل دعایی

در نثر قدیم برای دعا فعل خاصی وجود داشته است :  بن مضارع + آ + شناسه

 مثال  : که رستم منم کم مماناد نام         نشیناد بر ماتمم پور سام

 

گذرا، ناگذر ، دووجهی

 

فعل ممکن است گذرا یا ناگذر باشد:

 

1)     ناگذر : نیازی به مفعول ، متمم یا مسند ندارد

 

 

2)     گذرا  :  فعل گذرا به 5 بخش تقسیم می شود:

 

الف) گذرا به مفعول :  در افعالی مثل « دیدن ، دانستن ، خوردن ، دواندن و .....»   مثل : مجید دوستش را دید

 

ب‌)   گذرا به متمم :  درافعالی مثل « چسبیدن (به) ، جنگیدن ( با)، رنجیدن(از) ، نازیدن(به)، ترسیدن (از) ، برخوردن (به) ، گنجیدن ( در) و........»             مثل : مجید به  عشقش می نازد

 

ت‌)   گذرا به مفعول و متمم : « بخشیدن ، فرستادن ، گفتن ، شنیدن ، خریدن ، فروختن، دادن، گرفتن ، کاستن، افزودن »  مثل :   من  نامه  (مفعول) را  به  دوستم (متمم) دادم

 

ث‌)   گذرا به مسند : « بودن ، شدن، و.....»  مثال :   مجید عاشق  (مسند)  شد

 

ج‌)    گذرا به مسند و مفعول : « کردن (نمودن ، ساختن ) گردانیدن و....»  مثال : باران هوا را سرد گردانید

 

افعال دووجهی :

افعالی هستند که هم نا کذر به کا ر می روند هم نا گذرا . برخی از مصادر این افعال عبارتند از « شکستن ، پختن ، ریختن ، گداختن ، بریدن ، گسستن و ......»

مثال : غذا پخت (فعل نا گذر)      مادر غذا را پخت ( فعل گذرا به مفعول)

 

نکته : برخی از افعال ناگذر را می توان با افزودن تکواژ « ان» گذرا ساخت . «ان » را تکواژ گذرا ساز است

این تکواژ به بن مضارع برخی از فعل های ناگذر اضافه شده و آنها را گذرا می کند

مثل: کبو تر پرید « فعل ناگذر»       کبوتر را پراند(پرانید) « فعل گذرا به مفعول»

 

نکته :  این تکواژ ( ان) به فعل های گذرا به متمم اضافه شده و آنها به فعل های گذرا به مفعول و متمم تبدیل میکند:

علی از شب ترسید (گذرا به متمم)        مجید علی را از شب ترسانید(گذرا به مفعول و متمم)

 

نکته: این تکواژ ( ان) به فعل های گذرا به مفعول اضافه شده و آنها به فعل های گذرا به مفعول و متمم تبدیل میکند:

علی لباس را پوشید ( گذرا به مفعول)    علی لباس را به کودک پوشانید (گذرا به مفعول و متمم)

 

 

ساختمان فعل :

فعل از نظر ساختمان به  سه نوع تقسیم می شود :

1)    فعل ساده : آن است که بن مضارع آن فقط یک جزء مستقل ( تکواژ) باشد . مثال : آمد ، نشست ، گرفت

 

2) فعل پیشوندی : اگر به اول فعل ساده ، تکواژ های (وند) « بر، در ، باز، فرو، وا ، و.....» افزوده شود فعل ساده به فعل پیشوندی تبدیل خواهد شد .  مثال : رفت ( ساده) + وند(وا ، در) = در رفت ، وارفت( پیشوندی)

مثال های دیگر:  ( در غلتیدن، فروغلتیدن/ بر آوردن، باز آوردن/ برگشتن ، باز گشتن/ و.......)

نکته: گاهی این پیشوند معنای تازه ای به فعل نمی دهد مثل « شمردن ، برشمردن» یا « افراشتن ، برافراشتن»

 

3 ) فعل مرکب :

هرگاه یک یا چند تکواژ مستقل را به اول فعل ساده یا پیشوندی بیفزاییم ، فعل مرکب ساخته میشود

مثال :     کرد ------- صرف نظر کرد

مثال های دیگر : روی دادن ، قرض گرفتن ، ایمان آوردن ، اعلام کردن ، فرود آمدن و ......

راه تشخیص فعل مرکب از ساده :

الف) گسترش پذیری : جزء آغازین فعل مرکب قابل گسترش نیست ؛ یعنی نمی توان به آخر آن« ی» نکره یا « نشانه جمع» یا « صفت » یا « تر»  اضافه کرد

ب) نقش پذیری : جزء آغازین فعل مرکب هرگز نقش نحوی ( مفعول ، مسند ، متمم، قید و ...) نمی پذیرد .

مثال  : من این موضوع را به هممه اعلام کردم  . ( تعلام کردم فعل مرکب)

الف) نمی توان گفت : اعلامی کردم ، اعلام ها کردم ، اعلام زیاد کردم، اعلام تر کردم، درواقع نمی توا آن را گسترش داد

ب) واژه ی اعلام هیچ نقش نحوی نگرفته است , یعنی نه مفعول است نه مسند نه متمم و.......

نکته: نوع دیگری از فعل های مرکب عبارت های کنایی هستند در این گونه فعل ها تمامی اچزا روی همه یک مفهوم فعلی واد را دارند  . مانند : او از خواسته هایش چشم پوشید ( کنایه از صرف نظر کردن )

نکته : ساختمان فعل را در جمله هایی که به کار می روند باید تشخیص داد . به مثال زیر توجه کنید :

مجید قایم شهر را دوست دارد    ( دوست دارد فعل مرکب است)

مجید در قایم شهر دوست دارد    (دارد فعل ساده است)

 

انواع جمله ساده :

 الف) جمله های دوجزئی( نهاد + فعل)

این جمله از نهاد و فعل تشکیل می شود . مثال : کودک(نهاد) خوابید(گزاره)

 

ب)جمله های سه جزئی و چهار جزئی :

در بخش فعل های گذرا در مورد این افعال توضیح داده شد و اینجا تنها نام میبریم:

 سه جزئی با مفعول ، سه جزئی بامتمم،  سه جزئی بامسند

چهار جزئی بامفعول و متمم، چهار جزئی بامفعول و مسند، چهار جزئی با متمم و مسند

 

جمله های استثنایی (بی فعل):

در این درس دو نوع جمله استثنایی می بینید . گزاره ی این دو جمله بدون فعل می آید, از این رو آنها را جمله های بی فعل می نامند

 

الف) جمله های دوجزئی بدون فعل : (نهاد + گزاره)

 مثال   :  عیدتان مبارک    یا    مرحمت شما زیاد     یا    دمت گرم   یا   شب خوش

 

ب) جمله های سه جزئی بی فعل:

زندگی یعنی عشق

کار یعنی خلاقیت

 در اینجا واژه ی « یعنی » کار فعل را انجام میدهد بنا بر این در این گونه  جمله ها واژه ی « یعنی» را معادل فعل «است» می باشد

 

انواع حذف :

 

1) حذف به قرینه ی لفظی :

از خانه بیرون آمدم او را دیدم.

در این عبارت نهاد ذکر نشده اما خواننده یا شنونده از روی شناسه « - م» در پایان فعل پی می برد که نهاد جمله « من » است . در این عبارت حذف به قرینه ی لفظی است.

 

2) حذف به قرینه ی معنوی :

این روز ها گوشش ------ خوب نمی شنود ( صدا ها را)

در این جمله مفعول به قرینه ی معنوی حذف شده است . وخواننده یا شنونده از مفهوم کلی جمله به قسمت حذف شده پی می برد در این جمله حذف به قرینه ی معنوی است.

 

3)    حذف به قرینه ی حضوری :

 سرد است (هوا)

گفته بودم کتاب را همراه بیاورید (به شما)

گاهی یک جمله در جمله های مرکب به قرینه حضوری حذف می شوند

رفته بودم که او را ببینم اما نتوانستم ( اورا ببینم)

 

معلوم و مجهول:

ساختار  :   صفت مفعولی + اشکال مختلف افعال کمکی « شدن» یا « گشتن» + شناسه

 فعل گذرا به مفعول را اگر معلوم باشد به نهاد نسبت می دهیم و اگر مجهول باشد به نهادی که قبلا مفعول بوده است نسبت می دهیم

علی   غذا را   خورد (فعل معلوم)

غذا  خورده شد  (فعل مجهول)

افعال مجهول امروزه با کمک فعل « شدن»در گذشته با فعل های دیگر نیز ساخته می شده است

الف ) با مصدر« آمدن» : گفته آمده است .

ب) با مصدر « گشتن» : ده تن بر دست سمک کشته گشتند .

واحد های زبان به ترتیب از کوچک به بزرگ عبارتند از : «  واج ، تکواژ ،واژه، گروه، جمله، جمله ی مستقل »
 
جمله مستقل:
 بزرگترین واحد زبانی است که از واحد های کوچکتر ساخته شده است
جمله مستقل 2 نوع است  :
1) جمله مستقل ساده که دارای یک فعل است  :  « تنها آرزوی من دیدن او بود»
2)جمله مستقل مرکب جمه ای است که دست کم یک وابسته دارد: « تنها آرزوی من دیدن کسی بود که عاشقش شده بودم»
 
پیوند وابسته ساز: که ، تا، چون، اگر ، زیرا ، برای اینکه ، به طوری که ، یرا که، هنگامی که و ............
نکته: اگر پیوند های « اما، ولی، و یا» بین دو جمله بیایند جمله مرکب ساخته نمی شود چون این پیوند ها هم پایه ساز هسنتند
 
جمله چیست؟
جمله سخنی است که بتوان آن را به 2بخش نهاد و گزاره تقسیم کرد .
پس از جمله مستقل بزرگترین واحد زبان جمله است
یاد آوری : میدانیم که نهاد نیز 2 گونه دارد : نهاد جدا  و  نهاد پیوسته (که همان شناسه است)
نکته : کلیه ی فعل های ماضی نه جز ماضی التزامی در سوم شخص مفرد شناسه ندارد و نمود آواییندارد اما در شمارش تکواژ هایک تکواژ  به حساب میاید مانند «عاشق شد 3تکواژ و 2 واژه »
 
جمله از چه واحد هایی تشکیل میشود؟
 
جمله از یک یا چند گروه ساخته می شود
سه گروه  «  فعلی ، اسمی، قیدی » جمله را می سازند از میان این گروه ها گروه قیدی را میتوان حذف کرد زیرا فعل نیازی به آنها ندارد
 
گروه چیست؟
پس از جمله « گروه» بزرگترین واحد زبان است که از یک یا چند واژه ساخته می شود و در ساختان جمله به کار میرود    مثل :مجید – لباس مجید—  دکمه ی لباس مجید
هر گروه از یک هسته تشکیل می شودو می تواند تعدادی وابسته داشته باشد
هسته ی گروه اسمی ، اسم  و هسته ی گروه فعلی ، بن فعل  و هسته گروه قیدی قید یا اسم است
 
واژه چیست؟
واژه یکی از واحد های زبان است که از یک یاچند تکواژ ساخته می شود و در ساختمان واحد بزرگتر یعنی گروه  به کار میرود
مثل: از ، در ، که ،نقش نمای اضافه ، نقش نمای مفعولی و.......... نیز واژه اند
واژه ممکن است یک تکواژ (جزء ) باشد   مثل: « من ، عشق »  یابیش از یک تکواژ باشد مثل  « مهر بان،  دانش آموز ان »
 
تکواژ چیست؟
تکواژ یکی از واحد های زبان است که از یک یا چند واج ساخته می شود .
تکواژ خود بر دو نوع است :
1)  تکواژ آزاد : معتا و کاربرد مستقل دارد – مثل : گوسفند ، خر  ......
2) تکواژ وابسته:تکواژ گاهی نیز معنای کاربردی مستقلی ندارد و در ساختمان واژه های دیگر به کار میرود ک آن را تکواژ وابسته می نامند   مثل : « بان ، گار ، مند» در واژه های « مهربان ، پرهیزگار، هنرمند»
نکته : کلیه ی « وند» ها (پیشوند ، پسوند ، میانوند ) تکواژ وابسته هستند 
 
 
واج چیست؟
واج کوچکترین واحد صوتی زبان است که معنا ندارد اما تفاوت در معنا ایجاد می کند . واج اگر چه فاقد معنا است ، در واحد  بزرگتر یعنی تکواژ به کار می رود
 
حالا جمله زیر را بررسی می کنیم
 
                      عاشقی دردی بود که به خاطر آن مهربان شد
 
تکواژ  :      عاشق  ی    درد   ی    بود  #   که    به    خاطر ---   آن    مهر   بان   شد  #      15  تکواژ
واژه    :       عاشقی    دردی    بود  که   به  خاطر ---   آن    مهربان   شد    10 واژه
گروه   :      عاشقی دردی بود       به خاطر آن مهربان شد
جمله    :      عاشقی دردی بود     به خاطر آن مهربان شد                              2جمله
جمله ی مستقل:    عاشقی دردی بود که به خاطر آن مهربان شد
 
 
اجزای جمله 
گروه های سازنده ی جمله به 2 صورت در پی هم قرار میگیرند :
الف) شیوه ی عادی :کاربرد این شیوه در نوشته های « خبری ، اداری ، آموزشی» به روش زیر معمول است:
نهاد همه ی جمله ها در ابتدای جمله می اید.
فعل همه جمله ها درپایان جمله می آید.
ترتیب سایر جمله ها نیز به این صورت است :
1) نهاد + مفعول +  فعل 
 مجید  او  را دوست دارد
2) نهاد + مسند +  فعل
 من  خوشحال  بودم
3) نهاد + متمم + فعل
من  با  او  دوست شدم
4) نها + مفعول + متمم + فعل
مادر بچه را از عشق ترساند
5) نهاد + مفعول + مسند + فعل
    او فرزندش  را  مجید   نامید
    توجه :     گروه های قیدی در جمله جای خاصی ندارند  بلکه بر حسب موقعیت یا ضرورت یا تاکید و برجسته نمایی پیش یا پس از نهاد می آیند
 
 ب) شیوه ی بلاغی : 
در این شیوه اجزای کلام بر حسب تشخیس نویسنده و برای تاثیر بیشر سخن جابه جا می شوند  بدیهی است که این جابه جایی ، با مجوز های دستوری انجام می پذیردو تشخیص نقش آنها به 2 طریق صورت میگیرد:
1) به کمک نقش نما:
اجزای جمله می توانند با نقش نمای خود جابه جا شوند:
با دوست از هر دری سخن گفتیم
از هر دری با دوست سخن گفتیم
2) از طریق معنا :
به دو جمله زیر توجه کنید:
الف) زیبا ترین چیز نگاه پر از عشق تو بود
ب)  نگاه پر از عشق تو زیبا ترین چیز بود
از نظر معنا بین این این دو جمله هیج تفاوتی وجود ندارد اما فضای عاطفی هر یک از آنها ، در موقعیت مناسب ، باعث برگزیدن یکی از آن دو می شود

میدانیم که ابلاق و انتقال پیام از ذهنی به ذهن دیگر ، توسط زبان صورت میگیرد . کوچکترین واحد زبان « واج» وبزرگتزرین واحد آن « جمله »است

واج ها با هم ترکیب شده واز ترکیب آنها«  تکواژ » و«  واژه »  ساخته می شود.

قاعده ی واجی

واج هایی  که واجگاه  مشترک یا نزدیک به هم دارند، معمولا نمی توانند بی فاصله در کنار هم قرار بگیرند  این قاعده را « قاعده ی واجی » می گویند مانند:   پژش، سچد، ژزف

قواعد همنشینی

قواعدی ک به ما کمک میکنند تا بتوانیم از ترکیب تکواژها یا واژه های  نامناسب ،گروه های اسمی ، قیدی و فعلی مناسبی تولید کنیم به « قواعد همنشینی » معروفند

هیچ زبانی از کلیه ی امکانات همنشینی واژه ها و تکواژ هایش استفاده نمی کند و ترکیب های بالقوه ای امروزه کاربرد ندارد ، جزو« ذخیره های زبان »

 هستند

قواعد معنایی

قواعدی جمله را از نظر معنایی بررسی میکند و در صورتی اجازه ی تولید میدهد که از دیدگاه معنایی نیز درست باشد« قواعد معنایی » می گویند

مانند  :

 « به عشق مجید را تو وبلاگ این ساخت »  که بر خلاف قواعد معنایی است اماجمله ی « مجید به عشق تو این وبلاگ را ساخت » از هر جهت کاملا درست استقواعد کاربردی

گر کسی از ما بپرسد « چرا عاشق شدی » وما درپاسخ بگوییم : « چه باد خوبی می آید » آیا چنین کاربردی درست است؟ (البته این جواب رو میشه به آدمی فزول داد)

این جواب درست نیستزیرا براساس   شم  زبانی میدانیم که به کار بردن این جمله های دستور مند ؛ در چنین موقعیتی همان اندازه نادرست است.

قواعدی که به ما کمک میکنند که هر جمله را در جایگاه خودش به کار ببریم  « قواعد همنشینی » نامیده میشوند

قواعد نحوی:

گروه ها نیز پس از انکه بر حسب قواعد همنشینی تولید می شوند ، بر اساس « قواعد نحوی» در کنار هم قرار میگیرند تا جمل بسازند

مثلا  جمله ی   « مجید عشق خود را در خواب دید » کاملا درست است اما جمله ی « مجید عشق مجید را در خواب دید » یا « خود عشق خود را در خواب دید » کاملا غلط است . زیرا در زبان فارسی نمی توان 2ضمیر یکسان و هم مرجع را با دو نقش متفاوت در یک جمله قرارداد

ادامه نوشته

مکتب واسوخت

مکتب واسوخت

واسوخت: بيزاري و اعراض و روگرداني از معشوق. (آنندراج ) (از ناظم الاطباء

  واسوخت در اصطلاح ادبیات سنتی کشورمان به معنی وا پس زدن و کنار گذاشتن معشوق در نتیجه ی کم توجهی معشوق به عاشق است .بدین ترتیب که وقتی عاشق مدح و خواهش از معشوق را بی فایده و بی تاثیر می یابد و از این راه به جایی نمی رسد ناچار دست به عصیان و سرکشی میزند و معشوق خود را که یک عمر در آرزوی وصال او بوده پس میزند ذم می کند و از او دوری می جوید.سعدی ،خاقانی و وحشی بافقی دهخدا، شهریار،میرزاده ی عشقی و ...  شعر هایی با مضامین این چنینی دارند واسوخت شاخه‌ای از سبک قدیمی وقوع‌گویی است. سبک وقوع‌گویی که در اوایل سدهٔ دهم هجری در شعر پارسی پدید آمد ﺑﺮﺯخی بین ﺷﻌﺮ ﺩﻭﺭه تیموری و سبک هندی بود و در این سبک شاعر آشکار و بی‌پرده زبان حال خود را واگویه می‌کرد. واسوخت شاخه‌ای از وقوع‌گویی است که دوری جستن و روی‌گردانی دلداده از دلبر را مد نظر دارد.

 

نمونه هایی از شعر وا سوخت از سعدی وحافظ

یار با ما بی‌ وفایی‌ می‌کند              بی‌ گناه‌ از من‌ جدایی‌ می‌کند
شمع‌ جانم‌ را بکشت‌ آن‌ بیوفا          جای‌ دیگر روشنایی‌ می‌کند
جوفروشد آن‌ نگار سنگدل‌               با من‌ او گندم‌ نمائی‌ می‌کند
یار من‌ او باش‌ و قلّاشست‌ و رند        بر من‌ او خود پارسایی‌ می‌کند
ای‌ مسلمانان‌ بفریادم‌ رسید           کان‌ فلانی‌ بیوفایی‌ می‌کند

آنکه‌ هلاک‌ من‌ همی‌ خواهد و من‌ سلامتش            ‌هر چه‌ کند زشاهدی‌ کس‌ نکند ملامتش‌
میوه‌ نمی‌دهد بکس‌ باغ‌ تفرجست‌ و بس‌                 جز بنظر نمی‌رسدسیب‌ درخت‌ قامتش‌
داروی‌ دل‌ نمی‌کنم‌. کانکه‌ مریض‌ عشق‌ شد                 هیچ‌ دوا نیاورد باز باستقامتش‌
هر که‌ فدا نمی‌کند دینی‌ و دین‌ و مال‌ و سر                 گو غم‌ نیکوان‌ مخور، تا نخوری‌ ندامتش‌
جنگ‌ نمی‌کنم‌ اگر دست‌ بتیغ‌ می‌برد                     بلکه‌ بخون‌ مطالبت‌ هم‌ نکنم‌ قیامتش‌
کاش‌ که‌ در قیامتش‌ بار دگر بدیدمی                          ‌کانچه‌ گناه‌ او بود من‌ بکشم‌ غرامتش‌
هر که‌ هوا گرفت‌ و رفت‌ از پی‌ آرزوی‌ دل                   ‌گوش‌ مدار سعدیا برخبر سلامتش‌
سعدی 

دل‌ من‌ در هوای‌ روی‌ فرّخ‌بود               آشفته‌ همچون‌ موی‌ فرّخ‌…
شود چون‌ بید لرزان‌ سرو آزاد               اگر بیند قد دلجوی‌ فرّخ‌
بده‌ ساقی‌ شراب‌ ارغوانی                 ‌بیاد نرگس‌ جادوی‌ فرّخ‌
دو تا شد قامتم‌ همچون‌ کمانی          ‌زغم‌ پیوسته‌ چون‌ ابروی‌ فرّخ‌…
اگر میل‌ دل‌ هر کس‌ بجائی‌ است‌         بود میل‌ دل‌ من‌ سوی‌ فرّخ‌
غلام‌ همّت‌ آنم‌ که‌ باشد                 چون‌ حافظ‌ بنده‌ و هندوی‌ فرّخ‌